آمریکا برای حمله دوباره به ایران آماده شد؟ تغییر موضع ناگهانی ترامپ و سناریوی جنگ تمامعیار در خاورمیانه
تحولات نظامی خاورمیانه در روزهای اخیر وارد مرحله حساستری شده است. بر اساس گزارشی که الجزیره روز یکشنبه ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر کرد، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، موسوم به سنتکام، گزینههایی برای ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران آماده کرده است.
این گزارش به نقل از رسانه آمریکایی هیل اعلام کرد برنامهریزان نظامی چند گزینه عملیاتی را برای پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، تهیه کردهاند تا در صورت دریافت مجوز کاخ سفید امکان اجرای آنها وجود داشته باشد.
پیشتر، اکسیوس نیز در هفتم اکتبر گزارش داده بود که پنتاگون از سنتکام خواسته آمادگی لازم برای ازسرگیری عملیات رزمی گسترده را تکمیل کند.
بر اساس این گزارشها، زیرساختهای انرژی، مراکز هستهای و تأسیسات نظامی ایران از جمله اهداف احتمالی عملیات جدید معرفی شدهاند.
با وجود این، یک تفاوت اساسی وجود دارد: آمادهسازی طرح حمله به معنای صدور فرمان اجرای عملیات نیست. ارتش آمریکا ممکن است چندین گزینه نظامی را بررسی کند، اما تصمیم نهایی درباره اجرای آنها همچنان در اختیار رئیسجمهور است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم واشنگتن و تلآویو، طبق گزارشهای منتشرشده در ۲۲ اکتبر، درباره عملیاتی کوتاه اما سنگین پس از انتخابات میاندورهای آمریکا گفتوگو کردهاند.
ترامپ از احتمال حمله فوری گفت، اما امروز عقب نشست
مهمترین تحول امروز به تغییر لحن دونالد ترامپ مربوط میشود.
رئیسجمهور آمریکا روز شنبه ۲۴ اکتبر در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره احتمال حمله به ایران، اجرای عملیات در روز بعد را رد نکرد و همزمان احتمال دستیابی به توافقی بزرگ با تهران را مطرح کرد.
اما روز یکشنبه ۲۵ اکتبر، هنگامی که خبرنگاران بار دیگر درباره حمله احتمالی پرسیدند، ترامپ اعلام کرد که در همین روز حملهای انجام نخواهد شد. این اظهارات هنگام خروج او از کاخ سفید برای سفر به میشیگان مطرح شد.
این تغییر موضع به معنای منتفی شدن کامل گزینه نظامی نیست. ترامپ پیشتر نیز تأکید کرده بود که ممکن است عملیات دیگری مشابه «خشم حماسی» انجام دهد؛ نامی که آمریکا برای عملیات نظامی آغازشده در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ علیه ایران به کار برده است.
از منظر سیاسی، مطرح کردن همزمان تهدید نظامی و پیشنهاد توافق میتواند بخشی از راهبرد فشار در مذاکرات باشد. با این حال، چنین رویکردی خطر سوءبرداشت طرف مقابل و افزایش احتمال برخورد نظامی ناخواسته را نیز به همراه دارد.
پاسخ ایران به تهدیدهای آمریکا؛ هشدار درباره گسترش میدان جنگ
در سوی دیگر، مقامهای ایرانی هشدار دادهاند که ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل میتواند با پاسخی گستردهتر از مراحل قبلی درگیری روبهرو شود.
حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، روز ۲۱ اکتبر از تغییر رویکرد نظامی ایران سخن گفت و اعلام کرد پاسخ به حمله احتمالی ممکن است شامل اقدامات تهاجمی نیز باشد.
این موضعگیری از نظر راهبردی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد تهران تلاش میکند هزینه احتمالی حمله جدید را برای واشنگتن و متحدان منطقهای آن افزایش دهد.
در همین حال، ارتش ایران امروز یکشنبه اعلام کرد یک پهپاد آمریکایی از نوع لوکاس را بر فراز بندرعباس سرنگون کرده است. رویترز این خبر را به نقل از خبرگزاری تسنیم منتشر کرد، اما تأیید مستقلی از جزئیات حادثه ارائه نشده است.
مجموعه این تحولات نشان میدهد خطر درگیری مستقیم همچنان وجود دارد؛ حتی اگر هیچیک از طرفین در مقطع کنونی تصمیم قطعی برای آغاز عملیات گسترده نگرفته باشند.
تنگه هرمز در مرکز بحران؛ آیا جنگ به اقتصاد جهانی کشیده میشود؟
یکی از خطرناکترین ابعاد احتمالی تشدید جنگ ایران و آمریکا، گسترش حملات به مسیرهای انتقال انرژی و ارتباطات منطقهای است.
رویترز روز ۲۳ اکتبر به نقل از دو مقام امنیتی ایرانی گزارش داد که تهران در صورت آغاز مجدد حملات، گزینه هدف قرار دادن کابلهای ارتباطی زیردریایی خلیج فارس را بررسی کرده است.
این ادعا هنوز به معنای اجرای چنین عملیاتی نیست، اما نشان میدهد دامنه تهدیدهای متقابل میتواند فراتر از اهداف نظامی سنتی گسترش پیدا کند.
همزمان، تنگه هرمز با افزایش حوادث امنیتی روبهرو شده است. طبق بررسی رویترز، در ماه اکتبر ۲۸ حمله ثبتشده یا گزارششده علیه کشتیها شناسایی شده و شمار حوادث ثبتشده در منطقه گستردهتر خاورمیانه از آغاز جنگ به حدود ۱۲۰ مورد رسیده است. بنابراین، عدد ۱۲۰ را نباید صرفاً به حملات ماه اکتبر نسبت داد.
گسترش ناامنی در این مسیر میتواند هزینه بیمه کشتیها، حمل نفت و انتقال کالا را افزایش دهد. اگر اختلالها ادامه پیدا کنند، فشار ناشی از گرانی انرژی ممکن است به اقتصادهای واردکننده نفت نیز منتقل شود.
چنین شرایطی برای ترامپ اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا افزایش قیمت سوخت در آمریکا میتواند بر افکار عمومی و فضای انتخاباتی این کشور اثر بگذارد.
اعزام ناو هواپیمابر جدید؛ آمریکا برای جنگ طولانی آماده میشود؟
همزمان با انتشار گزارشهای مربوط به حمله احتمالی، تحرکات نظامی آمریکا در خاورمیانه نیز افزایش یافته است.
بر اساس گزارش واشنگتنپست و الجزیره، پنتاگون برای افزایش حضور دریایی خود در منطقه برنامهریزی کرده و ناو هواپیمابر تئودور روزولت از جمله شناورهایی است که در طرح تقویت نیروها مطرح شده است.
همچنین گزارشهایی درباره اعزام هزاران نیروی اضافی و تقویت یگانهای تفنگداران دریایی تا پایان نوامبر منتشر شده است.
با این حال، افزایش حضور نظامی لزوماً به معنای تصمیم برای جنگ نیست. چنین استقرارهایی میتوانند اهدافی مانند بازدارندگی، حفاظت از نیروهای مستقر، جایگزینی یگانها یا فراهم کردن گزینههای عملیاتی داشته باشند.
از منظر تحلیل نظامی، تفاوت مهمی میان افزایش ظرفیت اجرای عملیات و تصمیم سیاسی برای آغاز آن وجود دارد.
انتخابات آمریکا و اسرائیل؛ چرا سوم نوامبر اهمیت دارد؟
زمانبندی احتمالی حمله جدید، ارتباط مستقیمی با تحولات سیاسی واشنگتن و تلآویو پیدا کرده است.
انتخابات میاندورهای آمریکا روز سوم نوامبر برگزار میشود و دولت ترامپ با نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ و افزایش قیمت انرژی روبهروست.
در اسرائیل نیز انتخابات ۲۷ اکتبر میتواند بر تصمیمهای امنیتی دولت آینده تأثیر بگذارد.
گزارشهای نیویورکتایمز و ایبیسینیوز نشان میدهند برخی مقامهای آمریکایی و اسرائیلی، دوره پس از انتخابات را برای عملیات احتمالی مناسبتر ارزیابی کردهاند. با این وجود، کاخ سفید تاکنون اجرای چنین عملیاتی را تأیید نکرده است.
از نظر سیاسی، ترامپ با یک محاسبه دشوار مواجه است: حمله جدید ممکن است با هدف افزایش فشار بر تهران انجام شود، اما در صورت واکنش گسترده ایران و جهش قیمت انرژی، هزینههای سیاسی و اقتصادی بیشتری برای واشنگتن ایجاد خواهد کرد.
آیا مذاکرات ایران و آمریکا به پایان رسیده است؟
با وجود تهدیدهای نظامی، مسیر دیپلماسی همچنان بهطور کامل بسته نشده است.
مسعود پزشکیان روز شنبه ۲۴ اکتبر، آمریکا را مسئول ناکامی مذاکرات قبلی معرفی کرد، اما تأکید داشت تلاش برای دستیابی به توافق باید ادامه پیدا کند.
امروز نیز اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرد تبادل پیام میان تهران و واشنگتن از طریق واسطهها همچنان جریان دارد. با این حال، او از ادامه اختلافها بر سر خواستههای آمریکا سخن گفت.
این وضعیت نشان میدهد دو طرف همزمان دو مسیر فشار و مذاکره را دنبال میکنند.
در چنین شرایطی، احتمال دستیابی به توافق به میزان انعطاف طرفین در موضوعات اصلی، بهویژه اختلافات هستهای و ترتیبات امنیتی منطقه، بستگی خواهد داشت.
نکته تعیینکننده این است که ادامه تبادل پیام الزاماً به معنای نزدیک بودن توافق نیست؛ همانطور که افزایش تهدیدهای نظامی نیز بهتنهایی آغاز قطعی جنگ را ثابت نمیکند.
سه سناریوی احتمالی؛ جنگ تمامعیار ایران و آمریکا چقدر جدی است؟
بررسی تحولات اخیر سه سناریوی اصلی را پیش روی منطقه قرار میدهد.
در سناریوی نخست، واشنگتن با حفظ تهدیدهای نظامی تلاش میکند فشار بر تهران را افزایش دهد، اما از اجرای عملیات گسترده خودداری میکند. این وضعیت میتواند همراه با ادامه مذاکرات غیرمستقیم و تنشهای محدود باشد.
در سناریوی دوم، آمریکا و اسرائیل حملاتی محدود یا متمرکز علیه اهداف مشخص انجام میدهند. در چنین شرایطی، نوع واکنش ایران تعیین خواهد کرد که درگیری مهار میشود یا به مرحله گستردهتری میرسد.
سناریوی سوم، تبدیل حملات محدود به جنگی فراگیر است؛ وضعیتی که ممکن است با هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی، افزایش درگیری در آبهای منطقه و ورود کشورهای دیگر همراه شود.
جولی نورمن، پژوهشگر چتمهاوس، در گفتوگو با الجزیره نسبت به خطر محاسبه اشتباه طرفین هشدار داده است. به اعتقاد او، نمایش آمادگی نظامی از سوی دو طرف میتواند در صورت بروز اشتباه در ارزیابی نیت طرف مقابل، به تشدید سریع بحران منجر شود.
با این حال، اطلاعات عمومی موجود برای تعیین احتمال عددی هر سناریو کافی نیست و نمیتوان وقوع جنگ تمامعیار را نتیجه قطعی تحولات کنونی دانست.
آینده تنش ایران و آمریکا؛ منطقه در آستانه کدام تصمیم قرار دارد؟
تحولات سوم آبان ۱۴۰۵ نشان میدهد تنش میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای حساس شده است. گزارشهای مربوط به طرحهای نظامی سنتکام، افزایش حضور نیروهای آمریکایی و هشدارهای متقابل، خطر ازسرگیری درگیریها را جدیتر کردهاند.
در مقابل، تصمیم ترامپ برای رد حمله در روز یکشنبه و ادامه تبادل پیامهای دیپلماتیک نشان میدهد هنوز امکان جلوگیری از تشدید بحران وجود دارد.
مهمترین واقعیت این است که آمادهسازی نظامی آمریکا تأیید شده، اما صدور فرمان قطعی برای حمله جدید به ایران تأیید نشده است.
از این منظر، روزهای منتهی به انتخابات سوم نوامبر آمریکا میتوانند برای تعیین مسیر بعدی بحران اهمیت ویژهای داشته باشند.
اگر فشارهای نظامی به توافقی دیپلماتیک منجر نشوند و یکی از طرفین دست به اقدام تازهای بزند، احتمال گسترش درگیری افزایش خواهد یافت. اما اگر کانالهای مذاکره فعال باقی بمانند، هنوز فرصت جلوگیری از ورود خاورمیانه به مرحلهای پرهزینهتر از جنگ وجود دارد.