بحران تاکتیکی پرسپولیس پس از شکست مقابل فجرسپاسی؛ ۷ سؤال جدی از مهدی تارتار | چرا سرخها راهی برای گلزنی ندارند؟
تیم فوتبال پرسپولیس روز جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ در ورزشگاه شهدای شهرقدس، مقابل فجر سپاسی شیراز با نتیجه ۲ بر یک شکست خورد؛ نتیجهای که باعث افزایش انتقادها از عملکرد مهدی تارتار و بازیکنان سرخپوش شد.
در این مسابقه، احسان پهلوان در دقیقه ۱۴ و ابوالفضل موردی در دقیقه ۵۹ برای فجرسپاسی گلزنی کردند. تکگل پرسپولیس نیز در دقیقه ۶۹ با گل به خودی مسعود ریگی به ثبت رسید.
پرسپولیس در بخشهایی از مسابقه برای جبران نتیجه تلاش کرد، اما نتوانست برتری لازم را در مناطق هجومی ایجاد کند. در سوی مقابل، فجرسپاسی با مدیریت فضاهای مرکزی و محدود کردن مسیرهای حمله، حریف را به استفاده بیشتر از ارسالهای کناری و بازی مستقیم سوق داد.
مهدی رجبزاده، سرمربی فجرسپاسی، پس از پایان مسابقه نیز عملکرد دفاعی و تاکتیکی تیمش را عامل محدود شدن فرصتهای پرسپولیس دانست.
این مسابقه از دید تحلیل فنی، نمونهای از تقابل تیمی بود که به دنبال مالکیت و پیشروی توپ است، با حریفی که تلاش میکند مسیرهای مؤثر حمله را مسدود کند.
چرا تاکتیک مهدی تارتار مقابل فجرسپاسی جواب نداد؟
یکی از مهمترین مشکلات پرسپولیس، دشواری انتقال توپ از خط دفاع به مناطق خطرناک زمین بود.
زمانی که حریف فضاهای مرکزی را میبندد، تیم صاحب توپ برای عبور از ساختار دفاعی باید از جابهجایی بازیکنان، پاسهای سریع و حرکت بدون توپ استفاده کند.
اما پرسپولیس در دیدار برابر فجرسپاسی نتوانست به شکل مستمر از چنین روشهایی بهره ببرد.
در گزارش تحلیلی خبرگزاری تسنیم در ۱۶ آبان نیز به نبود راهکار جایگزین مؤثر و مشکلات ساختاری سرخپوشان در زمان مالکیت اشاره شده است.
نکته مهم این است که برخورداری از بازیکنان تکنیکی، بهتنهایی تضمینکننده خلق موقعیت نیست. زمانی که فاصله خطوط زیاد باشد یا ارتباط میان هافبکها و مهاجمان شکل نگیرد، حتی بازیکنان باکیفیت نیز ممکن است از جریان مسابقه خارج شوند.
در چنین شرایطی، مسئولیت کادر فنی فقط انتخاب ترکیب نیست؛ بلکه طراحی الگوهایی است که بتواند با تغییر آرایش دفاعی حریف سازگار شود.
ترکیب اولیه پرسپولیس؛ چرا خط میانی قدرت بازیسازی نداشت؟
یکی از نخستین پرسشهای فنی درباره تصمیمهای مهدی تارتار، به انتخاب بازیکنان مرکز زمین مربوط میشود.
استفاده همزمان از هافبکهایی با ویژگیهای عمدتاً دفاعی میتواند برای کنترل ضدحملات مفید باشد، اما زمانی که حریف با آرایش فشرده از فضاهای مرکزی محافظت میکند، تیم صاحب توپ به بازیکنانی نیاز دارد که بتوانند ارتباط میان خطوط را برقرار کنند.
در دیدار با فجرسپاسی، این ارتباط به شکل مطلوب برقرار نشد. در نتیجه، مهاجمان پرسپولیس در بسیاری از حملات ناچار بودند برای دریافت توپ از محوطه جریمه فاصله بگیرند یا منتظر ارسالهای بلند بمانند.
غیبت محمد خدابندهلو نیز در این میان اهمیت داشت؛ بازیکنی که میتواند با حرکت میان دو محوطه جریمه، به انتقال توپ و افزایش تحرک خط میانی کمک کند.
با این حال، تیمی که برای بازیسازی به حضور یک بازیکن وابسته باشد، هنگام مصدومیت یا محرومیت او با مشکل مواجه میشود. بنابراین، تارتار باید برای حفظ کیفیت میانه میدان بدون حضور بازیکنان اصلی نیز راهکار مشخصی داشته باشد.
اشتباهات خط دفاع پرسپولیس؛ مشکل فردی یا ضعف سازمان تیمی؟
عملکرد دانیال ایری و محمدمهدی زارع در این مسابقه نیز از محورهای انتقاد بوده است.
در گل نخست فجرسپاسی، احسان پهلوان از فضای مقابل خط دفاع بهره برد و با عبور از مدافع پرسپولیس، دروازه پیام نیازمند را باز کرد.
اما محدود کردن مشکلات دفاعی به اشتباهات فردی دو مدافع جوان، تحلیل کاملی از مسابقه ارائه نمیدهد.
وقتی هافبکها نتوانند فشار مناسبی بر بازیکن صاحب توپ وارد کنند، مدافعان مرکزی ناچار میشوند در موقعیتهای دشوارتری تصمیم بگیرند.
همچنین فاصله زیاد میان خطوط میتواند زمینه حرکت آزادانه مهاجمان حریف و ایجاد موقعیت از فضای پشت مدافعان را فراهم کند.
بنابراین، بررسی اشتباهات دفاعی باید با تحلیل ساختار تیمی، پوشش هافبکها و نحوه واکنش پرسپولیس پس از از دست دادن توپ همراه باشد.
بیفوما، ارونوف و محمد عمری؛ چرا ستارههای هجومی پرسپولیس کماثر شدهاند؟
پرسپولیس از بازیکنانی برخوردار است که توانایی عبور از مدافع مستقیم، حمل توپ و ایجاد موقعیت در فضاهای محدود را دارند.
با این حال، بهرهگیری از چنین ویژگیهایی به هماهنگی تاکتیکی نیاز دارد.
تیوی بیفوما زمانی میتواند بیشترین تأثیر را داشته باشد که علاوه بر امکان حرکت انفرادی، گزینههایی برای پاس دادن و ترکیب با همتیمیهایش در اختیار داشته باشد.
درباره محمد عمری نیز موضوع مشابهی وجود دارد. این بازیکن با حرکت میان خطوط میتواند فضای مناسبی برای دریافت توپ ایجاد کند، اما اگر هافبکها نتوانند در زمان مناسب او را صاحب توپ کنند، تأثیرگذاریاش کاهش مییابد.
اوستون ارونوف نیز زمانی که در کناره زمین با دفاع چندلایه مواجه میشود، برای عبور از حریف به حمایت بازیکنان اطراف خود نیاز دارد.
به همین دلیل، پرسش اصلی این نیست که چرا بازیکنان تکنیکی در یک مسابقه موفق به دریبلزدن نشدهاند؛ بلکه باید بررسی کرد که تیم چه شرایطی برای استفاده از تواناییهای آنها فراهم کرده است.
چرا پرسپولیس مقابل دفاع فشرده فجرسپاسی راهکار جایگزین نداشت؟
یکی از ویژگیهای مهم بازی فجرسپاسی، کنترل فضاهای مرکزی و کاهش امکان نفوذ مهاجمان پرسپولیس بود.
رجبزاده پس از مسابقه نیز تأکید کرد که تیمش توانسته پرسپولیس را بیشتر به ارسال از جناحین و استفاده از بازی مستقیم محدود کند.
در چنین شرایطی، استفاده از الگوهای هجومی متفاوت اهمیت پیدا میکند.
حرکت نفر سوم، جابهجایی سریع توپ میان دو جناح و ایجاد برتری عددی در کنارهها از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند ساختار دفاعی حریف را دچار اختلال کنند.
برای مثال، هنگامی که بیفوما با دو مدافع مواجه میشود، حرکت یک هافبک به فضای پشت آنها میتواند مسیر پاس جدیدی ایجاد کند.
همچنین جابهجایی سریع توپ از سمت پرتراکم به جناح مخالف، ممکن است شرایط مناسبتری برای ارسال یا نفوذ فراهم سازد.
پرسپولیس در مسابقه با فجرسپاسی نتوانست این الگوها را بهصورت مستمر و مؤثر اجرا کند. نتیجه آن بود که بخش قابلتوجهی از حملات به اقدامهای فردی یا ارسال توپ به محوطه جریمه محدود شد.
تعویض سرگیف؛ چرا افزایش مهاجمان مشکل گلزنی را حل نکرد؟
استفاده از ایگور سرگیف بهعنوان بازیکن تعویضی، یکی دیگر از تصمیمهایی بود که پس از مسابقه مورد توجه قرار گرفت.
افزایش تعداد مهاجمان میتواند فشار بر خط دفاع حریف را بیشتر کند؛ اما این تصمیم زمانی مؤثر خواهد بود که تیم بتواند توپ را در موقعیت مناسب به مهاجمان برساند.
اگر مشکل اصلی در بازیسازی و انتقال توپ باشد، اضافه شدن مهاجم جدید الزاماً تعداد موقعیتهای باکیفیت را افزایش نمیدهد.
البته تارتار پس از مسابقه به فرصتسوزی مهاجمان نیز اشاره کرد و عملکرد سرگیف در موقعیتهای تکبهتک را مورد انتقاد قرار داد. او معتقد بود پرسپولیس فرصتهایی برای گلزنی داشته، اما بازیکنان در ضربات نهایی موفق عمل نکردهاند.
این توضیح نشان میدهد که باید میان دو مسئله تفاوت گذاشت: کیفیت خلق موقعیت و کیفیت تمامکنندگی.
پرسپولیس برای رفع مشکلات هجومی به بهبود هر دو بخش نیاز دارد و نمیتوان تمام مسئولیت را متوجه مهاجمان یا کادر فنی دانست.
ضعف دفاع انتقالی پرسپولیس؛ Rest Defense چه اهمیتی دارد؟
یکی از موضوعات فنی مهم در عملکرد پرسپولیس، نحوه استقرار بازیکنان هنگام حمله است.
مفهوم Rest Defense یا سازمان دفاعی هنگام مالکیت، به آرایشی اشاره دارد که تیم برای مقابله با ضدحمله احتمالی حریف حفظ میکند.
زمانی که مدافعان کناری پیشروی میکنند و هافبکها نیز به مناطق هجومی میروند، باید بازیکنانی برای پوشش فضاهای پشت توپ باقی بمانند.
اگر این ساختار بهدرستی شکل نگیرد، از دست دادن توپ میتواند به ضدحمله خطرناک حریف منجر شود.
در تحلیل منتشرشده خبرگزاری تسنیم نیز به ضعف دفاع انتقالی پرسپولیس و تکرار برخی مشکلات مشابه بازی برابر مس شهربابک اشاره شده است.
البته برای سنجش دقیق میزان این ضعف، تحلیل ویدئویی موقعیتها و دادههای مربوط به محل از دست دادن توپ ضروری است.
آنچه اهمیت دارد، ارتباط میان کیفیت حمله و تعادل دفاعی است. تیمی که بدون هماهنگی کافی به جلو حرکت میکند، ممکن است هنگام تغییر مالکیت نیز آسیبپذیر شود.
واکنش مهدی تارتار به شکست پرسپولیس؛ پذیرش مسئولیت و انتقاد از فشار هواداران
مهدی تارتار پس از مسابقه در نشست خبری مسئولیت شکست را پذیرفت.
سرمربی پرسپولیس با اشاره به دومین شکست خانگی تیمش در فصل جاری، از هواداران عذرخواهی کرد و گفت مشکلات تیم باید برطرف شوند.
او همچنین استرس بازیکنان، فشار سکوها، مصدومیتها و تغییرات ترکیب را از عوامل تأثیرگذار بر عملکرد پرسپولیس دانست و خواستار حمایت هواداران تا پایان مسابقه شد.
این توضیحات بخشی از شرایط تیم را روشن میکند، اما پاسخ کاملی به پرسشهای تاکتیکی نیست.
فشار روانی میتواند بر کیفیت تصمیمگیری و ضربات نهایی اثر بگذارد؛ با این حال، مشکلات تکرارشونده در بازیسازی و دفاع انتقالی باید از طریق تمرین، اصلاح نقش بازیکنان و تغییر الگوهای تیمی بررسی شوند.
پرسپولیس برای خروج از بحران به چه تغییراتی نیاز دارد؟
شکست برابر فجرسپاسی ضرورت بازنگری در چند بخش از مدل بازی پرسپولیس را برجسته کرده است.
نخستین موضوع، بهبود ارتباط میان خط دفاع، هافبکها و مهاجمان است. سرخپوشان برای عبور از دفاعهای فشرده به پاسهای سریعتر و حرکت بیشتر بازیکنان بدون توپ نیاز دارند.
دومین موضوع، تعریف دقیقتر نقش بازیکنان هجومی است. بیفوما، عمری و دیگر مهاجمان باید در ساختاری بازی کنند که امکان همکاری گروهی را در کنار استفاده از توانایی فردی فراهم کند.
موضوع سوم، اصلاح دفاع انتقالی است. پرسپولیس باید هنگام حمله، آرایش مناسبی برای جلوگیری از ضدحمله احتمالی حریف داشته باشد.
همچنین استفاده مؤثرتر از تعویضها و طراحی روشهای جایگزین برای شرایط مختلف مسابقه میتواند به افزایش انعطافپذیری تاکتیکی کمک کند.
تعطیلات فیفادی پیش رو فرصتی برای کادر فنی خواهد بود تا بخشی از این مشکلات را در تمرینات بررسی و اصلاح کند.
جمعبندی؛ آیا مشکل اصلی پرسپولیس به تصمیمهای مهدی تارتار برمیگردد؟
شکست پرسپولیس برابر فجرسپاسی شیراز نشان داد که مسائل فنی سرخپوشان را نمیتوان صرفاً به عملکرد ناموفق چند بازیکن یا اشتباهات فردی محدود کرد.
مشکلات در بازیسازی، نبود تنوع کافی در حملات، کاهش تأثیرگذاری بازیکنان تکنیکی و ضعف در حفظ تعادل دفاعی، موضوعاتی هستند که بررسی و اصلاح آنها بر عهده مجموعه کادر فنی است.
البته مسئولیت بازیکنان در اجرای دستورات، استفاده از فرصتها و حفظ تمرکز نیز نباید نادیده گرفته شود.
مهمترین پرسش پیش روی مهدی تارتار این است که پرسپولیس چگونه میخواهد مقابل تیمهایی که فضاهای مرکزی را میبندند، بدون وابستگی بیش از اندازه به حرکات انفرادی موقعیت گل ایجاد کند؟
پاسخ به این سؤال در نشستهای خبری مشخص نخواهد شد، بلکه باید در عملکرد تیم در مسابقات آینده دیده شود.
پرسپولیس برای بازگشت به ثبات فنی، بیش از تغییر نام بازیکنان در ترکیب، به ساختاری نیاز دارد که در آن مسیرهای بازیسازی، وظایف هجومی و پوشش دفاعی بهصورت هماهنگ عمل کنند. شکست مقابل فجرسپاسی میتواند فرصتی برای چنین بازنگریای باشد؛ مشروط بر اینکه ایرادهای تاکتیکی شناساییشده به اصلاحات عملی در زمین مسابقه تبدیل شوند.