مربیگری جهشی / ستارههای ایرانی روی نیمکت تیم ملی، جرارد در آکادمی

جرارد در فوتبال انگلیس و اروپا بازیکن کوچکی نبوده. ۷۱۰ بازی برای لیورپول، کاپیتانی تیم ملی انگلیس و قهرمانی لیگ قهرمانان بخشی از کارنامه اوست. با این حال اسطوره لیورپول با رد پیشنهاد میلتونکینز دسته دومی ترجیح داده مربیگری را از آکادمی باشگاه شروع کند. او همزمان در حال گذراندن کلاسهای مربیگری برای گرفتن بالاترین مدرک یوفاست که لازمه مربیگری در لیگ برتر انگلیس است.
زینالدین زیدان هم قبل از نشستن روی نیمکت رئال مادرید، چند سال را در کلاسهای مربیگری گذراند، در تمرینات بایرن شرکت کرد، دستیار آنچلوتی بود و سرانجام مدتی سرمربی تیم دوم باشگاه شد. این فرآیندی است که اکثر بازیکنان بزرگ از جمله گواردیولا برای ورود به دنیای مربیگری طی کردهاند. مهدویکیا هم در مصاحبه اخیرش به روند طولانی آموزش در فوتبال آلمان برای شروع این حرفه سخت اشاره کرد.
آموزش دقیق و پیشروی پله به پله مهمترین دلایلی است که فوتبال اروپا میتواند در هر فصل مربیان مطرحی تولید کند ولی در فوتبال ایران برای اضافه شدن یک نام جدید به چرخه مربیان باید مدتها منتظر ماند. در فوتبال ایران آموزش مربیان جدی گرفته نمیشود، همانطور که آموزش در فوتبال پایه موضوعی پیش پا افتاده است.
کلاسهای مربیگری در فوتبال ایران در دورههای فشرده سه هفتهای برگزار میشود. مربیان بعد از هر دوره باید مدتی کار عملی کنند، ولی گاهی این نکته مهم نادیده گرفته میشود. مربیان پشت هم مدرک میگیرند، بدون اینکه پختگی لازم را کسب کرده باشند، انگار فوتبال هم گرفتار مدرکگرایی جامعه شده باشد.
این تساهل درباره بازیکنان مطرح بیشتر است. علی کریمی و جواد نکونام از آخرین نمونههای مربیگری جهشی هستند که مستقیم به نیمکت تیم ملی رسیدند. توجیه این تصمیم هم تجربه بازی آنها در اروپا بود، ولی مگر جرارد، زیدان و گواردیولا بازیکنان بیتجربهای بودند که به خودشان سخت گرفتند و به کلاسهای مربیگری رفتند؟
اگر سیستم آموزش فوتبال ایران به اندازه کافی سختگیر نیست، مربیان جوان هم به ندرت حاضر میشوند وقت و هزینه بیشتری برای آموزش صرف کنند، وگرنه چرا باید مربیان درجه سه اروپایی در ایران ستاره شوند و سالها اطراق کنند؟