بیست سالگی هافبک تیم ملی فوتبال ایران (عکس)

_ اولین نفر چه کسی تولد 20 سالگی ات را تبریک گفت؟
ساعت که 12 شد، یعنی بامداد شنبه خیلی ها با من تماس گرفتند و تولدم را
تبریک گفتند. خانواده ام اما اولین کسانی بودند که تولد 20 سالگی ام را
تبریک گفتند. مثل همیشه آنها اولین بودند. البته پدرم در روستوف کنارم حضور
داشت و برای جشن تولدم سنگ تمام گذاشت.
_ کسی هم به تو هدیه داد؟
هنوز ایران نیستم که هدیه بگیرم. باید ببینم وقتی به ایران برگشتم آیا هدیه ای به من می دهند یا نه.
_ بهترین هدیه ای که تاکنون در روز تولدت گرفته ای؟
دو سال قبل از خانواده ام یک گردنبند طلا هدیه گرفتم که به شکل عدد 6 بود.
کنار عدد 6 هم نوشته شده بود سعید. آنها به خاطر علاقه ام به عدد 6 این
گردنبند را برایم گرفتند که با قاطعیت می گویم بهترین هدیه تولدم بوده است.
_ کدام تولدت را هرگز فراموش نمی کنی؟
16 سالگی.
_ چه اتفاقی افتاد؟
شب تولدم با تیم نوجوانان استرالیا بازی داشتیم. گل اول را من زدم و به جام جهانی صعود کردیم. آن شب را هرگز فراموش نمی کنم.
_ اهل هدیه و کادوهای آنچنانی هستی؟
به هیچ وجه. آدم کادو بازی نیستم و حتی یک تبریک خشک و خالی هم خوشحالم می کند. همین که خیلی ها به یادم هستند کلی برایم ارزش دارد.
_ اگر خودت می خواستی به سعید عزت اللهی هدیه تولد بدهی چه چیزی به او می دادی؟
( کمی فکر می کند ) یک قابلمه لوبیاپلو.
_ چرا لوبیاپلو؟
چون واقعا این غذا را دوست دارم و از طرفی خیلی وقت است که نخورده ام.
_ در روستوف تولد هم گرفتی؟
پدرم زحمت تولد را کشید. او کیک خرید و چند بادکنک زرد و آبی تا اینگونه 20 سالگی ام را جشن بگیرم.
_ بادکنک های زرد و آبی چرا؟
به خاطر رنگ پیراهن روستوف که آبی و زرد است.
_ در روز تولدت چه آرزویی داری؟
با تیم ملی به جام جهانی صعود کنم و در این تورنمنت به میدان بروم. البته بازی در رئال مادرید نیز آرزوی باشگاهی ام است.