اشکالات تیم ملی ایران از زبان حشمت مهاجرانی

در آستانه جام ملتها هستیم؛ جامی که نزدیک به نیم قرن از آخرین قهرمانی ما در آن میگذرد. آخرین قهرمانی که با هدایت حشمت مهاجرانی به دست آمد. قبل از انقلاب و در سال ۱۹۷۶. ایران در آن مسابقات در فینال کویت را شکست داد که سرمربیاش ماریو زاگالوی مشهور برزیلی بود. به بهانه شروع جام ملتها و مرگ زاگالوی افسانهای با حشمت مهاجرانی آخرین کسی که ایران را بر بام آسیا نشاند، گپ و گفتی داشتیم که حرف های او را در ادامه می خوانید:
*بازیهای تدارکاتی بهطور کلی نقاط ضعف و قوت تیم را به ما نشان میدهد. امیدوارم در این بازیهای دوستانه مربی ما حداکثر استفاده را برده باشد. طبیعتا در هر سه خط ما مسائلی داریم و این چیزی که دیدیم، نمیتواند تمام قدرت و توان تیم ما باشد. قدرت تیم ملی بسیار بیشتر از این چیزی است که دیدیم، چون بازیکنانی داریم که هنر استفاده از توپ را دارند. ما بازیکنانی داریم که قدرت تصمیمگیری بالایی دارند. سرعت عمل دارند. سرعت قدم دارند. ما میدانیم بازیکنان ما این تواناییها را دارند، اما در بازی آخر نتوانستند خصوصیات خودشان را نشان بدهند. مخصوصا هنر استفاده از توپشان را.
*امیر قلعهنویی شناخت کافی از تیم دارد. از فوتبال ما هم شناخت کافی دارد. ولی من قبلا هم چند بار گفتم که ما ضعف برنامهریزی و تشکیلاتی داریم. در جام ملتها ما از قبل میدانستیم که در چه تاریخی باید حضور داشته باشیم. بنابراین برخی مشکلات نباید پیش میآمد. بازیکنان ما میدانستند که همیشه مطرح بودیم و الان هم هستیم. مربیان و بازیکنان میدانند ما در چه زمینی قدم برمیداریم. باید به کجا حرکت کنیم. این خودش نیرو و انرژی به ما میدهد.
*آخرین بازی که با بورکینافاسو بازی کردیم موقعی که آنها صاحب توپ بودند ما عدم سرعت داشتیم. ما در بخش فضاشناسی و فضاسازی و حمایت از بازیکنان باتوپ و بدون توپ مساله داشتیم. من امیدوارم این مسائل حل شود. با یک تئوری یا با یک جلسه میشود اینها را برطرف کرد، چون فوتبالیستهای ما فوتبالیستهای حرفهای هستند و میتوانیم با گوشزد کردن نکات یا تکرار، حرکت اشتباهات را درست کنیم که در روز بازی تکرار نشود.
*ما همیشه مطرح بودیم برای قهرمانی و الان هم مطرح هستیم. اگر بخواهید شما یکی از تیمهای مطرح مسابقات را بگویید انگشت میگذارید روی ایران. عدم برنامهریزی و تشکیلات میتواند به هر تیمی لطمه بزند. شما بازیهای تدارکاتی امسال ما را ببینید. ما با تیمهای قوی بازی نکردیم که نقاط ضعف خودمان را شناسایی کنیم. زیر فشار نبودیم. ما حریفها را تحت فشار گذاشتیم. بازی آخر مقابل بورکینافاسو که یک مقدار تیم حریف فوتبال نفوذی بازی کرد نقاط ضعف زیادی در خط دفاعی خودمان دیدیم. امیدوارم اصلاح شود. ممکن هم هست. ولی هنر استفاده از توپ هم مساله است. ما بازیکنان تکنیکی زیادی داریم و میتوانند هنر استفاده از توپ را همانطور که در اروپا وجود دارد به کار ببندند. ما این را در تیم ندیدیم. به هر حال ما یکی از تیمهایی هستیم که اگر خوب خودمان را جمع و جور کنیم شانس اول قهرمانی هم میتوانیم باشیم.
*زاگالو خدا رحمتش کند. او در منطقه خیلی زحمت کشید و خدمت کرد. وقتی من بین امارات و ایران در رفت و آمد بودم، مصاحبه کرد و گفت خیلی سخت است در منطقهای که مهاجرانی کار میکند ما موفق باشیم. موقعی که تیم ملی جوانان را بردم کویت برای بازی برگشت قبل از بازی گفت مهاجرانی تو جنتلمن نیستی که تیم اصلی خودت را نیاوردی. گفتم من باور دارم تیم جوانانم برتر از تیم ملی تو است. بعد از بازی آمد عذرخواهی کرد و دست داد و گفت پوزش میخواهم.
*با کارلوس آلبرتو، تله سانتانا یا اواریتسو یا ماریو زاگالو رابطه خیلی خوبی داشتم. هر سال هم که میرفتم برزیل تا تمرینات تیمهای باشگاهی این کشور را نگاه کنم به دعوت اینها بود. مخصوصا به دعوت اواریتسو سرمربی تیم ملی قطر یا سانتانا که در سائوپائولو بود. اینها خیلی محبت داشتند به من. خیلی متاثر شدم از شنیدن درگذشت زاگالو، چون خاطرات زیادی با اینها داشتم.
*ما که جام جهانی رفتیم یا جام ملتها که قهرمان شدیم، پاداشی نگرفتیم. مثل الان که حواله ماشین یا پول گرفتند، نبود. ما از جام جهانی که برگشتیم انقلاب شد. آقای شاهحسینی و آقای فکری سازمان ورزش را در دست گرفتند. پول فیفا آمد به حساب سازمان ورزش و در اختیار آقای فکری بود. خدابیامرز پول را بین تیمهای دسته دوم تقسیم کرد. مثل تهران جوان که دست خودش بود. ولی به هر حال بازیکنانی که از جام جهانی برگشتند پول و پاداشی دریافت نکردند. آن زمان نه پولی بابت قرارداد میگرفتند و نه از موفقیت در رسیدن به جام جهانی یا موفقیت در جام ملتها یا المپیک چیزی به آنها میرسید.