افتخار ملی با رنگ استقلال: قصهای از استعداد و تلاش بدون نامهای بزرگ!

استقلال با مدل ساپینتو، فصل را با شکست در سوپرجام آغاز و سپس یک برد خوب در تبریز مقابل تراکتور آورد و در ثانیههای آخر برابر ذوب آهن از شکست گریخت.
تیمی که در اولین بازی پیش میافتد و کامبک میخورد، ظرف یک هفته مقابل همان حریف پیروز و در نمایش سوم نیمه اول بازنده آن هم با اختلاف دو گل به رختکن میرود و نیمه دوم، بازی را در ثانیههای آخر مساوی میکند. ویژگیهای مثبت چنین تیمی کم نیست، اینکه میتواند ایرادات خود را برطرف و خلاف بازی اول از گل خود محافظت و تسلیم نشده و انسجام خود را از دست نداده و تا ثانیه آخر می جنگد.
اما شاید مهمترین ویژگی مثبت این تیم روند پیشرفت آن باشد که هر روز با رفع یک نقطه ضعف و تمرین روی یک نقطه قوت، بهتر از روز قبل بازی میکند. تیم از بازیکنان تشکیل شده و وقتی پیشرفت میکند که بازیکنان نیز در بازی خود پیشرفت داشته باشند. فوتبال یک ورزش گروهی است و هر گروهی، از افراد تشکیل شده که اگر میخواهید یک مجموعه موفق و برنده در اختیار داشته باشید، باید روی تک تک افراد آن مجموعه کار کنید.
نگاه کردن به یک نمونه به خوبی گویای این پیشرفت استقلال است. بازیکنی که این روزها ستاره استقلال شده و به تیم ملی هم رسید. در میان ستارههای بزرگ و گران قیمتی که استقلال به خدمت گرفته و در میان نامهای بزرگی که استقلال با آنها تمدید کرد، ستاره اول آبیها علیرضا کوشکی جوان بود که آنقدر پیشرفت کرد که حالا یک ملی پوش است.
کوشکی در پیکان برای خود نامی دست و پا کرد اما با مشاوره غلط نه فقط مسیر پیشرفت خود را مسدود کرد بلکه تا آستانه پایان عمر حرفهاش نیز رفت. در فولاد آنقدر بازی نکرد که روحیهاش را از دست داد و با یک مصدومیت پارگی رباط به آستانه خداحافظی از فوتبال حرفهای رسید. اما ماند و رفتن از فولاد نقطه عطفی برای او شد. در گل گهر خود را احیا کرد و تابستان قبل دوباره به دعوت نکونام لبیک گفت و این بار استقلالی شد.
نمیتوان به یک جوان خرده گرفت که چرا پیشنهاد دو تیم بزرگ پایتخت را پذیرفته اما کوشکی با بیشترین انتقادات به استقلال آمد و کارش از هر جوان دیگری سختتر بود. آنقدر روی او فشار بود که هر از گاهی هم به میدان میرفت، نمیتوانست کیفیت خود را نشان دهد.
اما در فوتبال هر کس تلاش کند و ناامید نشود، بالاخره مزدش را میگیرد. فصل قبل در یک بازه زمانی کوتاه جواب اعتماد مربیان را داد. یک گل سه امتیازی در لیگ زد تا استقلال از بحران خارج شود. سپس در آسیا در بازی آخر در قطر مقابل الریان یک گل زد و یک گل ساخت تا استقلال به دور حذفی برسد و بلافاصله در دربی به میدان آمد و گل زد، اما باز در ادامه به او بازی ندادند!
هرکس جای او بود، عطای استقلال را به لقایش می بخشید اما او ماند و جنگید. تابستان امسال با آمدن ساپینتو، در اردوی ترکیه تمام خاطرات تلخ فصل قبل را دور ریخت و در هر چهار مسابقه تدارکاتی استقلال هم گل زد و هم گل ساخت تا ستاره بلامنازع تیمش باشد. ساپینتو هم از شروع فصل به او در ترکیب اصلی بازی داد و در مقابل ذوب آهن دیدیم که دو گل زد، یکی از یکی تماشاییتر!
استقلال با خرید وینگرهای گران قیمت خارجی، کار کوشکی را برای ادامه فصل بسیار سخت کرده اما او که عاشق لقب کوشکینیو است، قبلاً نشان داده که از رقابت و مبارزه نمیترسد. به خصوص که حالا ساپینتو را هم حامی و پشت سر خود دارد. اتفاقاً حضور وینگرهایی چون آسانی یا جنپو و اوج گرفتن امثال محمد حسین اسلامی، در نهایت به نفع اوست که همین حالا مزدش را با دعوت به تیم ملی گرفته است.