نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۶۰۲۶

کاناوارو: ایتالیا روح جنگندگی‌اش را از دست داده؛ انگار در عصر حجر هستند/ در جام‌جهانی انسان رشد می‌کند

کاناوارو: ایتالیا روح جنگندگی‌اش را از دست داده؛ انگار در عصر حجر هستند  در جام‌جهانی انسان رشد می‌کند
فابیو کاناوارو سرمربی ازبکستان و کاپیتان ایتالیا قهرمان جام جهانی ۲۰۰۶، در آستانه نخستین تجربه مربیگری‌اش در جام جهانی با ازبک‌ها، از هیجان حضور در این رقابت‌ها و در عین حال، درد حذف آتزوری گفت.
۱۴:۲۳ - ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
وانانیوز|

فابیو کاناوارو، اسطوره فوتبال ایتالیا که سابقه قهرمانی در جام جهانی ۲۰۰۶ را به‌عنوان کاپیتان در کارنامه دارد، حالا به‌عنوان سرمربی ازبکستان در این رقابت‌ها حاضر خواهد شد.

کاناوارو در گفت‌وگویی با رسانه «آر اسپورت» ایتالیا، در مورد حضورش در جام جهانی و البته فاجعه حذف ایتالیا از جام جهانی صحبت کرد که در ادامه می‌خوانید.

تنها دو ماه تا مهم‌ترین موعد دوران مربیگری‌تان باقی مانده است...

بله، در ۱۸ ژوئن به‌عنوان سرمربی در جام جهانی، با ازبکستان مقابل کلمبیا، در ورزشگاه آزتکای مکزیکوسیتی، نخستین حضورم را تجربه می‌کنم.

پنجمین جام جهانی شما، اما نخستین در مقام سرمربی تیم ملی.

جام جهانی تجربه‌ای خاص است؛ تجربه‌ای که بر انسان اثر می‌گذارد و او را رشد می‌دهد، چه به‌عنوان بازیکن و چه به‌عنوان مربی. از ماه اکتبر، همراه با کادر فنی‌ام سخت مشغول کار بوده‌ایم. می‌دانیم که تیمی تازه‌وارد هستیم، در سطح سوم یا چهارم. اما چیزی برای از دست دادن نداریم و به همین دلیل به بازیکنانم گفته‌ام: لذت ببرید.

آیا تصور می‌کردید ممکن است با ایتالیا، تیمی که در قهرمانی برلین کاپیتانش بودید، روبه‌رو شوید؟

در قرعه‌کشی دسامبر به این موضوع فکر کرده بودم و برایم تقابلی غیرقابل تصور بود. صادقانه امیدوار بودم چنین اتفاقی نیفتد. هرچند نه به این شکل…

دردِ سومین ناکامی در راه‌یابی تیم ملی ایتالیا به جام جهانی تا چه اندازه بزرگ است؟

اگر رضایت من از حضور در جام جهانی زیاد است، درد ندیدن تیم ملی کشورم در آمریکا بسیار بیشتر است. بار دیگر مقابل حریفانی ضعیف‌تر حذف شدیم، آن هم با سه مربی متفاوت، که نشان می‌دهد مشکل در جای دیگری است. و ما متوجه اثر ویرانگر این اتفاق بر جوامع ایتالیایی در سراسر جهان نیستیم. بسیاری چهار سال صبر می‌کنند تا احساس ایتالیایی بودن‌شان را عمیق‌تر تجربه کنند. تنها در برزیل ۳۰ میلیون ایتالیایی‌تبار زندگی می‌کنند و ۱۲۰ میلیون دیگر در سراسر جهان پراکنده‌اند. تیم ملی قرار بود در کانادا بازی کند؛ جایی که یکی از پرشورترین و بزرگ‌ترین جوامع ایتالیایی حضور دارد.

قهرمانی ایتالیا در جام جهانی

به نظر شما این بار اشتباه در کجا بود؟

کاملاً روشن است که دیگر بلد نیستیم دفاع کنیم، وقتی آن‌همه گل از تیم‌هایی مثل اسرائیل یا نروژ دریافت می‌کنیم. اما نکته دیگری هم مرا متعجب کرد: دیگر توان رنج کشیدن نداریم؛ مثل بستنی در گرما آب می‌شویم. ما مهم‌ترین ویژگی هویتی‌مان را از دست داده‌ایم؛ همان چیزی که از دوران تیم‌های پایه در من شکل گرفت: هرچه شرایط سخت‌تر می‌شد، ما برانگیخته‌تر می‌شدیم. همه از رویارویی با ما پرهیز می‌کردند. وقتی آن روحیه از بین رفت، مقابل سوئد، مقدونیه و بوسنی حذف شدیم.

آیا این مسئله‌ای فرهنگی است؟

دقیقاً همین‌طور است. شاید چون همه‌چیز داریم. حتی در تیم‌های پایه هم روحیه نباختن دیگر یک فضیلت به شمار نمی‌آید، در حالی که در سایر رشته‌های ورزشی هنوز حفظ شده است. و این تقصیر شبکه‌های اجتماعی هم نیست؛ همان‌ها را یانیک سینر، قهرمان تنیس دنیا هم استفاده می‌کند، اما در فینال مونت‌کارلو مقابل کارلوس آلکاراس حتی یک لحظه هم عقب‌نشینی نکرد.

گتوزو دوست نزدیک شماست: آیا تنها رها شد؟

هنوز با او صحبت نکرده‌ام. به نظر من او کارش را انجام داد؛ تلاش کرد تیمی بسازد و ارزش‌های تیم ملی را منتقل کند. اما وقتی به جام جهانی نمی‌روی، همه‌چیز به حاشیه می‌رود. او بار سنگینی را به دوش کشید، اما برای کسی که بخشی از آن تیم ملی بوده، رد کردن چنین مسئولیتی ممکن نیست. او با نهایت شرافت خود را به دل آتش زد.

اکنون تنها سه سرمربی نماینده ایتالیا در جام جهانی هستند.

کار برای من سخت‌تر است؛ من ترکیب برزیل یا ترکیه را در اختیار ندارم. آنچلوتی و مونتلا در موقعیت بهتری هستند. اما ما تلاش می‌کنیم بهترین عملکردمان را ارائه دهیم، ایده‌های تازه بیاوریم و شاید به شگفتی تبدیل شویم.

در تاشکند با چه چیز غیرمنتظره‌ای روبه‌رو شدید؟

به‌جز مرکز فنی که چیزی از مدرن‌ترین مراکز جهان کم ندارد، همه‌چیز وجود دارد: جاه‌طلبی، انگیزه و حرفه‌ای‌گری. به خوسانوف فکر کنید؛ ۲۲ ساله است و در منچسترسیتی بازی می‌کند، با حرفه‌ای‌گری فوق‌العاده. همچنین فدراسیونی که توانایی گوش دادن دارد. پیش‌تر مدرسه‌ای برای فیزیوتراپیست‌ها، متخصصان تغذیه یا حتی آشپز وجود نداشت. من کل کادر قبلی را حفظ کردم و آن را تقویت کردم؛ برای بخش پزشکی پروفسور کاستلاچی، که در برلین ۲۰۰۶ حضور داشت، و دو فیزیوتراپیست و تحلیل‌گر مسابقه جدید را اضافه کردم.

با این حال در کشور خودتان چندان فرصت نیافتید.

در بنونتو تیمی را پذیرفتم که سطح واقعی من نبود؛ مشکلات زیادی وجود داشت و خودم را به چالش کشیدم. بقا در اودینه یک معجزه بود، با باشگاهی فوق‌العاده. اما همان موفقیت به نکته‌ای منفی تبدیل شد، چون قراردادم تمدید نشد.

به‌عنوان سرمربی چه چیزی بیش از دیگران ارائه می‌دهید؟

فرهنگی که اندوخته‌ام. تجربه‌های فراوانی در سراسر جهان داشته‌ام؛ مثلاً در زاگرب، در دینامو، حضور یک متخصص تغذیه عجیب به نظر می‌رسید، اما اینجا آن را به‌خوبی می‌پذیرند.

فابیو کاناوارو

پس از شکست در ضربات پنالتی مقابل بوسنی، دوناروما و حتی تیم ملی ایتالیا در شرایط دشواری قرار گرفتند.

وقت‌هایی بود که می‌خواستم صبح‌ها تمرین کنیم، اما آن‌ها ترجیح می‌دادند بخوابند. این تو هستی که باید خودت را تطبیق بدهی. اما دقیقاً در همین انعطاف کامل، یک واقعیت نگران‌کننده برای ایتالیا آشکار می‌شود.

کدام واقعیت؟

اینکه بسیاری از بازیکنان دارای تابعیت دوگانه، به‌جای ایتالیا کشور دیگر را انتخاب می‌کنند. مثالی بزنم؟ متیو پالما، مدافعی که در اودینزه داشتم، به نظر می‌رسد آلمان را برگزیده است. اگر نتوانیم این بازیکنان دو تابعیتی را جذب کنیم، سرمربی آینده گزینه‌های کمتری در اختیار خواهد داشت.

آیا واقعاً بازی نکردن در خیابان مهم‌ترین مشکل است؟

خیابان مؤثر بود، چون بچه‌ها بی‌وقفه فوتبال بازی می‌کردند. در مدارس فوتبال یک ساعت بازی می‌کنی، اما ما هیچ‌وقت بازی را تمام نمی‌کردیم. البته این به آن معنا نیست که استعداد، اگر وجود داشته باشد، شکوفا نمی‌شود. ساندرو تونالی فوق‌العاده است، دوناروما هم همین‌طور. اما اگر فقط به دنبال بازیکنان بلندقد، قدرتمند و سریع باشی، دیگر کافی نیست. من هم زمانی کنار گذاشته شدم، پیش از آنکه پذیرفته شوم، و نمی‌دانم با معیارهای امروز برای مدافعان، آیا موفق می‌شدم یا نه. خوش‌شانس بودم که در فوتبالی رشد کردم که در آن یارگیری نفر به نفر انجام می‌شد.

نام‌های زیادی برای ریاست فدراسیون فوتبال ایتالیا و سرمربی جدید مطرح شده‌اند؛ مالاگو، اباته، آلبرتینی، دل‌پیرو یا مالدینی، همگی می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند. اما مسئله اصلی چیز دیگری است.

ما از نظر قوانین مالیاتی و توجه واقعی به جوانان، در عصر حجر به سر می‌بریم. برای مثال، بازیکنی که در ایتالیا رشد می‌کند، باید پس از پنج سال بتواند گذرنامه ایتالیایی بگیرد، همان‌طور که در فرانسه و اسپانیا اتفاق می‌افتد.

چه تغییرات دیگری لازم است؟

مرکز کورچانو باید از صدور صرف مدارک مربیگری دست بردارد و به نهادی شبیه دانشگاه بوکونی تبدیل شود. تخصص‌گرایی در بخش‌های پایه ضروری است: مربی پایه با مربی تیم فرق دارد. باید به دیگران نگاه کنیم و ببینیم چه چیزهایی در کشور ما کار نمی‌کند. بازیکنان ما دیگر برای شدت بالای بازی آماده نیستند؛ از نظر بدنی، فاصله میان ما و رقبا مانند فاصله روز و شب است. مربیان بدنساز ما از بهترین‌ها هستند، اما از توانایی‌هایشان بهره نمی‌بریم.

در ناپل، پروژه کمپ «پارادیزو» در سوکاوو، همان محل تمرینی دوران مارادونا، آغاز شده است.

این سرمایه‌گذاری مهمی است؛ شامل خوابگاه، زمین تمرین و مدرسه فوتبال. فکر می‌کنم از ابتدای سال ۲۰۲۷ بتوانیم آن را به‌طور کامل راه‌اندازی کنیم. هدف ما پرورش بازیکنانی است که علاوه بر مهارت، دارای ارزش‌های انسانی نیز باشند.

فابیو کاناوارو

 

منبع: خبر ورزشی
تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط
خبر فوری