پاسخ شریفینیا به حاشیهها: «غیبت از جشنواره ترس نیست!»
نمایش فیلم سینمایی کافه سلطان در روز جمعه ۱۷ بهمنماه در پردیس سینماگالری ملت، ویژه اهالی رسانه در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، تنها یک اکران ساده نبود؛ این فیلم بهانهای شد برای طرح دوباره پرسشهایی عمیق درباره معنای جشنواره، نسبت سینما با سوگ اجتماعی، و جایگاه اخلاق در دل بحرانهای جمعی. نشستی که پس از نمایش فیلم با حضور عوامل اصلی و بهویژه محمدرضا شریفینیا برگزار شد، به همان اندازه خود فیلم، واجد اهمیت تحلیلی بود و بازتابی از فضای ملتهب این روزهای جامعه ایران را در خود داشت.
کافه سلطان و جشنوارهای بدون جشن
مرتضی رزاقکریمی، تهیهکننده کافه سلطان، در ابتدای نشست خبری با طرح مسئلهای بنیادین، مفهوم جشنواره را به چالش کشید. او با تأکید بر اینکه واژه جشنواره معادل دقیقی برای فستیوال نیست، تصریح کرد که در روزهایی که خانوادههای بسیاری داغدارند، اساساً نمیتوان از جشن سخن گفت. این نگاه، نه یک موضعگیری صرفاً لفظی، بلکه بازتابی از درک شرایط اجتماعی و روانی جامعهای است که هنوز در شوک وقایع اخیر بهسر میبرد.
رزاقکریمی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه، از مواجهه شخصی خود با پیشنهادهای متعدد برای ساخت آثار مستند و داستانی درباره این رخداد سخن گفت. او توضیح داد که آنچه نهایتاً او را به ساخت کافه سلطان ترغیب کرد، نه خود جنگ، بلکه فیلمنامه عطیه زارع آرندی بود؛ متنی که جنگ را نه بهعنوان صحنهای برای نمایش خشونت، بلکه بهمثابه بستری برای واکاوی فرصتها و تهدیدهایی میدید که یک بحران میتواند برای یک خانواده ایجاد کند.
بازگشت یک همکاری سینمایی پس از سالها
تهیهکننده کافه سلطان همچنین یادآور شد که پس از فیلم حس پنهان، سالها بود که او و مصطفی رزاقکریمی در حوزه سینمای داستانی همکاری مشترکی نداشتند. به گفته او، فیلمنامه عطیه زارع آرندی این امکان را فراهم کرد تا این همکاری دوباره شکل بگیرد؛ همکاریای که نتیجه آن فیلمی شد با تمرکز بر انسان، نه حادثه، و بر انتخابهای اخلاقی، نه هیجانهای زودگذر.
مضمون اخلاق در بحران؛ از جاده تا خانواده
عطیه زارع آرندی، فیلمنامهنویس کافه سلطان، در توضیح ریشههای شکلگیری ایده فیلم، به تجربه زیسته خود اشاره کرد. او که اهل اصفهان است، بارها در مسیر میان تهران و اصفهان با کافههای جادهای مواجه شده بود که در آستانه ورشکستگی قرار داشتند. همین مشاهدات، جرقهای شد برای این پرسش که در دوران جنگ، سرنوشت چنین مکانهایی چه میشود و آیا بحران میتواند به رونق یا نابودی آنها بینجامد.
از نگاه آرندی، کافه سلطان بیش از هر چیز درباره امر اخلاقی در شرایط بحرانی است؛ اینکه انسانها در موقعیتهایی که آموزش ندیدهاند چگونه انتخاب کنند، چه واکنشی نشان دهند و کدام ارزشها را حفظ یا قربانی کنند. خانواده مهتاب و یوسف، با بازی آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفینیا، نمونهای از همین مواجههاند؛ خانوادهای که هر یک از اعضایش در دل جنگ ۱۲ روزه، واکنشی متفاوت از خود نشان میدهند.
زن بهعنوان نقطه نجات
آرندی با تأکید بر اینکه در نهایت این کافه توسط یک زن نجات پیدا میکند، به اهمیت نقش زنان در روایت کافه سلطان اشاره کرد. او در پاسخ به پرسشی درباره رفتار یونس با مادرش، این رفتار را نه بیاحترامی، بلکه شکلی از اعتراض به مناسبات والدین دانست؛ اعتراضی که در چارچوب فیلمنامه، غیرمنطقی به نظر نمیرسد و بخشی از تنشهای طبیعی یک خانواده در بحران است.
صدای اعتراض شریفینیا در دل جشنواره
محمدرضا شریفینیا، بازیگر کافه سلطان، سخنان خود را با تسلیت به خانوادههای داغدار آغاز کرد و از همین نقطه، به یکی از صریحترین نقدها نسبت به فضای جشنواره رسید. او ضمن قدردانی از تلاشهای برگزارکنندگان، بر این باور بود که تغییرات در جشنواره باید از نام آن آغاز میشد؛ چراکه در شرایطی که جامعه در سوگ است، استفاده از واژه جشنواره میتواند محل مناقشه باشد.
شریفینیا با انتقاد از اینکه در روز نخست جشنواره یادبودی رسمی برای جانباختگان برگزار نشد، گفت انتظار داشت بزرگان سینما با روشن کردن شمع یا برگزاری یادوارهای، همدلی خود را نشان دهند. از نگاه او، این غفلت نمادین، فاصلهای میان سینما و دردهای واقعی جامعه ایجاد کرده است.
فشارهای مضاعف بر سینماگران
این بازیگر باسابقه، همچنین از فشارهایی سخن گفت که در سالهای اخیر بر هنرمندان برای کار در سینما و تلویزیون ایران وارد شده و بهگفته او، پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ شدت بیشتری یافته است. شریفینیا تأکید کرد که این فشارها گاه از سوی کسانی اعمال میشود که خودشان در همین فضا مشغول فعالیتاند، امری که به پیچیدگی وضعیت فرهنگی کشور میافزاید.
واکنش به حاشیههای نشستهای دیگر
یکی از بخشهای قابلتوجه صحبتهای شریفینیا، انتقاد او از اظهارات محمدحسین مهدویان در نشست خبری فیلمش بود. شریفینیا با رد این تعبیر که غیبت برخی سینماگران در جشنواره ناشی از ترس است، تأکید کرد که شیوههای عزاداری انسانها متفاوت است و باید به این تفاوتها احترام گذاشت. این سخنان، بار دیگر مسئله اخلاق و همدلی را بهعنوان محور اصلی بحثها برجسته کرد.
کافه سلطان؛ جنگ بدون توپ و تانک
از منظر شریفینیا، کافه سلطان برشی از زندگی در دل جنگ است؛ فیلمی که بدون نمایش مستقیم خشونت، فضای جنگ را به مخاطب منتقل میکند و رفتارهای انسانی، از همراهی و ازخودگذشتگی تا منفعتطلبی و کارشکنی را زیر ذرهبین میبرد. او با انتقاد از رویکرد رایج در فیلمهای جنگی ایران، گفت بسیاری از این آثار به نمایش صحنههای انفجار بسنده میکنند و از پرداختن به سیر انسانی شخصیتها غافل میمانند.
سینمای انسانی در برابر سینمای شعار
شریفینیا با اشاره به جایگاه جهانی سینمای ایران، یادآور شد که این سینما بهواسطه توجه کارگردانانی چون عباس کیارستمی به مسائل انسانی شناخته شده است. به باور او، هرگاه این توجه اوج گرفته، سینمای ایران نیز در جهان بیشتر دیده شده و هرگاه از آن فاصله گرفته، این جایگاه تضعیف شده است. کافه سلطان در همین چارچوب، تلاشی برای بازگشت به سینمای انسانمحور تلقی میشود.
مصطفی رزاقکریمی و پرهیز از احساسات لحظهای
مصطفی رزاقکریمی، کارگردان کافه سلطان، سخنانش را با مرور تجربهای ۲۸ ساله آغاز کرد؛ زمانی که فیلم یاد و یادگار او را با زندگی در قهوهخانهها و کافههای جادهای آشنا کرد. این تجربه، بهنوعی زیربنای فضاسازی کافه سلطان شد.
او با اشاره به پیشنهادهایی که برای ساخت فیلم درباره جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات اخیر دریافت کرده بود، تصریح کرد که نمیتواند از جانباختگانی که هنوز خونشان خشک نشده فیلم بسازد و از آن کسب درآمد کند. از نگاه او، سینما نیازمند فاصله، پژوهش و تعمق است و نباید اسیر احساسات لحظهای شود.
سینمای بدون سلاح، سینمای تصمیم
رزاقکریمی با تأکید بر اینکه علاقهای به نمایش توپ، تانک و تفنگ در فیلمهایش ندارد، گفت آنچه برای او اهمیت دارد، لحظهای است که انسان در برابر یک انتخاب اخلاقی قرار میگیرد. او همچنین از احتمال فاصله گرفتنش از سینمای مستند سخن گفت، اما تأکید کرد که اگر به ساخت فیلم سینمایی ادامه دهد، همچنان بر همین مسیر انسانی و درونگرا پایبند خواهد بود.
ستایش بازی آزیتا حاجیان
کارگردان کافه سلطان در پایان، به اهمیت شخصیت زن در آثارش اشاره کرد و بازی آزیتا حاجیان در نقش مهتاب را تحسین کرد. او حاجیان را هنرمندی اندازهشناس توصیف کرد؛ بازیگری که بهخوبی میداند احساسات را چگونه و تا چه اندازه بروز دهد. این توصیف، همراستا با رویکرد کلی فیلم است که از اغراق میپرهیزد و به ظرافتهای انسانی توجه دارد.
جمعبندی
کافه سلطان را میتوان یکی از فیلمهای متفاوت چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر دانست؛ اثری که بهجای تکیه بر نمایش مستقیم جنگ، به پیامدهای اخلاقی و انسانی آن میپردازد. نشست خبری این فیلم، خود به بستری برای طرح نقدهای جدی درباره مفهوم جشنواره، نسبت سینما با سوگ اجتماعی و مسئولیت اخلاقی هنرمندان بدل شد. در مجموع، کافه سلطان نهتنها روایتی از یک کافه جادهای در دل جنگ، بلکه تصویری از جامعهای است که در میانه بحران، همچنان در جستوجوی معنا، همدلی و انسانیت است.






