نفت دوباره صعودی شد؛ دیپلماسی تهران و واشنگتن بازار را تکان داد
بازار جهانی نفت در معاملات روز چهارشنبه بار دیگر نشانههایی از بازگشت به مسیر صعودی را بروز داد؛ مسیری که بیش از هر چیز تحت تأثیر همزمان تحولات دیپلماتیک میان ایران و آمریکا و تداوم فضای بیثبات ژئوپولیتیکی در نقاط حساس جهان شکل گرفته است. افزایش قیمت نفت در شرایطی رخ داد که معاملهگران تلاش میکنند میان سیگنالهای متناقض ناشی از مذاکرات سیاسی، دادههای بنیادین عرضه و تقاضا و چشمانداز اقتصاد جهانی توازن برقرار کنند.
قیمت هر بشکه نفت برنت دریای شمال با ۵۲ سنت افزایش، معادل ۰.۷۶ درصد، به ۶۹ دلار و ۳۲ سنت رسید و نفت وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با رشدی مشابه و معادل ۰.۸۱ درصد، در سطح ۶۴ دلار و ۴۸ سنت معامله شد. این ارقام نشان میدهد بازار نفت، پس از نوسانهای محدود در روزهای گذشته، بار دیگر نسبت به اخبار سیاسی حساس شده و به کوچکترین نشانههای تغییر در فضای مذاکراتی واکنش نشان میدهد.
نقش مذاکرات ایران و آمریکا در جهتدهی به قیمت نفت
یکی از مهمترین محرکهای افزایش قیمت نفت در معاملات اخیر، تداوم گفتوگوهای هستهای میان ایران و آمریکا بوده است. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روز سهشنبه اعلام کرد که مذاکرات جاری این امکان را برای تهران فراهم کرده تا میزان جدیت طرف آمریکایی را ارزیابی کند؛ اظهاراتی که از نگاه تحلیلگران بازار انرژی، نشانهای از وجود نوعی اجماع نسبی برای ادامه مسیر دیپلماتیک تلقی میشود.
بازار نفت به طور سنتی نسبت به هرگونه تحول در روابط ایران و آمریکا واکنش نشان میدهد، چرا که نتیجه این مذاکرات میتواند مستقیماً بر سطح عرضه نفت ایران در بازارهای جهانی اثرگذار باشد. در شرایطی که ایران یکی از دارندگان بزرگ ذخایر نفتی جهان است، هر نشانهای از کاهش تنش یا برعکس، تشدید اختلافات، میتواند انتظارات معاملهگران را نسبت به آینده عرضه تغییر دهد و قیمتها را جابهجا کند.
گفتوگوهای عمان و تأثیر اولیه بر بازار
دیدار و گفتوگوی دیپلماتهای ایران و آمریکا در عمان در هفته گذشته، یکی از نقاط عطف مهم در روند اخیر بازار نفت به شمار میرود. در ابتدای معاملات، پس از آنکه وزیر خارجه عمان از سازنده بودن گفتوگوها با مقام ارشد امنیتی ایران سخن گفت، قیمت نفت با اندکی کاهش مواجه شد. این واکنش اولیه نشان میداد بخشی از بازار، احتمال دستیابی به توافقی سریع و در نتیجه افزایش عرضه نفت را در نظر گرفته است.
با این حال، این کاهش چندان دوام نیاورد. تحلیلگران بانک ANZ بر این باورند که امید به دستیابی سریع به یک راهحل مسالمتآمیز در ادامه کمرنگ شد و همین مسئله باعث شد قیمتها دوباره مسیر افزایشی به خود بگیرند. از نگاه این گروه از تحلیلگران، بازار به این جمعبندی رسیده که حتی در صورت تداوم مذاکرات، رسیدن به توافق نهایی فرآیندی زمانبر خواهد بود و در کوتاهمدت نباید انتظار تغییرات بنیادین در عرضه داشت.
بیثباتیهای ژئوپولیتیکی و حمایت از بازار نفت
فراتر از پرونده ایران و آمریکا، تداوم بیثباتیهای ژئوپولیتیکی در مناطق مختلف جهان همچنان به عنوان یک عامل حمایتی برای قیمت نفت عمل میکند. در سالهای اخیر، بازار انرژی بارها نشان داده که نسبت به نااطمینانیهای سیاسی، امنیتی و حتی نظامی واکنش سریع و گاه هیجانی دارد. این نااطمینانیها، ریسک اختلال در زنجیره تأمین را افزایش میدهد و در نتیجه، معاملهگران برای پوشش این ریسک، قیمتهای بالاتری را میپذیرند.
در چنین فضایی، حتی اخبار مثبت دیپلماتیک نیز لزوماً به کاهش قیمت نفت منجر نمیشود، چرا که بازار همزمان مجموعهای از ریسکهای دیگر را نیز در محاسبات خود لحاظ میکند. همین همپوشانی عوامل مثبت و منفی باعث شده نوسانات قیمت نفت در هفتههای اخیر محدود اما جهتدار باشد.
انتظار بازار برای دادههای ذخایر نفت آمریکا
در کنار تحولات سیاسی، معاملهگران بازار نفت با دقت چشم به دادههای بنیادین، بهویژه آمار ذخایر نفت آمریکا دوختهاند. قرار است اداره اطلاعات انرژی آمریکا آمار هفتگی ذخایر نفت خام، میعانات گازی و بنزین را امروز منتشر کند؛ آماری که میتواند تصویر روشنتری از وضعیت تقاضا در بزرگترین مصرفکننده نفت جهان ارائه دهد.
برآوردهای اولیه نشان میدهد ذخایر نفت خام آمریکا در هفته منتهی به ششم فوریه حدود ۸۰۰ هزار بشکه افزایش یافته است. افزایش ذخایر معمولاً به عنوان نشانهای از ضعف تقاضا یا مازاد عرضه تفسیر میشود و میتواند فشار کاهشی بر قیمتها وارد کند. با این حال، کاهش همزمان ذخایر میعانات گازی و بنزین، به ترتیب حدود ۱.۳ میلیون بشکه و ۴۰۰ هزار بشکه، تصویری متوازنتر از بازار ارائه میدهد.
تفسیر متناقض دادهها و رفتار محتاطانه معاملهگران
همین ترکیب متناقض از دادهها باعث شده معاملهگران رویکردی محتاطانه در پیش بگیرند. از یک سو، افزایش ذخایر نفت خام میتواند نشاندهنده کندی مصرف یا رشد تولید باشد، و از سوی دیگر، کاهش ذخایر فرآوردههای نفتی حاکی از تقاضای پایدار در بخش حملونقل و مصرف نهایی است. این وضعیت، تحلیل بازار را پیچیدهتر کرده و مانع از شکلگیری یک روند قاطع نزولی یا صعودی شده است.
در چنین شرایطی، اخبار سیاسی مانند مذاکرات ایران و آمریکا وزن بیشتری در تصمیمگیری معاملهگران پیدا میکند، چرا که میتواند بهطور بالقوه معادلات عرضه را در مقیاس جهانی تغییر دهد؛ تغییری که اثر آن بسیار فراتر از نوسانات هفتگی ذخایر است.
جایگاه ایران در معادلات بازار جهانی نفت
ایران به عنوان یکی از بازیگران مهم بازار انرژی، همواره نقشی تعیینکننده در انتظارات بازار نفت داشته است. هرچند صادرات نفت ایران در سالهای اخیر با محدودیتهایی مواجه بوده، اما ظرفیت بالقوه این کشور برای افزایش عرضه، عاملی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. به همین دلیل، حتی سیگنالهای مبهم از پیشرفت یا توقف مذاکرات، میتواند واکنش قیمتی ایجاد کند.
بازار در حال حاضر به نظر میرسد سناریوی میانهای را در نظر گرفته است؛ نه خوشبینی افراطی نسبت به توافق سریع و نه بدبینی کامل نسبت به شکست دیپلماسی. این سناریوی میانه، خود را در نوسانات محدود اما رو به بالای قیمت نفت نشان میدهد.
چشمانداز کوتاهمدت قیمت نفت
در افق کوتاهمدت، به نظر میرسد قیمت نفت همچنان تحت تأثیر اخبار مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا، دادههای ذخایر نفت آمریکا و تحولات ژئوپولیتیکی باقی بماند. تا زمانی که ابهام در این حوزهها ادامه دارد، بازار نیز تمایل دارد در سطوح فعلی یا کمی بالاتر نوسان کند و از اتخاذ مواضع تهاجمی پرهیز نماید.
تحلیلگران معتقدند هرگونه نشانه روشن از پیشرفت قابل توجه در مذاکرات یا برعکس، تشدید تنشها، میتواند جهت حرکت قیمتها را به سرعت تغییر دهد. در عین حال، دادههای اقتصادی و مصرف انرژی در اقتصادهای بزرگ نیز به عنوان مکمل این عوامل عمل خواهند کرد.
جمعبندی
افزایش قیمت نفت در معاملات روز چهارشنبه را میتوان حاصل همزمانی چند عامل کلیدی دانست؛ از تداوم مذاکرات ایران و آمریکا و ارزیابی بازار از پیامدهای آن گرفته تا استمرار بیثباتیهای ژئوپولیتیکی و انتظار برای دادههای ذخایر نفت آمریکا. بازار نفت در حال حاضر در نقطهای قرار دارد که هر خبر سیاسی یا اقتصادی میتواند کفه ترازو را به سرعت تغییر دهد. در چنین فضایی، رفتار محتاطانه معاملهگران و نوسانات کنترلشده قیمتها، بازتابی از عدم قطعیت حاکم بر آینده کوتاهمدت بازار انرژی است؛ آیندهای که بیش از هر زمان دیگری به تحولات دیپلماتیک و ژئوپولیتیکی گره خورده است.






