وقتی باخت عادی میشود؛ هشدار جدی یک پیشکسوت به استقلال
شکست استقلال برابر الحسین اردن، تنها یک باخت ساده در کارنامه آبیها نبود؛ این نتیجه، بار دیگر زخم کهنهای را باز کرد که سالهاست هواداران استقلال با آن دستوپنجه نرم میکنند؛ زخم فاصله گرفتن از استانداردهای قهرمانی، از شخصیت برنده و از انتظاری که نام استقلال با خود یدک میکشد. علیرضا اکبرپور، پیشکسوت صریحاللهجه آبیها، در ارزیابی این دیدار، با نگاهی تحلیلی و بیپرده، به نقاط ضعف فنی، ذهنی و ساختاری استقلال پرداخت و تصویری نگرانکننده از وضعیت این تیم ترسیم کرد؛ تصویری که برای بسیاری از هواداران، تلخ اما آشناست.
حق استقلال برد نبود؛ نتیجه آیینه کیفیت است
اکبرپور در ابتدای تحلیل خود، به سراغ مهمترین پرسش بعد از بازی رفت؛ آیا استقلال مستحق برد بود یا نه. او با قاطعیت تأکید کرد که اگر تیمی شایسته پیروزی باشد، بهسادگی نتیجه را واگذار نمیکند. از نگاه او، استقلال شاید در مقاطعی بد بازی نکرده باشد، اما فوتبال حرفهای تنها با «بد نبودن» معنا پیدا نمیکند. معیار موفقیت، نتیجه است و تیمی که نمیبرد، در نهایت خوب هم بازی نکرده است. این نگاه، تفاوت فوتبال نتیجهگرا با فوتبال توجیهمحور را نشان میدهد؛ جایی که عملکرد ظاهری نمیتواند ضعف در گلزنی و ناتوانی در مدیریت لحظات حساس را پنهان کند.
ترجیح هوادار؛ بد بازی کن اما نباز
یکی از جملات کلیدی اکبرپور، بازتابدهنده ذهنیت بخش بزرگی از هواداران استقلال است. او تصریح کرد که بسیاری از هواداران حاضرند تیمشان بد بازی کند اما نتیجه را واگذار نکند. این جمله، نشانه تغییر انتظارات در میان تماشاگرانی است که سالهاست از فراز و نشیبهای استقلال خسته شدهاند. از نگاه این پیشکسوت، وقتی تیمی نتیجه نمیگیرد، یعنی در مجموع بد بازی کرده و شکست مقابل تیمی مانند الحسین، آن هم به شکلی که استقلال متحمل آن شد، قابل توجیه نیست. این تحلیل، بار دیگر این حقیقت را یادآوری میکند که در فوتبال حرفهای، کیفیت واقعی در تابلو نتیجه دیده میشود.
عادت تلخ به باخت؛ زنگ خطر برای هویت استقلال
شاید تندترین بخش صحبتهای اکبرپور، جایی بود که گفت هواداران به باخت استقلال عادت کردهاند. این جمله، بیش از آنکه یک انتقاد فنی باشد، هشداری هویتی است. تیمی با سابقه استقلال، نباید به نقطهای برسد که شکستهایش عادی شود و حتی پیشکسوتانش تمایلی به دنبال کردن بازیها نداشته باشند. اکبرپور با صراحت اعلام کرد که استقلال به شکلی درآمده که دیگر اشتیاق گذشته برای تماشای بازیهایش وجود ندارد. این بیمیلی، خطرناکترین پیامد نتایج ضعیف است؛ از دست رفتن پیوند احساسی میان تیم و هوادار.
قهرمانی آسیا با شکست مقابل الحسین همخوانی ندارد
اکبرپور در ادامه، تناقض میان شعار و واقعیت را برجسته کرد. او تأکید کرد تیمی که از قهرمانی در آسیا سخن میگوید، نباید مقابل تیمی مانند الحسین اردن شکست بخورد. این باخت، نهتنها از نظر فنی، بلکه از منظر ذهنی و شخصیتی نیز ضربهزننده است. چنین نتایجی باعث ریزش هواداران میشود؛ هوادارانی که انتظار دارند تیمشان حداقل برابر رقبایی با سطح پایینتر، اقتدار و برتری خود را نشان دهد. از نگاه این پیشکسوت، استقلال با چنین نتایجی، سرمایه اجتماعی خود را به خطر میاندازد.
ضعفهای فنی؛ از دفاع تا میانه میدان
تحلیل اکبرپور تنها به نتیجه محدود نماند. او با نگاهی فنی، به ضعفهای ساختاری استقلال اشاره کرد و گفت این تیم نهتنها در خط دفاع، بلکه در خط هافبک نیز مشکل دارد. به اعتقاد او، استقلال در حال حاضر بیش از حد به وینگرهای چپ و راست خود وابسته است و همین موضوع، نقطه آسیبپذیری بزرگی ایجاد کرده است. اگر حریف بتواند این کانالها را ببندد، استقلال عملاً حرفی برای گفتن نخواهد داشت. این وابستگی، نشانه نبود تنوع تاکتیکی و ضعف در طراحی حملات از عمق زمین است.
موقعیتسازی بدون بهرهبرداری؛ داستان تکراری استقلال
یکی از نکات مهمی که اکبرپور بر آن تأکید کرد، تفاوت در استفاده از موقعیتها بود. به گفته او، استقلال در این بازی موقعیتهایی داشت که تیم الحسین از آن بیبهره بود. با این حال، تیم اردنی از تنها فرصت خود استفاده کرد و به گل رسید، در حالی که استقلال موقعیتهایش را به راحتی از دست داد. این تفاوت، مرز میان تیمهای برنده و بازنده را مشخص میکند. فوتبال در سطح حرفهای، بیش از هر چیز به کارایی نیاز دارد و استقلال بار دیگر نشان داد که در این مؤلفه دچار مشکل جدی است.
اشباعشدگی و فاصله با سطح استقلال
اکبرپور در بخش دیگری از صحبتهایش، به وضعیت بازیکنان اشاره کرد و گفت برخی از بازیکنان استقلال اشباع شدهاند و انگیزه لازم را ندارند، در حالی که برخی دیگر اساساً در حد نام و جایگاه استقلال نیستند. این ترکیب نامتوازن، فشار مضاعفی بر تیم وارد میکند و باعث میشود هواداران ناچار به تحمل بازیکنانی شوند که انتظارات را برآورده نمیکنند. این نقد، بار دیگر لزوم بازنگری در سیاستهای جذب، حفظ و انگیزش بازیکنان را یادآوری میکند.
الحسین برنده نبود؛ استقلال بازنده شد
از نگاه اکبرپور، الحسین تیمی نبود که استقلال را شکست دهد؛ این استقلال بود که با استفاده نکردن از موقعیتها و اشتباهات خود، نتیجه را واگذار کرد. او با تأکید بر اینکه فوتبال برد و باخت دارد، خاطرنشان کرد برخی شکستها قابل پذیرشاند، اما این باخت از آن دست نبود. وقتی حریف تنها یک موقعیت دارد و همان را به گل تبدیل میکند، در حالی که استقلال چندین فرصت را از دست میدهد، مشکل در کیفیت تصمیمگیری و تمرکز است؛ مسائلی که بارها در بازیهای اخیر استقلال دیده شده است.
جمعبندی؛ استقلال در تقاطع تصمیمهای بزرگ
سخنان علیرضا اکبرپور، فراتر از یک نقد احساسی پس از شکست، تصویری جامع از بحران استقلال ارائه میدهد؛ بحرانی که از نتیجه آغاز میشود اما به هویت، انگیزه و ساختار تیمی میرسد. عادی شدن باختها، فاصله گرفتن از استانداردهای قهرمانی آسیا، ضعف در خطوط کلیدی و ناتوانی در استفاده از موقعیتها، همگی نشانههایی هستند که نمیتوان از کنارشان ساده گذشت. استقلال اگر میخواهد دوباره اعتماد هوادارانش را به دست آورد، نیازمند تصمیمهای جدی، شجاعانه و کارشناسی است؛ تصمیمهایی که از تغییر نگاه نتیجهمحور آغاز میشود و تا اصلاح ساختار فنی و ذهنی تیم ادامه مییابد. در غیر این صورت، هشدار پیشکسوتان ممکن است به واقعیتی تلختر تبدیل شود؛ واقعیتی که در آن، نام استقلال دیگر تضمینی برای پیروزی نیست.






