چرا طلا دوباره از نقره پیشی میگیرد؟
تحولات اخیر بازار فلزات گرانبها بار دیگر نگاهها را به سمت طلا بهعنوان پناهگاه امن سرمایه جلب کرده است. در شرایطی که اقتصاد جهانی با مجموعهای از نااطمینانیهای مزمن، از سیاستهای پولی انقباضی گرفته تا تنشهای ژئوپلیتیکی و جنگهای منطقهای، دستوپنجه نرم میکند، تحلیلگران بینالمللی از تقویت موقعیت طلا نسبت به سایر داراییها سخن میگویند. تازهترین گزارش بلومبرگ به نقل از دیوید ویلسون، مدیر استراتژی کالا در بانک چندملیتی فرانسوی بیانپی پاریبا، حاکی از آن است که نسبت طلا به نقره در ماهها و حتی فصلهای پیشرو میتواند بیش از این افزایش یابد؛ روندی که پیامدهای مهمی برای سرمایهگذاران و سیاستگذاران پولی خواهد داشت.
طلا در مرکز توجه بازارهای جهانی
بر اساس ارزیابی ویلسون، نسبت طلا به نقره هرچند در حال حاضر پایینتر از میانگین دو ساله خود قرار دارد و در محدوده ۸۰ نوسان میکند، اما بار دیگر مسیر صعودی را در پیش گرفته است. این نسبت بهطور سنتی یکی از شاخصهای سنجش میزان ریسکگریزی سرمایهگذاران محسوب میشود؛ به این معنا که هرچه فضای اقتصاد جهانی ناامنتر و غیرقابل پیشبینیتر باشد، تمایل به نگهداری طلا در برابر نقره افزایش مییابد. ویلسون تاکید میکند که همچنان جا برای عمیقتر شدن این شکاف وجود دارد، چرا که طلا در مقایسه با نقره سطح بالاتری از محافظت در برابر ریسک ارائه میدهد.
از نگاه تحلیلگران، طلا نهتنها یک کالای فیزیکی بلکه یک دارایی مالی با کارکرد ذخیره ارزش است. همین ویژگی باعث شده در دورههای تورمی، رکودی یا بحرانهای ژئوپلیتیکی، نقش پررنگتری در سبد دارایی سرمایهگذاران ایفا کند. در مقابل، نقره علاوه بر وجه سرمایهای، وابستگی بیشتری به تقاضای صنعتی دارد و همین امر آن را در برابر نوسانات چرخههای اقتصادی آسیبپذیرتر میکند.
نقش بانکهای مرکزی در تقویت چشمانداز طلا
یکی از مهمترین محرکهای بلندمدت بازار طلا، تداوم خرید این فلز زرد از سوی بانکهای مرکزی جهان است. به گفته ویلسون، خریدهای پیوسته بانکهای مرکزی، چشمانداز قیمتی طلا را بهطور معناداری تقویت کرده است. در همین راستا، بانک مرکزی لهستان ماه گذشته اعلام کرد ۱۵۰ تن دیگر طلا به ذخایر خود افزوده است؛ اقدامی که جایگاه این کشور را بهعنوان بزرگترین خریدار طلا در سال گذشته تثبیت کرد.
این روند محدود به اروپا نیست. بانک مرکزی چین نیز بنا بر گزارش بلومبرگ، در ژانویه ۲۰۲۶ برای پانزدهمین ماه متوالی به خرید طلا ادامه داده است. استمرار چنین خریدهایی نشاندهنده راهبردی بلندمدت برای کاهش وابستگی به ارزهای ذخیره سنتی و افزایش تابآوری مالی در برابر شوکهای خارجی است. تحلیلگران معتقدند همین تقاضای نهادی پایدار، کف محکمی برای قیمت طلا ایجاد کرده و ریسک افت شدید آن را کاهش میدهد.
ورود سرمایه به صندوقهای قابل معامله طلا
در کنار بانکهای مرکزی، جریانهای سرمایهگذاری نیز به نفع طلا در حرکتاند. دادهها نشان میدهد که ورود سرمایه به صندوقهای قابل معامله طلا، موسوم به ETFها، علیرغم نوسانات کوتاهمدت و عقبنشینی مقطعی در هفتههای اخیر، همچنان در سطحی پایدار باقی مانده است. این موضوع بیانگر آن است که سرمایهگذاران خرد و نهادی، طلا را بهعنوان پوشش ریسک در برابر بیثباتیهای اقتصادی حفظ کردهاند.
کارشناسان بازار بر این باورند که رفتار ETFها اغلب پیشنگر است و میتواند جهت کلی بازار را منعکس کند. پایداری این جریانها، حتی در دورههایی که قیمتها دچار اصلاح میشود، نشانهای از اعتماد بلندمدت به طلا تلقی میشود؛ عاملی که در نهایت به افزایش فاصله طلا با نقره منجر خواهد شد.
اجماع بانکهای بزرگ درباره رشد دوباره طلا
بلومبرگ در گزارش خود اشاره میکند که تنها بیانپی پاریبا نیست که دیدگاهی مثبت نسبت به آینده طلا دارد. بسیاری از بانکها و شرکتهای بزرگ مدیریت دارایی، از جمله دویچهبانک و گلدمن ساکس، با استناد به محرکهای ساختاری تقاضا، پیشبینی کردهاند که قیمت طلا بار دیگر وارد مسیر صعودی خواهد شد. این محرکها شامل تداوم خرید بانکهای مرکزی، بدهیهای بالای دولتها، نااطمینانی سیاستهای پولی و تشدید ریسکهای ژئوپلیتیکی است.
چنین اجماعی در میان نهادهای مالی بزرگ، پیام روشنی برای بازار دارد: طلا نهتنها یک دارایی کوتاهمدت، بلکه بخشی جداییناپذیر از راهبردهای سرمایهگذاری بلندمدت است. در مقابل، نقره به دلیل ماهیت دوگانه خود، همزمان از تحولات بازارهای کالایی و صنعتی تاثیر میپذیرد و همین امر چشمانداز آن را پیچیدهتر میکند.
نقره زیر فشار نوسانات و افت تقاضای فیزیکی
در سوی دیگر بازار، نقره طی ماههای اخیر نوسانات شدیدی را تجربه کرده است. بخش عمده این نوسانات ناشی از خرید فیزیکی قوی، بهویژه در بازارهای آسیایی، بوده است. با این حال، نشانههای تازه حاکی از آن است که این تقاضا در حال فروکش کردن است. عرضه نقره به اروپا و آسیا افزایش یافته و بازار فیزیکی علائم کاهش عطش خرید را بروز داده است.
ویلسون در این باره به تعطیلات پیشرو به مناسبت سال نو قمری اشاره میکند و معتقد است این عامل میتواند به کاهش تقاضای نقره در چین منجر شود. از آنجا که چین یکی از بازیگران کلیدی بازار نقره محسوب میشود، هرگونه افت تقاضا در این کشور میتواند اثرات قابل توجهی بر قیمتهای جهانی داشته باشد. این وضعیت در تضاد با بازار طلاست که تقاضای آن کمتر تحت تاثیر تعطیلات یا چرخههای کوتاهمدت قرار میگیرد.
نسبت طلا به نقره بهعنوان شاخص ریسکسنجی
نسبت طلا به نقره همواره یکی از ابزارهای تحلیلی مهم برای سنجش شرایط کلان اقتصادی بوده است. افزایش این نسبت معمولاً به معنای تشدید ریسکهای سیستماتیک و گرایش سرمایهگذاران به داراییهای امنتر است. در شرایط فعلی، که اقتصاد جهانی با چشمانداز رشد ضعیف، بدهیهای بالا و تنشهای سیاسی مواجه است، افزایش این نسبت میتواند هشداری درباره تداوم فضای نااطمینان باشد.
تحلیلگران معتقدند اگر روند کنونی ادامه یابد و عوامل حمایتی طلا تقویت شود، نسبت طلا به نقره میتواند از سطوح فعلی فراتر رود و حتی رکوردهای جدیدی را تجربه کند. چنین سناریویی به معنای فشار مضاعف بر بازار نقره و تقویت جایگاه طلا در سبد دارایی جهانی خواهد بود.
جمعبندی
مجموع دادهها و تحلیلهای ارائهشده از سوی بلومبرگ و اظهارات مدیر استراتژی کالای بیانپی پاریبا نشان میدهد که طلا در مقطع کنونی و چشمانداز پیشرو، همچنان دست بالا را نسبت به نقره دارد. تداوم خرید بانکهای مرکزی، پایداری جریانهای سرمایهگذاری و اجماع بانکهای بزرگ درباره رشد دوباره قیمت طلا، همگی عواملی هستند که فاصله این فلز زرد با نقره را افزایش میدهند. در مقابل، نقره با وجود جهشهای مقطعی، به دلیل وابستگی به تقاضای صنعتی و نوسانات بازار فیزیکی، از سطح محافظت در برابر ریسک کمتری برخوردار است. بر این اساس، میتوان گفت نسبت طلا به نقره در ماههای آینده نهتنها یک عدد، بلکه بازتابی از وضعیت پرریسک اقتصاد جهانی خواهد بود.






