ریزش ادامهدار شاخصها و فرار پول حقیقی؛ آیا بورس راه بازگشت دارد؟
بازار سرمایه در معاملات روز شنبه صحنه تداوم فضای احتیاط و غلبه رفتارهای هیجانی منفی بود؛ فضایی که اجازه نداد بهبود نسبی حجم معاملات نسبت به پایان هفته قبل، به تقویت تقاضا منجر شود. نتیجه این شرایط، عقبنشینی گسترده قیمتها، برتری محسوس عرضه و ثبت یکی از روزهای منفی بازار در بهمنماه بود. آمارها نشان میدهد ۷۸ درصد نمادهای بورسی در محدوده منفی معامله شدند؛ نشانهای روشن از آنکه بدبینی در سطحی فراگیر بر ذهن معاملهگران حاکم شده و بازار هنوز از فاز تردید خارج نشده است.
شاخص کل بورس تهران با افت ۴۳ هزار و ۷۱۹ واحدی، معادل ۱.۰۸ درصد کاهش یافت و در سطح سه میلیون و ۹۸۶ هزار و ۱۰۱ واحد متوقف شد. این افت به معنای از دست رفتن دوباره کانال مهم و روانی چهار میلیون واحدی بود؛ سطحی که طی ماههای اخیر بارها بهعنوان مرز امید و ناامیدی بازار عمل کرده بود. همزمان شاخص هموزن نیز با کاهش ۰.۵۱ درصدی، ضعف تقاضا را نه فقط در نمادهای بزرگ، بلکه در کلیت بازار به نمایش گذاشت.
غلبه عرضه و تداوم رفتار هیجانی معاملهگران
بررسی رفتار معاملاتی بازار نشان میدهد که هرچند ارزش معاملات خرد نسبت به روزهای پایانی هفته قبل اندکی بهبود داشت، اما این افزایش نتوانست موازنه عرضه و تقاضا را به نفع خریداران تغییر دهد. در عمل، این فروشندگان بودند که دست بالا را داشتند و از هر فرصت کوتاهمدت برای خروج از بازار استفاده کردند. چنین الگویی معمولاً در دورههایی شکل میگیرد که چشمانداز کوتاهمدت مبهم است و معاملهگران ترجیح میدهند بهجای پذیرش ریسک، نقدشوندگی را در اولویت قرار دهند.
فضای هیجانی منفی که از هفتههای گذشته شکل گرفته، همچنان بر تصمیمگیری فعالان بازار سایه انداخته است. این هیجان منفی نهتنها مانع ورود سرمایه جدید شده، بلکه سرمایههای موجود را نیز به سمت خروج سوق داده است. نتیجه طبیعی این روند، افزایش تعداد نمادهای منفی و کاهش انگیزه برای خرید در قیمتهای فعلی است؛ حتی در سهمهایی که از منظر بنیادی در سطوح جذابتری قرار گرفتهاند.
شکست کانال چهار میلیونی و پیامدهای روانی آن
از منظر روانی و تکنیکال، از دست رفتن کانال چهار میلیون واحدی برای شاخص کل اهمیت بالایی دارد. این سطح طی ماههای اخیر بهعنوان یک حمایت ذهنی عمل میکرد و بسیاری از معاملهگران آن را مرزی برای سنجش ریسک بازار میدانستند. شکست این کانال، پیامی منفی به بازار ارسال کرد و انتظارات نزولی را تقویت نمود.
در چنین شرایطی، معمولاً رفتارهای تدافعی شدت میگیرد. سرمایهگذاران کوتاهمدت با مشاهده شکست حمایتها، بهسرعت از بازار خارج میشوند و سرمایهگذاران میانمدت نیز ترجیح میدهند تا روشن شدن شرایط، دست به عصا حرکت کنند. این چرخه میتواند به فشار فروش بیشتر منجر شود؛ مگر آنکه محرک قدرتمندی، چه در قالب اخبار مثبت و چه از مسیر ورود نقدینگی سنگین، بتواند معادلات را تغییر دهد.
خروج پول حقیقی؛ نشانهای از بیاعتمادی عمیق
یکی از مهمترین نشانههای وضعیت فعلی بورس، جریان منفی نقدینگی است. در معاملات روز شنبه، بیش از هزار و ۵۲۶ میلیارد تومان پول حقیقی از بازار سهام خارج شد؛ رقمی که بخش قابل توجهی از آن به نمادهای بزرگ و شاخصساز اختصاص داشت. خروج پول از لیدرهای بازار، معمولاً سیگنالی قوی از افزایش ریسکگریزی و کاهش اعتماد سرمایهگذاران به روند کوتاهمدت بازار است.
این در حالی است که همزمان صندوقهای طلا با ورود نسبی سرمایه مواجه شدند. چنین جابهجاییای نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران ترجیح دادهاند داراییهای امنتر و کمریسکتر را جایگزین سهام کنند. حرکت نقدینگی از بورس به سمت طلا، پیامی روشن دارد: بازار سهام در حال حاضر نتوانسته نقش پناهگاه سرمایه را ایفا کند و نااطمینانیهای موجود، وزن بیشتری نسبت به جذابیتهای قیمتی پیدا کردهاند.
بیاثر شدن سیگنالهای بازارهای موازی
نکته قابل توجه در معاملات اخیر این است که حتی کاهش نسبی قیمت در بازارهای ارز و طلا نیز نتوانست به شکل معناداری تقاضا را به بورس بازگرداند. در شرایط عادی، افت بازارهای موازی میتواند به افزایش جذابیت سهام منجر شود، اما اینبار چنین مکانیزمی عمل نکرد. این موضوع بیانگر عمق نگرانیها و غالب بودن ریسکهای غیراقتصادی بر ذهن فعالان بازار است.
به بیان دیگر، معاملهگران بیش از آنکه به متغیرهای قیمتی توجه کنند، به ریسکهای کلان و فضای خبری واکنش نشان میدهند. تا زمانی که این ریسکها کاهش نیابد، انتظار نمیرود صرفاً با افت سایر بازارها، شاهد بازگشت قدرتمند تقاضا به بورس باشیم.
سیاست و دیپلماسی؛ متغیر تعیینکننده مسیر بورس
بررسی فضای خبری نشان میدهد که در مقطع کنونی، اخبار منفی در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی وزن بیشتری پیدا کردهاند. افزایش نگرانیها از تنشهای سیاسی، باعث شده بخش قابل توجهی از سرمایهگذاران ریسک حضور در بازار سهام را نپذیرند و به سمت داراییهای کمنوسانتر حرکت کنند. این موضوع بهویژه برای بازار سرمایه ایران که بهشدت به متغیرهای سیاسی حساس است، اهمیت دوچندان دارد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده که هرگونه ابهام یا تشدید تنش در عرصه سیاست خارجی، میتواند به سرعت بر انتظارات بازار اثر بگذارد و جریان نقدینگی را تغییر دهد. در مقابل، انتشار اخبار مثبت از مذاکرات یا بهبود روابط دیپلماتیک، معمولاً بهعنوان محرکی برای افزایش ریسکپذیری و بازگشت تقاضا عمل میکند.
چشمانداز تکنیکال و سناریوهای پیشرو
از منظر تکنیکالی، شکست کانال چهار میلیون واحدی سیگنال ضعف محسوب میشود و در صورت تثبیت شاخص در سطوح پایینتر، احتمال حرکت به سمت حمایتهای بعدی افزایش مییابد. در چنین شرایطی، بازار برای تغییر مسیر نیازمند عاملی قوی است؛ عاملی که بتواند انتظارات را تغییر دهد و جریان تازهای از نقدینگی را وارد معاملات کند.
سناریوی خوشبینانه برای بورس، انتشار خبرهایی در جهت کاهش تنشهای سیاسی یا پیشرفت در مذاکرات دیپلماتیک است. در این حالت، میتوان به بازگشت نسبی تقاضا و تلاش شاخص برای بازیابی سطوح از دست رفته امیدوار بود. اما در سناریوی غالب فعلی که احتمال تداوم یا تشدید ریسکهای سیاسی مطرح است، فضای احتیاط همچنان بر بازار حاکم خواهد بود و فشار فروش میتواند ادامه پیدا کند.
پیشبینی بورس یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
با توجه به دادههای فعلی بازار، روند شاخصها، خروج پول حقیقی و فضای خبری، انتظار میرود بورس در معاملات یکشنبه نیز با تمایل نزولی یا دستکم نوسانات منفی همراه باشد. هرچند ممکن است در برخی نمادها واکنشهای کوتاهمدت و نوسانگیری مشاهده شود، اما در سطح کلان، بازار همچنان در فاز تدافعی باقی خواهد ماند.
در چنین فضایی، معاملهگران بیش از هر چیز به مدیریت ریسک توجه خواهند کرد و احتمالاً حجم معاملات در بسیاری از نمادها پایین میماند. خروج از این فاز، تنها در صورتی امکانپذیر است که نااطمینانی سیاسی بهطور ملموس کاهش یابد و سیگنالهای مثبتی از بیرون بازار مخابره شود.
جمعبندی
مجموعه تحولات معاملات اخیر بورس تهران نشان میدهد بازار سهام در مقطع حساسی قرار گرفته است. افت همزمان شاخص کل و هموزن، خروج سنگین پول حقیقی، شکست سطح روانی چهار میلیون واحد و حرکت نقدینگی به سمت داراییهای امنتر، همگی بر یک واقعیت تأکید دارند: اعتماد کوتاهمدت به بازار تضعیف شده و معاملهگران در موضع دفاعی قرار گرفتهاند. در این شرایط، بورس بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی و فضای دیپلماسی وابسته شده و مسیر آینده آن نه فقط از دل نمودارها، بلکه از دل اخبار و تصمیمات کلان عبور میکند. تا زمانی که این نااطمینانیها کاهش نیابد، نمیتوان انتظار تغییر پایدار روند و بازگشت قدرتمند تقاضا را داشت.






