پشت پرده نیمکت استقلال فاش شد
شکست استقلال مقابل الحسین، تنها یک باخت ساده در تقویم فشرده فصل نبود، بلکه به جرقهای تبدیل شد که بار دیگر بحران همیشگی مدیریت و نیمکت این باشگاه پرهوادار را آشکار کرد. نتیجهای که در ظاهر میتوانست در چارچوب نوسانات طبیعی فوتبال تحلیل شود، در عمل موجی از تردید، شایعه و گمانهزنی را پیرامون آینده ریکاردو ساپینتو به راه انداخت و نشان داد که استقلال همچنان با چالش تصمیمگیریهای دوگانه در سطوح مدیریتی دست به گریبان است.
حمایت رسمی مدیران استقلال از ساپینتو
پس از پایان دیدار با الحسین، نخستین واکنش رسمی مدیران استقلال تلاش برای کنترل فضا و کاستن از التهاب بود. مسئولان باشگاه بهصورت علنی هرگونه برنامه برای تغییر سرمربی را رد کردند و تأکید داشتند که در این مقطع از فصل، ثبات فنی اولویت اصلی استقلال است. در مواضع رسانهای، از ادامه همکاری با سرمربی پرتغالی سخن گفته شد و این پیام به هواداران منتقل شد که باشگاه به برنامههای ساپینتو اعتماد دارد و شکست اخیر، دلیل کافی برای تغییر مسیر نیست.
این موضعگیریها در نگاه نخست منطقی و حرفهای به نظر میرسید. استقلال در فصلهای اخیر بارها تاوان تغییرات شتابزده روی نیمکت را داده و تجربه نشان داده است که هر تصمیم احساسی، هزینهای چندبرابر برای باشگاه به همراه دارد. با این حال، واقعیتهای پشت پرده تصویر متفاوتی را ترسیم میکند.
نشانههای تردید در پشت پرده باشگاه
در حالی که مدیران استقلال در گفتوگوهای رسمی از حمایت قاطع خود از ساپینتو صحبت میکردند، تحرکاتی در داخل باشگاه مشاهده شد که با این ادعا همخوانی نداشت. شنیدهها از جلسات غیررسمی و تماسهایی حکایت داشت که نشان میداد برخی مدیران، همزمان با اعلام حمایت علنی، در حال بررسی گزینههای جایگزین برای نیمکت هستند.
این دوگانگی رفتاری، بار دیگر سوالات جدی درباره انسجام مدیریتی در استقلال ایجاد کرد. چگونه میتوان از یک سو بر ادامه همکاری با سرمربی تأکید داشت و از سوی دیگر، بهدنبال مذاکره با گزینههای دیگر بود. چنین رویکردی نه تنها پیام روشنی به کادر فنی و بازیکنان منتقل نمیکند، بلکه میتواند تمرکز تیم را در آستانه دیدارهای حساس از بین ببرد.
شایعه مذاکره با دراگان اسکوچیچ
یکی از جدیترین شایعات مطرحشده در روزهای اخیر، مذاکره مدیران استقلال با دراگان اسکوچیچ بود. سرمربی کرواتی که سابقه هدایت تیم ملی ایران و حضور در فوتبال باشگاهی کشور را در کارنامه دارد، بهعنوان یکی از گزینههای بالقوه جانشینی ساپینتو مطرح شد. این شایعه زمانی رنگ واقعیت به خود گرفت که یکی از مدیران ارشد استقلال در پاسخ به پیگیری خبرنگار فارس، بهصورت غیرمستقیم اصل ماجرا را تأیید کرد و با جملهای کنایهآمیز عنوان کرد که شایعه در فوتبال از رگ گردن به ما نزدیکتر است.
هرچند این پاسخ بهظاهر طفرهآمیز بود، اما برای بسیاری از ناظران معنایی جز تأیید ضمنی مذاکرات نداشت. نام اسکوچیچ، بهعنوان مربیای با تجربه بینالمللی و شناخت از فوتبال ایران، میتواند برای بخشی از مدیران استقلال جذاب باشد، اما طرح چنین گزینهای در مقطع حساس فصل، خود نشاندهنده تزلزل در تصمیمگیری است.
گزینه ایرانی؛ بازگشت یک نام آشنا
در کنار اسکوچیچ، اطلاعاتی به دست رسیده که حکایت از گفتوگو با یک سرمربی ایرانی دارد؛ مربیای که طی سالیان اخیر افتخارات قابل توجهی در لیگ برتر کسب کرده و در حال حاضر بدون تیم است. نام این مربی پیشتر نیز در حوالی نیمکت استقلال شنیده شده بود و حتی در فصل گذشته، شایعاتی درباره انتخاب او بهعنوان سرمربی مطرح شد؛ شایعاتی که در آن مقطع برای بسیاری از هواداران عجیب و دور از باور بود.
مذاکره همزمان با گزینه خارجی و داخلی، نشان میدهد که برخی مدیران استقلال بهدنبال باز گذاشتن همه مسیرها هستند، بدون آنکه تکلیف مسیر اصلی مشخص باشد. این وضعیت، بیش از هر چیز، نبود یک استراتژی روشن در مدیریت باشگاه را برجسته میکند.
تاثیر شایعات بر تمرکز تیم
استقلال در شرایطی قرار دارد که هر بازی میتواند نقش تعیینکنندهای در سرنوشت فصل داشته باشد. نبرد حساس پیش رو مقابل الحسین، از آن دسته دیدارهایی است که نیازمند تمرکز کامل کادر فنی و بازیکنان است. با این حال، انتشار شایعات مربوط به آینده نیمکت، خواه ناخواه فضای روانی تیم را تحت تاثیر قرار میدهد.
بازیکنانی که از آینده سرمربی خود مطمئن نیستند، نمیتوانند با آرامش کامل برنامههای فنی را اجرا کنند. از سوی دیگر، خود ساپینتو نیز در چنین فضایی، ناچار است بخشی از انرژی خود را صرف مدیریت حواشی کند؛ انرژیای که باید صرف آمادهسازی فنی تیم شود.
تناقض در گفتار و رفتار مدیران
یکی از نکات قابل تأمل در ماجرای اخیر، تناقض آشکار میان گفتار و رفتار برخی مدیران استقلال است. از یک سو، در محافل رسمی و رسانهای، حمایت از ساپینتو جار زده میشود و از سوی دیگر، در پشت پرده، مذاکرات با گزینههای جایگزین دنبال میشود. این رویکرد نه تنها به اعتماد عمومی هواداران لطمه میزند، بلکه اعتبار مدیریتی باشگاه را نیز زیر سوال میبرد.
هواداران استقلال که تجربه سالها بیثباتی را پشت سر گذاشتهاند، بهخوبی میدانند که چنین دوگانگیهایی در نهایت به تصمیمات عجولانه و پرهزینه منجر میشود. بیاعتمادی هوادار، بزرگترین آسیبی است که یک باشگاه میتواند متحمل شود و استقلال در سالهای اخیر بارها طعم آن را چشیده است.
ساپینتو؛ میان نتیجه و حاشیه
ریکاردو ساپینتو، از زمان حضور در استقلال، همواره چهرهای پرحاشیه بوده است. سبک رفتاری خاص، واکنشهای احساسی کنار خط و درگیریهای گاه و بیگاه با داوران و رقبا، بخشی از تصویری است که از او در ذهن افکار عمومی شکل گرفته است. با این حال، نمیتوان نقش او در برخی موفقیتهای فنی استقلال را نادیده گرفت.
قضاوت درباره عملکرد ساپینتو، نیازمند نگاهی جامع به شرایط فنی، مدیریتی و حتی زیرساختی باشگاه است. تغییر سرمربی، بدون حل ریشهای مشکلات مدیریتی، بعید است گرهای از کار استقلال باز کند و چهبسا بحرانهای تازهای بیافریند.
جمعبندی؛ استقلال و آزمون بلوغ مدیریتی
ماجرای شکست مقابل الحسین و شایعات پیرامون نیمکت استقلال، بار دیگر این پرسش اساسی را مطرح میکند که آیا مدیران باشگاه به بلوغ لازم برای مدیریت یک تیم بزرگ رسیدهاند یا خیر. حمایت واقعی از سرمربی، به معنای ایستادن پشت او در عمل است، نه صرفاً در کلام. اگر قرار بر تغییر است، شفافیت و زمانبندی درست اهمیت دارد و اگر تصمیم به ادامه همکاری گرفته شده، هرگونه مذاکره پنهانی باید متوقف شود.
استقلال در مقطعی حساس از فصل قرار دارد و هر تصمیم اشتباه میتواند تبعاتی جبرانناپذیر به همراه داشته باشد. آنچه بیش از نام ساپینتو، اسکوچیچ یا هر گزینه دیگری اهمیت دارد، داشتن یک استراتژی روشن و یکپارچه است؛ مسیری که اگر بهدرستی انتخاب نشود، بحران نیمکت استقلال همچنان بهعنوان داستانی تکراری در فوتبال ایران ادامه خواهد داشت.






