تمدید اوسمار ویرا؛ انتخاب ثبات در دل طوفان تغییرات پرسپولیس
پرسپولیس در مقطعی حساس از تاریخ معاصر خود، تصمیمی گرفت که بیش از آنکه صرفاً یک تمدید قراردادی باشد، معنای یک چرخش راهبردی را با خود حمل میکند. اعلام رسمی فعال شدن بند تمدید قرارداد اوسمار ویرا، درست در زمانی صورت گرفت که شایعات درباره حضور احتمالی حسین عبدی و حتی بازگشت گزینههای قدیمی، فضای رسانهای و هواداری را ملتهب کرده بود. این تصمیم، در واقع تلاشی آگاهانه برای تزریق آرامش فنی به تیمی است که در دو فصل اخیر و پس از جدایی یحیی گلمحمدی، درگیر یک چرخه فرساینده از تغییرات شتابزده و کوتاهمدت شده بود.
نکته کلیدی در این تمدید، نه خودِ ادامه همکاری، بلکه محتوای آن است. باشگاه پرسپولیس در بیانیه رسمی خود از ارائه یک برنامه تحولخواه و توسعهگرا توسط اوسمار ویرا سخن گفت؛ برنامهای که بهعنوان شالوده شکلگیری پرسپولیس نوین معرفی شده و ظاهراً توانسته نظر نهایی هیئتمدیره را جلب کند. این رویکرد، پیامی روشن دارد: دوره مربیان موقت، تصمیمهای احساسی و واکنشی، و تغییرات ناشی از فشارهای مقطعی، باید به پایان برسد.
اهمیت انتخاب اوسمار ویرا در لحظهای حساس
تصمیم پرسپولیس برای فعالسازی بند تمدید قرارداد اوسمار ویرا، در ذات خود یک موضعگیری مدیریتی در برابر بحران بیثباتی است. از روزی که یحیی گلمحمدی از پرسپولیس جدا شد، نیمکت این تیم به صحنه آزمون و خطا تبدیل شد؛ اوسمار، گاریدو، کارتال، هاشمیان و حتی بازگشتهای کوتاهمدت کریم باقری، هرکدام بخشی از مسیر را پیمودند بیآنکه فرصت شکل دادن به یک پروژه کامل و منسجم را داشته باشند. نتیجه این چرخه، از دست رفتن هویت تاکتیکی و بروز سردرگمی در ترکیب و حتی ذهنیت بازیکنان بود.
انتخاب دوباره اوسمار ویرا در این مقطع، چند لایه مهم دارد. نخست، ایستادن مقابل وسوسه تغییر دوباره سرمربی پس از چند نتیجه ضعیف؛ وسوسهای که با داغ شدن شایعات مربوط به حسین عبدی، میتوانست بهسادگی عملی شود. دوم، پذیرش یک نگاه فراتر از یک فصل فوتبال و حرکت به سمت برنامهای که تغییر نسل و آیندهنگری را در دستور کار قرار میدهد. سوم، ارسال یک پیام روانی شفاف به بازیکنان و هواداران مبنی بر اینکه مدیریت باشگاه حاضر است حتی در شرایط فشار و انتقاد، ثبات را بر هیجانزدگی ترجیح دهد.
پیامدهای ثبات فنی در اردوگاه سرخ
مهمترین پیامد تمدید قرارداد اوسمار ویرا، فراهم شدن بستر لازم برای هویتبخشی دوباره به ساختار فنی پرسپولیس است. بزرگترین چالش سرخپوشان در فصول اخیر، ناتوانی در اجرای یک برنامه میانمدت بود؛ جایی که مربیان یا تیمی را تحویل میگرفتند که خودشان نبسته بودند، یا فرصت کافی برای پیادهسازی تفکراتشان نداشتند. کارلوس گاریدو زمانی به پرسپولیس آمد که بهترین بازیکنان تیم جدا شده بودند، و کارتال نیز در نیمفصل آمد و رفت تا تیمی که او بسته بود، با تفکرات مربی دیگری به میدان برود.
تمدید با اوسمار ویرا در این مقطع، به معنای پایان این دوره برزخی است. حالا او برای نخستین بار پس از دو فصل، این فرصت را دارد که تیمی را مطابق سلیقه، نیازها و فلسفه شخصی خود از ابتدا معماری کند. این ثبات میتواند بهعنوان کاتالیزوری برای شکلگیری واقعی پرسپولیس نوین عمل کند؛ تیمی که نه بر پایه جرقههای فردی، بلکه بر اساس یک ساختار تاکتیکی منسجم و پویا پیش میرود.
حمایت رسمی مدیریت از اوسمار، پیام روشنی برای بازیکنان نیز دارد. وقتی بازیکن بداند که سرمربی، صاحب بلامنازع نیمکت و مورد حمایت جدی مدیران است، سطح تمکین و انضباط تاکتیکی بهطور معناداری افزایش مییابد. پیامد مثبت دیگر این تصمیم، کاهش حواشی پیرامون نیمکت است؛ چرا که تمرکز باشگاه از جستوجوی گزینههای جایگزین، به سمت تقویت تیم و جذب مهرههای کلیدی تغییر جهت میدهد.
سروش و امید؛ قربانیان اجتنابناپذیر تغییر نسل
هر تغییر پارادایمی در یک ساختار ورزشی، بهویژه زمانی که با اهداف بلندمدت و جوانگرایی همراه باشد، نیازمند پرداخت هزینه است. پرسپولیس کنونی با میانگین سنی نسبتاً بالا، برای تطبیق با دیدگاه توسعهگرای اوسمار ویرا ناچار به تعدیل خواهد بود؛ تعدیلی که بهطور طبیعی بیش از همه بر دوش بازیکنان باتجربه سنگینی میکند. ستارههایی که در فصول گذشته، چه با تکیه بر توان فردی و چه به دلیل نبود جایگزین مناسب، جایگاه خود را حفظ کرده بودند، اکنون با مربیای مواجهاند که قصد دارد تیمش را از نو بسازد.
در این میان، بازیکنانی مانند سروش رفیعی، امید عالیشاه و بهویژه مرتضی پورعلیگنجی، که هرکدام نماد تجربه و تعصب هستند، در معرض ارزیابی مجدد قرار میگیرند. این موضوع الزاماً به معنای کنار گذاشتن کامل آنها نیست، اما به احتمال زیاد به کاهش نقش محوری و زمان بازیشان منجر خواهد شد تا فضا برای ظهور بازیکنانی با ظرفیت توسعه بالاتر فراهم شود. این انتخاب، تصمیمی دشوار برای مدیریت و کادر فنی است؛ تصمیمی میان حفظ آرامش روانی کوتاهمدت با اتکا به چهرههای محبوب، یا پذیرش ریسک دلخوری بخشی از هواداران برای تضمین پویایی و موفقیت تیم در آینده.
تجربه دوران برانکو ایوانکوویچ نشان داده که در صورت شکلگیری اعتماد میان سرمربی و بدنه هواداری، حتی تصمیمهای سخت نیز میتوانند به موفقیت منجر شوند. زمانی که برانکو دست به پوستاندازی تیم زد، بسیاری نگران جوان شدن ترکیب و جدایی چهرههای نامدار بودند، اما اعتماد هواداران به سرمربی، مسیر را هموار کرد. حال باید دید آیا این سطح از جسارت، اعتماد مدیریتی و صبر هواداران، در پروژه اوسمار ویرا نیز تکرار خواهد شد یا نه.
تمدید اوسمار ویرا؛ خبری ناخوشایند برای یحیی گلمحمدی
تمدید قرارداد اوسمار ویرا، معادلات نیمکتهای بزرگ فوتبال ایران را نیز تحت تأثیر قرار داد. یحیی گلمحمدی که پس از یک فصل نسبتاً موفق با فولاد، در فصل جدید با چالشهایی مانند حضور بازیکنان مسن و تیمی اشباعشده مواجه شد، در نهایت از این تیم جدا شد. نکته قابل توجه اینکه فولاد پس از جدایی او و با هدایت دستیارش، احیا شد. با این حال، بسیاری جدایی یحیی از فولاد را نشانهای از احتمال بازگشت او به پرسپولیس میدانستند.
در این میان، شایعاتی درباره حضور یحیی گلمحمدی در استقلال نیز مطرح شد؛ شایعاتی که اظهارات اخیر مدیران این باشگاه، مذاکره با او در فصل گذشته را بهنوعی تأیید کرد و نشان داد نشستن روی نیمکت استقلال برای یحیی خط قرمز مطلق نیست. اما حالا با توافق استقلال با سهراب و تمدید قرارداد اوسمار ویرا با پرسپولیس برای فصل آینده، یحیی گلمحمدی در شرایط فعلی از نیمکت دو تیم اصلی پایتخت دور مانده است.
جمعبندی
تمدید قرارداد اوسمار ویرا با پرسپولیس، بیش از یک تصمیم فنی ساده، نشانهای از تغییر رویکرد مدیریتی در این باشگاه است. انتخاب ثبات بهجای تغییرات شتابزده، پذیرش هزینههای کوتاهمدت برای دستیابی به اهداف بلندمدت، و تلاش برای بازتعریف هویت تاکتیکی تیم، مؤلفههایی هستند که این تصمیم را معنادار میکنند. پرسپولیس اکنون در آستانه یک پروژه جدید ایستاده است؛ پروژهای که موفقیت یا ناکامی آن، نهتنها به تواناییهای فنی اوسمار ویرا، بلکه به میزان حمایت مدیریت و صبر هواداران وابسته خواهد بود.






