نواتل
امارکتس

دیگنیتی و X55 در بازار جهانی چند؟ / سود نجومی مونتاژکاران از جیب مشتری ایرانی

دیگنیتی و X55 در بازار جهانی چند؟   سود نجومی مونتاژکاران از جیب مشتری ایرانی
سال‌هاست مردم ایران برای خرید خودرو، نه بهای واقعی محصول، بلکه جریمه زندگی در یک بازار انحصاری را می‌پردازند. دیگنیتی و X۵۵ تازه‌ترین نمونه‌های همین واقعیت‌اند؛ خودرو‌هایی با ریشه چینی و قیمت جهانی مشخص، که در ایران ناگهان چنان گران می‌شوند که انگار با استانداردی لوکس و خدماتی بی‌نقص عرضه شده‌اند. اما پرسش اینجاست: وقتی خروجی نهایی این است، سود این بازی دقیقاً به جیب چه کسی می‌رود؟
۱۵:۲۴ - ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۵
وانانیوز|

بازار خودروی ایران سال‌هاست به صحنه‌ای تبدیل شده که در آن، مصرف‌کننده ایرانی بهای ناکارآمدی، انحصار و طمع را یکجا می‌پردازد. کافی است قیمت دو کراس‌اوور چینی مونتاژی مثل دیگنیتی پرستیژ و X55 را با بازارهای جهانی یا حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس مقایسه کنیم تا عمق ماجرا روشن شود؛ خودروهایی که در بیرون از ایران با قیمتی به‌مراتب پایین‌تر فروخته می‌شوند، در داخل کشور با برچسب‌هایی چندمیلیاردی به مردم عرضه می‌شوند؛ آن هم نه به‌عنوان محصولی لوکس، بلکه به‌عنوان خودرویی میان‌رده.

این‌جا دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید پرسید: این مابه‌التفاوت سنگین دقیقاً کجا می‌رود؟

آیا مشتری ایرانی در ازای این پول بیشتر، کیفیتی بالاتر دریافت می‌کند؟

آیا خدمات پس از فروش در سطحی است که بتواند چنین فاصله قیمتی را توجیه کند؟

یا ماجرا ساده‌تر و تلخ‌تر از این حرف‌هاست: سود نجومی مونتاژکاران از بازاری که رقیب واقعی در آن وجود ندارد.

دیگنیتی و X55 در بازار جهانی چند؟ / سود نجومی مونتاژکاران از جیب مشتری ایرانی

این اعداد، فقط یک اختلاف ساده در قیمت نیستند؛ این‌ها نشانه یک شکاف ساختاری در بازار خودروی ایران‌اند. شکافی که از جیب مردم پر می‌شود و در سمت دیگر، حاشیه سودی می‌سازد که کمتر کسی حاضر است درباره ابعاد واقعی آن شفاف حرف بزند. وقتی یک خودروی چینی در بازار جهانی با قیمتی مشخص فروخته می‌شود، اما همان محصول یا نزدیک‌ترین نسخه آن در ایران با چند هزار دلار اختلاف بیشتر به دست خریدار می‌رسد، دیگر نمی‌توان همه‌چیز را پشت واژه‌هایی مثل «هزینه تولید»، «شرایط بازار» یا «داخلی‌سازی» پنهان کرد.

اتفاقاً ادعای داخلی‌سازی این وسط سؤال‌ها را بیشتر می‌کند، نه کمتر. اگر قرار بوده داخلی‌سازی باعث کاهش هزینه‌ها، ثبات قیمت و افزایش قدرت رقابت شود، چرا نتیجه نهایی برای مصرف‌کننده ایرانی چنین فاجعه‌بار از آب درآمده است؟ چرا محصولی که supposedly بخشی از آن در داخل تولید یا مونتاژ می‌شود، باید همچنان با قیمتی عرضه شود که گویی مستقیم از یک بازار گران وارد شده است؟ این تناقض، همان جایی است که افکار عمومی حق دارد به جای تبلیغات پرزرق‌وبرق، پاسخ روشن بخواهد.

نکته مهم‌تر اینجاست که شرکت‌های مونتاژکار معمولاً زمانی که بحث قیمت بالا مطرح می‌شود، از هزینه‌ها، محدودیت‌ها و دشواری‌های تولید حرف می‌زنند؛ اما وقتی نوبت به کیفیت خدمات پس از فروش، سرعت تأمین قطعات، پاسخ‌گویی شبکه نمایندگی و رضایت واقعی مشتری می‌رسد، تصویر چندان درخشانی دیده نمی‌شود. یعنی مشتری ایرانی نه‌تنها خودرو را گران‌تر می‌خرد، بلکه در بسیاری موارد باید برای خدماتی که باید بدیهی باشند هم ماه‌ها دوندگی کند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که شائبه سودجویی را تقویت می‌کند.

واقعیت تلخ این است که در بازارهای رقابتی، قیمت بالا باید با ارزش افزوده واقعی همراه باشد؛ یا کیفیت بهتر، یا تکنولوژی بالاتر، یا خدمات ممتاز. اما در بازار خودروی ایران، مصرف‌کننده اغلب با نسخه‌ای مواجه است که نه از نظر برند جهانی در کلاس ممتاز قرار دارد، نه از نظر کیفیت و خدمات، تجربه‌ای هم‌سطح قیمت پرداختی ارائه می‌دهد. با این حال، پولی که می‌پردازد گاه در حد خودروهایی است که در بسیاری از کشورها در کلاس بالاتری قرار می‌گیرند. این یعنی مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله، تحمیل هزینه غیرمنطقی به مصرف‌کننده‌ای است که حق انتخاب واقعی ندارد.

این‌که یک خودروی چینی در ایران به کالایی میلیاردی تبدیل شود، فقط یک اتفاق اقتصادی نیست؛ یک نشانه روشن از بازاری است که در آن، انحصار از جیب مردم تغذیه می‌کند. تا زمانی که سازوکار قیمت‌گذاری شفاف نشود، حاشیه سودها زیر ذره‌بین نرود و نسبت میان قیمت نهایی با کیفیت و خدمات واقعی سنجیده نشود، هر تبلیغی درباره توسعه صنعت خودرو بیشتر شبیه یک نمایش خواهد بود تا یک دستاورد.

جمع‌بندی ماجرا روشن است:

دیگنیتی و X55 فقط دو خودرو نیستند؛ دو نماد از بازاری هستند که در آن، خودروی میان‌رده چینی با قیمت گزاف به مردم فروخته می‌شود و پاسخ روشنی هم برای این شکاف وجود ندارد. تا وقتی این سؤال بی‌پاسخ بماند که این اختلاف میلیاردی دقیقاً خرج چه می‌شود، افکار عمومی حق دارد نتیجه بگیرد که در این بازار، آنچه بیش از کیفیت و خدمات رشد کرده، فقط سود مونتاژکاران است.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط