فوتبالِ کیروش در خالصترین شکل ممکن؛ غنا چگونه با آمار ضعیف برنده شد؟
فوتبال مدرن سالهاست ثابت کرده که مالکیت توپ به تنهایی ضامن پیروزی نیست، اما اختلاف آماری این مسابقه آنقدر قابل توجه بود که بسیاری از تحلیلگران را شگفتزده کرد.
پاناما با ۵۶ درصد مالکیت توپ در مقابل ۳۷ درصد غنا، بخش عمدهای از مسابقه را با توپ سپری کرد. اختلاف ۲۳۱ پاس میان دو تیم نیز نشان میدهد که شاگردان توماس کریستینسن عملاً کنترل گردش توپ را در اختیار داشتند.
۵۹۳ پاس در برابر ۳۶۲ پاس، اختلافی نیست که معمولاً در یک مسابقه متعادل دیده شود. این آمار نشان میدهد که غنا عمداً تصمیم گرفته بود عقب بنشیند و اجازه دهد حریف بازی را در اختیار بگیرد.
این دقیقاً همان فلسفهای است که سالها در تیمهای تحت هدایت کارلوس کیروش دیدهایم؛ از پرتغال گرفته تا ایران و حالا غنا.
مالکیت توپ؛ آماری که کیروش به آن اعتقاد ندارد
یکی از مهمترین تفاوتهای کیروش با بسیاری از مربیان مدرن، نگاه او به مفهوم مالکیت توپ است.
در حالی که مربیانی مانند پپ گواردیولا یا لوئیس انریکه مالکیت را ابزاری برای کنترل بازی میدانند، کیروش سالهاست اعتقاد دارد مهم این نیست که توپ را در اختیار داشته باشید؛ مهم این است که بدانید در لحظه مناسب چگونه از آن استفاده کنید.
غنا در این مسابقه تنها ۳۷ درصد مالکیت داشت، اما موفق شد مهمترین لحظه بازی را به سود خود رقم بزند.
در واقع آمار مالکیت بیشتر از آنکه ضعف غنا را نشان دهد، بیانگر انتخاب تاکتیکی کیروش است. او آگاهانه تصمیم گرفت فضا را ببندد، خطوط را فشرده نگه دارد و پاناما را وادار کند مالکیت بیثمر داشته باشد.
آفساید؛ آماری که داستان بازی را روایت میکند
شاید جالبترین عدد مسابقه، ۱۱ آفساید پاناما باشد.
این آمار فوقالعاده بالا یک نکته مهم را آشکار میکند؛ خط دفاعی غنا تقریباً بینقص عمل کرده است.
ثبت ۱۱ آفساید در یک مسابقه جام جهانی اتفاقی نیست. این عدد نشان میدهد مدافعان غنا بارها مهاجمان پاناما را در تله آفساید گرفتار کردهاند و ساختار دفاعی تیم کیروش هماهنگی بالایی داشته است.
در واقع بخش بزرگی از حملات پاناما پیش از آنکه به موقعیت واقعی تبدیل شود، توسط همین تله آفساید از بین رفت.
این موضوع احتمالاً یکی از نکاتی خواهد بود که توماس توخل و کادر فنی انگلیس پیش از دیدار بعدی با دقت بررسی خواهند کرد.
برتری پاناما در آمار هجومی؛ اما نه در کیفیت موقعیتها
در ظاهر، پاناما با چهار شوت در چارچوب در مقابل دو شوت غنا عملکرد هجومی بهتری داشت.
اما نکته مهم اینجاست که بسیاری از این ضربات از مناطق کمخطر یا زوایای بسته زده شدند.
از سوی دیگر، غنا با وجود خلق موقعیتهای کمتر، در لحظهای که فرصت واقعی به دست آورد از آن استفاده کرد.
همین تفاوت میان «تعداد موقعیت» و «کیفیت موقعیت» یکی از عوامل اصلی نتیجه مسابقه بود.
در بسیاری از گزارشهای تحلیلی پس از بازی نیز به این موضوع اشاره شد که پاناما مالکیت و حملات بیشتری داشت، اما در شکستن بلوک دفاعی غنا ناکام ماند.
کیروش و هنر زنده ماندن در مسابقه
اگر بخواهیم یک جمله برای توصیف عملکرد غنا انتخاب کنیم، احتمالاً بهترین عبارت این خواهد بود:
«زنده ماندن تا لحظه ضربه نهایی.»
تیمهای کارلوس کیروش معمولاً فوتبال پرزرقوبرقی ارائه نمیدهند. آنها به ندرت حریفان را زیر فشار مداوم قرار میدهند و معمولاً مالکیت کمتری دارند.
اما ویژگی مهم این تیمها آن است که تا آخرین لحظه ساختار خود را حفظ میکنند.
پاناما در بخش زیادی از مسابقه تیم برتر بود، اما هرچه زمان گذشت، نشانههای خستگی و عجله در بازی این تیم بیشتر شد.
در مقابل، غنا آرامش خود را حفظ کرد و در نهایت روی یکی از معدود فرصتهای جدی مسابقه به گل رسید.
این دقیقاً همان چیزی است که باعث شده کیروش در تورنمنتهای کوتاه همواره مربی خطرناکی باشد.
آیا غنا میتواند انگلیس را هم آزار دهد؟
مهمترین سؤال پس از این مسابقه به دیدار بعدی گروه مربوط میشود؛ جایی که غنا باید به مصاف انگلیس برود.
اگر انگلیس تصور کند با تیمی ضعیف روبهرو خواهد شد، احتمالاً اشتباه بزرگی مرتکب شده است.
آمار بازی با پاناما نشان داد که غنا توانایی دفاع فشرده، نظم تاکتیکی و اجرای برنامههای دقیق را دارد.
از سوی دیگر، ثبت ۱۱ آفساید برای پاناما نشان میدهد که ساختار دفاعی این تیم میتواند مهاجمان سرعتی را نیز با مشکل مواجه کند.
البته تفاوت اصلی اینجاست که انگلیس از نظر کیفیت فردی، سرعت گردش توپ و تنوع هجومی چند سطح بالاتر از پاناما قرار دارد.
کیروش احتمالاً در دیدار با انگلیس حتی محافظهکارتر از بازی مقابل پاناما عمل خواهد کرد و تلاش میکند مسابقه را تا جای ممکن فشرده و کمموقعیت نگه دارد.
بردی که بیشتر از آمار ارزش داشت
در نهایت، مسابقه غنا و پاناما یک بار دیگر ثابت کرد که فوتبال با اعداد و ارقام به تنهایی توضیح داده نمیشود.
پاناما:
- مالکیت بیشتر داشت.
- پاسهای بیشتری داد.
- شوتهای بیشتری زد.
- زمان بیشتری توپ را در اختیار داشت.
اما غنا:
- منظمتر دفاع کرد.
- کمتر اشتباه کرد.
- صبورتر بود.
- و مهمتر از همه، در لحظه سرنوشتساز ضربه نهایی را وارد کرد.
این همان تفاوت میان «بهتر بازی کردن» و «بهتر نتیجه گرفتن» است؛ تفاوتی که کارلوس کیروش در طول دوران مربیگری خود بارها از آن برای شکست دادن حریفان استفاده کرده است.
شاید غنا زیباترین فوتبال گروه L را بازی نکند، اما پس از هفته نخست یک واقعیت روشن شده است: تیم کیروش حریفی نیست که بتوان صرفاً با نگاه کردن به آمار آن را شکستخورده فرض کرد. در جام جهانی، گاهی تنها آماری که اهمیت دارد، عدد کنار نام تیم برنده روی تابلو نتیجه است؛ و در تورنتو این عدد به سود غنا بود: یک گل، سه امتیاز و یک گام مهم به سوی صعود.