جلالی در آستانه یاغی شدن؛ سرنوشت تلخ ستارههایی که میان استقلال و پرسپولیس جابهجا شدند
پرسپولیس پس از انتخاب مهدی تارتار بهعنوان سرمربی جدید، فعالیت خود را در نقلوانتقالات آغاز کرده است. سایت رسمی باشگاه پرسپولیس انتخاب تارتار را تأیید کرده و در خبرهای جداگانه از پیوستن مهدی تیکدری و مجید عیدی به جمع سرخپوشان خبر داده است.
در کنار خریدهای رسمی، نام ابوالفضل جلالی حساسترین پرونده نقلوانتقالاتی پرسپولیس شده است. ورزش سه گزارش داده مدافع چپ فصل گذشته استقلال پس از پایان قراردادش با آبیها با مدیران پرسپولیس به توافق کامل رسیده و در صورت رخ ندادن اتفاقی غیرمنتظره، بهزودی بهعنوان خرید جدید سرخها معرفی خواهد شد. فوتبالی نیز نوشته قرارداد احتمالی جلالی با پرسپولیس دو ساله است.
اگر این انتقال رسمی شود، جلالی به تازهترین نام در فهرست بازیکنانی تبدیل میشود که از دل رقابت سنتی استقلال و پرسپولیس عبور کردهاند؛ فهرستی که بعضی منابع رسانهای تعداد آن را ۵۲ بازیکن دانستهاند و جلالی را احتمالا پنجاهوسومین بازیکن مشترک دو باشگاه معرفی کردهاند.
چرا عنوان «یاغی» در فوتبال ایران سنگین است؟
در فوتبال ایران، جابهجایی میان استقلال و پرسپولیس فقط یک انتقال ورزشی نیست. این انتقال، برای هواداران دو تیم بار عاطفی، تاریخی و هویتی دارد. بازیکنی که از آبی به قرمز یا از قرمز به آبی میرود، ناگهان از یک چهره فنی به سوژهای اجتماعی تبدیل میشود؛ هر پاس، هر مصاحبه و حتی هر سکوت او زیر ذرهبین قرار میگیرد.
به همین دلیل است که نامهایی مانند مهدی هاشمینسب، علی انصاریان، جواد اللهوردی، علی اکبریان و مهرداد اولادی هنوز هم در روایتهای هواداری زندهاند. مسئله فقط کیفیت فوتبالی آنها نبود؛ مسئله این بود که عبور از خط قرمز سنتی دو باشگاه، زندگی حرفهای و گاه شخصیشان را تغییر داد.
جواد اللهوردی؛ متهم همیشگی دربی ششتایی
جواد اللهوردی از نخستین چهرههایی بود که با پوشیدن پیراهن هر دو تیم، نامش در تاریخ دربی تهران ماندگار شد. او فوتبالش را با تاج آغاز کرد و پس از شکست معروف ۶ بر صفر تاج برابر پرسپولیس در سال ۱۳۵۲، با موجی از انتقادها روبهرو شد. خبرورزشی در گزارشی از او با عنوان «متهم ردیف اول دربی ۶ تایی» یاد کرده و گفتوگویی از اللهوردی منتشر کرده که در آن از خود دفاع کرده و تأکید داشته یک نفر بهتنهایی مسئول آن شکست نبود.
انتقال اللهوردی به پرسپولیس باعث شد نام او برای همیشه در حافظه هواداری بماند. او در پرسپولیس هم روزهای مهمی داشت، اما سایه آن دربی و شایعههای اطرافش هرگز از کارنامهاش جدا نشد. سرنوشت او نشان داد که گاهی یک مسابقه و یک انتقال، میتواند تمام روایت عمومی از دوران حرفهای یک بازیکن را تغییر دهد.
علی اکبریان؛ سقوط یک استعداد
علی اکبریان یکی از تلخترین سرنوشتها را در میان بازیکنان مشترک استقلال و پرسپولیس دارد. او مهاجمی بااستعداد بود و طبق گزارشها سابقه بازی برای هر دو تیم را در کارنامه داشت. اما پس از پایان دوران فوتبال، زندگیاش به مسیری تاریک رفت. خبرآنلاین نوشته اکبریان پس از تحمل ۱۴ سال حبس به دلیل پرونده مرتبط با مواد مخدر، از زندان آزاد شد و خودش بعدها از حسرت و اشتباهات گذشته سخن گفت.
اکبریان فقط نمونه یک بازیکن ناکام نیست؛ او نماد خطری است که بعد از پایان فوتبال حرفهای بسیاری از بازیکنان را تهدید میکند: نبود برنامه، دور شدن از شهرت، آسیبهای روحی و گرفتار شدن در محیطهای پرخطر. به همین دلیل، نام او همیشه در فهرست تلخترین روایتهای سرخابیها قرار میگیرد.
هاشمینسب؛ مشهورترین یاغی تاریخ
مهدی هاشمینسب شاید معروفترین بازیکن مشترک استقلال و پرسپولیس باشد. او در پرسپولیس به محبوبیت فراوان رسید، اما انتقالش به استقلال در اواخر دهه ۷۰ به یکی از جنجالیترین جابهجاییهای تاریخ فوتبال ایران تبدیل شد. ورزش سه نیز نام او را در کنار چهرههایی مانند علی انصاریان و محمد نادری در فهرست انتقالهای مستقیم و پرحاشیه میان دو تیم آورده است.
هاشمینسب برخلاف برخی دیگر از یاغیها با فاجعه شخصی روبهرو نشد، اما هزینه روانی و اجتماعی سنگینی پرداخت. او حتی با پیراهن استقلال در دربی گل زد؛ اتفاقی که جایگاهش را در روایت هواداری دو تیم برای همیشه خاصتر کرد. امروز هر بازیکنی که میان استقلال و پرسپولیس جابهجا میشود، ناخواسته با نام هاشمینسب مقایسه میشود.
علی انصاریان؛ محبوبی که مرگش همه را متحد کرد
علی انصاریان بیشتر با پرسپولیس شناخته میشد، اما حضورش در استقلال او را وارد فهرست یاغیهای فوتبال ایران کرد. تفاوت او با بسیاری از بازیکنان مشترک این بود که حتی انتقال به استقلال هم از محبوبیتش کم نکرد. شخصیت صمیمی، زبان شوخ و حضور موفقش در سینما و تلویزیون باعث شد پس از فوتبال هم در میان مردم محبوب بماند.
پایان زندگی انصاریان اما تلخ و زودهنگام بود. رادیو فردا گزارش داد بازیکن سابق پرسپولیس، استقلال و تیم ملی ایران در ۱۵ بهمن ۱۳۹۹ بر اثر ابتلا به کرونا در ۴۳ سالگی درگذشت. مرگ او نشان داد بعضی چهرهها فراتر از رنگ پیراهن هستند؛ انصاریان در روزهای پایانی زندگیاش نه فقط چهرهای پرسپولیسی یا استقلالی، بلکه بخشی از خاطره جمعی فوتبال ایران بود.
مهرداد اولادی؛ پایان زودهنگام یک استعداد
مهرداد اولادی نیز از بازیکنانی بود که پیراهن هر دو تیم را پوشید. او ابتدا در پرسپولیس چهره شد، سپس به استقلال رفت و بعدتر در تیمهای دیگر ادامه داد. اولادی استعداد زیادی داشت و سابقه حضور در تیم ملی را هم تجربه کرد، اما مسیر حرفهایاش هرگز به اندازه انتظارات اولیه درخشان نشد.
درگذشت ناگهانی او در فروردین ۱۳۹۵ فوتبال ایران را شوکه کرد. خبرگزاری مهر در همان زمان نوشت اولادی، بازیکن پیشین پرسپولیس، استقلال و ملوان، در بیمارستان شهدای تجریش درگذشت. ایرنا نیز بعدتر گزارش داد علت مرگ او از سوی سخنگوی قوه قضائیه اعلام شده است. اولادی فقط ۳۰ سال داشت و مرگ زودهنگامش هنوز یکی از تلخترین خاطرات فوتبال ایران است.
تحلیل خبری؛ جلالی باید از گذشته درس بگیرد
پرونده ابوالفضل جلالی هنوز در نقطه حساس قرار دارد. تا زمانی که باشگاه پرسپولیس رسماً از او رونمایی نکند، باید از واژه «انتقال قطعی» با احتیاط استفاده کرد؛ اما گزارشهای رسانهای نشان میدهد مسیر این جابهجایی تا حد زیادی هموار شده است. عصر ایران به نقل از سرپرست مدیرعاملی استقلال نوشته دلیل جدایی جلالی، قرار نداشتن او در برنامههای سهراب بختیاریزاده بوده است.
اگر جلالی سرانجام سرخپوش شود، چالش اصلی او فقط بازی در پست دفاع چپ پرسپولیس نخواهد بود. او باید فشار هواداری، مقایسه با یاغیهای قدیمی، حساسیت دربی و فضای سنگین شبکههای اجتماعی را مدیریت کند. تاریخ نشان داده کیفیت فنی برای موفقیت در چنین انتقالهایی کافی نیست؛ بازیکن باید از نظر ذهنی هم آماده باشد.
جمعبندی
جابهجایی میان استقلال و پرسپولیس همیشه فراتر از یک قرارداد است. برای بعضیها مثل هاشمینسب، این انتقال به شهرت تاریخی منجر شد؛ برای برخی مانند انصاریان و اولادی، خاطرهای آمیخته با اندوه ساخت؛ و برای علی اکبریان، روایت سقوط و حسرت را به همراه داشت. حالا ابوالفضل جلالی در آستانه ورود به همین مسیر قرار گرفته است؛ مسیری که میتواند سکوی پرتاب باشد یا آغاز یکی از سختترین فصلهای دوران حرفهایاش.