تهدید ترامپ علیه ایران؛ آتشبس تمام شد اما مذاکرات ادامه دارد
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶ در مصاحبه با نیویورکپست مدعی شد مدتهاست هدف اصلی فهرست ترور ایران محسوب میشود و برای حالتی که اتفاقی برای او رخ دهد، دستور پاسخ نظامی بسیار سنگین صادر کرده است. او گفت در صورت عملیشدن چنین طرحی، ایران باید در سطحی هدف حمله قرار گیرد که پیشتر سابقه نداشته است. این اظهارات پس از انتشار گزارشهایی درباره هشدار اطلاعاتی اسرائیل نسبت به یک طرح ادعایی جدید برای ترور ترامپ مطرح شد.
با این حال، جزئیات مستند و قابل راستیآزمایی عمومی درباره این طرح ادعایی منتشر نشده است. گزارشهای آمریکایی نیز موضوع را به نقل از منابع آگاه و اطلاعات منتقلشده از سوی اسرائیل مطرح کردهاند. بنابراین اصل وجود یک «طرح جدید» را نمیتوان مستقل از ادعاهای مقامهای اسرائیلی و آمریکایی تأیید کرد. خود ترامپ نیز گفته است هشدار اخیر اسرائیل از نظر او اطلاعات کاملاً تازهای در بر نداشته و تهدید علیه وی از مدتها قبل وجود داشته است.
اهمیت سخنان ترامپ تنها در تهدید نظامی آن نیست. رئیسجمهور آمریکا عملاً اعلام کرده که در صورت کشتهشدن او، ساختار فرماندهی ایالات متحده از قبل برای حمله گسترده آماده شده است. چنین ادبیاتی میتواند نوعی بازدارندگی شخصی تلقی شود؛ اما در عین حال، با تبدیل سرنوشت یک مقام سیاسی به محرک عملیات نظامی گسترده، خطر واکنشهای زنجیرهای و تصمیمگیری شتابزده را افزایش میدهد.
تغییر هواپیمای ترامپ؛ تدبیر امنیتی یا عملیات فریب؟
همزمان با افزایش تنشها، تغییر هواپیمای ترامپ در مسیر بازگشت از اجلاس ناتو در آنکارا نیز خبرساز شد. منابع آگاه به شبکه ایبیسی گفتند سرویس مخفی آمریکا توصیه کرده بود ترامپ برای خروج از ترکیه از هواپیمای قدیمیتر و مجهزتر «ایرفورس وان» استفاده کند. این توصیه در شرایطی مطرح شد که تنش نظامی با ایران افزایش یافته بود، هرچند مقامهای آمریکایی گفتهاند تغییر هواپیما نتیجه یک تهدید مشخص و فوری نبوده است.
ترامپ ابتدا ارتباط این تغییر را با نگرانی امنیتی رد کرد، اما همزمان خود را «نفر اول فهرست ترور ایران» نامید. استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید نیز گفت واشنگتن برای مقابله با تهدیدهای احتمالی از همه ابزارهای در اختیار خود، از جمله «انحراف و گمراهسازی»، استفاده میکند. این توضیح نشان میدهد ملاحظات حفاظتی دستکم بخشی از تصمیم برای تغییر برنامه پرواز بوده است، حتی اگر کاخ سفید نخواسته باشد وجود یک تهدید مشخص علیه هواپیما را تأیید کند.
این اتفاق از منظر سیاسی نیز قابل توجه است. تغییر ناگهانی هواپیمای رئیسجمهور آمریکا در میانه تبادل حملات با ایران، تصویری از جدیبودن ارزیابیهای امنیتی واشنگتن ارائه میدهد. به بیان دیگر، ادبیات تند ترامپ فقط برای مصرف رسانهای نیست و دستگاههای حفاظتی آمریکا نیز سناریوهای پرخطر را در برنامهریزیهای خود لحاظ کردهاند.
ترامپ: آتشبس تمام شده، اما مذاکره ادامه دارد
ترامپ روز جمعه در شبکه اجتماعی تروث سوشال مدعی شد جمهوری اسلامی ایران از آمریکا خواسته است مذاکرات ادامه پیدا کند و واشنگتن نیز با این درخواست موافقت کرده است. او در همان پیام تأکید کرد که از نظر ایالات متحده، آتشبس ماه ژوئن پایان یافته است. خبرگزاری رویترز این پیام را تأیید کرده و گزارش داده که در روز جمعه حمله جدیدی گزارش نشده، اما رفتوآمد نفتکشها در تنگه هرمز پس از درگیریهای هفته جاری کاهش یافته است.
در نگاه نخست، موافقت با مذاکره و اعلام پایان آتشبس متناقض به نظر میرسد. با این حال، از نظر فنی مذاکرات میتواند بدون آتشبس رسمی نیز ادامه یابد. آنچه وضعیت کنونی را خطرناک میکند، ترکیب مذاکره با عملیات نظامی، تهدید مستقیم و نبود سازوکاری روشن برای جلوگیری از درگیری ناخواسته است.
به نظر میرسد راهبرد ترامپ بر «فشار حداکثری همزمان با باز نگهداشتن مسیر گفتوگو» استوار است. واشنگتن میخواهد بدون تعهد مجدد به توقف حملات، ایران را به مذاکره درباره برنامه هستهای، امنیت کشتیرانی و شرایط عبور از تنگه هرمز وادار کند. ایران نیز تلاش میکند با حفظ توان پاسخ نظامی و کنترل اهرمهای منطقهای، از ورود به مذاکره در موقعیت ضعف جلوگیری کند.
از حمله آمریکا به جنوب ایران تا پاسخ سپاه
ارتش آمریکا روزهای هفتم و هشتم ژوئیه از اجرای حملاتی علیه اهدافی در ایران خبر داد و مدعی شد این عملیات در پاسخ به حمله به سه کشتی تجاری در تنگه هرمز انجام شده است. ایران مسئولیت حمله به کشتیها را نپذیرفته و اقدام نظامی آمریکا را نقض تفاهمنامه و آتشبس موقت میان دو کشور دانسته است. گزارشها از هدف قرار گرفتن مناطقی در بندرعباس، چابهار، کنارک و دیگر نقاط ساحلی جنوب ایران حکایت داشت.
سپاه پاسداران نیز اعلام کرد در پاسخ اولیه، با عملیات مشترک موشکی و پهپادی ۸۵ نقطه مرتبط با تأسیسات نظامی آمریکا در بندر سلمان بحرین، محل استقرار ناوگان پنجم آمریکا و پایگاه هوایی علیالسالم در کویت را هدف قرار داده است. سپاه همچنین مدعی سرنگونی یک پهپاد آمریکایی MQ-9 شد. وقوع حملات ایران به مناطقی در بحرین و کویت از سوی منابع بینالمللی گزارش شد، اما میزان دقیق خسارات و ادعای انهدام همه اهداف اعلامشده، بهطور مستقل تأیید نشده است.
تفکیک میان «وقوع حمله» و «میزان موفقیت ادعایی عملیات» در چنین شرایطی اهمیت زیادی دارد. دو طرف معمولاً آمار اهداف، خسارات و رهگیریها را در چارچوب جنگ روانی و بازدارندگی منتشر میکنند و دستیابی فوری به ارزیابی مستقل از میدان نبرد دشوار است.
قطر و پاکستان بهدنبال احیای مذاکرات
با وجود لحن تند ترامپ، تلاشهای دیپلماتیک متوقف نشده است. گزارشها نشان میدهد قطر، پاکستان و چند کشور دیگر منطقه برای کاهش تنش و بازگرداندن ایران و آمریکا به میز مذاکره فعال شدهاند. مذاکرهکنندگان قطری نیز برای گفتوگو با مقامهای ایرانی و بررسی راههای اجرای دوباره تفاهمنامه، به ایران سفر کردهاند.
میانجیها امیدوارند ابتدا سطح درگیری کاهش یابد و سپس زمان مذاکرات فنی جدید تعیین شود. واشنگتن نیز با وجود اعلام پایان آتشبس گفته است همچنان به یافتن راهحل متعهد است. این موضع نشان میدهد دولت ترامپ هنوز در را بهطور کامل بر دیپلماسی نبسته و تهدیدهای نظامی را بخشی از ابزار چانهزنی خود میداند.
آیا جنگ گسترده میان ایران و آمریکا نزدیک است؟
نشانههای فعلی تصویر دوگانهای ارائه میکنند. از یک سو، تبادل حملات، تهدید مستقیم ترامپ، هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا در منطقه و افزایش تدابیر امنیتی پیرامون رئیسجمهور ایالات متحده، احتمال گسترش درگیری را بالا برده است. از سوی دیگر، ادامه تماس میانجیها، پذیرش اصل مذاکره و آرامش نسبی روز جمعه نشان میدهد هیچیک از دو طرف فعلاً خواهان ورود کنترلنشده به یک جنگ تمامعیار نیست.
بزرگترین خطر، نه لزوماً تصمیم از پیش طراحیشده برای آغاز جنگ، بلکه خطای محاسباتی است. حملهای با تلفات بالا، اصابت به یک هدف حساس، کشتهشدن نیروهای ارشد یا اقدام یک بازیگر ثالث میتواند محاسبات تهران و واشنگتن را تغییر دهد.
اظهارات تازه ترامپ نشان میدهد سیاست آمریکا در برابر ایران وارد مرحلهای شده که مرز میان بازدارندگی، تهدید و عملیات نظامی بسیار باریک است. آینده تنشها به این بستگی دارد که آیا میانجیها میتوانند پیش از وقوع حادثهای غیرقابل جبران، قواعد جدیدی برای توقف حملات و ادامه مذاکرات ایجاد کنند یا خیر. در غیر این صورت، «مذاکره زیر آتش» ممکن است به جای زمینهسازی برای توافق، به مقدمه دور تازهای از جنگ تبدیل شود.