زلزله در فدراسیون فوتبال؛ ممبینی پس از گاف سهمیه آسیا برکنار میشود؟
چند رسانه ورزشی روز شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ از تصمیم مهدی تاج برای تغییر دبیرکل فدراسیون فوتبال خبر دادند. در این گزارشها آمده است که هدایت ممبینی بهدلیل اشتباه در روند معرفی سومین نماینده ایران به لیگ قهرمانان آسیا ۲ مورد بازخواست قرار گرفته و رئیس فدراسیون به جمعبندی اولیه برای پایان همکاری با او رسیده است. برخی منابع حتی از برکناری انجامشده سخن گفتهاند و برخی دیگر تأکید دارند که تصمیم نهایی باید در جلسه هیئترئیسه گرفته شود.
همین تفاوت روایتها اهمیت دارد. براساس ماده ۳۵ اساسنامه فدراسیون فوتبال، انتصاب یا عزل دبیرکل با پیشنهاد رئیس و تصویب هیئترئیسه انجام میشود. ماده ۳۸ نیز تصریح میکند که فقط رئیس فدراسیون حق پیشنهاد عزل یا انتصاب دبیرکل را دارد. بنابراین مهدی تاج میتواند خواستار برکناری ممبینی شود، اما برای رسمیشدن تغییر، طیشدن فرآیند اساسنامهای و صدور حکم ضروری است.
در نتیجه، تا زمان انتشار مصوبه یا اطلاعیه رسمی، تعبیر دقیقتر این است که ممبینی در آستانه برکناری قرار گرفته، نه اینکه پایان همکاری او بدون هیچ قید و شرطی قطعی شده باشد.
گاف سهمیه آسیا چگونه شکل گرفت؟
فدراسیون فوتبال برای تعیین نماینده سوم ایران در مسابقات آسیایی، رقابتی میان پرسپولیس، چادرملو اردکان و گلگهر سیرجان ترتیب داد. چادرملو ابتدا در دیدار خود با پرسپولیس پس از تساوی یک بر یک در ۹۰ دقیقه، در وقت اضافه با نتیجه دو بر یک پیروز شد. این تیم سپس مقابل گلگهر به تساوی بدون گل رسید و در ضربات پنالتی با نتیجه هفت بر شش برنده شد.
| مسابقه | نتیجه | برنده |
|---|---|---|
| چادرملو – پرسپولیس | ۲ بر یک در وقت اضافه | چادرملو |
| گلگهر – چادرملو | صفر بر صفر؛ ۷ بر ۶ در پنالتی | چادرملو |
براساس نتیجه زمین، چادرملو باید بهعنوان نماینده ایران معرفی میشد؛ اما گزارشهای منتشرشده نشان میدهد پیش از پایان این رقابتها، نامهای با امضای دبیرکل برای معرفی گلگهر به AFC ارسال شده بود. به همین دلیل، فدراسیون پس از قهرمانی چادرملو با دو روایت متناقض روبهرو شد: نامی که قبلاً در مکاتبات ثبت شده بود و تیمی که طبق تصمیم داخلی فدراسیون سهمیه را در زمین به دست آورد.
باشگاه چادرملو نیز اعلام کرد که خارج از مقررات ادعایی ندارد و حضورش در فرآیند انتخاب نماینده آسیا بر مبنای تصمیم رسمی فدراسیون و نتیجه مسابقات بوده است. این باشگاه خواستار شفافسازی و اصلاح وضعیت در مکاتبات با کنفدراسیون فوتبال آسیا شد.
آیا گلگهر و فدراسیون جریمه میشوند؟
برخی گزارشها احتمال دادهاند که تغییر نماینده پس از معرفی رسمی، میتواند برای فدراسیون یا گلگهر تبعات انضباطی و مالی داشته باشد. همچنین عنوان شده که انصراف رسمی یک باشگاه از مسابقات آسیایی ممکن است مشمول بررسی ارکان قضایی AFC شود. بااینحال، تا زمان تنظیم این گزارش، حکم رسمی درباره جریمه یا محرومیت گلگهر، چادرملو یا فدراسیون فوتبال منتشر نشده است. بنابراین بیان جریمه و محرومیت بهعنوان اتفاقی قطعی، دقیق نیست.
مسئله اصلی اکنون نحوه ثبت اولیه نماینده ایران و امکان اصلاح آن پیش از نهاییشدن فهرست مسابقات است. اگر AFC تغییر نام را بهعنوان اصلاح یک خطای اداری بپذیرد، ممکن است پرونده بدون مجازات جدی بسته شود؛ اما اگر این تغییر بهعنوان انصراف یک تیم و جایگزینی تیم دیگر تلقی شود، شرایط پیچیدهتر خواهد شد.
مدیرعامل چادرملو نیز گفته است که خبر برکناری ممبینی برای این باشگاه کافی نیست و چادرملو تنها زمانی آرام خواهد شد که نامش بهصورت رسمی در فهرست AFC قرار بگیرد. این موضع نشان میدهد تغییر مدیر اجرایی، خودبهخود مشکل سهمیه را حل نمیکند.
آیا پرونده ممبینی فقط به چادرملو مربوط است؟
رسانههایی که خبر تغییر دبیرکل را منتشر کردهاند، مدعی شدهاند ماجرای سهمیه آسیا تنها عامل نارضایتی مهدی تاج نبوده و مجموعهای از ناهماهنگیهای اجرایی در ماههای گذشته به تصمیم فعلی منجر شده است. بااینحال، جزئیات این «موارد دیگر» بهصورت مستند و رسمی منتشر نشده و نمیتوان درباره ماهیت یا مسئولیت افراد در آنها داوری قطعی کرد.
نسبتدادن پروندههای رسانهاینشده یا تخلفات اثباتنشده به یک مدیر، بدون انتشار اسناد یا توضیح رسمی، میتواند گمراهکننده باشد. آنچه اکنون قابل بررسی است، تناقض در روند معرفی نماینده آسیایی و مسئولیت سازمان اداری فدراسیون در مکاتبات بینالمللی است.
براساس اساسنامه، دبیرکل مدیر ارشد اجرایی سازمان اداری فدراسیون است. اجرای مصوبات هیئترئیسه، برگزاری جلسات، مدیریت امور اداری، نظارت بر امور مالی، مکاتبات رسمی و ارتباط با فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا در حوزه مسئولیتهای این مقام قرار دارد. به همین دلیل، ارسال یک نامه نادرست یا زودهنگام به AFC مستقیماً با جایگاه دبیرکلی ارتباط پیدا میکند.
چرا سمت دبیرکلی تا این اندازه مهم است؟
دبیرکل را میتوان مدیر اجرایی روزانه فدراسیون دانست. رئیس و هیئترئیسه سیاستگذاری و تصمیمگیری میکنند، اما اجرای تصمیمها، هماهنگی دپارتمانها، مکاتبات بینالمللی و پیگیری امور تیمهای ملی و باشگاهها از مسیر سازمان اداری میگذرد.
اشتباه در این جایگاه ممکن است فقط یک خطای دفتری نباشد. یک نامه نادرست میتواند سهمیه بینالمللی یک باشگاه، زمان ثبت بازیکنان، مجوز میزبانی، برنامه مسابقات یا حتی منابع مالی فوتبال ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
اساسنامه نیز برای دبیرکل شرایطی مانند حداقل مدرک کارشناسی، آشنایی با زبان انگلیسی، سابقه فعالیت در فوتبال و دستکم چهار سال سابقه مدیریت ورزشی تعیین کرده است. بنابراین انتخاب جانشین نباید صرفاً بر مبنای جوانبودن، شهرت رسانهای یا نزدیکی به رئیس فدراسیون انجام شود؛ تجربه اجرایی، تسلط بر مقررات AFC و فیفا و توان مدیریت بحران اهمیت بیشتری دارد.
چه کسانی جانشین هدایت ممبینی میشوند؟
در گزارشهای اولیه سه نام برای جانشینی ممبینی مطرح شدهاند: امیرمهدی علوی، حامد مؤمنی و داود پرهیزکاری. هیچکدام از این گزینهها تا این لحظه بهصورت رسمی منصوب نشدهاند و ممکن است ابتدا یک نفر با عنوان سرپرست دبیرکلی فعالیت کند.
امیرمهدی علوی در سالهای گذشته در حوزه رسانه و روابط عمومی فدراسیون فعالیت کرده و مشاور رئیس فدراسیون نیز بوده است. برخی گزارشها او را جدیترین گزینه مهدی تاج معرفی میکنند. سابقه طولانی حضور در ساختار فدراسیون و ارتباط مستقیم با مدیریت ارشد، از امتیازهای او عنوان شده است.
حامد مؤمنی در حال حاضر بهعنوان معاون دبیرکل شناخته میشود و پیشتر در دپارتمانهای راهبردی، بینالملل و تیمهای ملی فعالیت داشته است. آشنایی با فرآیندهای داخلی و بینالمللی فدراسیون میتواند او را به گزینهای طبیعی برای سرپرستی موقت تبدیل کند.
داود پرهیزکاری نیز تجربه سرپرستی دبیرکلی، ریاست کمیته فوتسال و مدیریت مرکز ملی فوتبال را در کارنامه دارد. او برخلاف دو گزینه دیگر، قبلاً روی همین صندلی نشسته و با سازوکار اجرایی آن آشناست.
پوستاندازی واقعی یا جابهجایی درون مجموعه؟
معرفی یک مدیر جوانتر میتواند نشانه تغییر نسل در فدراسیون باشد، اما تغییر سن مدیر بهتنهایی به معنای پوستاندازی نیست. هر سه نام مطرحشده سابقه حضور در بدنه فعلی یا دورههای پیشین فدراسیون را دارند. در نتیجه، انتخاب یکی از آنها بیشتر یک جابهجایی درونسازمانی خواهد بود تا ورود مدیری کاملاً خارج از ساختار موجود.
پوستاندازی زمانی معنا پیدا میکند که همراه با اصلاح فرآیندها باشد: مکاتبات مهم باید کنترل حقوقی و چندمرحلهای شوند، مسئولیت هر دپارتمان مشخص باشد و تصمیمهای هیئترئیسه پیش از ارسال به نهادهای بینالمللی بهصورت مکتوب ثبت شوند.
اگر تمام مسئولیت پرونده سهمیه تنها متوجه دبیرکل شود، این پرسش باقی میماند که چه کسانی تصمیم به برگزاری پلیآف گرفتهاند، چه واحدی نامه معرفی گلگهر را تهیه کرده و چرا پیش از تعیین قهرمان، نام یک باشگاه به AFC ارسال شده است. برکناری یک مدیر بدون پاسخ به این پرسشها ممکن است بحران را موقتاً آرام کند، اما احتمال تکرار خطا را از بین نمیبرد.
جمعبندی؛ ممبینی رفتنی است، اما بحران هنوز حل نشده
گزارشهای رسانهای از نزدیکشدن هدایت ممبینی به پایان دوران دبیرکلی خبر میدهند و ماجرای معرفی گلگهر به جای چادرملو مهمترین عامل این تغییر معرفی شده است. بااینحال، طبق اساسنامه، پیشنهاد مهدی تاج باید به تصویب هیئترئیسه برسد و تا زمان اعلام رسمی، نباید برکناری را نهایی دانست.
مهمتر از سرنوشت ممبینی، تعیین تکلیف سهمیه چادرملوست. باشگاه اردکانی در رقابت تعیینشده از سوی فدراسیون، پرسپولیس و گلگهر را شکست داده و از نظر ورزشی برنده فرآیند انتخاب نماینده بوده است. اکنون فدراسیون باید نتیجه مسابقات را در سطح AFC تثبیت کند و مانع تحمیل هزینه به باشگاههایی شود که در ایجاد این تناقض نقشی نداشتهاند.
جانشین دبیرکل نیز با یک آزمون فوری روبهرو خواهد شد: حل پرونده چادرملو، بازسازی اعتماد باشگاهها و ایجاد سازوکاری که از تکرار نامههای متناقض جلوگیری کند. بدون این اصلاحات، تغییر نام روی در اتاق دبیرکل تنها یک جابهجایی مدیریتی خواهد بود، نه پوستاندازی در فوتبال ایران.