جام جهانی تمام شد؛ تیم ملی ایران باید از نسل ۳۰سالهها عبور کند؟
ایران در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶ برابر نیوزیلند به تساوی دو بر دو رسید، مقابل بلژیک صفر بر صفر کرد و در آخرین مسابقه نیز با مصر یک بر یک مساوی شد. سه تساوی، ایران را با سه امتیاز در رتبه سوم گروه G قرار داد، اما نتایج سایر گروهها باعث شد تیم ملی بین هشت تیم سوم برتر قرار نگیرد و از مسابقات کنار برود.
«بدون شکست» بودن زمانی ارزشمند است که به صعود منجر شود. ایران برابر بلژیک دفاع منظم و مقاومی داشت و مقابل مصر نیز ۱۳ شوت ثبت کرد، اما مشکل اصلی در هر سه مسابقه ناتوانی در تبدیل لحظات مناسب به پیروزی بود. تیم ملی در فرمت جدیدی حذف شد که ۳۲ تیم از ۴۸ تیم به مرحله بعد راه پیدا میکردند؛ بنابراین تکرار سه تساوی را نمیتوان موفقیت تلقی کرد.
انتقاد از عملکرد ایران نباید به این ادعا تبدیل شود که تیم در تمام دقایق جام جهانی هیچ نمایش قابل قبولی نداشت. مقاومت مقابل بلژیک و خلق موقعیت در دقایق پایانی بازی مصر نقاط مثبتی بودند، اما یک تورنمنت با لحظات خوب ارزیابی نمیشود؛ نتیجه نهایی این بود که ایران برای هفتمین بار نتوانست از مرحله گروهی جام جهانی عبور کند.
یکی از پیرترین تیمهای جام جهانی
میانگین سنی فهرست ایران حدود ۲۹.۸ سال محاسبه شد و ایران پس از پاناما در میان مسنترین تیمهای جام جهانی قرار گرفت. در فهرست ۲۶ نفره ایران، ۱۶ بازیکن حداقل ۳۰ سال سن داشتند؛ ترکیبی که نشان میداد کادر فنی بیش از هر چیز بر تجربه نسل حاضر تکیه کرده است.
حتی پیش از شروع مسابقات نیز امیر قلعهنویی پذیرفته بود که این جام جهانی احتمالاً آخرین تورنمنت جهانی بسیاری از بازیکنان باتجربه خواهد بود و تغییر نسل باید پس از مسابقات و در مسیر جام ملتهای آسیا آغاز شود. نامهایی مانند شجاع خلیلزاده ۳۷ ساله، احسان حاجصفی ۳۶ ساله و مهدی طارمی ۳۳ ساله، نماد تکیه ایران بر تجربه بودند.
تجربه بهخودیخود نقطه ضعف نیست. تیمهای بزرگ نیز از بازیکنان بالای ۳۰ سال استفاده میکنند، اما تجربه زمانی ارزش دارد که با آمادگی بدنی، کیفیت فنی و توان تغییر نتیجه همراه باشد. مشکل ایران نه حضور چند بازیکن باتجربه، بلکه نبود تعادل میان نسلها و محدودبودن فرصت بازیکنان جوان بود.
جوانان پیش از سفر خط خوردند
فهرست اولیه ایران ۳۰ بازیکن داشت، اما در مرحله نهایی کسری طاهری، امیرحسین محمودی، هادی حبیبینژاد، امید نورافکن و محمد خلیفه کنار گذاشته شدند. خلیفه و نورافکن بهعنوان نفرات ذخیره همراه تیم باقی ماندند، اما در فهرست رسمی مسابقات قرار نگرفتند.
پیش از آن نیز بازیکنانی مانند مسعود محبی، مهدی هاشمنژاد، محمدمهدی محبی، عارف حاجیعیدی و احسان محروقی از فهرست اردوی نهایی کنار رفته بودند. همه این خطخوردنها الزاماً اشتباه نبودند؛ مصدومیت، وضعیت فنی و محدودیت تعداد بازیکنان نیز در تصمیمها نقش داشت. بااینحال، خروج همزمان چند بازیکن جوان نشان داد کاهش میانگین سنی در اولویت اصلی کادر فنی قرار نداشت.
مهمتر اینکه برخی جوانان حاضر در فهرست نهایی نیز فقط برای کسب تجربه به مسابقات نرفته بودند؛ ایران در شرایطی بود که میتوانست در جریان سه مسابقه از انرژی، سرعت و انگیزه آنها استفاده کند. اما دقایق بازی نشان میدهد بخش اصلی اعتماد همچنان در اختیار بازیکنان قدیمی باقی ماند.
سهم جوانان ایران از جام جهانی چقدر بود؟
امیرمحمد رزاقینیا و دانیال ایری در هر سه مسابقه روی نیمکت ماندند و حتی یک دقیقه بازی نکردند. محمد قربانی ۹۰ دقیقه، آریا یوسفی ۴۵ دقیقه و امیرحسین حسینزاده فقط ۱۵ دقیقه در زمین حضور داشتند. مهدی قایدی نیز تنها ۴۵ دقیقه بازی کرد.
در مقابل، علی نعمتی، علیرضا بیرانوند، رامین رضاییان و شجاع خلیلزاده تمام ۲۷۰ دقیقه مسابقات را بازی کردند. سعید عزتاللهی ۲۶۵ دقیقه، مهدی طارمی ۲۶۰ دقیقه، سامان قدوس ۲۱۱ دقیقه و میلاد محمدی ۲۰۴ دقیقه در زمین بودند.
| بازیکن | دقایق بازی در جام جهانی |
|---|---|
| دانیال ایری | صفر |
| امیرمحمد رزاقینیا | صفر |
| امیرحسین حسینزاده | ۱۵ دقیقه |
| آریا یوسفی | ۴۵ دقیقه |
| مهدی قایدی | ۴۵ دقیقه |
| محمد قربانی | ۹۰ دقیقه |
| محمد محبی | ۲۴۵ دقیقه و یک گل |
| مهدی طارمی | ۲۶۰ دقیقه |
| رامین رضاییان | ۲۷۰ دقیقه |
| شجاع خلیلزاده | ۲۷۰ دقیقه |
محمد محبی استثنای مهم این ترکیب بود. او هر سه مسابقه را از ابتدا آغاز کرد، ۲۴۵ دقیقه بازی کرد و با ضربه سر دروازه نیوزیلند را باز کرد. اعتماد به محبی نشان داد بازیکن زیر ۳۰ سال نیز در صورت دریافت نقش ثابت میتواند در مهمترین تورنمنت اثرگذار باشد.
آیا همه بازیکنان بالای ۳۰ سال باید کنار گذاشته شوند؟
حذف یکباره تمام بازیکنان مسن، جوانگرایی نیست. سن نباید تنها معیار دعوت یا کنارگذاشتن بازیکن باشد. ممکن است یک بازیکن ۳۲ ساله از نظر آمادگی، کیفیت باشگاهی و تأثیرگذاری از گزینه ۲۴ ساله بهتر باشد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که سابقه، نام و تعداد بازیهای ملی جای عملکرد روز را بگیرد. هیچ بازیکنی نباید فقط به دلیل سالها حضور در تیم ملی، سهمیه دائمی داشته باشد. همانطور که جوانبودن تضمینکننده کیفیت نیست، باتجربهبودن نیز نباید مصونیت ایجاد کند.
کنارگذاشتن همزمان بیرانوند، طارمی، رضاییان، جهانبخش، حاجصفی و خلیلزاده نه لزوماً عملی است و نه از نظر فنی منطقی. تیم ملی برای انتقال تجربه به چند بازیکن بزرگ نیاز دارد، اما تعداد آنها باید محدود شود و نقششان نیز براساس شرایط روز تغییر کند.
طارمی میتواند همچنان بخشی از خط حمله باشد، اما تیم نباید تمام ساختار هجومی خود را به او وابسته کند. بیرانوند نیز باید در رقابت واقعی با دروازهبانهای دیگر قرار بگیرد. رضاییان و خلیلزاده نیز تنها در صورتی باید به اردوهای بعدی برسند که عملکرد باشگاهیشان همچنان بالاتر از گزینههای جوانتر باشد.
جوانگرایی واقعی چگونه انجام میشود؟
پروژه تغییر نسل باید از دو مسیر همزمان حرکت کند. هدف کوتاهمدت، ساختن تیمی رقابتی برای جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ است و هدف اصلیتر، آمادهسازی تیم جام جهانی ۲۰۳۰. فداکردن کامل جام ملتها برای آینده تصمیم درستی نیست، اما تکرار همان ترکیب جام جهانی نیز فرصت دیگری را از بین خواهد برد.
در اردوهای شهریور و آبان ۱۴۰۵، کادر فنی باید سهم مشخصی از دقایق مسابقات دوستانه را به بازیکنان کمتجربه اختصاص دهد. رزاقینیا، دانیال ایری، محمد قربانی، آریا یوسفی، محمد خلیفه، کسری طاهری و دیگر بازیکنان مستعد باید در مسابقات واقعی آزمایش شوند، نه اینکه فقط برای کاهش میانگین سنی به اردو دعوت شوند.
تیم امید ایران نیز برای حضور در بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ آیچی–ناگویا اعزام میشود. این مسابقات میتواند بانک مهمی برای شناسایی بازیکنان نسل بعد باشد، اما ارتباط تیم امید و بزرگسالان باید ساختاری باشد؛ گزارشهای فنی، دادههای بدنی و برنامه تاکتیکی دو تیم باید با یکدیگر هماهنگ شوند.
تصمیم درباره سرمربی نباید پروژه را متوقف کند
قرارداد امیر قلعهنویی با پایان کار ایران در جام جهانی تمام شده و فدراسیون هنوز تصمیم رسمی خود را درباره تمدید همکاری اعلام نکرده است. فدراسیون منتظر گزارش فنی کادر قبلی است و قلعهنویی نیز reportedly تمایل دارد تا جام ملتهای آسیا به کار ادامه دهد.
اما تغییر نسل نباید به ماندن یا رفتن یک مربی وابسته شود. فدراسیون باید درباره سن مطلوب ترکیب، تعداد بازیکنان قابل استفاده در جام جهانی ۲۰۳۰ و مسیر انتقال بازیکنان امید به بزرگسالان سیاست مشخصی داشته باشد.
سرمربی آینده باید اختیار تصمیمهای دشوار را داشته باشد، اما فدراسیون نیز باید از او در برابر فشار نامها، باشگاهها و فضای رسانهای حمایت کند. جوانگرایی بدون تحمل اشتباه و شکست اولیه ممکن نیست.
جمعبندی؛ شکست با جوانان کافی نیست، اما تکرار گذشته خطرناکتر است
این تصور که «شکست با تیم جوان ارزشمندتر از ناکامی با تیم مسن است» فقط در صورتی درست خواهد بود که تیم جوان برنامه، مربی مناسب و مسیر پیشرفت داشته باشد. جوانکردن شناسنامه تیم بدون آموزش، بازی تدارکاتی و ثبات مدیریتی نتیجهای ایجاد نمیکند.
بااینحال، جام جهانی ۲۰۲۶ هشدار روشنی بود. ایران با یکی از باتجربهترین ترکیبهای مسابقات، در سادهترین فرمت صعود تاریخ جام جهانی نیز نتوانست به مرحله حذفی برسد. سه تساوی و حذف بدون شکست، پایان محترمانهای بود، اما دستاوردی برای ادامه همان مسیر نیست.
فوتبال ایران باید از وابستگی به یک نسل عبور کند؛ نه با حذف احساسی تمام ستارهها، بلکه با کاهش تدریجی نقش آنها، ایجاد رقابت واقعی و واگذاری مسئولیت به بازیکنانی که در سال ۲۰۳۰ در اوج دوران حرفهای خود خواهند بود.
جام ملتهای آسیا نخستین آزمون این پروژه است. شاید تیم جوانشده قهرمان نشود، اما اگر هویت تازه، سرعت بیشتر و ستونهای قابل اتکایی برای آینده بسازد، دستاوردی مهمتر از یک تورنمنت کوتاه به دست آورده است. مسیر صعود تاریخی از مرحله گروهی جام جهانی آینده، باید از همین امروز آغاز شود.