پیام تند قالیباف درباره تنگه هرمز؛ بند پنجم تفاهمنامه ۱۴ بندی واقعاً چه میگوید؟
محمدباقر قالیباف روز یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ در حساب خود در شبکه ایکس، آمریکا را به عملنکردن به تعهدات متهم کرد و نوشت که طرف مقابل باید میان پایبندی به قولهای خود و پرداخت هزینه نقض آنها یکی را انتخاب کند. او در ادامه تصویری از بخش مربوط به تنگه هرمز در تفاهمنامه ۱۴ بندی را منتشر کرد تا نشان دهد بازگشایی این آبراه، از نگاه تهران، باید بر اساس ترتیبات مورد قبول ایران انجام شود.
این پیام فقط یک موضعگیری رسانهای نیست. قالیباف در مذاکرات منتهی به تفاهمنامه اسلامآباد نقش اصلی داشته و در هفتههای گذشته نیز بارها گفته است وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ بازنمیگردد. او معتقد است ایران باید در تعیین مسیرهای عبور، ارائه خدمات دریایی، هماهنگیهای امنیتی و سازوکار آینده اداره تنگه نقش محوری داشته باشد.
بند پنجم تفاهمنامه ۱۴ بندی چه میگوید؟
متن کامل تفاهمنامه که در ماه ژوئن در اختیار کنگره آمریکا قرار گرفت، جزئیات بیشتری از تصویر منتشرشده توسط قالیباف دارد. براساس بند پنجم، ایران متعهد شده است پس از امضای تفاهمنامه، برای عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس ترتیبات لازم را فراهم کند. ارائه این عبور برای مدت ۶۰ روز بدون دریافت هزینه پیشبینی شده و بازگشت کامل تردد نیز با توجه به پاکسازی مینها و رفع موانع فنی و نظامی، حداکثر ظرف ۳۰ روز انجام میشود.
بخش دوم همین بند میگوید ایران باید با عمان درباره «اداره آینده» تنگه و خدمات دریایی مذاکره کند. این گفتوگوها با مشورت سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس و با رعایت حقوق بینالملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی انجام میشود. بنابراین سند برای ایران نقشی مستقیم در ترتیبات عبور در نظر گرفته، اما اداره آینده را به تصمیم یکجانبه تهران واگذار نکرده است.
| موضوع | مفاد تفاهمنامه |
|---|---|
| بازگشت تردد کشتیها | آغاز فوری و تکمیل حداکثر ظرف ۳۰ روز |
| مسئول ایجاد ترتیبات اولیه | جمهوری اسلامی ایران |
| هزینه عبور | رایگان فقط برای ۶۰ روز |
| موانع فنی و نظامی | رفع موانع و مینروبی توسط ایران |
| اداره آینده تنگه | مذاکره ایران و عمان با مشورت کشورهای ساحلی |
| چارچوب حقوقی | حقوق بینالملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی |
آیا تفاهمنامه حاکمیت کامل تنگه را به ایران داده است؟
برداشت تهران این است که عبارت مربوط به «ترتیبات» و مسئولیت ایران برای بازگرداندن عبور ایمن، جایگاه جدیدی برای جمهوری اسلامی در مدیریت عملیاتی تنگه ایجاد کرده است. قالیباف پیشتر گفته بود مسیر عبور کشتیها، الزام به هماهنگی امنیتی و خدمات دریایی باید براساس سازوکاری باشد که ایران تعریف میکند و عمان نیز در آن مشارکت دارد.
اما متن منتشرشده تفاهمنامه از «حاکمیت انحصاری ایران» یا اختیار بدون محدودیت برای بستن تنگه، دریافت عوارض یا جلوگیری از عبور کشتیها سخن نمیگوید. سند بر گفتوگو با عمان، مشورت با دیگر کشورهای ساحلی و رعایت حقوق بینالملل تأکید دارد. در نتیجه، «ترتیبات ایرانی» بیشتر یک تعبیر سیاسی و اجرایی از بند پنجم است و نباید آن را معادل انتقال کامل کنترل حقوقی تنگه به ایران دانست.
حتی پایان دوره ۶۰ روزه عبور رایگان نیز بهطور خودکار به معنای مجازشدن دریافت هر نوع عوارض از کشتیهای عبوری نیست. شکل خدمات، هزینههای احتمالی و شیوه اداره بلندمدت باید در مذاکرات ایران و عمان و در چارچوب حقوق بینالملل تعیین شود.
چرا قالیباف اکنون بند پنجم را منتشر کرد؟
پیام رئیس مجلس پس از یک دور تازه و شدید از تبادل حملات منتشر شد. براساس گزارش رویترز، ایران اعلام کرده است تنگه هرمز تا پایان «مداخله آمریکا» بسته خواهد ماند؛ در مقابل، فرماندهی مرکزی آمریکا میگوید کشتیهای تجاری همچنان از این آبراه عبور میکنند. در همین دوره، آمریکا اهدافی در ایران را مورد حمله قرار داده و ایران نیز مواضع و تأسیسات مرتبط با آمریکا را در چند کشور منطقه هدف قرار داده است.
واشنگتن همچنین مجوزی را که فروش نفت ایران را در چارچوب تفاهمنامه تسهیل میکرد، لغو کرده است. تهران این اقدام، حملات نظامی و تلاش برای عبور کشتیها بدون هماهنگی با ایران را نقض تعهدات آمریکا میداند. پیام قالیباف در واقع اعلام میکند که ایران حاضر نیست مفاد مربوط به بازگشایی تنگه را اجرا کند، درحالیکه طرف مقابل از دید تهران بندهای مربوط به توقف حملات، رفع محاصره و تسهیل صادرات نفت را رعایت نمیکند.
این برداشت با بند سیزدهم تفاهمنامه نیز ارتباط دارد. طبق این بند، ورود به مذاکرات توافق نهایی به آغاز و ادامه اجرای چند تعهد کلیدی، از جمله توقف عملیات نظامی، رفع موانع دریایی، بازگشایی تنگه، صدور مجوزهای نفتی و آزادسازی منابع مالی ایران وابسته شده است.
اختلاف اصلی ایران و آمریکا درباره هرمز چیست؟
آمریکا خواهان عبور آزاد، بدون هزینه و بدون نیاز به کسب اجازه سیاسی از تهران است. ایران در مقابل میگوید کشتیها باید از مسیرهای تعیینشده عبور کنند، با نیروهای ایرانی هماهنگ باشند و قواعد امنیتی و خدماتی مورد نظر کشورهای ساحلی را رعایت کنند.
اختلاف فقط بر سر باز یا بستهبودن تنگه نیست؛ پرسش اساسی این است که چه کسی مسیرها و مقررات عبور را تعیین میکند. از نگاه تهران، جنگ و تفاهمنامه جدید نظم پیشین را تغییر داده و ایران باید بهعنوان یکی از دو کشور ساحلی، نقشی فراتر از گذشته داشته باشد. از نگاه واشنگتن، هیچ توافقی نباید حق عبور بینالمللی کشتیها را به اجازه یک کشور وابسته کند.
کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل برای تنگههای مورد استفاده کشتیرانی بینالمللی، حق «عبور ترانزیتی» را به رسمیت میشناسد و میگوید این عبور نباید متوقف شود. همزمان، کشتیها موظفاند بدون تأخیر حرکت کنند، از تهدید یا استفاده از زور خودداری کنند و مقررات ایمنی قابل اجرا را رعایت کنند. به همین دلیل، کشورهای ساحلی حق وضع برخی مقررات ایمنی و زیستمحیطی را دارند، اما این مقررات نباید عملاً عبور را متوقف کند.
چرا تنگه هرمز برای جهان حیاتی است؟
اهمیت پیام قالیباف فقط به روابط تهران و واشنگتن محدود نمیشود. براساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی از تنگه هرمز عبور کرده است؛ رقمی معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی نفت. نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع نیز از این مسیر انجام میشود.
بخش عمده این محمولهها به بازارهای آسیایی، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی میرود. خطوط لوله عربستان و امارات میتوانند بخشی از صادرات را بدون عبور از هرمز منتقل کنند، اما ظرفیت جایگزین برای انتقال همه محمولهها وجود ندارد. در نتیجه، هر تهدید جدی علیه تردد کشتیها میتواند هزینه بیمه، کرایه حمل، نفت، گاز و در نهایت تورم جهانی را افزایش دهد.
سه سناریو پس از هشدار قالیباف
در سناریوی نخست، ایران و عمان درباره مسیرهای عبور و سازوکار هماهنگی به توافق میرسند و کشتیها با اطلاع یا هماهنگی قبلی تردد میکنند. چنین مدلی میتواند بدون حل کامل اختلاف سیاسی، خطر برخورد نظامی را کاهش دهد.
در سناریوی دوم، عبور محدود ادامه پیدا میکند، اما ایران و آمریکا همچنان تفسیرهای متفاوتی از بند پنجم ارائه میدهند. این وضعیت شکننده است و هر کشتی که از مسیر مورد اختلاف حرکت کند، ممکن است جرقه دور دیگری از درگیری را بزند.
سناریوی سوم، شکست کامل تفاهمنامه و بازگشت به انسداد گسترده تنگه است. ادامه حملات متقابل، لغو امتیازات اقتصادی و نبود سازوکار ارتباطی نظامی، احتمال این سناریو را بالا میبرد؛ هرچند هزینه اقتصادی آن برای ایران، کشورهای خلیج فارس و مصرفکنندگان جهانی بسیار سنگین خواهد بود. این سناریوها تحلیلیاند و نتیجه نهایی به تصمیمهای نظامی و مذاکرات ایران، آمریکا و عمان بستگی دارد.
جمعبندی؛ پیام قالیباف یک هشدار مذاکرهای است
انتشار بند پنجم از سوی قالیباف نشان میدهد تهران مسئله تنگه هرمز را مهمترین ابزار فشار برای وادارکردن آمریکا به اجرای سایر تعهدات میداند. عبارت «دوران توافقات یکطرفه تمام شده» نیز پیامی روشن دارد: ایران حاضر نیست بدون دریافت امتیازهای اقتصادی و امنیتی وعدهدادهشده، مسیر عبور کشتیها را به شرایط پیش از جنگ بازگرداند.
بااینحال، متن تفاهمنامه به ایران اختیار نامحدود برای بستن تنگه یا اداره انحصاری آن نمیدهد. بند پنجم از ترتیبات ایجادشده توسط ایران سخن میگوید، اما اداره آینده را به مذاکره با عمان، مشورت کشورهای ساحلی و رعایت حقوق بینالملل پیوند میزند.
به همین دلیل، توییت قالیباف بیش از آنکه وضعیت حقوقی تنگه را تغییر دهد، اعلام موضع ایران در آستانه دور تازه چانهزنی است. موفقیت این راهبرد به این بستگی دارد که آیا طرفها میتوانند میان حق عبور بینالمللی، نگرانیهای امنیتی ایران و تعهدات اقتصادی تفاهمنامه تعادلی عملی ایجاد کنند یا خیر.
