سقوط ۱۲۷ هزار واحدی بورس؛ ۶۰۷ صف فروش و خطر از دست رفتن کانال ۵ میلیون
در نخستین ساعت معاملات، شاخص کل با کاهش ۱۲۵ هزار و ۴۹۹ واحدی به سطح پنج میلیون و ۵۷ هزار و ۱۱۳ واحد رسید. شاخص هموزن نیز در ساعت ۹:۴۹ حدود ۲۸ هزار واحد افت کرد و به یک میلیون و ۳۳۷ هزار واحد عقب نشست. افت همزمان دو نماگر نشان میداد فشار فروش هم شرکتهای بزرگ و شاخصساز و هم سهام کوچک و متوسط را دربر گرفته است.
فشار عرضه در ادامه بیشتر شد. طبق آخرین آمار منتشرشده در ساعت ۱۰:۱۵، شاخص کل با افت ۱۲۷ هزار و ۶۷ واحدی، معادل ۲.۴۵ درصد، به محدوده پنج میلیون و ۵۵ هزار واحد رسید. شاخص هموزن نیز ۲۸ هزار و ۱۰ واحد، معادل ۲.۰۵ درصد، کاهش یافت و در ارتفاع یک میلیون و ۳۳۷ هزار واحد قرار گرفت.
| نماگر بازار | وضعیت تا ساعت ۱۰:۱۵ |
|---|---|
| افت شاخص کل | ۱۲۷ هزار و ۶۷ واحد |
| سطح شاخص کل | حدود ۵ میلیون و ۵۵ هزار واحد |
| افت شاخص هموزن | ۲۸ هزار و ۱۰ واحد |
| سطح شاخص هموزن | حدود یک میلیون و ۳۳۷ هزار واحد |
| تعداد نمادهای منفی | ۶۷۰ نماد |
| تعداد صفهای فروش | ۶۰۷ نماد |
| خروج پول حقیقی | ۳ هزار و ۴۱ میلیارد تومان |
| ورود پول به درآمد ثابت | ۵۱۵ میلیارد تومان |
افت بورس در دو روز به ۲۳۱ هزار واحد رسید
شاخص کل روز شنبه نیز ۱۰۴ هزار و ۲۳۵ واحد کاهش یافته و در سطح پنج میلیون و ۱۸۲ هزار و ۶۲۱ واحد بسته شده بود. شاخص هموزن شنبه ۱۸ هزار و ۴۰۳ واحد افت کرد و بیش از پنج هزار و ۱۸۰ میلیارد تومان پول حقیقی از بازار سهام خارج شد.
با احتساب ریزش شنبه و افت معاملات یکشنبه تا ساعت ۱۰:۱۵، شاخص کل طی دو جلسه معاملاتی حدود ۲۳۱ هزار واحد، معادل نزدیک به ۴.۴ درصد، عقبنشینی کرده است. این سرعت کاهش نشان میدهد بازار فقط بخشی از رشد قبلی را اصلاح نمیکند؛ ریسک سیاسی تازه، معاملهگران را وادار کرده است ارزشگذاری سهام را با سناریوهای بدبینانهتری انجام دهند.
چرا ۶۰۷ نماد در صف فروش قرار گرفتند؟
تا ساعت ۱۰:۱۵ تنها ۹۷ نماد در محدوده مثبت معامله میشدند، درحالیکه تعداد نمادهای منفی به ۶۷۰ مورد رسیده بود. ۶۰۷ نماد صف فروش داشتند و فقط ۴۸ نماد با صف خرید روبهرو بودند. ارزش سفارشهای فروش نیز ۲۸ هزار و ۳۰۸ میلیارد تومان بود؛ در مقابل، سفارشهای خرید فقط دو هزار و ۴۶۹ میلیارد تومان ارزش داشتند. به این ترتیب، ارزش عرضههای در صف بیش از ۱۱ برابر تقاضای ثبتشده بود.
این ترکیب آماری نشان میدهد فروشندگان فقط به دنبال کاهش چند درصدی قیمت نیستند. بخش قابل توجهی از سهامداران حاضرند در پایینترین قیمت مجاز روز سفارش فروش بگذارند، اما در سمت مقابل خریدار کافی وجود ندارد.
وقتی صدها سهم در صف فروش قفل میشوند، پایینبودن حجم معامله الزاماً نشانه آرامش نیست. ممکن است عرضه بسیار سنگین باشد، اما به دلیل نبود خریدار، معاملهای انجام نشود. در چنین شرایطی «ارزش صف فروش» و نسبت سفارشهای خرید به فروش، تصویر دقیقتری از فشار بازار ارائه میکنند.
عامل اصلی ریزش بورس چیست؟
مهمترین تفاوت معاملات امروز با پیشبینیهای شب گذشته، تشدید دوباره تنشهای نظامی ایران و آمریکاست. گزارشهای بینالمللی از تبادل حملات، هدفگرفتن تأسیسات در جنوب ایران و افزایش درگیریها پیرامون تنگه هرمز خبر میدهند. آمریکا نیز اعلام کرده پس از حمله به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز، دور تازهای از حملات را علیه اهدافی در ایران انجام داده است.
بورس پیش از آغاز درگیریهای تازه، نشانههایی از کاهش فشار فروش نشان داده بود و برخی تحلیلگران احتمال حرکت بازار به سمت تعادل را مطرح میکردند. انتشار اخبار نظامی این سناریو را تغییر داد و موج تازهای از عرضه را از نخستین دقایق معاملات وارد بازار کرد.
افزایش ریسک جنگ چند اثر همزمان بر بورس دارد: سرمایهگذاران نرخ بازده مورد انتظار خود را بالا میبرند، احتمال اختلال در تولید و صادرات را بیشتر در نظر میگیرند، نقدشوندگی برای آنها مهمتر میشود و بخشی از سرمایه به سمت وجه نقد، طلا، ارز یا صندوقهای کمریسک حرکت میکند.
چرا سهام دلاری هم منفی شدند؟
در نگاه نخست ممکن است تصور شود افزایش ریسک سیاسی و رشد احتمالی ارز باید به سود شرکتهای صادراتی تمام شود؛ اما نمادهایی مانند فملی، فارس، شبندر و دیگر شرکتهای بزرگ کالایی نیز در میان منفیترین نمادهای اثرگذار قرار گرفتند. شستا و وبملت نیز فشار قابل توجهی بر شاخص کل وارد کردند.
دلیل آن است که افزایش نرخ ارز تنها یکی از متغیرهای ارزشگذاری شرکتهای صادراتی است. در شرایط جنگی، نگرانی درباره محدودیت صادرات، اختلال حملونقل دریایی، کاهش تولید، هزینه انرژی، دسترسی به مواد اولیه، وصول درآمدهای ارزی و افزایش نرخ تنزیل میتواند اثر مثبت دلار را خنثی کند.
به همین دلیل، سهام دلاری همیشه همزمان با افزایش ارز رشد نمیکنند. اگر بازار احساس کند ریسک فعالیت شرکت از منفعت تسعیر ارز بیشتر شده، فروشندگان حتی در صنایع صادراتی نیز دست بالا را پیدا میکنند.
ارزش معاملات ۵۰ هزار میلیارد بود یا هفت هزار میلیارد؟
در گزارش ساعت ۹:۴۹، ارزش معاملات بورس بیش از ۵۰.۹ هزار میلیارد تومان عنوان شده است. در همان زمان، ارزش معاملات فرابورس نیز حدود ۵۰.۴ هزار میلیارد تومان گزارش شد. این ارقام احتمالاً تمام انواع دادوستدها، از جمله اوراق بدهی، صندوقها، معاملات بلوکی یا بخشهای غیرخرد بازار را دربر میگیرند و نباید با ارزش معاملات خرد سهام یکسان تلقی شوند.
آمار جزئیتر ساعت ۱۰:۱۵ نشان میدهد ارزش معاملات خرد سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی فقط هفت هزار و ۴۷ میلیارد تومان بوده است. پایینماندن این عدد در کنار صفهای فروش گسترده، نشان میدهد بخش مهمی از بازار به دلیل نبود تقاضای مؤثر قفل شده است.
بنابراین استناد به رقم ۵۰ هزار میلیارد تومان برای اثبات رونق معاملات، میتواند گمراهکننده باشد. در تحلیل وضعیت روزانه بورس، ارزش معاملات خرد، جریان پول حقیقی و نسبت قدرت خرید و فروش اهمیت بیشتری دارد.
یک خطای احتمالی در عدد ارزش بازار
در برخی بازنشرها، ارزش بازار بورس تهران «۱۴۸ هزار و ۸۵۲ هزار میلیارد تومان» نوشته شده است. این عبارت از نظر واحد عددی با ارزش حدود ۱۵ هزار و ۲۴۷ هزار میلیارد تومانی روز قبل همخوانی ندارد و احتمالاً حاصل تبدیل ناقص ریال به تومان یا جابهجایی ممیز است. رقم منطقی بازار پس از افت امروز باید در محدوده تقریبی ۱۴ هزار و ۸۰۰ هزار میلیارد تومان باشد، نه ۱۴۸ هزار هزار میلیارد تومان.
در گزارشهای بورسی لازم است مشخص شود عدد اولیه بر حسب ریال است یا تومان. حذف یک صفر یا تبدیلنکردن صحیح واحد میتواند ارزش بازار را ۱۰ برابر بزرگتر از رقم واقعی نشان دهد.
پول حقیقی به کجا رفت؟
تا ساعت ۱۰:۱۵ بیش از سه هزار و ۴۱ میلیارد تومان پول حقیقی از سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی خارج شده بود. همزمان صندوقهای درآمد ثابت ۵۱۵ میلیارد تومان ورود نقدینگی حقیقی ثبت کردند.
این جابهجایی نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران بازار را بهطور کامل ترک نکردهاند، بلکه موقتاً از دارایی پرریسک به ابزار کمریسک منتقل شدهاند. ادامه این روند به معنای آن است که سرمایهگذاران خرد برای بازگشت به سهام، منتظر کاهش ریسک سیاسی و شکلگیری نشانههای پایدار تقاضا هستند.
ورود پول به صندوق درآمد ثابت در روزی که صدها سهم صف فروش دارند، همچنین نشان میدهد نقدشوندگی به اولویت اصلی معاملهگران تبدیل شده است. سهامدار در چنین فضایی ممکن است بازده کمتر را بپذیرد، اما نمیخواهد سرمایهاش در صف فروش قفل شود.
آیا کانال پنج میلیون واحد از دست میرود؟
شاخص کل در ساعت ۱۰:۱۵ فقط حدود ۵۵ هزار واحد با مرز پنج میلیون فاصله داشت. این سطح بیش از آنکه یک حمایت بنیادی قطعی باشد، یک مرز روانی مهم است. شکستهشدن آن میتواند فشار فروش سهامداران کوتاهمدت و معاملهگران تکنیکال را افزایش دهد.
بااینحال، ماندن یا سقوط شاخص به زیر پنج میلیون به تنهایی مسیر میانمدت بورس را تعیین نمیکند. برای تشخیص تعادل باید کاهش تعداد صفهای فروش، افزایش ارزش سفارشهای خرید، کمشدن خروج پول حقیقی و بازشدن معاملات نمادهای بزرگ را همزمان مشاهده کرد.
اگر صفهای فروش تا پایان معاملات جمع نشوند، فشار عرضه میتواند به جلسه بعد منتقل شود. در مقابل، انتشار خبر معتبر درباره کاهش درگیریها یا آغاز دوباره مذاکرات ممکن است بخشی از فروشندگان هیجانی را عقب براند. بازار در وضعیت فعلی بیش از گزارشهای مالی شرکتها، به تیترهای سیاسی و نظامی واکنش نشان میدهد.
جمعبندی؛ این فقط افت شاخصسازها نیست
ریزش معاملات یکشنبه محدود به چند شرکت بزرگ نبود. افت بیش از دو درصدی شاخص هموزن، منفیشدن ۶۷۰ نماد، تشکیل ۶۰۷ صف فروش و خروج سه هزار میلیارد تومان پول حقیقی نشان میدهد کل بازار با شوک کاهش اعتماد روبهرو شده است.
شاخص کل طی دو روز حدود ۲۳۱ هزار واحد از دست داده و اکنون در نزدیکی مرز پنج میلیون واحد قرار دارد. آنچه میتواند مسیر بازار را تغییر دهد، صرفاً ارزانشدن قیمت سهام نیست؛ بورس به کاهش ریسک سیاسی، بازگشت نقدشوندگی و شکلگیری تقاضای واقعی نیاز دارد.
تا زمانی که ارزش سفارشهای فروش بیش از ۱۱ برابر سفارشهای خرید است، سخنگفتن از پایان ریزش زودهنگام خواهد بود. نخستین علامت بهبود، نه سبزشدن چند نماد، بلکه کاهش محسوس صفهای فروش و توقف خروج پول سرمایهگذاران حقیقی است.