کد خبر: ۶۶۱۵۸۳

جام جهانی تمام شد، توجیه‌ها نه؛ تیم ملی با «خدا نخواست» به جام ملت‌ها می‌رود؟

تیم ملی فوتبال ایران
تیم ملی فوتبال ایران جام جهانی ۲۰۲۶ را بدون شکست، اما بدون برد ترک کرد؛ سه تساوی مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر، سه امتیاز و حذف زودهنگام از گروهی که روی کاغذ می‌توانست یکی از بهترین فرصت‌های تاریخ فوتبال ایران برای صعود باشد. با این حال، پایان کار ایران نه با یک گزارش فنی دقیق، نه با پذیرش مسئولیت و نه با اعلام برنامه اصلاحی، بلکه با موجی از دستاوردسازی، توجیه و ادامه همکاری با همان کادر فنی همراه شد. حالا پرسش اصلی این است: تیمی که حذف خود را به «شانس»، «شرایط» و حتی «خواست خدا» پیوند می‌زند، چگونه قرار است در جام ملت‌های آسیا با واقعیت‌های سخت فوتبال روبه‌رو شود؟
۲۲:۰۷ - ۲۲ تير ۱۴۰۵
وانانیوز|

ایران جام جهانی را با تساوی ۲ بر ۲ مقابل نیوزیلند آغاز کرد؛ مسابقه‌ای که در آن تیم ملی دو بار عقب افتاد و هر دو بار برگشت، اما همان بازی نشان داد ساختار دفاعی تیم چقدر آسیب‌پذیر است. رویترز در گزارش آن مسابقه نوشت ایران دو بار از حریف عقب افتاد و برای رسیدن به تساوی ناچار به بازگشت شد؛ نکته‌ای که بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، علامت هشدار درباره شروع‌های ضعیف و بی‌ثباتی دفاعی بود.

در بازی دوم، ایران مقابل بلژیک به تساوی بدون گل رسید؛ نتیجه‌ای که در نگاه اول ارزشمند به نظر می‌رسید، اما متن مسابقه تصویر پیچیده‌تری داشت. بلژیک با وجود ده‌نفره شدن، بارها ایران را تحت فشار گذاشت و دروازه‌بان ایران، علیرضا بیرانوند، با چند واکنش مهم مانع شکست شد. رویترز گزارش داد ایران برابر بلژیک ده‌نفره نتوانست از برتری عددی استفاده کند و بیرانوند با نمایش درخشان خود تیم را در بازی نگه داشت.

بازی سوم مقابل مصر هم با تساوی یک بر یک تمام شد؛ دیداری که ایران برای صعود به برد نیاز داشت، اما دوباره دیر به خود آمد. رویترز نوشت ایران پس از دریافت گل زودهنگام، با گل رامین رضاییان بازی را مساوی کرد و در لحظات پایانی هم گل احتمالی برتری به‌دلیل آفساید مردود شد. خروجی نهایی روشن بود: سه بازی، سه تساوی، صفر برد و حذف.

دستاوردسازی از حذف؛ خطرناک‌تر از خود حذف

حذف از جام جهانی به‌تنهایی فاجعه نیست؛ بسیاری از تیم‌ها حذف می‌شوند. مسئله زمانی خطرناک می‌شود که حذف، با ادبیات پیروزی فروخته شود. وقتی تیمی در گروهی شامل نیوزیلند، بلژیک و مصر حتی یک برد به دست نمی‌آورد، نمی‌توان فقط با تکیه بر «نباختن» از موفقیت تاریخی حرف زد. نباختن وقتی ارزش دارد که به صعود، کنترل بازی‌ها یا رشد فنی منجر شود؛ نه زمانی که تیم در نهایت چمدان‌هایش را زودتر از مرحله حذفی ببندد.

امیر قلعه‌نویی پیش‌تر پس از شروع بدون شکست ایران در جام جهانی گفته بود این عملکرد در تاریخ فوتبال ایران ثبت خواهد شد؛ رویترز نیز این موضع را بازتاب داد و نوشت سرمربی تیم ملی از آغاز بدون باخت ایران به‌عنوان اتفاقی ماندگار یاد کرده است. اما فوتبال حرفه‌ای با قاب‌گرفتن نیمه پر لیوان جلو نمی‌رود. اگر سه امتیاز از سه بازی در یک گروه قابل عبور به‌عنوان «دستاورد بزرگ» معرفی شود، دیگر چه انگیزه‌ای برای کالبدشکافی ضعف‌ها باقی می‌ماند؟

تمدید با قلعه‌نویی؛ پاداش ثبات یا نادیده گرفتن هشدارها؟

پس از حذف ایران، فدراسیون فوتبال تصمیم گرفت همکاری با امیر قلعه‌نویی را تا جام ملت‌های آسیا ادامه دهد. رویترز گزارش داد فدراسیون فوتبال ایران تمدید قرارداد قلعه‌نویی تا جام ملت‌های آسیا در عربستان را تأیید کرده و ایران در آن تورنمنت با سوریه، قرقیزستان و چین هم‌گروه است.

این تصمیم از یک زاویه می‌تواند دفاع‌پذیر باشد: ثبات فنی، حفظ شناخت کادر از بازیکنان و فرصت کوتاه تا تورنمنت بعدی. اما از زاویه دیگر، پرسش جدی‌تری ایجاد می‌کند: وقتی هیچ گزارش روشنی از اشتباهات جام جهانی منتشر نشده، وقتی معلوم نیست چرا تیم در لحظات نیاز تغییر تاکتیکی مؤثر نداشت، وقتی تعویض‌ها و مدیریت بازی زیر سؤال است، ادامه همکاری دقیقاً بر اساس کدام برنامه اصلاحی انجام شده است؟

تمدید قرارداد بدون پاسخ‌گویی، بیش از آنکه نشانه اعتماد باشد، می‌تواند پیام مصونیت بدهد؛ پیامی که می‌گوید حتی حذف در بهترین فرصت تاریخی هم هزینه‌ای برای نیمکت فنی ندارد.

«خدا نخواست»؛ ایمان یا فرار از مسئولیت؟

اینجا باید میان باور مذهبی و استفاده ابزاری از آن تفاوت گذاشت. توکل، ایمان و باور به خدا در فرهنگ ایرانی و در زندگی بسیاری از مردم جهان جایگاهی آرامش‌بخش و محترم دارد. ورزشکار هم می‌تواند به خدا توکل کند، برای آرامش روحی از ایمان نیرو بگیرد و در مسیر سخت رقابت، معنویت را پشتوانه خود بداند. اما وقتی بحث تحلیل فنی، تصمیم تاکتیکی، ترکیب، تعویض، تمرین و مسئولیت‌پذیری است، آوردن پای «خواست خدا» به‌عنوان توضیح شکست، نه تحلیل است و نه پاسخ‌گویی.

خدا قرار نیست سیستم دفاعی طراحی کند. خدا قرار نیست زمان تعویض‌ها را تعیین کند. خدا قرار نیست به کادر فنی بگوید مقابل نیوزیلند چرا آن‌قدر آسان فضا دادید، مقابل بلژیک چرا از برتری عددی استفاده نکردید و مقابل مصر چرا تا دقایق پایانی برای بردن شجاعت کافی دیده نشد. این‌ها حوزه مسئولیت مربی، بازیکن و فدراسیون است؛ نه حوزه توجیه متافیزیکی.

نقدهای رسانه‌ای پس از حذف نیز دقیقاً روی همین نقطه متمرکز شد. خبرآنلاین در یادداشتی انتقادی، از تبدیل شدن عبارت‌هایی مانند «خدا خواست» به جای تحلیل فنی انتقاد کرد و آن را نشانه کم‌رنگ شدن مسئولیت‌پذیری دانست.

وقتی مسئولیت حذف می‌شود، پیشرفت هم حذف می‌شود

خطر اصلی این نوع ادبیات آن است که شکست را بی‌صاحب می‌کند. اگر بردها محصول دانش، تلاش، غیرت، برنامه‌ریزی و مدیریت کادر فنی است، باخت‌ها و حذف‌ها هم باید سهمی از همین مسئولیت داشته باشند. نمی‌شود روز صعود پاداش گرفت و روز حذف گفت «خدا نخواست». نمی‌شود هنگام بردن، از شایستگی و زحمت حرف زد، اما هنگام ناکامی، همه‌چیز را به شانس، داوری، شرایط، پرواز، زمین، فشار روانی یا تقدیر نسبت داد.

این فرهنگ، بازیکن را هم از پاسخ‌گویی دور می‌کند. وقتی سرمربی مسئولیت را به بیرون از زمین منتقل می‌کند، بازیکن هم به‌جای نگاه به کیفیت تصمیم‌گیری، دوندگی، تمرکز دفاعی یا اجرای برنامه، احساس می‌کند در حذف سهمی نداشته است. نتیجه چنین فضایی، ساختن تیمی است که از شکست درس نمی‌گیرد؛ فقط برای آن روایت می‌سازد.

مسئله فقط قلعه‌نویی نیست؛ مسئله ساختار فوتبال ایران است

نقد قلعه‌نویی نباید به دعوای شخصی تقلیل پیدا کند. مسئله بزرگ‌تر، ساختاری است که در آن حذف با سه تساوی می‌تواند به‌عنوان دستاورد معرفی شود، فدراسیون بدون ارائه گزارش فنی مسیر قبلی را ادامه دهد و رسانه‌های نزدیک به تصمیم‌گیران، شکست را در بسته‌بندی «آبرومندانه» عرضه کنند.

فوتبال ایران سال‌هاست گرفتار همین چرخه است: قبل از تورنمنت وعده صعود تاریخی، بعد از ناکامی توجیه، سپس تمدید فرصت و در نهایت تکرار همان سؤال‌ها در تورنمنت بعدی. حالا جام ملت‌های آسیا در پیش است و نگرانی اصلی همین‌جاست؛ آیا قرار است اگر ایران یک تیم بزرگ آسیایی را برد، دوباره همه ضعف‌ها فراموش شود؟ و اگر ناکام شد، باز هم نسخه آماده باشد: «خدا نخواست»؟

جام ملت‌ها؛ آزمون خدا نیست، آزمون کادر فنی است

جام ملت‌های آسیا برای تیم ملی ایران آزمون ایمان نیست؛ آزمون برنامه‌ریزی، شجاعت تاکتیکی، انتخاب بازیکن، مدیریت مسابقه و توانایی تغییر جریان بازی است. ایران در آسیا همچنان یکی از قدرت‌های اصلی است، اما قدرت تاریخی برای قهرمانی کافی نیست. ژاپن، کره‌جنوبی، استرالیا، عربستان، قطر و حتی تیم‌های در حال رشد منطقه، با فوتبال مدرن‌تر، ساختار بهتر و برنامه مشخص‌تر وارد مسابقات می‌شوند.

اگر قرار است تیم ملی با قلعه‌نویی ادامه دهد، حداقل انتظار این است که کادر فنی روشن بگوید از جام جهانی چه آموخته است. مشکل دفاع مقابل نیوزیلند چگونه حل می‌شود؟ برنامه تیم برای شکستن دفاع‌های فشرده چیست؟ چرا ایران در لحظات حساس تغییر ریتم ندارد؟ نقش نسل جدید در تیم چیست؟ تعویض‌ها بر اساس چه الگویی انجام می‌شود؟ و مهم‌تر از همه، معیار موفقیت در جام ملت‌ها چیست؟

جمع‌بندی

تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ نباخت، اما نبرد. سه تساوی مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر می‌تواند از نظر آماری شروعی «بی‌شکست» باشد، اما از نظر ورزشی وقتی به حذف ختم می‌شود، نمی‌تواند دستاورد بزرگ تلقی شود. مشکل اصلی همین‌جاست: فوتبال ایران بیش از آنکه از حذف بترسد، باید از عادی‌سازی حذف بترسد.

باور به خدا محترم است، اما استفاده از آن برای پوشاندن ضعف تاکتیکی و فرار از مسئولیت، کمکی به فوتبال ایران نمی‌کند. خدا به تلاش، صداقت، برنامه و شجاعت معنا می‌دهد؛ اما جای آنالیز، تمرین، سیستم و پاسخ‌گویی را نمی‌گیرد. اگر همه‌چیز به «خدا خواست» و «خدا نخواست» تقلیل پیدا کند، دیگر نه مربی معنای واقعی دارد، نه پاداش، نه نقد، نه برنامه‌ریزی و نه مسئولیت.

حالا تیم ملی با همان سرمربی به جام ملت‌های آسیا می‌رود. این بار اما سؤال روشن است: آیا فوتبال ایران بالاخره از چرخه توجیه خارج می‌شود، یا بعد از تورنمنت بعدی هم باید منتظر نسخه تازه‌ای از همان جمله قدیمی باشیم؛ «خدا نخواست»؟

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث
پرطرفدارترین