تفاهم اسلامآباد به نقطه بحران رسید؛ روایت تهران از «نقض عهد آمریکا» چیست؟
یادداشت تفاهم اسلامآباد در میانه یکی از پرتنشترین دورههای روابط ایران و آمریکا مطرح شد؛ دورهای که درگیریها در منطقه، وضعیت تنگه هرمز، صادرات نفت ایران، تحریمها و مذاکرات هستهای را همزمان درگیر کرده بود. متن منتشرشده از این سند در پروژه «American Presidency Project» مربوط به ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ است و با این توضیح همراه شده که سند فعلاً بهعنوان «draft» یا پیشنویس ثبت شده است. در همین متن، ۱۴ بند برای توقف عملیات نظامی، احترام به حاکمیت، مذاکره برای توافق نهایی، رفع موانع دریایی، ترتیبات عبور تجاری در تنگه هرمز، تحریمها، نفت، داراییهای مسدودشده و سازوکار نظارت بر اجرا آمده است.
اهمیت این تفاهم در آن بود که فقط یک سند سیاسی عمومی نبود؛ بلکه مجموعهای از تعهدات امنیتی، اقتصادی، نفتی و دریایی را در کنار هم قرار میداد. از نگاه تهران، همین پیوستگی باعث میشود اجرای هر بند به پایبندی طرف مقابل در بندهای دیگر وابسته باشد. به همین دلیل است که سخنگوی وزارت خارجه اکنون میگوید ایران نمیتواند متهم به نقض عهد شود، زیرا به ادعای او، آمریکا پیشتر بخشهای کلیدی تفاهم را زیر پا گذاشته است.
محور اختلاف؛ از تنگه هرمز تا تحریم نفت
یکی از حساسترین بخشهای تفاهم اسلامآباد، بند پنجم آن است؛ بندی که در متن منتشرشده، ایران را موظف میکند برای عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، با تلاش حداکثری ترتیبات لازم را فراهم کند. در همین بند به گفتوگوی ایران با عمان برای تعریف آینده اداره خدمات دریایی در تنگه هرمز نیز اشاره شده است.
سخنگوی وزارت خارجه اکنون میگوید آمریکا آنقدر «کمصبر» بوده که حتی اجازه نداده بازه یکماهه مربوط به بند پنجم درباره تنگه هرمز تکمیل شود. از نگاه تهران، اختلاف فقط درباره عبور چند کشتی یا یک برداشت فنی از مسیرهای دریایی نیست؛ بلکه مسئله اصلی این است که آمریکا با اقدامات خود، حق ایران برای تنظیم ترتیبات امنیتی و دریایی پیشبینیشده در تفاهم را به چالش کشیده است. ایرنا نیز در گزارشی تحلیلی نوشته اختلاف دو طرف بر سر بند پنجم، به نحوه اجرای ترتیبات عبور ایمن کشتیها و اداره آینده خدمات دریایی در تنگه هرمز کشیده شده است.
روایت تهران؛ آمریکا ۱۴ بند تفاهم را «مثله» کرد
عبارت تند بقایی درباره اینکه آمریکاییها «۱۴ بند تفاهمنامه را به نوعی مثله کردند»، نشان میدهد وزارت خارجه ایران بحران فعلی را فقط نتیجه اختلاف بر سر یک بند نمیداند. تهران معتقد است آمریکا مجموعهای از تعهدات اصلی را همزمان نقض کرده است؛ از توقف عملیات نظامی گرفته تا عدم اعمال تحریم جدید و تداوم معافیتهای مرتبط با فروش نفت ایران.
در گزارش ایرنا، از نگاه مقامهای ایرانی، بند نخست تفاهم شامل توقف عملیات نظامی و خودداری از تهدید یا استفاده از زور بوده است. همین گزارش مینویسد تهران حملات آمریکا به مناطقی در جنوب و شرق ایران در روزهای ۱۷ و ۱۸ تیر را نقض آشکار این بند میداند. همچنین در همین گزارش، لغو مجوزهای مرتبط با فروش نفت ایران بهعنوان نقض بند دهم و تحریمهای تازه آمریکا بهعنوان نقض بند نهم توصیف شده است.
«تعهد در برابر تعهد»؛ منطق پاسخ ایران
نقطه کلیدی سخنان بقایی، اصل «تعهد در برابر تعهد» است. او میگوید هر جا طرف مقابل تعهدات خود را اجرا نکرده، ایران نیز دلیلی برای اجرای یکطرفه تعهدات نمیبیند. این موضع از نظر دیپلماتیک پیام روشنی دارد: تهران میخواهد بگوید تفاهم اسلامآباد یک بسته بههمپیوسته است، نه مجموعهای از امتیازهای یکجانبه که ایران باید بدون دریافت تعهد متقابل اجرا کند.
این نگاه برای آینده مذاکرات مهم است. اگر اصل «تعهد در برابر تعهد» مبنای رفتار ایران باشد، هر اقدام آمریکا در حوزه نظامی، تحریمی یا دریایی میتواند به کاهش یا توقف اجرای برخی تعهدات ایران منجر شود. در مقابل، اگر واشنگتن مدعی باشد که ایران با بستن یا محدود کردن مسیرهای دریایی تفاهم را نقض کرده، چرخه اتهام متقابل ادامه پیدا میکند و امکان بازگشت سریع به مسیر توافق دشوارتر میشود.
تنگه هرمز؛ نقطه انفجار تفاهم
بحران تفاهم اسلامآباد در خلأ رخ نداده است. طی روزهای اخیر، تنگه هرمز بار دیگر به مرکز تنش تبدیل شده است. رویترز گزارش داده درگیریها میان نیروهای ایران و آمریکا تشدید شده و تهران حملاتی را علیه اهداف مرتبط با آمریکا در چند کشور منطقه انجام داده است؛ همزمان، موضوع بسته یا باز بودن تنگه هرمز و کاهش تردد کشتیها، نگرانی بازار انرژی را بالا برده است.
آسوشیتدپرس نیز گزارش داده ایران و آمریکا هر دو بر سر کنترل و وضعیت تنگه هرمز موضعگیری کردهاند؛ آمریکا بر باز بودن این آبراه برای تجارت جهانی تأکید دارد و ایران مدعی کنترل مؤثر بر ترتیبات عبور و مرور است. چنین فضایی باعث شده تفاهم اسلامآباد که قرار بود مسیر کاهش تنش باشد، خود به محل تازهای برای منازعه تبدیل شود.
جدول بندهای محل اختلاف از نگاه تهران
| بند تفاهم | موضوع | روایت ایران از نقض |
|---|---|---|
| بند ۱ | توقف عملیات نظامی و خودداری از تهدید یا زور | حملات آمریکا به ایران، نقض تعهد امنیتی دانسته شده است |
| بند ۵ | ترتیبات عبور ایمن کشتیها و تنگه هرمز | آمریکا متهم به اخلال در روند اجرای ترتیبات دریایی شده است |
| بند ۹ | حفظ وضع موجود و عدم تحریم جدید | تحریمهای تازه، نقض اصل حفظ وضع موجود تلقی شده است |
| بند ۱۰ | معافیتهای صادرات نفت و خدمات مرتبط | لغو یا محدودسازی مجوزهای نفتی، نقض اقتصادی تفاهم خوانده شده است |
| بندهای کلی تفاهم | حرکت به سمت توافق نهایی | تهران میگوید آمریکا روح و ساختار سند را تخریب کرده است |
آیا تفاهم اسلامآباد هنوز قابل احیاست؟
با توجه به سخنان بقایی، تفاهم اسلامآباد وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «بحران اعتماد» نامید. وقتی یک طرف میگوید طرف مقابل ۱۴ بند سند را مخدوش کرده، بازگشت به اجرای عادی تفاهم فقط با چند جمله دیپلماتیک ممکن نیست. برای احیای این مسیر، دستکم سه اتفاق لازم است: توقف اقدامات نظامی، روشن شدن ترتیبات تنگه هرمز و بازگشت به تعهدات اقتصادی، بهویژه در حوزه نفت و تحریمها.
با این حال، هنوز نمیتوان گفت تفاهم بهطور کامل مرده است. وجود همین بحثهای حقوقی و ارجاع مکرر مقامهای ایرانی به بندهای تفاهم نشان میدهد تهران همچنان میخواهد از متن سند بهعنوان مبنای مطالبهگری استفاده کند. به بیان دیگر، ایران فعلاً تفاهم را کنار نگذاشته، بلکه میگوید اجرای آن را مشروط به بازگشت آمریکا به تعهدات میداند.
پیام سیاسی سخنان بقایی چیست؟
سخنان سخنگوی وزارت خارجه چند پیام همزمان دارد. پیام نخست به آمریکا است: تهران میخواهد مسئولیت بحران فعلی را متوجه واشنگتن کند و نشان دهد در صورت فروپاشی تفاهم، مقصر اصلی از نگاه ایران طرف آمریکایی است. پیام دوم به افکار عمومی داخلی است: دولت و دستگاه دیپلماسی میخواهند نشان دهند ایران با حسن نیت وارد مذاکره شده، اما اجرای تعهدات را یکطرفه ادامه نمیدهد. پیام سوم به میانجیها و بازیگران منطقهای است: اگر قرار است مسیر دیپلماسی زنده بماند، باید ابتدا مسئله نقض تعهدات و بهویژه وضعیت تنگه هرمز روشن شود.
در این میان، نقش عمان، پاکستان و دیگر میانجیها اهمیت بیشتری پیدا میکند. بند پنجم تفاهم صراحتاً به گفتوگو با عمان درباره آینده خدمات دریایی در تنگه هرمز اشاره کرده است؛ بنابراین هر تلاش برای بازگرداندن تفاهم به مسیر اجرا احتمالاً بدون نقشآفرینی مسقط دشوار خواهد بود.
جمعبندی
موضع تازه اسماعیل بقایی نشان میدهد تفاهم اسلامآباد دیگر در وضعیت عادی قرار ندارد. سخنگوی وزارت خارجه از ورود تفاهم به بحران سخن گفته، آمریکا را متهم به نقض عهد کرده و تأکید دارد ایران هیچگاه آغازگر نقض تعهدات نبوده است. محور اصلی اختلاف، از نگاه تهران، فقط یک بند نیست؛ بلکه مجموعهای از اقدامات نظامی، تحریمی، نفتی و دریایی است که به گفته مقامهای ایرانی، ساختار تفاهم را از درون فرسوده کرده است.
آینده این تفاهم اکنون به یک پرسش کلیدی گره خورده است: آیا آمریکا و ایران میتوانند به منطق اجرای متقابل تعهدات بازگردند، یا تفاهم اسلامآباد هم به فهرست توافقهایی اضافه میشود که زیر فشار بیاعتمادی، جنگ روایتها و بحران تنگه هرمز از مسیر خود خارج شدند؟ پاسخ این پرسش نه فقط برای دیپلماسی تهران و واشنگتن، بلکه برای امنیت منطقه، بازار انرژی و آینده کشتیرانی در خلیج فارس تعیینکننده خواهد بود.