تهدید تازه ترامپ علیه ایران؛ واشنگتن میخواهد مدیریت تنگه هرمز را به دست بگیرد؟
بر اساس روایت منتشرشده از اظهارات ترامپ، رئیسجمهور آمریکا مدعی شده است: «به ایران ضربهای بسیار شدید وارد خواهیم کرد» و افزوده که نیروهای آمریکایی «شب گذشته با قدرت» به ایران حمله کردهاند. او در بخش دیگری از سخنان خود، مسئله تنگه هرمز را مستقیماً به سیاست جدید واشنگتن گره زد و گفت آمریکا امنیت این مسیر دریایی را حفظ خواهد کرد و احتمالاً مدیریت آن را نیز در اختیار خواهد گرفت.
این بخش از سخنان ترامپ اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تنگه هرمز نهتنها یک مسیر دریایی عادی، بلکه یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان است. هرگونه ادعای «مدیریت» یا «کنترل» این تنگه از سوی آمریکا، میتواند بحران را از سطح درگیری نظامی محدود به سطح مناقشهای بزرگتر درباره حاکمیت، امنیت انرژی و قواعد بینالمللی کشتیرانی منتقل کند.
تنگه هرمز چرا اینقدر حساس است؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا اعلام کرده در سال ۲۰۲۴ بهطور میانگین روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و مایعات نفتی از این تنگه عبور کرده که معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی بوده است. در نیمه نخست ۲۰۲۵ نیز جریان نفت از این مسیر حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز برآورد شده است.
به همین دلیل، هر جمله درباره تنگه هرمز فقط یک پیام سیاسی نیست؛ سیگنالی مستقیم به بازار نفت، بیمه کشتیرانی، شرکتهای حملونقل، واردکنندگان انرژی و دولتهای مصرفکننده در آسیا و اروپا محسوب میشود. وقتی ترامپ از «حفظ امنیت» یا «مدیریت» تنگه سخن میگوید، بازارها آن را نه در سطح یک اظهارنظر انتخاباتی یا رسانهای، بلکه در چارچوب احتمال تغییر عملی در نظم امنیتی خلیج فارس تفسیر میکنند.
بازگشت محاصره دریایی؛ تهدید یا آغاز مرحله تازه؟
رویترز گزارش داده ترامپ از بازگرداندن محاصره دریایی علیه ایران در تنگه هرمز سخن گفته و اعلام کرده عبور از این مسیر باید با پرداخت هزینه امنیتی همراه باشد. طبق همین گزارش، ترامپ مدعی شده آمریکا باید بابت حفاظت از این گذرگاه «جبران هزینه» دریافت کند و حتی پیشنهاد کرده واشنگتن نقش نوعی نگهبان اصلی مسیر را ایفا کند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز نوشته ترامپ از اعمال محاصره علیه ایران در تنگه هرمز و دریافت تعرفه ۲۰ درصدی از محمولههای عبوری سخن گفته است؛ اقدامی که در صورت اجرا، میتواند با واکنش حقوقی و سیاسی گسترده روبهرو شود.
واکنش بازار؛ نفت دوباره نگران شد
همزمان با افزایش تنشها، بازار نفت نیز واکنش نشان داده است. گاردین گزارش داده قیمت نفت در پی اعلام بازگشت محاصره علیه کشتیرانی ایران در تنگه هرمز و تنشهای تازه میان تهران و واشنگتن، جهش قابلتوجهی را تجربه کرده و نفت برنت به محدوده نزدیک ۸۰ دلار رسیده است.
این واکنش قابل پیشبینی بود. تنگه هرمز مسیر عبور بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز منطقه است و هر تهدیدی درباره امنیت آن میتواند بلافاصله هزینه بیمه، ریسک حملونقل و انتظارات تورمی جهانی را بالا ببرد. حتی اگر مسیر بهطور کامل بسته نشود، کاهش تردد، خاموش شدن سامانههای ردیابی کشتیها یا افزایش احتیاط شرکتهای حملونقل برای بازار کافی است تا قیمتها را تحت فشار صعودی قرار دهد.
کاهش تردد نفتکشها؛ نشانه احتیاط فعالان کشتیرانی
رویترز در گزارشی جداگانه اعلام کرده تردد نفتکشها از تنگه هرمز به پایینترین سطح دو ماه اخیر رسیده است. در این گزارش آمده که بخشی از کشتیها سامانه رهگیری خود را خاموش کردهاند و برخی نیز برای پرهیز از عبور مستقیم، به انتقال کشتیبهکشتی در خلیج عمان روی آوردهاند. بر اساس دادههای کپلر که رویترز به آن استناد کرده، تنها ۶ نفتکش در روز یکشنبه از تنگه عبور کردهاند و تردد نفتکشهای نفت و گاز به پایینترین سطح از ۲۵ مه رسیده است.
این دادهها نشان میدهد بازار حملونقل دریایی منتظر روشن شدن نتیجه سیاسی بحران نمانده و از هماکنون رفتاری احتیاطی در پیش گرفته است. برای شرکتهای کشتیرانی، ریسک برخورد نظامی، توقیف، حمله موشکی، پهپادی یا افزایش هزینه بیمه میتواند مسیر تجاری را تغییر دهد؛ حتی اگر دولتها هنوز درباره باز یا بسته بودن تنگه روایتهای متفاوتی ارائه کنند.
دعوای روایتها؛ آمریکا میگوید تنگه باز است، ایران روایت دیگری دارد
یکی از نکات مهم بحران فعلی، اختلاف روایت میان طرفها درباره وضعیت تنگه هرمز است. گزارشهای رویترز و آسوشیتدپرس نشان میدهد آمریکا مدعی است تنگه باز خواهد ماند و ایران نمیتواند کنترل عملی آن را در اختیار بگیرد؛ در مقابل، تهران و نیروهای نزدیک به ایران از محدود شدن تردد یا بسته شدن مسیر بهعنوان اهرم فشار سخن گفتهاند.
در چنین وضعیتی، واقعیت میدانی ممکن است چیزی میان این دو روایت باشد: نه بسته شدن کامل تنگه، نه عبور عادی و بدون ریسک. همین وضعیت خاکستری برای بازار انرژی خطرناک است؛ زیرا نااطمینانی، گاهی اثر اقتصادی بیشتری از خود حادثه دارد.
پیام سیاسی ترامپ به تهران
تهدید ترامپ فقط درباره یک حمله نظامی یا یک مسیر دریایی نیست؛ پیام او به تهران این است که واشنگتن میخواهد ابتکار عمل را در خلیج فارس در دست بگیرد. عبارتهایی مانند «ضربه بسیار شدید»، «حفظ امنیت تنگه» و «مدیریت احتمالی هرمز» همگی در یک چارچوب قابل تفسیرند: آمریکا میخواهد نشان دهد در برابر هرگونه فشار ایران بر مسیر انرژی، گزینه نظامی و اقتصادی را همزمان روی میز دارد.
اما این راهبرد ریسک بالایی دارد. اگر ایران این موضع را نقض حاکمیت یا مقدمه حضور گستردهتر نظامی آمریکا در آبراههای نزدیک خود بداند، احتمال پاسخ متقابل افزایش مییابد. از سوی دیگر، اگر واشنگتن به دریافت هزینه از محمولههای عبوری اصرار کند، پای دولتهای واردکننده نفت و شرکتهای بزرگ انرژی نیز به بحران باز خواهد شد.
پیامد برای منطقه؛ خلیج فارس در آستانه مرحله خطرناکتر
اظهارات ترامپ میتواند کشورهای منطقه را نیز در موقعیت دشواری قرار دهد. دولتهای عربی خلیج فارس از یک سو به امنیت مسیرهای صادرات انرژی نیاز دارند و از سوی دیگر، تشدید درگیری مستقیم ایران و آمریکا میتواند زیرساختهای نفتی، بنادر، خطوط کشتیرانی و بازارهای مالی آنها را تحت تأثیر قرار دهد. آسوشیتدپرس نوشته تنشهای اخیر با حملات و ضدحملات منطقهای همراه شده و وضعیت توافق موقت میان طرفها را در ابهام قرار داده است.
در چنین شرایطی، هر تصمیم تازه از سوی واشنگتن یا تهران میتواند از سطح پیام سیاسی فراتر برود و به یک بحران زنجیرهای تبدیل شود؛ بحرانی که از نفت شروع میشود، اما به تورم، بازار ارز، هزینه حملونقل و حتی امنیت غذایی در کشورهای واردکننده انرژی سرایت میکند.
جمعبندی
اظهارات تازه دونالد ترامپ علیه ایران، بهویژه ادعای حمله قدرتمند شب گذشته و تهدید به وارد کردن «ضربهای بسیار شدید»، تنش میان تهران و واشنگتن را وارد مرحلهای حساستر کرده است. مهمتر از خود تهدید نظامی، سخن او درباره حفظ امنیت و احتمال مدیریت تنگه هرمز از سوی آمریکا است؛ جملهای که میتواند معادلات امنیتی خلیج فارس را پیچیدهتر کند.
تنگه هرمز مسیری است که حدود یکپنجم جریان جهانی نفت از آن عبور میکند و هر تهدید درباره آن، بلافاصله به بازار انرژی و اقتصاد جهانی منتقل میشود. اکنون با کاهش تردد نفتکشها، افزایش نگرانی شرکتهای حملونقل و جهش قیمت نفت، روشن است که این بحران دیگر فقط جنگ لفظی نیست؛ بازارها آن را جدی گرفتهاند. پرسش اصلی حالا این است که اظهارات ترامپ مقدمه یک تغییر عملی در سیاست آمریکا در خلیج فارس است یا بخشی از جنگ روانی برای فشار بر تهران. پاسخ این پرسش میتواند مسیر روزهای آینده بازار نفت و امنیت منطقه را تعیین کند.