پاسخ تند مدیرروستا به بیرانوند؛ شکاف نسل ۹۸ با تیم ملی چرا عمیقتر شد؟
علیاصغر مدیرروستا، یکی از چهرههای شناختهشده فوتبال ایران در دهه ۶۰ و ۷۰، در واکنش به گلایه علیرضا بیرانوند از مهدی مهدویکیا و دیگر پیشکسوتان، مسئولیت ایجاد فاصله میان دو نسل را متوجه بازیکنان و کادر فنی فعلی تیم ملی دانست.
مدیرروستا در گفتوگو با روزنامه ایران تأکید کرد که پیشکسوتان تیم ملی قلباً خواهان موفقیت ایران هستند، اما بعضی صحبتها و رفتارهای ملیپوشان فعلی باعث شده ارتباط میان آنها کاهش پیدا کند. او با نام بردن از مهدی مهدویکیا، علی دایی، خداداد عزیزی، کریم باقری و حمید استیلی گفت نمیتوان علاقه این بازیکنان به تیم ملی را زیر سؤال برد.
بخش جنجالی صحبتهای مدیرروستا جایی بود که عملکرد ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ را زیر سؤال برد. به اعتقاد او، صعود به جام جهانی در دورهای که تعداد تیمهای حاضر به ۴۸ تیم افزایش یافته، نباید بهعنوان یک موفقیت بزرگ معرفی شود. او همچنین کسب سه تساوی و حذف از مرحله گروهی را دستاورد ندانست و گفت نباختن زمانی ارزشمند است که در نهایت به صعود منجر شود. مواضع کامل مدیرروستا نیز نشان میدهد انتقاد او فقط متوجه بیرانوند نیست و عملکرد فنی کادر امیر قلعهنویی را نیز شامل میشود.
بیرانوند درباره مهدویکیا چه گفته بود؟
آغاز این مجادله به حضور علیرضا بیرانوند در برنامه فوتبال برتر بازمیگردد. دروازهبان تیم ملی در این برنامه از رفتار مهدی مهدویکیا در جریان جام جهانی ۲۰۲۶ انتقاد کرد و پرسید چرا ستاره سابق تیم ملی، با وجود حضور در مکزیک برای مراسم افتتاحیه مسابقات، به اردوی ملیپوشان سر نزده است.
بیرانوند با اشاره به حضور چهرههایی مانند رونالدینیو در کنار تیم ملی برزیل، مدعی شد نسلهای قبلی فوتبال ایران تمایلی ندارند نسل فعلی یک قدم بالاتر برود. او همچنین از این موضوع گلایه کرد که پیشکسوتان پس از نمایش ایران مقابل بلژیک، حتی با یک پیام یا استوری از بازیکنان حمایت نکردند.
دروازهبان تیم ملی در عین انتقاد، مهدویکیا را فردی باشخصیت توصیف کرد، اما گفت حضور او در اردوی تیم میتوانست از نظر روحی به بازیکنان کمک کند. بیرانوند همچنین معتقد بود انتقادهای مداوم تعدادی از پیشکسوتان در فضای مجازی و برنامههای تلویزیونی، فشار روی تیم ملی را افزایش داده است.
این صحبتها به سرعت فضای فوتبال ایران را دو قطبی کرد؛ یک طرف معتقد است پیشکسوتان وظیفه دارند بدون توجه به اختلافات، از تیم ملی کشور حمایت کنند و طرف دیگر میگوید حمایت نباید به معنای سکوت در برابر مشکلات فنی، مدیریتی یا رفتاری باشد.
آیا سه تساوی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ موفقیت بود؟
تیم ملی ایران در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶ مقابل بلژیک، نیوزیلند و مصر به تساوی رسید و با سه امتیاز در رتبه سوم گروه قرار گرفت. ایران در میان تیمهای سوم، تنها یک پله با صعود به مرحله یکشانزدهم نهایی فاصله داشت، اما نتیجه دیدار اتریش و الجزایر باعث شد شاگردان امیر قلعهنویی از مسابقات کنار بروند.
به این ترتیب، تیم ملی بدون شکست حذف شد؛ آماری که از یک زاویه میتواند نشاندهنده مقاومت تیم برابر حریفان باشد، اما از زاویه دیگر بیانگر ناتوانی در کسب حتی یک پیروزی است. ایران در دیدار با مصر فرصتهایی از جمله ضربه پنالتی و چند موقعیت گلزنی مهم را از دست داد و در نهایت نتوانست برای نخستین بار به مرحله حذفی جام جهانی صعود کند.
مدیرروستا دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته است. از نگاه او، سه مساوی با سه امتیاز حاصل از یک پیروزی و دو شکست از نظر امتیازی تفاوتی ندارد؛ در حالی که یک تیم با رویکرد جسورانهتر ممکن است شانس بیشتری برای صعود پیدا کند.
البته ارزیابی عملکرد ایران بدون توجه به اتفاقات خارج از زمین نیز کامل نیست. محدودیتهای مربوط به ویزا و رفتوآمد، تیم ملی را مجبور کرد برای مسابقات خود میان پایگاهش در مکزیک و شهرهای میزبان در آمریکا جابهجا شود. بعضی اعضای کاروان نیز نتوانستند تیم را همراهی کنند و ملیپوشان از شرایط لجستیکی مسابقات انتقاد داشتند.
بنابراین عملکرد تیم ملی نه یک موفقیت تاریخی بود و نه لزوماً شکستی بدون نکته مثبت. ایران شکست نخورد و فاصله کمی با صعود داشت، اما در فرمت ۴۸ تیمی مسابقات و با صعود ۳۲ تیم به مرحله حذفی، ناتوانی در قرار گرفتن میان تیمهای صعودکننده همچنان یک ناکامی مهم محسوب میشود.
چرا نسل ۹۸ هنوز نزد هواداران محبوب است؟
مدیرروستا در بخش دیگری از صحبتهایش، محبوبیت نسل دهه ۶۰ و ۷۰ را نتیجه ارتباط نزدیکتر بازیکنان با مردم دانست. او خاطرهای از حضور بازیکنان میان هواداران و خوردن هندوانه در کنار آنها تعریف کرد تا نشان دهد فاصله اجتماعی میان ستارههای فوتبال و مردم در آن دوره کمتر بوده است.
بخشی از محبوبیت نسل ۹۸ بدون تردید به اتفاقات تاریخی آن دوران بازمیگردد. تیم ملی پس از حماسه ملبورن به جام جهانی فرانسه رسید و در آن مسابقات نخستین پیروزی تاریخ ایران در جام جهانی را با برتری ۲ بر یک مقابل آمریکا ثبت کرد. حمید استیلی و مهدی مهدویکیا گلهای ایران را در آن مسابقه به ثمر رساندند؛ دیداری که همچنان یکی از ماندگارترین مسابقات تاریخ فوتبال ایران است.
نسل مورد اشاره مدیرروستا از نظر کیفیت فردی نیز مجموعهای کمنظیر داشت. خداداد عزیزی در سال ۱۹۹۶، علی دایی در سال ۱۹۹۹ و مهدی مهدویکیا در سال ۲۰۰۳ عنوان بازیکن سال آسیا را کسب کردند. علی کریمی نیز که در سالهای بعد به یکی از ستارههای اصلی تیم ملی تبدیل شد، در سال ۲۰۰۴ این جایزه را به دست آورد.
با این حال، محبوبیت نسل گذشته فقط به تعداد جوایز یا نتایج فوتبالی محدود نمیشود. محدود بودن رسانهها، نبود شبکههای اجتماعی گسترده و کمتر دیده شدن حاشیههای زندگی بازیکنان نیز در شکلگیری تصویری متفاوت از آن نسل تأثیر داشت. بازیکنان فعلی تقریباً هر روز در معرض قضاوت عمومی هستند و یک مصاحبه، استوری یا رفتار کوتاه میتواند به بحرانی چندروزه تبدیل شود.
فاصله طبقاتی و فضای مجازی؛ دو عامل جدایی بازیکنان از مردم
مدیرروستا افزایش فاصله اقتصادی میان فوتبالیستها و جامعه را یکی از دلایل کاهش ارتباط مردم با بازیکنان دانست. قراردادهای سنگین، نمایش سبک زندگی گرانقیمت و انتشار تصاویر سفرها، خودروها و خانههای لوکس، در شرایطی که بخشی از جامعه با مشکلات معیشتی روبهروست، میتواند احساس همدلی هواداران با بازیکنان را کاهش دهد.
فضای مجازی نیز این شکاف را بیشتر آشکار کرده است. در گذشته هوادار عمدتاً بازیکن را در زمین مسابقه، روزنامه یا برنامههای محدود تلویزیونی میدید؛ اما امروز کوچکترین رفتار فوتبالیستان به سرعت منتشر و تحلیل میشود. همین شرایط سبب شده ستارههای فعلی از مردم دورتر به نظر برسند، حتی اگر میزان ارتباط مستقیم آنها با هواداران در شبکههای اجتماعی بیشتر از نسلهای گذشته باشد.
از سوی دیگر، انتظار عمومی از بازیکنان تغییر کرده است. مردم فقط درباره عملکرد فنی سؤال نمیکنند، بلکه انتظار دارند ملیپوشان درباره مسائل اقتصادی و اجتماعی نیز موضع داشته باشند. مدیرروستا میگوید بازیکنان قدیمی نیز به مردم کمک میکردند، اما علاقهای به رسانهای کردن این اقدامات نداشتند.
ادعای لابی و بازیکن سفارشی در فوتبال ایران
بخش مهم دیگر مصاحبه مدیرروستا به دلایل دور ماندن همنسلانش از مربیگری و مدیریت فوتبال مربوط میشود. او مدعی شد برای حضور در بعضی تیمها، روابط و شرطهایی وجود دارد که بازیکنان قدیمی زیر بار آن نمیروند.
مدیرروستا از تحمیل کمکمربی یا بازیکن به کادرهای فنی سخن گفت و تأکید کرد برخی مربیان برای گرفتن شغل باید حرفشنوی داشته باشند. این ادعا بسیار جدی است، اما بدون ارائه نام، سند یا پرونده مشخص همچنان در حد یک اظهارنظر باقی میماند.
با این حال، تکرار چنین صحبتهایی از سوی مربیان و پیشکسوتان مختلف نشان میدهد فوتبال ایران با بحران اعتماد روبهروست. وقتی روند انتخاب مربی، مدیر یا بازیکن شفاف نباشد، هر انتصاب میتواند با شائبه رابطه، لابی و دخالت واسطهها مواجه شود.
اختلافی که فقط با یک استوری تمام نمیشود
تنش میان بیرانوند و مدیرروستا در ظاهر درباره سر نزدن مهدویکیا به اردوی تیم ملی یا منتشر نکردن یک استوری حمایتی است، اما ریشه اختلاف بسیار عمیقتر به نظر میرسد. نسل فعلی احساس میکند پیشکسوتان به جای حمایت، منتظر ناکامی تیم هستند؛ در مقابل، بازیکنان قدیمی معتقدند برخی ملیپوشان امروز انتقاد را نمیپذیرند و هر مخالفتی را دشمنی با تیم ملی تلقی میکنند.
مهدویکیا در این میان به نماد این اختلاف تبدیل شده است؛ بازیکنی که سابقه طولانی در فوتبال آلمان، گلزنی در جام جهانی و کسب عنوان بازیکن سال آسیا را دارد و به گفته مدیرروستا، اتهام بیاحترامی به تیم ملی با شخصیت او سازگار نیست.
برای پایان دادن به این شکاف، هر دو طرف باید مرز میان حمایت و نقد را به رسمیت بشناسند. پیشکسوتان میتوانند از تیم ملی حمایت کنند و همزمان عملکرد فنی آن را زیر سؤال ببرند. بازیکنان فعلی نیز باید بپذیرند پوشیدن پیراهن تیم ملی آنها را از نقد مصون نمیکند.
حذف ایران از جام جهانی ۲۰۲۶ فرصت تاریخی دیگری را از فوتبال کشور گرفت. تبدیل این ناکامی به دعوای نسلها نه مشکل تیم ملی را حل میکند و نه محبوبیت از دسترفته فوتبال را بازمیگرداند. آنچه تیم ملی بیش از استوری و مصاحبههای تند نیاز دارد، گفتوگوی مستقیم، احترام متقابل، شفافیت و پذیرش مسئولیت است.