دفاع پیمان اکبری از پیاتزا؛ تغییر مربی نسخه نجات والیبال ایران نیست
پیمان اکبری، مربی پیشین تیم ملی والیبال ایران، نتایج دو هفته نخست لیگ ملتها را متأثر از کیفیت بالای حریفان دانسته و پذیرفته است که جامعه والیبال انتظار داشت تیم ملی حداقل یک یا دو پیروزی بیشتر به دست آورد.
او با تأکید بر اینکه کادر فنی در فاصله هفته دوم و سوم فرصت بررسی ضعفهای تیم را داشته، از منتقدان خواست در مقطع فعلی از ایجاد بحران و حاشیه خودداری کنند. به اعتقاد اکبری، زمان ارزیابی کامل عملکرد کادر فنی پس از پایان مسابقات فرا خواهد رسید و اکنون اولویت باید حفظ تمرکز بازیکنان باشد.
بخش اصلی صحبتهای اکبری به مخالفت با تغییر مداوم سرمربی اختصاص داشت. او با اشاره به حضور مربیانی مانند ولادیمیر آلکنو، اسلوبودان کواچ و رائول لوزانو در سالهای گذشته گفت والیبال ایران با وجود استفاده از مربیان بزرگ خارجی، همیشه به اهداف موردنظر خود نرسیده است؛ بنابراین تغییر سرمربی بدون اصلاح مشکلات دیگر، تضمینی برای موفقیت نخواهد بود.
کارنامه واقعی ایران در دو هفته نخست لیگ ملتها
تیم روبرتو پیاتزا در هشت مسابقه ابتدایی فقط آرژانتین و کوبا را شکست داده است. ایران مقابل برزیل، بلغارستان و آمریکا بدون کسب امتیاز شکست خورد، اما برابر بلژیک، فرانسه و ژاپن مسابقه را به ست پنجم کشاند و از هر بازی یک امتیاز گرفت.
| حریف | نتیجه |
|---|---|
| برزیل | شکست ۳ بر یک |
| بلغارستان | شکست ۳ بر صفر |
| آرژانتین | پیروزی ۳ بر صفر |
| بلژیک | شکست ۳ بر ۲ |
| فرانسه | شکست ۳ بر ۲ |
| آمریکا | شکست ۳ بر صفر |
| ژاپن | شکست ۳ بر ۲ |
| کوبا | پیروزی ۳ بر یک |
ایران در پایان هفته دوم با دو برد، شش باخت، ۹ امتیاز، ۱۳ ست برده و ۱۹ ست باخته در جایگاه چهاردهم ایستاد. فاصله تیم ملی با تیمهای مدعی صعود قابلتوجه است، اما سه شکست پنجسته نشان میدهد ایران در بخشهایی از مسابقات توان رقابت با حریفان قدرتمند را داشته است.
همین شکستهای پنجسته مهمترین فرصت ازدسترفته تیم ملی محسوب میشوند. ایران مقابل بلژیک، فرانسه و ژاپن مجموعاً سه امتیاز گرفت، اما اگر فقط یکی یا دو مسابقه را در ست پایانی به سود خود تمام میکرد، اکنون شرایط متفاوتی در جدول داشت.
این الگو نشان میدهد مشکل تیم ملی فقط فاصله فنی مطلق با قدرتهای جهان نیست؛ مدیریت امتیازهای پایانی، حفظ کیفیت در لحظات حساس و تبدیل نمایش قابلقبول به پیروزی نیز باید در هفته سوم اصلاح شود. این برداشت یک تحلیل از نتایج است و برای داوری دقیقتر باید آمار فنی هر مسابقه، از جمله دریافت، سرویس، دفاع روی تور و خطاهای مستقیم، جداگانه بررسی شود.
هفته سوم؛ چهار مسابقهای که سرنوشت ایران را تعیین میکند
تیم ملی ایران در هفته سوم به ترتیب مقابل اوکراین، آلمان، اسلوونی و ترکیه قرار میگیرد. دیدار ایران و اوکراین چهارشنبه ۲۴ تیر ساعت ۱۸ برگزار میشود؛ ملیپوشان پنجشنبه در همین ساعت به مصاف آلمان میروند، جمعه ساعت ۲۱:۳۰ با اسلوونی بازی میکنند و یکشنبه ۲۸ تیر ساعت ۱۴:۳۰ برابر ترکیه قرار خواهند گرفت.
این برنامه از یک جهت برای ایران دشوار و از جهت دیگر تعیینکننده است. اوکراین، آلمان، اسلوونی و ترکیه همگی بالاتر از ایران قرار دارند و سه تیم از این جمع مستقیماً در رقابت برای صعود به مرحله نهایی هستند. پیروزی مقابل آنها هم امتیاز ایران را افزایش میدهد و هم مانع پیشروی رقبای مستقیم میشود.
در پایان مرحله مقدماتی، هفت تیم برتر جدول به همراه چین، میزبان مرحله نهایی، صعود میکنند. ایران روی کاغذ هنوز شانس صعود دارد، اما برای ورود جدی به این رقابت احتمالاً به چهار پیروزی نیاز خواهد داشت. سه برد نیز میتواند امید را حفظ کند، ولی در آن صورت نتایج سایر تیمها تعیینکننده خواهد بود.
از سوی دیگر، هفته سوم فقط درباره صعود نیست. ایران باید فاصله خود را با تیمهای پایین جدول حفظ کند، زیرا تیم آخر ردهبندی نهایی از لیگ ملتها سقوط خواهد کرد. مقررات رسمی VNL میگوید آخرین تیم جدول جای خود را به بالاترین تیم ردهبندی جهانی که در لیگ ملتها حضور نداشته میدهد.
آیا ایران واقعاً در میانه تغییر نسل قرار دارد؟
اکبری بخشی از نتایج فعلی را هزینه جوانگرایی و تغییر نسل میداند. ترکیب ایران در لیگ ملتهای ۲۰۲۶ واقعاً مجموعهای از نفرات باتجربه و بازیکنانی است که هنوز سابقه طولانی در مسابقات بزرگ ملی ندارند.
روبرتو پیاتزا برای هفته سوم نیز تغییراتی در فهرست ایجاد کرده و با ۱۶ بازیکن در صربستان اردو زده است. در ترکیب بازی با اوکراین، بازیکنانی مانند ایلشن داوودیپور، عرشیا بهنژاد، محسن دلاوری، علی حاجیپور، مبین نصری، پوریا حسینخانزاده و مرتضی شریفی حضور دارند؛ ترکیبی که هم بازیکنان جوان و هم مهرههای باتجربهتر را در خود جای داده است.
تغییر نسل میتواند افت مقطعی، نوسان در عملکرد و از دست رفتن برخی مسابقات نزدیک را توضیح دهد، اما نباید به توجیهی دائمی تبدیل شود. جوانگرایی زمانی قابل دفاع است که بازیکنان در طول مسابقات پیشرفت کنند، اشتباههای تکراری کاهش یابد و تیم به تدریج به یک ترکیب اصلی قابلاعتماد برسد.
پس از هشت مسابقه، ایران هنوز در بعضی دیدارها نمایش امیدوارکنندهای داشته و در بعضی مسابقات نیز با افت محسوس روبهرو شده است. هفته سوم باید مشخص کند تیم پیاتزا واقعاً در مسیر رشد قرار دارد یا نوسانات دو هفته نخست همچنان ادامه خواهد داشت.
تغییر مربی؛ راهحل آسان برای یک مشکل پیچیده
دفاع اکبری از ثبات کادر فنی از یک واقعیت مهم سرچشمه میگیرد: والیبال ایران طی سالهای گذشته مربیان داخلی و خارجی متعددی را آزموده، اما تغییر نام سرمربی همیشه به تغییر پایدار نتیجه منجر نشده است.
یک مربی جدید نیز با همان لیگ داخلی، نظام استعدادیابی، امکانات آمادهسازی، برنامه مسابقات، کیفیت بدنسازی و محدودیتهای مدیریتی روبهرو خواهد شد. اگر ضعف در تولید بازیکن، آموزش ردههای پایه، برنامهریزی باشگاهی و آمادهسازی ملیپوشان اصلاح نشود، انتظار معجزه از سرمربی واقعبینانه نیست.
با این حال، ثبات نیز نباید بدون معیار باشد. حمایت از پیاتزا زمانی منطقی است که فدراسیون برای او اهداف مرحلهای تعریف کند: بهبود رتبه جهانی، تثبیت ترکیب، ارتقای کیفیت سرویس و دریافت، کاهش شکست در ستهای پایانی و ساخت تیمی رقابتی برای قهرمانی آسیا و مسابقات جهانی.
ثبات حرفهای با مصونیت از پاسخگویی تفاوت دارد. کادر فنی باید فرصت کافی داشته باشد، اما همزمان موظف است درباره انتخاب بازیکنان، تغییرات ترکیب و ضعفهای تکرارشونده توضیح فنی ارائه دهد.
لیگ ملتها و سهمیه المپیک؛ یک نکته مهم
اکبری گفته تیمهای بزرگ امسال به دنبال کسب سهمیه المپیک هستند. این گزاره نیازمند توضیح است. لیگ ملتهای ۲۰۲۶ مستقیماً سهمیه المپیک لسآنجلس ۲۰۲۸ را توزیع نمیکند.
طبق نظام رسمی فدراسیون جهانی، نخستین سهمیههای المپیک از طریق مسابقات قهرمانی قارهای سال ۲۰۲۶ توزیع میشوند. سه سهمیه دیگر در مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۲۷ به دست میآیند و آخرین سه سهمیه نیز بر اساس ردهبندی جهانی پس از مرحله مقدماتی لیگ ملتهای ۲۰۲۸ اعطا خواهند شد.
با این حال، نتایج مسابقات بینالمللی روی امتیاز ردهبندی جهانی اثر میگذارد و تیمها از همین حالا برای ساخت ترکیب و حفظ موقعیت خود آماده میشوند. بنابراین فشار المپیکی بهصورت غیرمستقیم وجود دارد، اما VNL امسال یک رقابت مستقیم انتخابی المپیک نیست.
حمایت از تیم ملی باید چگونه باشد؟
درخواست پیمان اکبری برای کاهش حاشیه در آستانه هفته سوم قابل درک است. حمله شخصی به بازیکنان، درخواست برکناری فوری مربی پس از هر شکست یا تبدیل اختلافهای فنی به بحران رسانهای، کمکی به تیم ملی نمیکند.
اما حمایت واقعی به معنای حذف نقد نیست. تیمی که پس از هشت مسابقه در رتبه چهاردهم قرار دارد، باید درباره دو پیروزی، شش شکست و سه مسابقه ازدسترفته در ست پنجم پاسخ فنی داشته باشد. منتقدان نیز باید به جای قضاوت احساسی، روی تصمیمهای تاکتیکی، کیفیت ترکیب و روند پیشرفت بازیکنان تمرکز کنند.
هفته سوم بهترین فرصت برای پایان دادن به این بحثها در زمین مسابقه است. چهار پیروزی میتواند ایران را به شکل غیرمنتظرهای وارد معادلات صعود کند؛ دو برد خطر سقوط را کاهش میدهد و ادامه شکستها فشار بر کادر فنی و مدیریت فدراسیون را افزایش خواهد داد.
پیمان اکبری درست میگوید که تغییر مداوم مربی والیبال ایران را به مقصد نمیرساند، اما ثبات زمانی ارزشمند است که با برنامه، ارزیابی و پیشرفت همراه باشد. پیاتزا و بازیکنان اکنون چهار مسابقه فرصت دارند نشان دهند حمایت درخواستشده، سرمایهگذاری روی یک مسیر رو به رشد است و نه صرفاً خریدن زمان برای تکرار نتایج گذشته.