هشدار صریح قالیباف درباره جنگ؛ «مذاکره میکنیم، اما آماده نبرد میمانیم»
بیانیه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ قالیباف در شرایطی منتشر شد که درگیریهای ایران و آمریکا دوباره تشدید شده، آمریکا محاصره دریایی ایران را از سر گرفته و اختلاف دو طرف بر سر نحوه عبور کشتیها از تنگه هرمز به یکی از اصلیترین عوامل فروپاشی آتشبس موقت تبدیل شده است.
مهمترین محورهای بیانیه قالیباف
| محور | موضع اعلامشده |
|---|---|
| جنگ | ایران از جنگ استقبال نمیکند، اما باید آماده نبرد باشد |
| مذاکره | دیپلماسی و مذاکره مکمل توان دفاعی هستند |
| تفاهمنامه | پایبندی ایران مشروط به اجرای تعهدات طرف مقابل است |
| تنگه هرمز | حفظ «ترتیبات ایرانی» بخشی از امنیت ملی معرفی شد |
| تصمیم نهایی | انتخاب میان جنگ، مذاکره یا هر دو در اختیار فرمانده کل قواست |
| پیام داخلی | تأکید بر وحدت، اعتماد عمومی و حمایت از مردم جنوب |
| پیام خارجی | ایران در برابر فشار نظامی یا تحمیل اراده عقبنشینی نمیکند |
قالیباف در این بیانیه تلاش کرد میان دو پیام ظاهراً متضاد پیوند برقرار کند: نخست اینکه ایران خواهان جنگ نیست و دوم اینکه مذاکره بدون توان بازدارندگی نتیجهای نخواهد داشت. در روایت او، عملیات نظامی و دیپلماسی دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه ابزارهایی هماهنگ برای دستیابی به یک هدف مشترک محسوب میشوند.
«مذاکره یا جنگ»؛ دوگانهای که قالیباف رد کرد
مهمترین بخش سیاسی بیانیه، رد دوگانه «میدان یا دیپلماسی» بود. قالیباف گفت مذاکره در شرایط فعلی به معنای سازش نیست و باید آن را ادامه راهبرد مقاومت با ابزاری متفاوت دانست.
این موضع ادامه سخنان پیشین اوست. رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران در هفتههای گذشته نیز گفته بود دیپلماسی باید دستاوردهای میدان را تثبیت کند و مذاکره میتواند مأموریتی را دنبال کند که در یک مقطع، از مسیر نظامی قابل تحقق نیست.
بر این اساس، قالیباف نه خواستار توقف مذاکرات شد و نه بازگشت بیقیدوشرط به میز گفتوگو را پیشنهاد کرد. راهبردی که او ترسیم میکند، مذاکره مشروط و همزمان با حفظ فشار نظامی و کنترل اهرمهای منطقهای است.
این سیاست در ادبیات روابط بینالملل به استفاده همزمان از قدرت سخت و دیپلماسی نزدیک است؛ اما موفقیت آن به هماهنگی دقیق تصمیمگیران، روشنبودن اهداف مذاکره و جلوگیری از محاسبه اشتباه نظامی وابسته خواهد بود.
هشدار درباره پایان پایبندی به تفاهمنامه
قالیباف اعلام کرد تفاهمنامه فقط زمانی معنا دارد که مفاد آن معتبر و در حال اجرا باشد. به گفته او، اگر ایران نتواند از توافق بهره ببرد، تهران نیز دلیلی برای پایبندی یکجانبه به آن ندارد و نیروهای مسلح برای پاسخ به حملات آزادی عمل خواهند داشت.
تفاهم مورد اشاره، «تفاهمنامه اسلامآباد» است؛ سندی ۱۴بندی که پس از دور قبلی جنگ برای توقف حملات، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات درباره موضوعاتی مانند صادرات نفت، داراییهای مسدودشده و برنامه هستهای تنظیم شد.
بااینحال، متن تفاهم در چند بخش مبهم است و ایران و آمریکا تفسیرهای متفاوتی از آن ارائه میکنند. همین اختلاف تفسیری، همراه با لغو برخی مجوزهای نفتی و بازگشت درگیری در تنگه هرمز، توافق موقت را وارد بحران کرده است.
بنابراین تهدید قالیباف را باید فراتر از یک عبارت تبلیغاتی دید. او عملاً اعلام کرده است که تهران اجرای تعهدات خود را به رفتار متقابل آمریکا گره میزند؛ موضعی که میتواند به ادامه مذاکرات برای احیای تفاهم یا فروپاشی کامل آن منجر شود.
اختلاف اصلی بر سر «ترتیبات ایرانی» چیست؟
قالیباف گفت ایران در جنگ ۴۰روزه بهدرستی تنگه هرمز را بست و در مذاکرات نیز «ترتیبات ایرانی» اداره این آبراه را در بند پنجم تفاهمنامه تثبیت کرد. او حفظ این ترتیبات را یکی از مؤلفههای امنیت ملی ایران دانست.
اما بند پنجم تفاهمنامه صراحتاً نمیگوید که حاکمیت یا مدیریت کامل تنگه به ایران واگذار شده است. این بند از ایران میخواهد برای عبور امن کشتیهای تجاری، بدون دریافت هزینه در یک دوره ۶۰روزه، ترتیبات لازم را فراهم کند.
تهران این عبارت را به معنای بهرسمیتشناختن نقش ایران در مدیریت عبور کشتیها تفسیر میکند. آمریکا و دولتهای عربی خلیج فارس در مقابل میگویند بند پنجم صرفاً ایران را موظف به تسهیل عبور امن کرده و به تهران حق اعمال محدودیت، تعیین مسیر یا دریافت عوارض نمیدهد.
در نتیجه، عبارت «ترتیبات ایرانی» یک واقعیت حقوقی مورد توافق همه طرفها نیست؛ بلکه عنوانی است که مقامهای ایرانی برای تفسیر خود از تفاهمنامه به کار میبرند. این تمایز برای انتشار خبر اهمیت دارد و بهتر است ادعای تثبیت مدیریت ایران بر کل تنگه بهعنوان موضع رسمی تهران، نه یک نتیجه حقوقی قطعی، نوشته شود.
چرا تنگه هرمز در مرکز بحران قرار دارد؟
تنگه هرمز پیش از جنگ محل عبور حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان بود. اختلال در این مسیر میتواند قیمت انرژی، هزینه بیمه کشتیها و امنیت عرضه نفت در آسیا و اروپا را تحت تأثیر قرار دهد.
در روزهای اخیر، آمریکا محاصره دریایی بنادر و پایانههای ایران را دوباره برقرار کرده و همزمان حملات تازهای علیه مواضع نظامی ایران انجام داده است. ایران نیز بر کنترل مسیرهای عبوری تأکید کرده و درباره توقف گستردهتر صادرات انرژی منطقه هشدار داده است.
به همین دلیل، سخنان قالیباف درباره تنگه فقط پیام سیاسی داخلی نیست. این اظهارات مستقیماً برای آمریکا، کشورهای تولیدکننده نفت، شرکتهای کشتیرانی و بازارهای جهانی انرژی نیز پیام دارد: تهران حاضر نیست بدون دریافت امتیاز، کنترل عملی خود را بر این اهرم کاهش دهد.
تصمیم جنگ و صلح در اختیار چه نهادی است؟
قالیباف در بخش دیگری از بیانیه تأکید کرد تشخیص زمان استفاده از ابزار نظامی، مذاکره یا ترکیبی از هر دو، برعهده ولی امر و فرمانده کل قواست.
این بخش با ساختار حقوقی جمهوری اسلامی نیز هماهنگ است. طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، فرماندهی کل نیروهای مسلح و اعلام جنگ و صلح در حوزه اختیارات رهبر قرار دارد. رئیس مجلس میتواند موضع سیاسی، قانون یا حمایت پارلمانی ارائه کند، اما شخصاً فرمانده نیروهای مسلح یا مرجع نهایی اعلام جنگ نیست.
این توضیح از آن جهت اهمیت دارد که برخی عبارات بیانیه، از جمله اشاره به آزادی عمل نیروهای مسلح یا پاسخ قطعی به حملات، ممکن است بهعنوان اعلام یک تصمیم عملیاتی تازه تعبیر شوند. در متن بیانیه چنین دستور مشخصی اعلام نشده و قالیباف نیز تصمیم نهایی را به فرمانده کل قوا نسبت داده است.
پیام بیانیه برای مذاکرات آینده
بیانیه سه شرط ضمنی برای ادامه مذاکرات ترسیم میکند: اجرای واقعی تعهدات آمریکا، حفظ نقش ایران در تنگه هرمز و هماهنگی دیپلماسی با قدرت نظامی.
مشکل اصلی آن است که ایران و آمریکا حتی درباره مفاد توافق موقت نیز برداشت مشترکی ندارند. واشنگتن خواهان عبور آزاد و بدون محدودیت از تنگه است؛ درحالیکه تهران میگوید کشتیها باید مطابق ترتیبات مورد تأیید ایران حرکت کنند. دور مذاکرات فنی دوحه نیز بر همین اختلاف و موضوع آزادسازی داراییهای ایران متمرکز بود، بدون آنکه پیشرفت مشخصی به سوی توافق پایدار اعلام شود.
در چنین شرایطی، احتمال ادامه مذاکرات همچنان وجود دارد، اما فضای گفتوگو از مذاکره برای توافق نهایی به مذاکره برای نجات آتشبس موقت تغییر کرده است. هر حادثه دریایی یا حمله تازه میتواند این مسیر را متوقف کند.
بخش احساسی بیانیه؛ خطاب مستقیم به مردم جنوب
قالیباف در پایان بیانیه مستقیماً مردم جنوب ایران را خطاب قرار داد و آنان را خط مقدم درگیری معرفی کرد. او ضمن اشاره به سابقه حضور خود در جنگ ایران و عراق، وعده داد حاکمیت از امنیت مناطق جنوبی دفاع خواهد کرد و پاسخ حملات را خواهد داد.
این بخش دو کارکرد دارد: نخست ایجاد همبستگی با مردمی که بیش از سایر مناطق در معرض حملات، اختلال بنادر و مشکلات اقتصادی قرار دارند؛ دوم تقویت پیام وحدت داخلی در شرایطی که طولانیشدن جنگ میتواند خستگی، نگرانی و فشار معیشتی ایجاد کند.
بااینحال، وعده پیروزی، انتقام یا شکست دشمن گزارههایی سیاسی و آیندهنگر هستند و تحقق آنها قابل تأیید مستقل نیست. در پوشش خبری باید این عبارات بهروشنی به قالیباف نسبت داده شوند و بهصورت خبر قطعی درباره نتیجه جنگ نوشته نشوند.
جمعبندی
بیانیه محمدباقر قالیباف را میتوان اعلام رسمی یک راهبرد دوگانه دانست: ایران درهای مذاکره را نمیبندد، اما مذاکره را بدون حفظ توان نظامی، کنترل اهرمهای منطقهای و اجرای متقابل تعهدات نمیپذیرد.
محور اصلی این راهبرد تنگه هرمز است. قالیباف میگوید بند پنجم تفاهمنامه نقش ایران در مدیریت تنگه را تثبیت کرده؛ اما آمریکا و کشورهای منطقه این تفسیر را رد میکنند. همین اختلاف، تفاهم موقت را به نقطه فروپاشی رسانده است.
سخنان رئیس مجلس اعلام جنگ تازهای محسوب نمیشود، اما هشدار میدهد که تهران پایبندی خود را یکطرفه نمیداند. مسیر بعدی به این بستگی دارد که دو طرف بتوانند درباره عبور کشتیها، امتیازات اقتصادی و اجرای تفاهمنامه به تعریف مشترکی برسند یا بار دیگر منطق نظامی بر دیپلماسی غلبه کند.