سقوط ۱۲۰ هزار واحدی بورس در ۲۷ تیر؛ خروج ۴.۸ همت پول حقیقی و صف فروش در صدها نماد
بازار سرمایه در معاملات شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ از همان دقایق ابتدایی با برتری فروشندگان آغاز به کار کرد و این فشار تا پایان جلسه افزایش یافت. شاخص کل با کاهش حدود ۲.۴۶ درصدی، کانال چهار میلیون و ۸۰۰ هزار واحد را از دست داد. شاخص کل هموزن نیز ۲۴ هزار و ۳۱۲ واحد، معادل ۱.۸۳ درصد، پایین آمد و در ارتفاع یک میلیون و ۳۰۱ هزار و ۸۳۱ واحد بسته شد. افت همزمان دو شاخص نشان میدهد موج نزولی هم شرکتهای بزرگ و شاخصساز و هم بخش گستردهای از سهام کوچکتر را درگیر کرده است.
چرا آمار ۱۱۶ هزار و ۱۲۰ هزار واحدی متفاوت است؟
در برخی گزارشهای منتشرشده حوالی ساعت ۱۳، افت شاخص کل ۱۱۶ هزار و ۵۵۵ واحد و رقم پایانی آن چهار میلیون و ۷۷۷ هزار و ۲۷۹ واحد اعلام شد. همین داده در گزارش اولیه اقتصادآنلاین و چند خبرگزاری دیگر بازتاب یافت. بااینحال، گزارشهای نهاییتر بازار کاهش ۱۲۰ هزار و ۵۸۴ واحدی و عدد چهار میلیون و ۷۷۳ هزار و ۲۵۱ واحد را ثبت کردهاند.
این اختلاف حدود چهار هزار واحدی میتواند ناشی از زمان استخراج داده، اعمال معاملات پایانی، اصلاح اطلاعات یا تفاوت میان خوراکهای آماری رسانهها باشد. برای گزارش عملکرد نهایی، رقم ۱۲۰ هزار و ۵۸۴ واحدی اتکاپذیرتر است، زیرا چند منبع آن را بهعنوان نتیجه پایان معاملات منتشر کردهاند. با این حساب، شاخص کل نسبت به سطح روز قبل حدود ۲.۴۶ درصد کاهش یافته است.
هشت صف فروش در برابر هر صف خرید
یکی از مهمترین نشانههای ضعف بازار، فاصله شدید میان تعداد صفهای خرید و فروش بود. گزارشها از وجود ۴۸۷ تا ۴۸۸ صف فروش در برابر تنها ۶۱ صف خرید حکایت دارند؛ یعنی تعداد صفهای فروش تقریباً هشت برابر صفهای خرید بوده است. در ابتدای جلسه تعداد نمادهای صففروش حدود ۳۱۶ مورد اعلام شده بود و افزایش آن تا محدوده ۴۸۸ نماد نشان میدهد فشار فروش در طول معاملات نهتنها تخلیه نشد، بلکه گسترش یافت.
ارزش سفارشهای فروش نیز حدود ۱۴ هزار و ۶۰۵ میلیارد تومان گزارش شد، درحالیکه ارزش سفارشهای خرید نزدیک به دو هزار و پنج میلیارد تومان بود. بنابراین ارزش تقاضای معطلمانده در صف فروش بیش از هفت برابر سفارشهای خرید قرار داشت؛ نسبتی که کمبود تقاضای مؤثر و دشوار شدن فروش سهام در بخش بزرگی از بازار را نشان میدهد.
آمار تعداد نمادهای مثبت و منفی نیز با توجه به نوع بازار و زمان استخراج داده کمی متفاوت است. اقتصادآنلاین در مجموعه گستردهتری از نمادهای بورس، فرابورس و بازارهای مرتبط، ۷۵۷ نماد منفی و ۱۱۵ نماد مثبت را گزارش کرده و سهم بازار منفی را ۸۷ درصد دانسته است. گزارشهای پایانی دیگر از ۶۵۷ نماد منفی، ۱۲۸ نماد مثبت و منفی بودن حدود ۸۵ درصد بازار خبر میدهند. تفاوت در جامعه آماری، پیام اصلی را تغییر نمیدهد: اکثریت قاطع بازار در محدوده منفی معامله شد.
خروج ۴.۸ همت پول حقیقی چه معنایی دارد؟
در معاملات شنبه حدود چهار هزار و ۸۵۱ تا چهار هزار و ۸۵۵ میلیارد تومان پول حقیقی از سهام، حقتقدمها و صندوقهای سهامی خارج شد. این رقم یکی از سنگینترین خروجهای روزانه نقدینگی خرد در هفتههای اخیر محسوب میشود و نشان میدهد بسیاری از سرمایهگذاران حقیقی به جای خرید در قیمتهای پایینتر، کاهش وزن سهام را ترجیح دادهاند.
البته خروج پول حقیقی به این معنا نیست که این مبلغ مستقیماً از کل بازار سرمایه خارج شده است. بخشی از منابع میتواند به سپرده بانکی، صندوقهای درآمد ثابت، صندوقهای طلا یا حسابهای کارگزاری منتقل شده باشد. آنچه آمار نشان میدهد، انتقال مالکیت سهام از حقیقیها به حقوقیهاست؛ یعنی سرمایهگذاران خرد فروشنده خالص و نهادهای حقوقی در سمت مقابل خریدار خالص بودهاند.
در میان ۶۰ شرکت بزرگ بازار، بیش از ۳.۵ همت خرید و حدود ۱.۱ همت فروش حقوقی ثبت شد؛ در نتیجه خالص خرید حقوقی در این مجموعه به حدود ۲.۴ همت رسید. فملی، وبملت و شپنا نیز بیشترین ارزش خرید حقوقی را میان این شرکتها داشتند.
این خریدها لزوماً سیگنال پایان روند نزولی نیستند. نهادهای حقوقی ممکن است با هدف حمایت از نقدشوندگی، متعادل کردن صفها، اجرای تعهدات بازارگردانی یا اصلاح ترکیب پرتفوی خرید کنند. زمانی میتوان از تغییر پایدار روند سخن گفت که در کنار خرید حقوقی، ورود سرمایه حقیقی، کاهش صفهای فروش و افزایش ارزش معاملات همراه با بهبود دامنه بازار دیده شود.
چرا فملی، فارس و پالایشیها شاخص را پایین کشیدند؟
فملی، فارس و شپنا در گزارشهای اولیه جزو نمادهای دارای بیشترین اثر منفی بر شاخص کل بودند. در آمار نهایی، نمادهایی مانند فملی، فارس، شپنا، شبندر، وپاسار، خساپا و وبملت نیز در فهرست اثرگذاران منفی قرار گرفتند. وزن بالای این شرکتها در محاسبه شاخص کل باعث میشود افت آنها تأثیری بیشتر از بسیاری از نمادهای کوچک داشته باشد.
بااینحال، کاهش شاخص هموزن و منفی شدن بیش از ۸۵ درصد نمادها نشان میدهد نمیتوان افت شنبه را فقط به چند سهم فلزی، پالایشی یا بانکی نسبت داد. گروه خودرو بیشترین کاهش شاخص گروهی را تجربه کرد و صندوقها، فلزات و شرکتهای نفتی نیز در میان گروههای دارای بیشترین خروج پول حقیقی قرار گرفتند.
درباره صنایع دارای بیشترین ارزش معاملات نیز گزارشها کمی متفاوتاند. یک گزارش، گروههای دارویی، فلزات اساسی و شیمیایی را در صدر قرار داده است؛ درحالیکه گزارش دیگری مواد غذایی را با ارزش معامله حدود یکهزار و ۴۵۴ میلیارد تومان نخست دانسته و فلزات و شیمیاییها را در رتبههای بعدی قرار داده است. این تفاوت احتمالاً از نحوه دستهبندی ابزارها و بازارها ناشی میشود، اما حضور پررنگ فلزات و صنایع شیمیایی در هر دو گزارش قابل مشاهده است.
ریزش شنبه ادامه یک هفته منفی بود
افت ۲۷ تیر یک اتفاق منفرد نبود. شاخص کل در هفته منتهی به ۲۴ تیر از حدود پنج میلیون و ۲۸۶ هزار واحد به چهار میلیون و ۸۹۳ هزار واحد رسیده و نزدیک به ۷.۴ درصد کاهش کرده بود. شاخص هموزن نیز در همان هفته حدود ۴.۲ درصد پایین آمده بود.
با اضافه شدن افت شنبه، فاصله شاخص کل با سطح پنج میلیون و ۲۸۶ هزار واحدی به بیش از ۵۱۲ هزار واحد رسیده است؛ یعنی نماگر اصلی طی این دوره نزدیک به ۹.۷ درصد از ارتفاع خود را از دست داده است. این روند در شرایطی شکل گرفته که گزارشهای داخلی از خروج پیوسته سرمایه حقیقی و افزایش احتیاط معاملهگران خبر میدهند. ایرنا نیز پیش از معاملات شنبه، افت حدود ۴۰۰ هزار واحدی شاخص در هفته گذشته را به افزایش نااطمینانی سیاسی و خروج سرمایهگذاران خرد مرتبط دانسته بود.
نقش ریسک سیاسی در سقوط بازار
تشدید درگیری نظامی ایران و آمریکا مهمترین متغیر بیرونی مؤثر بر معاملات روز شنبه بود. رویترز گزارش کرده عملیات نظامی آمریکا برای هفتمین شب متوالی ادامه یافته و همزمان حملات متقابل ایران به اهدافی در منطقه نیز تداوم داشته است. استمرار چنین شرایطی امکان برآورد سود شرکتها، وضعیت تولید، صادرات، حملونقل و سیاستهای اقتصادی را دشوارتر میکند.
بازار سهام معمولاً فقط از خسارت مستقیم به شرکتها تأثیر نمیگیرد؛ افزایش عدمقطعیت نیز بهتنهایی نرخ بازده مورد انتظار سرمایهگذاران را بالا میبرد. در چنین وضعیتی، حتی سهامی که از نظر سودآوری جاری تغییر مهمی نکردهاند ممکن است با فشار فروش روبهرو شوند، زیرا معاملهگران برای پذیرش ریسک بیشتر، قیمت پایینتری مطالبه میکنند.
به همین دلیل، نسبت دادن تمام ریزش به ارزندگی یا عملکرد مالی شرکتها تصویر کاملی ارائه نمیدهد. گستردگی صفهای فروش و منفی شدن تقریباً تمام صنایع نشان میدهد بخش مهمی از معاملات شنبه ماهیتی سیستماتیک و مبتنی بر کاهش ریسک داشته است.
آیا خرید حقوقیها میتواند بازار را برگرداند؟
خرید بیش از ۳.۵ همت سهام توسط حقوقیها در شرکتهای بزرگ میتواند از شدت افت برخی نمادها بکاهد، اما برای ایجاد تعادل پایدار کافی نیست. در بازاری که حدود ۴.۸ همت پول حقیقی خارج شده، صدها صف فروش وجود دارد و ارزش سفارشهای فروش چند برابر سفارشهای خرید است، حمایت محدود از چند سهم شاخصساز الزاماً به بهبود کلی بازار منجر نمیشود.
مهمترین نشانههای تغییر وضعیت در معاملات بعدی، کاهش تعداد و ارزش صفهای فروش، افزایش نسبت نمادهای مثبت، بازگشت پول حقیقی و رشد ارزش معاملات همراه با تقاضای واقعی خواهد بود. کاهش تنشهای سیاسی یا انتشار اخبار معتبر درباره توقف درگیری نیز میتواند انتظارات را سریعتر تغییر دهد؛ اما در نبود چنین نشانههایی، احتمال تداوم رفتار محتاطانه و فشار عرضه همچنان بالاست.
بورس در مرحله قیمتگذاری نااطمینانی
معاملات ۲۷ تیر را نمیتوان صرفاً یک «اصلاح معمول» دانست. افت حدود ۲.۵ درصدی شاخص کل، کاهش هموزن، خروج نزدیک پنج همت پول حقیقی و تشکیل حدود ۴۸۸ صف فروش، تصویری از بازاری ارائه میدهد که در حال قیمتگذاری ریسکهای سیاسی و نگرانی از آینده است.
در عین حال، تفاوت میان آمار اولیه و پایانی اهمیت استفاده از دادههای نهایی را نشان میدهد. جمعبندی دقیقتر این است که شاخص کل نه ۱۱۶ هزار، بلکه حدود ۱۲۰ هزار و ۵۸۴ واحد افت کرد و در چهار میلیون و ۷۷۳ هزار واحد بسته شد.
تا زمانی که تقاضای حقیقی به بازار بازنگردد و صفهای فروش کاهش نیابد، خرید حقوقیها بیشتر نقش جذب عرضه و مدیریت نقدشوندگی خواهد داشت تا تأیید شروع یک روند صعودی تازه. مسیر کوتاهمدت بورس نیز بیش از هر عامل دیگری به تحولات سیاسی، شدت درگیریها و توان بازار برای بازیابی اعتماد وابسته است.