حمله سوم به برج مراقبت چابهار؛ آمریکا «هدف نظامی» میخواند، ایران «زیرساخت غیرنظامی»
اسماعیل بقایی در حساب خود در شبکه ایکس نوشت برج مراقبت دریایی چابهار که در حوزه کنترل و ایمنی دریانوردی فعالیت میکرد، در سومین حمله طی چند روز فرو ریخته است. او همچنین انتشار تصاویر تخریب برج از سوی پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، را نشانه افتخار مقامهای آمریکایی به هدف قرار دادن زیرساختها توصیف کرد. عنوان رسمی و ترجیحی کنونی این مقام در وبسایت دولت آمریکا «وزیر جنگ» است؛ هرچند او در سال ۲۰۲۵ با عنوان وزیر دفاع سوگند خورده بود.
بقایی در بخش دیگری از پیام خود گفت تأسیسات برق و پمپهای آبشیرینکن اسکله بونجی در شهرستان جاسک نیز هدف قرار گرفتهاند. معاون سیاسی و امنیتی استانداری هرمزگان وقوع اصابت چند موشک به این مجموعه را تأیید کرده و گفته بود ارزیابی ابعاد خسارت همچنان ادامه دارد.
برج مراقبت چابهار چه کاربردی داشت؟
براساس مشخصات پروژه، برج کنترل ترافیک دریایی چابهار ساختمانی حدود ۶۰ متر ارتفاع است که بر بندرهای شهید بهشتی و شهید کلانتری، ورودی موجشکن، لنگرگاه و مسیر تردد شناورها اشراف دارد. سامانه خدمات ترافیک دریایی، مرکز فرعی جستوجو و نجات و بخشهای فنی و عملیاتی نیز برای این مجموعه پیشبینی شده بود. هدف اعلامی پروژه، ارتقای ایمنی بندر و هماهنگی عملیات دریایی بوده است.
این کارکردها نشان میدهند برج صرفاً یک ساختمان اداری نبود. اختلال در سامانه کنترل تردد میتواند مدیریت ورود و خروج کشتیها، پایش آبراه، واکنش به حوادث و عملیات امداد و نجات را دشوار کند. از سوی دیگر، ابزارهای راداری و ارتباطی چنین برجی ممکن است اطلاعاتی تولید کنند که در شرایط جنگی برای پایش تحرکات نظامی نیز قابل استفاده باشد؛ همین ویژگی، مناقشه درباره غیرنظامی یا دوکاربردی بودن آن را ایجاد کرده است.
روایت آمریکا از علت حمله چه بود؟
فرماندهی مرکزی آمریکا انهدام برج بندر شهید کلانتری را تأیید کرده و گفته است این تأسیسات بخشی از شبکه نظارت ساحلی ایران بر دریای عمان بوده است. سنتکام مدعی شده نابودی برج، توان نیروهای مسلح ایران را برای هماهنگی حملات کاهش میدهد. این توضیح نشان میدهد آمریکا برای توجیه حمله، بر استفاده نظامی یا مشارکت برج در عملیات نظامی تأکید دارد.
در مقابل، طرف ایرانی بر نقش برج در ایمنی دریانوردی، هدایت شناورها و امداد دریایی تمرکز میکند. این دو روایت لزوماً یکدیگر را بهطور کامل نفی نمیکنند؛ یک تأسیسات میتواند هم خدمات غیرنظامی ارائه کند و هم در شرایطی برای مقاصد نظامی استفاده شود. پرسش حقوقی اصلی این است که آیا برج هنگام حمله «مشارکت مؤثری» در عملیات نظامی داشته و نابودی آن مزیت نظامی مشخص و مستقیمی ایجاد میکرده است یا خیر.
آیا حمله به برج مراقبت از نظر حقوق جنگ مجاز است؟
براساس قواعد حقوق بشردوستانه، حملات فقط باید متوجه اهداف نظامی باشند و اشیای غیرنظامی نباید هدف قرار گیرند. یک تأسیسات غیرنظامی فقط زمانی حمایت خود را از دست میدهد که بهدلیل ماهیت، محل، هدف یا نحوه استفاده، مشارکت مؤثری در اقدام نظامی داشته باشد و انهدام آن در شرایط موجود یک مزیت نظامی قطعی ایجاد کند.
بنابراین صرف نامگذاری یک برج بهعنوان «شبکه نظارتی» برای اثبات قانونی بودن حمله کافی نیست؛ همانطور که داشتن کارکرد غیرنظامی نیز بهتنهایی ثابت نمیکند برج در هیچ فعالیت نظامی دخیل نبوده است. ارزیابی حقوقی به اطلاعات عملیاتی، دادههای جمعآوریشده توسط برج، ارتباط آن با واحدهای نظامی، زمان حمله و نتایج قابل انتظار بستگی دارد.
حتی در صورت نظامی محسوب شدن هدف، اصل تناسب و الزام اتخاذ تدابیر احتیاطی همچنان برقرار است. مهاجم باید خسارت قابل پیشبینی به غیرنظامیان و خدمات حیاتی را با مزیت نظامی مورد انتظار مقایسه کند. بدون انتشار اطلاعات هدفگیری، ارزیابی خسارت و تدابیر اتخاذشده، صدور حکم قطعی درباره قانونی یا غیرقانونی بودن این حمله ممکن نیست.
حمله به آبشیرینکن بونجی چه پیامدی داشت؟
مدیرعامل آب و فاضلاب هرمزگان گفته است حمله به بونجی، ایستگاه پمپاژ آب خام دریا و ترانس برق آبشیرینکن را کاملاً تخریب کرده است. این مجموعه روزانه ظرفیت تولید سه هزار و ۱۵۰ مترمکعب آب داشت و آسیب آن موجب قطع کامل آب آشامیدنی ۲۰ روستا با جمعیتی حدود ۱۰ هزار نفر شد. آبرسانی اضطراری و بازسازی تأسیسات پس از حمله آغاز شده است.
تأسیسات آب آشامیدنی بهطور معمول از روشنترین نمونههای زیرساخت غیرنظامی و حیاتی محسوب میشوند. برای قانونی بودن حمله مستقیم به چنین مجموعهای باید شواهد بسیار قوی درباره تبدیل شدن آن به هدف نظامی وجود داشته باشد. تا زمان تنظیم این گزارش، توضیح علنی و مستقلی از سوی آمریکا درباره هدف حمله بونجی یا ادعای استفاده نظامی از این آبشیرینکن منتشر نشده است.
در گزارشهای بینالمللی نیز از اصابت به تأسیسات برق و پمپهای آب در جاسک و قطع آب روستاهای جنوبی ایران یاد شده است. بااینحال، بررسی مستقل محل، نوع مهمات و زنجیره فرماندهی همچنان محدود است و بخش اصلی اطلاعات مربوط به خسارت از مقامهای استانی ایران به دست آمده است.
چرا بقایی به مدرسه میناب اشاره کرد؟
بقایی حمله چابهار و جاسک را در امتداد پرونده مدرسه شجره طیبه میناب مطرح کرده است. این مدرسه در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ هدف قرار گرفت و دستکم ۱۶۵ نفر، عمدتاً کودک، در آن حادثه کشته شدند. بررسی تصاویر ماهوارهای، ویدئوها و بقایای مهمات توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس و کارشناسان مستقل، احتمال استفاده از موشک آمریکایی تاماهاوک را تقویت کرده است؛ یک مقام آمریکایی نیز بهصورت ناشناس گفته بود حمله احتمالاً کار نیروهای آمریکا بوده است.
یافتههای مقدماتی گزارششده از تحقیق داخلی آمریکا نیز استفاده از اطلاعات قدیمی درباره محوطه را یکی از عوامل احتمالی حمله دانستهاند، اما پنتاگون هنوز نتیجه کامل تحقیقات را علنی نکرده است. بنابراین نسبت دادن حادثه به آمریکا اکنون پشتوانه شواهد جدی دارد، اما گزارش نهایی رسمی و عمومی سنتکام همچنان منتشر نشده است.
درباره ورزشگاه لامرد چه میدانیم؟
فرماندهی مرکزی آمریکا رسماً مسئولیت حمله به سالن ورزشی لامرد را رد کرده و گفته است نیروهایش در روز موردنظر هیچ حملهای در محدوده ۴۸ کیلومتری شهر انجام ندادهاند. بااینحال، بررسیهای رسانهای و کارشناسان تسلیحاتی درباره نوع موشک، روایت آمریکا را زیر سؤال بردهاند. در نتیجه، مسئولیت این حادثه همچنان محل اختلاف است و نباید بدون اشاره به انکار رسمی آمریکا و شواهد متعارض، بهعنوان یک واقعیت کاملاً حلشده بیان شود.
حملههای تکراری چه پیامی برای بندر چابهار دارد؟
گزارشها از اصابت دوم به برج در ۲۴ تیر و حمله منجر به فروریختن آن در ۲۵ تیر حکایت دارند. تکرار حمله به یک نقطه ممکن است به این معنا باشد که ضربات قبلی نتوانستهاند تجهیزات یا قابلیت موردنظر مهاجم را بهطور کامل از کار بیندازند، یا بخشهایی از سامانه پس از حمله دوباره فعال شدهاند. بااینحال، جزئیات فنی خسارت هر مرحله و علت نیاز به حملههای مکرر منتشر نشده است.
اختلال طولانی در سامانه کنترل ترافیک دریایی میتواند ظرفیت عملیاتی بندر را کاهش دهد و هزینه بیمه، پهلوگیری و حملونقل را افزایش دهد. اما برای تعیین اثر واقعی باید مشخص شود خدمات برج به تأسیسات جایگزین منتقل شدهاند یا فعالیت بندر و عملیات امدادی همچنان با محدودیت روبهروست.
جمعبندی
وقوع حمله و تخریب برج چابهار از سوی هر دو طرف تأیید شده است، اما درباره ماهیت آن اختلاف اساسی وجود دارد: ایران برج را زیرساخت ایمنی و دریانوردی معرفی میکند و آمریکا آن را بخشی از شبکه نظارتی مورد استفاده نیروهای مسلح میداند. از نظر حقوقی، پاسخ به این پرسش نیازمند اطلاعاتی فراتر از مواضع سیاسی دو طرف است.
در پرونده بونجی، پیامد غیرنظامی حمله روشنتر است؛ آب حدود ۱۰ هزار نفر قطع و تجهیزات تولید آب شرب کاملاً تخریب شدهاند. نبود توضیح علنی درباره ضرورت نظامی هدف قرار دادن این مجموعه، پرسشهای جدیتری ایجاد میکند. در چنین شرایطی، انتشار اسناد هدفگیری، ارزیابی خسارت غیرنظامی و تحقیقات مستقل برای تعیین مسئولیت و جلوگیری از تکرار حملات به خدمات حیاتی ضروری است.