قلعهنویی ماند؛ تیم ملی جوان میشود یا «مدرسه پیرمردها» به عربستان میرود؟
تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ برابر نیوزیلند به تساوی ۲ بر ۲ رسید، مقابل بلژیک بدون گل متوقف شد و بازی با مصر را نیز با نتیجه یک بر یک به پایان رساند. سه امتیاز حاصل از سه تساوی برای صعود کافی نبود و ایران بار دیگر پیش از ورود به مرحله حذفی از مسابقات کنار رفت.
شکستناپذیری مقابل بلژیک و مصر میتواند در ارزیابی عملکرد تیم ملی مورد توجه قرار گیرد، اما نتیجه نهایی تغییر نمیکند: ایران در مسابقاتی که قالب جدید آن امکان صعود هشت تیم سوم را نیز فراهم کرده بود، بدون برد حذف شد. به همین دلیل، ارائه جام جهانی بهعنوان یک موفقیت کامل، با انتظاری که پیش از تورنمنت برای صعود تاریخی ایجاد شده بود همخوانی ندارد.
با وجود انتقادهای فنی، فدراسیون فوتبال خیلی زود تکلیف نیمکت را مشخص کرد. مهدی تاج اعلام کرد قلعهنویی همچنان سرمربی تیم ملی خواهد بود و برنامههای او برای جام ملتهای آسیا نیز دریافت شده است. خبرگزاری رویترز نیز تمدید همکاری تا پایان جام ملتهای آسیا را به نقل از فدراسیون فوتبال تأیید کرد.
چرا فدراسیون فوتبال قلعهنویی را حفظ کرد؟
از سخنان علنی رئیس فدراسیون میتوان سه عامل را در تصمیم به ابقای قلعهنویی مشاهده کرد. نخست، رضایت مدیریت فدراسیون از نتایج و نحوه اداره تیم است. تاج گفته عملکرد سرمربی را قابل قبول میداند و با اشاره به مشکلات آمادهسازی، میزبانی و برگزاری مسابقات دوستانه، بخشی از کمبودهای تیم ملی را متوجه عوامل بیرونی کرده است.
عامل دوم، فاصله محدود تا جام ملتهای آسیاست. این رقابتها از ۷ ژانویه تا ۵ فوریه ۲۰۲۷، برابر با ۱۷ دی تا ۱۶ بهمن ۱۴۰۵، در عربستان سعودی برگزار میشود. تغییر سرمربی در چنین فاصلهای به معنای آغاز دوباره فرآیند شناخت بازیکنان، تعیین اعضای کادر، طراحی برنامه آمادهسازی و انتقال ایدههای تاکتیکی خواهد بود.
عامل سوم را میتوان تلاش فدراسیون برای حفظ ثبات مدیریتی دانست. این یک استنباط از تصمیم فدراسیون است، نه توضیح رسمی منتشرشده؛ زیرا جزئیات ارزیابی فنی جام جهانی، شاخصهای تمدید قرارداد و نظر اعضای کمیته فنی بهصورت عمومی ارائه نشده است. تاج از دریافت برنامههای قلعهنویی خبر داده، اما هنوز مشخص نیست این برنامه چه اهداف عددی و قابل سنجشی برای جوانگرایی، بازیهای تدارکاتی و سبک تیم ملی در نظر گرفته است.
ادامه همکاری بهخودیخود تصمیمی غیرقابل دفاع نیست؛ مسئله این است که آیا فدراسیون از سرمربی تضمینی برای اصلاح نقاط ضعف گرفته یا تنها با حفظ وضع موجود، تصمیمگیری دشوار را چند ماه به تعویق انداخته است.
«مدرسه پیرمردها»؛ آماری که نمیتوان انکار کرد
بزرگترین پرونده باز روی میز قلعهنویی، موضوع تغییر نسل است. تیم ملی ایران با میانگین سنی ۳۰.۳ سال وارد جام جهانی شد و پس از پاناما با میانگین ۳۰.۴ سال، دومین تیم پیر مسابقات بود. در مقابل، میانگین سنی جوانترین تیم جام جهانی، ساحل عاج، ۲۵.۸ سال اعلام شد.
این اختلاف صرفاً یک عدد تزئینی نیست. تیم مسنتر معمولاً با چالشهایی مانند کاهش سرعت بازیابی، دشواری اجرای پرس مستمر و محدودیت در حفظ شدت بازی طی مسابقات فشرده روبهرو میشود. البته سن بالا بهتنهایی به معنای کیفیت پایین نیست؛ تجربه شجاع خلیلزاده، احسان حاجصفی، رامین رضاییان و مهدی طارمی در برخی دقایق برای ایران مفید بود. حتی شجاع پس از نمایشهای خود در جمع بازیکنان منتخب گروه نیز قرار گرفت.
مشکل از جایی آغاز میشود که تیم به بازیکنان باتجربه وابسته بماند، اما جانشینان آنها را در مسابقات رسمی آزمایش نکند. رویترز پیش از جام جهانی گزارش داده بود که ۱۶ بازیکن فهرست ایران حداقل ۳۰ سال سن داشتند و خود قلعهنویی نیز از تغییر نسل پس از جام جهانی سخن گفته بود. بنابراین، جوانگرایی در مسیر جام ملتهای آسیا دیگر یک مطالبه تازه نیست؛ وعدهای است که زمان اجرای آن فرا رسیده است.
در متن اولیه ادعا شده بود شجاع خلیلزاده، احسان حاجصفی و رامین رضاییان هر سه در تمام مسابقات بار اصلی تیم را به دوش کشیدند. آمار دقیقتر نشان میدهد شجاع و رامین هر کدام ۲۷۰ دقیقه کامل بازی کردند، اما حاجصفی در مجموع سه مسابقه ۹۱ دقیقه در زمین بود. این تصحیح، اصل مسئله را تغییر نمیدهد: دو بازیکن ۳۶ و ۳۷ ساله خط دفاعی در هر سه دیدار بدون تعویض بازی کردند.
جوانها در فهرست بودند، اما در زمین نه
امیرمحمد رزاقینیا بهعنوان جوانترین بازیکن ایران به جام جهانی رفت. این هافبک ۲۰ ساله پیش از تورنمنت در مسابقات رسمی و دوستانه برای تیم ملی بازی کرده بود، اما برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر حتی یک دقیقه فرصت حضور در زمین پیدا نکرد.
رزاقینیا تنها جوان استفادهنشده نبود. آمار دقایق تیم ملی نشان میدهد دانیال ایری نیز بدون بازی جام جهانی را ترک کرد. در مجموع سیدحسین حسینی، پیام نیازمند، دانیال ایری، روزبه چشمی، رزاقینیا و دنیس درگاهی هیچ دقیقهای در سه مسابقه ایران به میدان نرفتند.
دعوتکردن یک بازیکن جوان، بهتنهایی نشانه تغییر نسل نیست. جوانگرایی زمانی اتفاق میافتد که بازیکن در فیفادیها، مسابقات تدارکاتی و بازیهای رسمی صاحب نقش شود، اشتباه کند و به مرور برای حضور در ترکیب اصلی آماده شود. نگهداشتن استعدادها روی نیمکت، میانگین سنی فهرست را اندکی کاهش میدهد، اما ساختار تیم را تغییر نمیدهد.
این همان شکافی است که منتقدان درباره عملکرد قلعهنویی مطرح میکنند: جوانان به اردو دعوت میشوند، اما در لحظه تصمیمگیری، کادر فنی دوباره به حلقه آشنای بازیکنان باتجربه بازمیگردد.
گروه ایران در جام ملتهای آسیا؛ فرصت مناسب یا تله نتیجهگرایی؟
قرعه جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷، ایران را در گروه C کنار سوریه، قرقیزستان و چین قرار داده است. هیچیک از قدرتهای اصلی شرق آسیا یا تیمهای مدعی غرب قاره در این گروه حضور ندارند و به همین دلیل ایران از همان روز نخست زیر فشار صعود بهعنوان تیم اول قرار خواهد گرفت.
روی کاغذ، این قرعه میتواند فرصت مناسبی برای استفاده از چند بازیکن جوان باشد؛ اما یک خطر نیز وجود دارد. قلعهنویی برای حفظ جایگاه خود به نتیجه نیاز دارد و همین فشار ممکن است او را بار دیگر به سمت مطمئنترین و باتجربهترین نفرات سوق دهد. حضور احتمالی بازیکنانی مانند بیرانوند، جهانبخش، طارمی و دیگر اعضای نسل قدیمی بهتنهایی محل ایراد نیست؛ مسئله نسبت میان تجربه و جوانی و میزان اختیار نسل تازه در زمین است.
تغییر نسل به معنای کنارگذاشتن همزمان همه بازیکنان باسابقه نیست. تیم ملی به یک گذار مدیریتشده نیاز دارد: چند مهره باتجربه برای حفظ تعادل بمانند و در کنار آنها بازیکنانی مانند رزاقینیا، ایری و دیگر استعدادهای زیر ۲۳ سال در ترکیب واقعی تیم قرار بگیرند.
قلعهنویی برای دفاع از ابقا چه برنامهای باید ارائه کند؟
برنامه جدید تیم ملی باید از وعدههای کلی عبور کند. فدراسیون باید مشخص کند میانگین سنی تیم تا جام ملتها چقدر کاهش خواهد یافت، چند بازیکن زیر ۲۳ سال در اردوهای آینده حضور مستمر خواهند داشت و چه تعداد از آنها در دیدارهای تدارکاتی حداقل یک نیمه بازی میکنند.
همچنین تیم ملی به حریفانی نیاز دارد که ضعفهایش را آشکار کنند، نه مسابقاتی که صرفاً آمار برد را افزایش دهند. آزمایش آرایشهای متفاوت، ایجاد جانشین برای مدافعان و هافبکهای مسن و افزایش سرعت انتقال توپ باید در دو پنجره ملی پیشرو دیده شود.
ابقای قلعهنویی اکنون قطعی است و ادامه بحث درباره اصل انتخاب، تغییری در نیمکت ایجاد نمیکند. مطالبه مهمتر، انتشار یک نقشه راه فنی و امکان ارزیابی اجرای آن است. فدراسیون فوتبال با حفظ سرمربی، مسئولیت نتایج جام ملتها را نیز پذیرفته است.
جام جهانی نشان داد تیم ملی هنوز توان رقابت و مقاومت مقابل حریفان قدرتمند را دارد؛ اما سه تساوی بدون برد و حذف از مرحله گروهی، مجوزی برای تکرار همان مسیر نیست. جام ملتهای آسیا میتواند نقطه آغاز یک تیم تازه باشد یا آخرین ایستگاه «مدرسه پیرمردها». پاسخ این دوگانه نه در مصاحبهها، بلکه در فهرست اردوهای آینده و دقایقی که به جوانان داده میشود، مشخص خواهد شد.