کد خبر: ۶۶۲۰۴۹

استوری بیرانوند علیه علی دایی؛ یک تاریخ اشتباه چگونه دعوای فوتبالی را سیاسی کرد؟

بیراند
جدال لفظی علیرضا بیرانوند و علی دایی از یک گفت‌وگوی فوتبالی درباره عملکرد تیم ملی آغاز شد، اما با انتشار استوری تند دروازه‌بان تیم ملی، به حوزه اتهام‌های سیاسی و حیثیتی کشیده شد. بررسی پیام‌های نوروزی علی دایی نشان می‌دهد یکی از مهم‌ترین استنادهای بیرانوند به سال اشتباهی نسبت داده شده است؛ خطایی که اکنون اصل پاسخ او را تحت‌الشعاع قرار داده و مسئولیت فدراسیون فوتبال و کمیته اخلاق را به میان آورده است.
۲۱:۱۲ - ۲۸ تير ۱۴۰۵
وانانیوز|

علی دایی و کریم باقری در گفت‌وگو با عادل فردوسی‌پور، علاوه بر بررسی عملکرد تیم ملی و تصمیم‌های امیر قلعه‌نویی، به اظهارنظر علیرضا بیرانوند درباره ساخت مجسمه سرمربی تیم ملی نیز واکنش نشان دادند.

کریم باقری با لحنی کنایه‌آمیز گفت بیرانوند می‌تواند خودش مجسمه امیر قلعه‌نویی را بسازد و در خانه‌اش قرار دهد. دایی نیز با عبارت «دکتر بیرانوند» به مدرک تحصیلی دروازه‌بان تیم ملی طعنه زد؛ جمله‌ای که با خنده حاضران همراه شد. بنابراین برخلاف تصویری که بعداً از ماجرا ساخته شد، تنها دایی نبود که بیرانوند را مخاطب کنایه قرار داد و سخن باقری حتی ارتباط مستقیم‌تری با موضوع مجسمه داشت.

این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که عبارت «دکتر بیرانوند» نقد فنی محسوب نمی‌شود. بیرانوند حق داشت آن را تحقیرآمیز بداند، به دایی اعتراض کند یا حتی درباره لحن او و کریم باقری پاسخ تندی بدهد. اختلاف اصلی از جایی آغاز شد که پاسخ او از زمین فوتبال خارج شد.

واکنشی که از نقد ورزشی عبور کرد

بیرانوند در استوری خود از سوابق ملی، شرایط دشوار دوران کودکی و خدماتش به تیم ملی دفاع کرد، اما در ادامه به موضوعاتی مانند رانت، نحوه انتخاب دایی به‌عنوان سرمربی تیم ملی و مواضع سیاسی و اجتماعی او پرداخت.

حساس‌ترین قسمت متن، جایی بود که بیرانوند دایی را به استفاده از «ترفند سکوت» متهم کرد و با اشاره به شرایط جنگی، او را در کنار کسانی قرار داد که به تعبیر بیرانوند خواهان بمباران ایران بوده‌اند. متن منتشرشده نشان می‌دهد پاسخ از انتقاد به نتایج تیم ملی یا طعنه «دکتر» فراتر رفت و به ادعایی درباره نسبت دایی با مخالفان و دشمنان کشور رسید.

در یک اختلاف حرفه‌ای، هر دو طرف می‌توانند از کارنامه و رفتار یکدیگر انتقاد کنند؛ اما نسبت‌دادن همراهی با حامیان حمله نظامی، بدون ارائه سند روشن، اتهامی بسیار سنگین‌تر از یک مجادله فوتبالی است. عصبانیت بیرانوند شاید علت انتخاب چنین ادبیاتی را توضیح دهد، اما نمی‌تواند تناسب آن را اثبات کند.

چرا کریم باقری هدف حمله قرار نگرفت؟

یکی از پرسش‌های مهم ماجرا، تمرکز کامل بیرانوند بر علی دایی است. کریم باقری مستقیماً پیشنهاد ساخت مجسمه را به سخره گرفت، اما در استوری منتشرشده، نه به سابقه او پرداخته شد و نه اتهامی سیاسی علیه او مطرح شد.

از این تفاوت نمی‌توان نتیجه گرفت که حتماً برنامه یا هماهنگی پنهانی وجود داشته است. احتمال دارد بیرانوند طعنه دایی درباره مدرک تحصیلی خود را شخصی‌تر و آزاردهنده‌تر دانسته باشد. جایگاه اجتماعی و سیاسی دایی نیز ممکن است باعث شده باشد واکنش به او بازتاب بیشتری پیدا کند.

بااین‌حال، ادعای مطرح‌شده در برخی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مبنی بر اینکه دیگران متن استوری را برای بیرانوند نوشته‌اند، تاکنون با سند عمومی قابل‌اتکایی اثبات نشده است. شباهت ادبیات یک نوشته به مواضع یک جریان سیاسی، به‌تنهایی برای اثبات ارتباط سازمان‌یافته کافی نیست. مسئولیت نهایی متن نیز در هر صورت متوجه صاحب صفحه‌ای است که آن را منتشر کرده است.

اشتباه مهم درباره پیام نوروزی علی دایی

مهم‌ترین ایراد قابل‌راستی‌آزمایی در استوری بیرانوند، زمان پیام نوروزی دایی است. عبارت مربوط به جایگزینی نور با تاریکی، خرد با جهل و صلح با ناآرامی، در پیام نوروزی سال ۱۴۰۴ علی دایی منتشر شده بود. این پیام در روز نخست فروردین ۱۴۰۴ انتشار یافت و دایی در پایان آن بیتی درباره ایران خواند.

اما پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ او متن دیگری داشت. دایی در آن پیام از داغ‌داربودن مردم سخن گفت و برای ایران، آبادی، آزادی، دوری از جنگ و خون‌ریزی، رفاه و آرامش آرزو کرد. بنابراین عبارت «نور جایگزین تاریکی» به پیام سال جاری و شرایط جنگ اخیر تعلق نداشت.

این فقط اشتباه در نوشتن یک عدد نیست؛ زیرا جابه‌جایی تاریخ، زمینه معنایی سخنان دایی را تغییر می‌دهد. بیرانوند با استناد به آن عبارت، ادعا کرد دایی در میانه جنگ موضعی مبهم گرفته است، درحالی‌که جمله مورد استناد یک سال پیش منتشر شده بود.

بدون مدرک نمی‌توان این اتفاق را تحریف عمدی یا «جعل» نامید. تعبیر دقیق‌تر، انتساب نادرست و خطای زمانی است. بااین‌حال، سهوی‌بودن احتمالی خطا مسئولیت انتشاردهنده را از بین نمی‌برد؛ به‌خصوص هنگامی که همان اطلاعات مبنای اتهامی سیاسی علیه فرد دیگری قرار گرفته باشد.

آیا علی دایی درباره تهدید علیه ایران سکوت کرده بود؟

دایی در فروردین ۱۴۰۵ به سخنان دونالد ترامپ درباره تمدن ایران واکنش نشان داده بود. او در صفحه شخصی‌اش نوشت هیچ قدرتی نمی‌تواند فرهنگ و تمدن ایران را که در جان ایرانیان ریشه دارد درهم بشکند و در پایان بر ماندگاری وطن تأکید کرد.

این واکنش به معنای آن نیست که همه مردم باید زمان، لحن یا میزان موضع‌گیری دایی را کافی بدانند. چهره‌های عمومی را می‌توان بابت سکوت، تأخیر یا محتوای واکنش‌هایشان نقد کرد؛ اما ادعای سکوت مطلق او در برابر تهدید علیه ایران با محتوای منتشرشده در صفحه‌اش سازگار نیست.

نقد منصفانه باید مجموعه شواهد را در نظر بگیرد. حذف یک موضع ثبت‌شده و همزمان استفاده از پیامی متعلق به سال قبل، استدلال سیاسی بیرانوند را با ضعف جدی مواجه می‌کند.

واکنش خانواده دایی و ادامه جنجال

محمد دایی، برادر علی دایی، در واکنش به استوری بیرانوند از سابقه و جایگاه برادرش دفاع کرد و مدعی شد افراد دیگری از دروازه‌بان تیم ملی به‌عنوان «ابزار» استفاده کرده‌اند. او همچنین با ادبیاتی تند، اتهام رانت را رد کرد. این سخنان نیز ادعای یک طرف منازعه است و نقش احتمالی اشخاص دیگر را ثابت نمی‌کند.

تا زمان تنظیم این گزارش، در صفحه تازه‌ترین اخبار وب‌سایت رسمی فدراسیون فوتبال، واکنش مشخصی درباره جدال بیرانوند و دایی مشاهده نمی‌شد. تازه‌ترین مطالب رسمی فدراسیون عمدتاً به اردوهای تیم‌های ملی پایه و امور اجرایی اختصاص داشت.

سکوت نهادهای فوتبالی ممکن است با هدف جلوگیری از تشدید ماجرا باشد، اما طولانی‌شدن آن خطر دیگری دارد: عادی‌شدن استفاده از اتهام سیاسی برای پاسخ به نقد فنی.

کمیته اخلاق باید تنبیه کند یا زمینه اصلاح را فراهم سازد؟

بیرانوند بازیکنی ملی و از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های فوتبال ایران است. اظهارات او تنها به یک حساب شخصی محدود نمی‌ماند و می‌تواند بر اعتبار تیم ملی، فضای هواداری و روابط میان نسل‌های فوتبال اثر بگذارد.

بااین‌حال، ورود فدراسیون نباید الزاماً به مجازات سنگین یا برخوردی نمایشی منجر شود. راه‌حل مؤثرتر می‌تواند درخواست توضیح، بررسی انتساب نادرست، فراهم‌کردن فرصت اصلاح علنی و بازگرداندن بحث به موضوعات فوتبالی باشد.

هدف نباید مصون‌کردن علی دایی از نقد باشد. طعنه او و کریم باقری نیز قابل‌انتقاد است. مسئله اصلی، مشخص‌کردن مرز میان نقد حرفه‌ای، کنایه شخصی و اتهام سیاسی اثبات‌نشده است.

فوتبال ایران و خطر عادی‌شدن انگ‌زنی سیاسی

اگر بازیکنان و مربیان به این نتیجه برسند که می‌توان به‌جای پاسخ‌دادن به آمار و استدلال، منتقد را با یک برچسب سیاسی بی‌اعتبار کرد، دیگر هیچ اختلاف فوتبالی در محدوده ورزش باقی نمی‌ماند.

امروز ممکن است علی دایی هدف چنین روشی باشد و فردا خود بیرانوند یا هر بازیکن دیگری با اتهامی مشابه مواجه شود. دفاع از قاعده‌ای که طرح اتهام بی‌سند را نادرست می‌داند، دفاع شخصی از دایی یا دشمنی با بیرانوند نیست؛ بلکه حفاظت از امنیت حرفه‌ای تمام اعضای فوتبال است.

بهترین مسیر برای پایان این جدال، اصلاح انتساب اشتباه، پذیرش مسئولیت و انتقال دوباره اختلاف به زمین فوتبال است. بیرانوند می‌تواند از قلعه‌نویی دفاع کند، عملکرد تیم ملی را موفق بداند و کارنامه مربیگری دایی را زیر سؤال ببرد؛ همان‌طور که دایی و باقری نیز باید مسئولیت لحن کنایه‌آمیز خود را بپذیرند. اما اختلاف بر سر فوتبال نباید به ابزاری برای متهم‌کردن افراد به همراهی با دشمن تبدیل شود.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط