کد خبر: ۶۶۲۰۵۵

پاسخ تند عادل فردوسی‌پور به قلعه‌نویی؛ «من تهران بودم، شما در آلانیا»

فردوسی پور
عادل فردوسی‌پور در ویژه‌برنامه جام جهانی ۲۰۲۶ به اظهارات امیر قلعه‌نویی واکنش نشان داد و تأکید کرد نقد عملکرد تیم ملی هیچ ارتباطی با بی‌وطنی و مخالفت با منافع ملی ندارد. او ضمن رد کنایه سرمربی ایران درباره «رفتن منتقدان به غار در زمان جنگ»، گفت تعطیلی برنامه‌اش نتیجه قطع اینترنت بین‌المللی بوده و در مقابل، ادعاهایی را درباره حضور قلعه‌نویی در امارات و ترکیه مطرح کرد؛ ادعاهایی که هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند.
۲۲:۳۳ - ۲۸ تير ۱۴۰۵
وانانیوز|

جدال رسانه‌ای میان امیر قلعه‌نویی و عادل فردوسی‌پور پس از حذف ایران از جام جهانی ۲۰۲۶، وارد مرحله‌ای صریح‌تر و شخصی‌تر شده است. سرمربی تیم ملی روز یکشنبه در سخنانی تند، منتقدانی را هدف قرار داد که به گفته او هنگام جنگ برنامه‌هایشان را تعطیل کردند، «به غار رفتند» و با آغاز جام جهانی دوباره ظاهر شدند.

اگرچه قلعه‌نویی نام فرد مشخصی را بر زبان نیاورد، اشاره او به تعطیلی یک برنامه فوتبالی در دوره جنگ، به‌سرعت به عادل فردوسی‌پور و برنامه اینترنتی فوتبال ۳۶۰ نسبت داده شد. گزارش منتشرشده از صحبت‌های سرمربی ایران نیز نشان می‌دهد او از مسئولان پرسیده بود چرا به کسانی که در دوران جنگ برنامه نداشتند، تریبون داده شده تا تیم ملی را «بزنند».

فردوسی‌پور: نقد تیم ملی به معنای بی‌وطنی نیست

فردوسی‌پور در پاسخ، بحث اصلی را از نتیجه مسابقات فراتر برد و به شیوه برخورد فدراسیون و کادر فنی با منتقدان پرداخت. او گفت برنامه‌اش تلاش کرده عملکرد تیم ملی را نه کاملاً سیاه و نه کاملاً سفید ببیند و نقاط مثبت و منفی را هم‌زمان بررسی کند.

به گفته این مجری و گزارشگر فوتبال، پس از شروع انتقادها فضایی شکل گرفت که در آن منتقدان تیم ملی با تعابیری مانند بی‌وطن، معاند یا مخالف امنیت ملی مواجه شدند. فردوسی‌پور پرسید چگونه نقد ترکیب، تاکتیک، نتیجه و تصمیم‌های سرمربی می‌تواند نشانه بی‌علاقگی به کشور باشد.

این موضع ادامه همان سخنانی است که فردوسی‌پور پس از پایان مرحله گروهی مطرح کرده بود. او پیش‌تر نیز تأکید داشت تیم ملی نباید به «خط قرمز امنیت ملی» تبدیل شود و انتقاد از عملکرد یک تیم فوتبال، کسی را وطن‌فروش نمی‌کند.

اختلاف دو طرف در واقع فقط بر سر ارزیابی سه مسابقه نیست؛ مسئله مهم‌تر این است که آیا کادر فنی می‌تواند نقد ورزشی را به حوزه‌های سیاسی و هویتی پیوند بزند. تیم ملی نماد کشور است، اما سرمربی، رئیس فدراسیون و بازیکنان آن همچنان در قبال تصمیم‌های حرفه‌ای خود پاسخ‌گو هستند.

پاسخ به کنایه «غار»؛ چرا برنامه فردوسی‌پور تعطیل بود؟

فردوسی‌پور در بخش دیگری از صحبت‌هایش مستقیماً به کنایه قلعه‌نویی پاسخ داد. او گفت دلیل پخش‌نشدن برنامه در دوره جنگ بسیار ساده بوده است: وقتی اینترنت بین‌المللی در دسترس نیست، تولید و انتشار یک برنامه آنلاین نیز عملاً امکان‌پذیر نخواهد بود.

این توضیح با وضعیت ارتباطی ایران در ماه‌های گذشته همخوانی دارد. گزارش‌های مستقل نشان می‌دهد دسترسی به اینترنت جهانی برای مدتی طولانی با اختلال و قطعی بسیار گسترده روبه‌رو بود و اتصال بین‌المللی از اواخر اردیبهشت به‌تدریج بازگشت. رویترز به نقل از نت‌بلاکس گزارش داد بیشتر کاربران ایرانی برای حدود ۸۷ روز از اینترنت جهانی محروم بودند و سپس دستور بازگشایی دسترسی صادر شد.

بنابراین تعطیلی یک برنامه اینترنتی، به‌خودی‌خود نمی‌تواند اثبات کند عوامل آن از جامعه فاصله گرفته یا کشور را ترک کرده‌اند. تولید چنین برنامه‌ای به ارتباط پایدار برای ارسال تصاویر، برقراری تماس با مهمانان و پخش زنده وابسته است.

فردوسی‌پور همچنین گفت در دوره‌های جنگ از تهران خارج نشده و در اتفاقات مختلف کنار مردم مانده است. این بخش از صحبت‌های او به‌صورت گسترده در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت.

ادعای حضور قلعه‌نویی در آلانیا؛ موضوعی که نیاز به سند دارد

خبرسازترین بخش پاسخ فردوسی‌پور، اشاره او به محل اقامت قلعه‌نویی در دوره جنگ بود. او خطاب به سرمربی تیم ملی گفت کسی که چند روز در امارات و چند هفته در ویلایی در آلانیا حضور داشته، نباید دیگران را به «رفتن به غار» متهم کند.

بااین‌حال، این موضوع در حال حاضر باید به‌عنوان ادعای عادل فردوسی‌پور نقل شود. منابع مستقل و رسمی، اسناد روشنی درباره مدت و جزئیات اقامت قلعه‌نویی در آلانیا منتشر نکرده‌اند. پیش از فردوسی‌پور نیز برخی روزنامه‌نگاران ورزشی چنین ادعایی را مطرح کرده بودند، اما تکرار یک ادعا در شبکه‌های اجتماعی، جایگزین سند مستقل نمی‌شود.

انتظار می‌رود قلعه‌نویی یا فدراسیون فوتبال در صورت نادرست‌دانستن این سخنان، توضیحی درباره محل حضور سرمربی تیم ملی در آن مقطع ارائه کنند. ورود بحث به زندگی شخصی دو طرف، خطر دورشدن افکار عمومی از پرسش اصلی را نیز افزایش می‌دهد: آیا عملکرد ایران در جام جهانی موفقیت‌آمیز بود یا خیر؟

کارنامه ایران؛ نه شاهکار و نه فاجعه

فردوسی‌پور برای توصیف عملکرد تیم ملی از عبارتی استفاده کرد که احتمالاً دقیق‌ترین جمع‌بندی این مناقشه است: ایران در جام جهانی شاهکار نکرد، اما عملکردش فاجعه نیز نبود.

تیم ملی در بازی نخست دو بار برابر نیوزیلند عقب افتاد و در نهایت به تساوی ۲ بر ۲ رسید. شاگردان قلعه‌نویی سپس بلژیک را بدون گل متوقف کردند و در آخرین مسابقه نیز برابر مصر یک بر یک مساوی شدند. ایران با سه بازی، سه تساوی، سه گل زده، سه گل خورده و سه امتیاز در رده سوم گروه G قرار گرفت و از رسیدن به مرحله حذفی بازماند.

مهار بلژیک و تمام‌کردن جام بدون شکست، نقاط مثبتی هستند که نمی‌توان نادیده گرفت. تیم ملی در شرایط دشوار سیاسی، مشکلات سفر و محدودیت‌های آماده‌سازی وارد مسابقات شد و در هیچ‌یک از سه دیدار فرو نریخت.

در سوی دیگر، ایران هیچ مسابقه‌ای را نبرد و در جامی ۴۸ تیمی که ۳۲ تیم به دور حذفی می‌رسیدند، نتوانست صعود کند. تساوی برابر نیوزیلند فرصت بزرگی را از ایران گرفت و تیم قلعه‌نویی مقابل مصر نیز نتوانست نتیجه موردنیاز خود را به دست آورد. جدول نهایی گروه نشان می‌دهد ایران با سه امتیاز پایین‌تر از بلژیک و مصر پنج‌امتیازی ایستاد.

به همین دلیل، استفاده از تعابیری مانند «شاهکار»، «اقتدار تاریخی» یا «فاجعه مطلق» هر دو با واقعیت کامل مسابقات فاصله دارند. کارنامه ایران ترکیبی از مقاومت دفاعی، تلاش بازیکنان، فرصت‌سوزی، ضعف در پیروزی‌گرفتن و ناکامی در تحقق هدف صعود بود.

چرا قهرمان‌سازی از حذف تیم ملی جواب نمی‌دهد؟

فردوسی‌پور در ادامه پاسخ خود گفت مردم روایت قهرمانانه از عملکرد تیم ملی را نمی‌پذیرند. منظور او این نبود که بازیکنان تلاش نکرده‌اند، بلکه تأکید داشت تلاش و نتیجه دو معیار متفاوت‌اند.

بازیکنان ممکن است در شرایطی دشوار تمام توان خود را به کار بگیرند، اما فدراسیون و کادر فنی همچنان باید درباره نتیجه پاسخ دهند. وقتی هدف اعلام‌شده صعود از مرحله گروهی است، سه تساوی و حذف را نمی‌توان تحقق هدف دانست.

در مقابل، منتقدان نیز نباید مشکلات خارج از زمین، تساوی ارزشمند برابر بلژیک یا شکست‌ناپذیری ایران را حذف کنند. نقد منصفانه همان چیزی است که فردوسی‌پور بر آن تأکید دارد: ثبت نقاط مثبت بدون تبدیل حذف به افتخار و بیان ضعف‌ها بدون تحقیر بازیکنان.

تیم ملی متعلق به سرمربی نیست

مهم‌ترین جمله فردوسی‌پور در این مناقشه احتمالاً اعتراض او به «مصادره تیم ملی» بود. تیم ملی متعلق به یک سرمربی، فدراسیون یا رسانه خاص نیست. علاقه به تیم ایران الزاماً به معنای حمایت از تمام تصمیم‌های کادر فنی نیست و انتقاد از قلعه‌نویی نیز به معنای مخالفت با بازیکنان یا کشور محسوب نمی‌شود.

قلعه‌نویی حق دارد از شرایط سخت تیم، مشکلات برنامه‌ریزی و تلاش بازیکنان دفاع کند. فردوسی‌پور و سایر کارشناسان نیز حق دارند درباره میانگین سنی، سبک بازی، تعویض‌ها، فهرست بازیکنان و ناکامی در صعود سؤال بپرسند.

ادامه استفاده از تعابیری مانند «غار»، «زدن تیم ملی» و «بی‌وطنی» فقط فاصله دو طرف را بیشتر می‌کند و مانع بحث فنی می‌شود. پاسخ تند فردوسی‌پور نیز با طرح ادعای آلانیا، مناقشه را شخصی‌تر کرده است.

اکنون بهترین مسیر، بازگشت به زمین فوتبال است: ایران چرا نتوانست نیوزیلند را شکست دهد؟ چرا در سه مسابقه حتی یک برد کسب نشد؟ چه نقاطی باید برای جام ملت‌های آسیا اصلاح شوند؟ پاسخ به این پرسش‌ها برای آینده تیم ملی مفیدتر از تعیین این است که چه کسی در زمان جنگ در «غار» بوده است.

 
 
 
 
ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط