سعید اکبری: منتقد جدی قلعهنویی بوده و هستم / فدراسیون باید تکلیفش را مشخص کند
سعید اکبری در ابتدای صحبتهایش با نقد نگاه سنتی به فوتبال به عنوان یک «ورزش صرفاً مردانه»، به حضور پررنگتر زنان در این عرصه اشاره کرد و گفت: «من شخصاً هیچگاه کلیشه مردانه بودن فوتبال را نپذیرفتم. سالهاست که در تحریریهها شاهد حضور خبرنگاران زنی بودهام که در بسیاری از مواقع، حتی عملکردی درخشانتر از همکاران مرد خود داشتهاند. درست است که در گذشته به دلیل محدودیتهای ساختاری، کمتر شاهد حضور آنها در قاب تصویر بودیم، اما در این دوره با یک ساختارشکنی مثبت مواجه شدیم که بابت این اتفاق خوشحالم و به نظرم شروع یک مسیر تازه باشد.»
او در ادامه با تأکید بر جسارتِ نسل جدید مجریان زن، توضیح داد: «زنان امروز با جسارت بیشتری وارد عرصه تحلیل فوتبال شدهاند و بسیار مسلط درباره آن صحبت میکنند. در همین برنامه، من و آزاده سدیری بخشهای مختلف را به صورت مشترک اجرا کردیم و بازخوردهایی که از مخاطبان و رسانهها گرفتیم بسیار مثبت بود یا لعیا فکری که در بخش آنالیز همراه با پرهام درخشان ظاهر شدهاند. استقبال افکار عمومی نشاندهنده موفقیت این رویکرد است و اطمینان دارم که در سالهای آینده، شاهد حضور پررنگتر و پرنفوذتر زنان در رسانههای ورزشی خواهیم بود.»
این مجری در خصوص چالشهای همکاری با آزاده سدیری به عنوان مجری که پیشینهای بیشتر در حوزه سینما دارد، بیان کرد: «من ابتدا باید به خاطر این ایده جسورانه تشکر کنم ولی ما اینجا فقط ایده نداشتیم. روشنتر بخواهم بگویم در کنار ایده، بیشتر به اجرای درست کار فکر کردند. چیزی که شما میبینید حاصل چندین و چند ساعت فکر و تلاش مستمر است. خب، تصمیم مدیران برای پوشش جام جهانی این بود که حتماً یک مجری زن در استودیو حضور داشته باشد تا علاوه بر کمک به اجرا، تنوع و جذابیت بیشتری به فضای برنامه ببخشیم. نکته اصلی در انتخاب آزاده برای آنها، اشتیاق و انگیزه او برای یادگیری بود.»
او با اشاره به اینکه آزاده سدیری با فوتبال بیگانه نبوده، ادامه داد: «خانم سدیری خودش فوتسال بازی کرده و با فوتبال هم بیگانه نبود. با این حال، باید توجه داشت که حجم اطلاعات در جام جهانی بسیار بالاست؛ شما باید مدام در حال مطالعه باشید، بازیها را ببینید و تحلیل کنید. طبیعی بود که روزهای اول برای آزاده کمی دشوار باشد، کما اینکه خود من هم در چنین شرایطی با چالشهایی روبرو بودم.»
اکبری در پاسخ به پرسشی درباره تأثیرِ حضور گزارشگران زن، از فرنوش جعفری به عنوان نمونهای موفق یاد کرد و افزود: «این پلتفرم در واقع اولین مجموعهای بود که تابوی گزارشگری زنان را شکست. اینجا جسارت کافی برای سپردن گزارش بازیهای فوتبال به یک خانم وجود داشت.»
این مجری با اشاره به تفاوت اجرا در دو دنیای پلتفرم و صداوسیما گفت: «تفاوت میان پلتفرمها و صداوسیما نیازی به توضیح من ندارد و همه بر آن واقف هستند. در صداوسیما با خط قرمزهای بسیار پررنگتری مواجه هستیم و مجری مدام درگیر این است که آیا مطرح کردنِ فلان موضوع دردسرساز میشود یا نه. اما در پلتفرمها، فضا بهمراتب بازتر است.»
او با یادآوری حضور رضا جاودانی به عنوان مهمان برنامه عنوان کرد: «وقتی رضا جاودانی مجری سابق تلویزیون با پوشش اسپرت در استودیوی ما حاضر شد گفت خیلی حس خوبی است که با این لباس در مورد فوتبال صحبت میکنم!. همین تفاوتهای کوچک در پوشش یا بیان بعضی مسایل فضا را برای مجری و مخاطب بسیار ملموستر و صمیمیتر میکند.»
اکبری رقابت شدید میان پلتفرمها در جام جهانی اخیر را یک فرصت استثنایی دانست و تأکید کرد: «امسال پلتفرمها با تمام توان وارد میدان شدند. نگاه ما نیز به این جام جهانی، نگاه بهرهبرداری از یک فرصت طلایی برای ارائه کیفیتی متفاوت بود. ما آیتمهایی تولید کردیم که احتمالاً نظیرش در جای دیگری دیده نشد؛ آیتمهایی که گاهی مخاطب را تا پای اشک ریختن میبرد و این دقیقاً حاصل تلاش شبانهروزی تیمی بود که میخواست استاندارد جدیدی از برنامهسازی ورزشی را ارائه دهد.»
او در ادامه گفتوگو به موضوع فوتبال پرداخت و در پاسخ به این سوال که جای کدام تیم خالی است گفت: «در میان ۴۸ تیم حاضر، خیلی دوست داشتم بازیهای نروژ را دنبال کنم. از بازیهای مقدماتیاش این حس را داشتم که این تیم از نظر فنی و تکنیکی فراتر از انتظار ظاهر شده است. حتی از همان روزهای اول جام هم میگفتم که نروژ میتواند شگفتیساز این دوره باشد.»
این مجری درباره احساسش از خداحافظی رونالدو توضیح داد: «من طرفدار لیونل مسی هستم و او را بهترین بازیکن تاریخ میدانم، اما علاقمند بودم رونالدو هم در این جام موفق باشد؛ چون تنها جای خالیِ کلکسیون افتخاراتش بود. با این حال، چیزی که بیشتر از حذف پرتغال مرا ناراحت کرد، از دست رفتن جایگاه رونالدو در تیم ملی کشورش بود. اینکه در آخرین جامجهانیاش، صحنهای را دیدیم که بازیکنان سمت او نرفتند، تلخ بود. حتی با وجود حواشیِ رختکن پرتغال، احترام به رونالدو در زمین بازی حداقل انتظاری بود که از همتیمیهایش میرفت.»
او درباره بازی جنجالی الجزایر و اتریش که شائبه تبانیِ گسترده در آن وجود داشت نیز گفت: «این بازی را باید به دو بخش تقسیم کرد. تا قبل از وقتهای اضافه، بله؛ بیست دقیقه آخر بازی واقعاً مشکوک بود و انگار دو تیم برای مساوی توافق کرده بودند. اما وقتهای اضافه متفاوت بود. آن گل دقیقه ۹۶ اتریش، با آن سناریوی دراماتیک (بازیکنی که تا ۲۵ سالگی دو بار رباط صلیبی پاره کرده)، اصلاً به تبانی نمیخورد. نمیشود برای چنین لحظاتی سناریو نوشت. ما هم اگر میخواستیم صعود کنیم، نباید کارمان را به اما و اگر میکشاندیم. مطمئنم اگر جامجهانی تکرار شود، ما با تجربهای که از آن بازی با نیوزیلند کسب کردیم، میتوانستیم از گروهمان صعود کنیم.»
اکبری در پاسخ به این سوال که چرا با وجود گذشت سالها و صعودهای پیاپی به جامجهانی، وقتی بحث اسطورهها میشود، ذهنها همچنان به سمت نسل ۹۸ میرود؟ گفت: «این سوالی است که دائم تکرار میشود و انگار قرار نیست جوابش تغییر کند. ما سالهاست صعود میکنیم، اما آن تیم سال ۹۸، برای نسل من یک چیز دیگر بود. آنها نه فقط به خاطر کیفیت فنیشان، که به خاطر همدلی و آن شور ملیای که در جامعه ایجاد کردند، در ذهن مردم حک شدند. فوتبال فقط تاکتیک و سیستم نیست؛ بخشی از آن حسی است که به مردم منتقل میکنید. آن نسل، استانداردی را تعریف کرد که شاید بعدتر در نتایج به آن نزدیک شدیم، اما در خاطرهسازی جمعی، هنوز هم دستنیافتنی ماندهاند. البته که من تیم ۲۰۱۴ را هم واقعا دوست داشتم. گل قوچان نژاد و صعود به جام جهانی برزیل.... یکی از خاطرهانگیزترین شبهای عمر همه ما بود.»
او ادامه داد: «ولی نکته ای که وجود دارد، تیم ۹۸ فقط یک تیم نتیجهگرا نبود. آن دوره، دورهای بود که فوتبال ما از نظر محبوبیت هم در اوج بود. قدیم همهچیز نوتر و تازهتر بود. نسل ۹۸ با بازیکنانی مثل علی دایی، خداداد عزیزی، مهدی پاشازاده، محمد خاکپور و احمدرضا عابدزاده آمد؛ نسلی که هم در زمین اثر گذاشت و هم در حافظه جمعی مردم ماند. در اصل دهه ۷۰ دوران طلایی فوتبال ما بود؛ لیگ جذابتر بود، دربیها حالوهوای خاصتری داشتند و حتی حاشیههای فوتبال هم بخشی از جذابیتش شده بود. آقای مایلی کهن هم در ساختن آن تیم نقش کلیدی داشت.»
در آخر صحبت ازتصمیمسازی در فوتبال ایران شد و این مجری خاطره نشان کرد: «در این زمینه کارشناس زیاد داریم که حرف بزنند ولی من نظر شخصیام را میگویم. فدراسیون باید تکلیف را روشن کند. الان که شش ماه تا جام ملتهای آسیا مانده، باید بگوید هدفش چیست؛ جوانگرایی میخواهد یا نتیجهگیری؟ اگر بگویند این تیم، تیم آینده است و قرار است پوستاندازی کنیم، آنوقت میتواند تکلیف نیمکت را هم روشن کند. تیمهای بزرگ دنیا، همه بر اساس اهداف خود، مربی را تعیین میکنند. وقتی فدراسیون بگوید جوانگرایی، مربی هم تکلیفش را میداند و سراغ جوانها میرود. اما وقتی سیاست روشن نباشد، مربی هم برای حفظ خودش ناچار میشود از همان نسل آماده استفاده کند. من طرفدار هیچکس نیستم؛ طرفدار این هستم که فوتبالمان به نتیجه خوب برسد. خودم هم از قبل منتقد امیر قلعهنویی بودهام و هنوز هم هستم. اما اصل بحث این است که فدراسیون باید سیاستگذاری کند. تا وقتی این سیاست روشن نشود، نه میشود درباره نسلها قضاوت دقیق کرد و نه درباره آینده تیم ملی.»