کد خبر: ۶۶۲۱۳۳

سه برد، ۹ شکست و رتبه چهاردهم؛ مسئول ناکامی والیبال ایران فقط بازیکنان‌اند؟

والیبال
تیم ملی والیبال ایران مرحله مقدماتی لیگ ملت‌های ۲۰۲۶ را با سه پیروزی، ۹ شکست و تنها ۱۱ امتیاز در جایگاه چهاردهم به پایان رساند. شکست سه بر یک مقابل ترکیه، آن هم پس از پیروزی مقتدرانه در ست نخست، بار دیگر ضعف تیم در حفظ تمرکز و مقاومت زیر فشار را آشکار کرد؛ اما تقلیل تمام ناکامی‌ها به کم‌کاری بازیکنان، همان‌قدر غیرمنصفانه است که نادیده‌گرفتن مسئولیت آنان در زمین مسابقه.
۱۸:۴۱ - ۲۹ تير ۱۴۰۵
وانانیوز|
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Worked for 2m 38s
 
https://images.openai.com/static-rsc-4/ta3iA_JxPKu6qrt_98uCtK3hWxOx88Vak6giUGKtLCZqet2PpaKN-j-o910sT0Vxxyw9rAEm2KcIiAiWmU17Y11PnaytxYeUUdMMXvqZEOoSelBenntRiwvQF6P_Y6T9p-USTkvAqsWmyN882REWAVH4Yr-lGdE_CObIoTLUFpSEFRyCUODyDFJuBd3xIfSb?purpose=fullsize

۶ میلیارد مخاطب و پاداش ۱۴۰ میلیاردی؛ دفاعیه قلعه‌نویی چه پرسش‌هایی را بی‌پاسخ گذاشت؟

اظهارات تازه امیر قلعه‌نویی پس از حذف تیم ملی ایران از جام جهانی ۲۰۲۶، به‌جای پایان‌دادن به حاشیه‌ها، پرسش‌های بیشتری ایجاد کرد. سرمربی تیم ملی ضمن اشاره به شرایط دشوار آماده‌سازی، منتقدان را به حسادت، بخل و عقده‌گشایی متهم کرد و از پیگیری اخبار ایران توسط «۶ میلیارد نفر» سخن گفت؛ ادعایی که فعلاً پشتوانه آماری روشنی ندارد. در همین حال، ابهام درباره پاداش منتسب به او نیز با وعده شفاف‌سازی برطرف نشد.

صحبت‌های اخیر امیر قلعه‌نویی قرار بود فرصتی برای توضیح عملکرد تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ باشد؛ تیمی که با سه تساوی برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر، بدون پیروزی در رتبه سوم گروه G ایستاد و نتوانست به مرحله حذفی صعود کند. ایران ابتدا مقابل نیوزیلند به تساوی ۲ بر ۲ رسید، سپس برابر بلژیک بدون گل متوقف شد و در آخرین مسابقه نیز با مصر یک بر یک مساوی کرد. 

با این حال، بخش عمده نشست اخیر سرمربی تیم ملی نه به تشریح برنامه‌های تاکتیکی، انتخاب بازیکنان یا دلایل ناکامی در کسب حتی یک پیروزی، بلکه به دفاع از عملکرد کادر فنی و پاسخ تند به منتقدان اختصاص یافت. همین رویکرد سبب شد یک پرسش اساسی دوباره مطرح شود: آیا سرمربی تیم ملی در جایگاه یک مدیر ملی باید منتقدان را متهم کند یا با آمار و استدلال به آنها پاسخ دهد؟

قلعه‌نویی عذرخواهی کرد، اما آیا پاسخ هم داد؟

برای داوری منصفانه باید اشاره کرد که قلعه‌نویی در صحبت‌های خود از عبارت «شرمنده مردم هستیم» استفاده کرد و پذیرفت تعویض‌هایش در دیدار با بلژیک مناسب نبوده است. بنابراین نمی‌توان گفت او هیچ مسئولیتی نپذیرفت یا مطلقاً عذرخواهی نکرد. با این حال، این اعتراف‌های کوتاه در میان مجموعه‌ای طولانی از گلایه‌ها، حمله به منتقدان و تشریح مشکلات سفر و آماده‌سازی قرار گرفت و به یک ارزیابی فنی جامع تبدیل نشد. 

افکار عمومی انتظار داشت بداند چرا تیم ملی مقابل نیوزیلند، تیمی که در ادامه پنج گل از بلژیک دریافت کرد، نتوانست پیروز شود؛ چرا برتری عددی برابر بلژیک به گل منجر نشد؛ و چرا ایران در بازی تعیین‌کننده مقابل مصر نیز ابزار لازم برای رسیدن به برد را نداشت.

این پرسش‌ها با توضیح درباره طولانی‌بودن سفر، کیفیت پرواز، لغو بازی‌های تدارکاتی یا شرایط جنگی به‌طور کامل پاسخ داده نمی‌شوند. همه این عوامل می‌توانند بر عملکرد تیم اثر بگذارند، اما مسئولیت کادر فنی دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که باید برای شرایط نامطلوب، راه‌حل قابل اجرا پیدا کند.

برچسب‌زدن به منتقدان جای تحلیل فنی را گرفت

قلعه‌نویی منتقدان خود را به سخن‌گفتن از روی «عقده و بخل» متهم کرد، از «حسادت» در بحث تغییر نسل سخن گفت و برخی واکنش‌ها به برنامه‌های تاکتیکی کادرش را «لوده‌بازی» و «مسخره‌بازی» نامید. او همچنین مدعی شد افرادی که هنگام جنگ برنامه‌هایشان را تعطیل کرده بودند، پس از آغاز جام جهانی دوباره ظاهر شدند تا تیم ملی را «بزنند و نابود کنند». 

ممکن است بخشی از انتقادهای مطرح‌شده درباره تیم ملی مغرضانه، شخصی یا فاقد پشتوانه فنی بوده باشد؛ اما قرار دادن همه منتقدان در یک گروه، مرز میان نقد کارشناسی و حمله شخصی را از بین می‌برد.

سرمربی یک تیم ملی با طیف گسترده‌ای از منتقدان روبه‌رو است؛ از مربیان باسابقه و بازیکنان پیشین گرفته تا روزنامه‌نگاران و هواداران. پاسخ حرفه‌ای به این مجموعه، ارائه داده‌های فنی، توضیح درباره تصمیم‌ها و پذیرش سهم کادر فنی در نتیجه است. نسبت‌دادن انگیزه‌هایی مانند حسادت و عقده‌گشایی، نه‌تنها منتقدان را قانع نمی‌کند، بلکه فاصله میان تیم ملی و بخشی از افکار عمومی را افزایش می‌دهد.

ادعای ۶ میلیارد نفر؛ بیننده مسابقه یا دنبال‌کننده اخبار؟

یکی از خبرسازترین بخش‌های اظهارات قلعه‌نویی به عدد ۶ میلیارد مربوط می‌شود. برخلاف برخی بازنشرها که این جمله را به «بینندگان بازی‌های ایران» نسبت دادند، متن منتشرشده از سخنان او نشان می‌دهد که گفته است «۶ میلیارد نفر اخبار ایران را پیگیری می‌کردند». او پرشدن رستوران‌ها و سینماها هنگام مسابقات را نیز نشانه علاقه مردم به تیم ملی دانست. 

با وجود این اصلاح، همچنان مشخص نیست عدد ۶ میلیارد بر چه مبنایی مطرح شده است. در منابع رسمی در دسترس، گزارشی که نشان دهد شش میلیارد انسان اخبار تیم ملی یا ایران را در جام جهانی ۲۰۲۶ دنبال کرده‌اند، منتشر نشده است.

برای مقایسه، فیفا اعلام کرده بود حدود پنج میلیارد نفر در سراسر جهان به شکلی با کل جام جهانی ۲۰۲۲ تعامل داشتند؛ مفهومی گسترده که تماشای تلویزیونی، محتوای دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی را شامل می‌شد. مخاطب فینال آرژانتین و فرانسه نیز نزدیک به ۱.۵ میلیارد نفر برآورد شد. 

فیفا در گزارش‌های میانی جام جهانی ۲۰۲۶ از رکوردهای تلویزیونی در کشورهای مختلف و میلیاردها بازدید ویدئویی در پلتفرم‌ها سخن گفته است؛ اما «بازدید ویدئو»، «دسترسی تجمیعی»، «تعامل رسانه‌ای» و «تعداد افراد منحصربه‌فرد» چهار شاخص متفاوت هستند. نمی‌توان مجموع بازدیدها را برابر تعداد انسان‌هایی دانست که اخبار یک تیم خاص را دنبال کرده‌اند. 

در نتیجه، تا زمان انتشار منبع و روش اندازه‌گیری، عدد ۶ میلیارد یک ادعای اثبات‌نشده باقی می‌ماند.

آیا تعداد مخاطبان، معیار موفقیت تیم ملی است؟

حتی در صورت پذیرش مخاطبان فراوان مسابقات ایران، تعداد تماشاگران تلویزیونی معیار مناسبی برای سنجش موفقیت فنی نیست. هواداران ممکن است مسابقه تیم ملی را به دلیل اهمیت جام جهانی، تعلق ملی، حساسیت سیاسی یا نگرانی درباره نتیجه تماشا کنند.

تماشای گسترده یک مسابقه لزوماً به معنای رضایت از کیفیت فوتبال نیست. همان‌طور که میزان بیننده یک شبکه تلویزیونی نمی‌تواند به‌تنهایی کیفیت برنامه را ثابت کند، مخاطب زیاد نیز جای امتیاز، پیروزی، صعود و پیشرفت فنی را نمی‌گیرد.

معیارهای اصلی ارزیابی تیم ملی روشن‌ترند: نتیجه مسابقات، کیفیت خلق موقعیت، انسجام دفاعی، مدیریت بازی، انتخاب بازیکنان، روند تغییر نسل و میزان تحقق اهداف اعلام‌شده. ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ شکست نخورد، اما پیروز هم نشد و بار دیگر از رسیدن به مرحله حذفی بازماند. این نتیجه می‌تواند نقاط مثبتی داشته باشد، اما نمی‌توان آن را صرفاً با استناد به تعداد مخاطبان موفقیت نامید.

پاداش ۱۴۰ میلیاردی؛ ادعا هنوز به سند نیاز دارد

دومین ابهام مهم به موضوع پاداش‌ها مربوط است. گزارش منتسب به فوتبال ۳۶۰ مدعی شده است دولت ۳۵۰ میلیارد تومان برای پاداش صعود تیم ملی اختصاص داده و حدود ۱۴۰ میلیارد تومان، معادل ۴۰ درصد کل مبلغ، به قلعه‌نویی رسیده است. عادل فردوسی‌پور نیز این ادعا را مطرح کرده و گفته رقم مورد بحث چند برابر قرارداد اصلی سرمربی بوده است. 

این ارقام هنوز باید با سند رسمی بررسی شوند. گزارش رسانه‌ای، حتی وقتی از سوی چند رسانه بازنشر می‌شود، جای صورت‌حساب، قرارداد، مصوبه و جدول پرداخت را نمی‌گیرد. همان‌طور که منتقدان نباید بدون مدرک حکم قطعی صادر کنند، فدراسیون فوتبال نیز نمی‌تواند تنها با تکذیب کلی یا وعده توضیح در آینده، پرونده را بسته تلقی کند.

قلعه‌نویی در صحبت‌های اخیر گفت درباره پاداش‌ها شفاف‌سازی خواهد کرد، اما جزئیاتی درباره مبلغ دریافتی، مبنای محاسبه، زمان پرداخت و منبع بودجه ارائه نکرد. 

شفاف‌سازی واقعی بسیار ساده است: فدراسیون فوتبال می‌تواند رقم کل بودجه، آیین‌نامه تقسیم پاداش، سهم سرمربی، بازیکنان و سایر اعضای کادر را منتشر کند. اگر رقم ۱۴۰ میلیارد تومان نادرست است، انتشار اسناد سریع‌ترین راه برای پایان‌دادن به شایعه خواهد بود. اگر درست است، باید توضیح داده شود چرا چنین سهمی در نظر گرفته شده و کدام مرجع آن را تصویب کرده است.

حمایت تاج، مسئولیت پاسخگویی را بیشتر می‌کند

مهدی تاج اعلام کرده است قلعه‌نویی در جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۷ نیز سرمربی ایران خواهد بود و عملکرد او در جام جهانی را با توجه به محدودیت‌های موجود قابل قبول دانسته است. بنابراین بحث درباره عملکرد قلعه‌نویی فقط بازخوانی گذشته نیست؛ تصمیم‌های امروز مستقیماً بر آینده تیم ملی اثر می‌گذارد. 

ادامه همکاری با سرمربی فعلی زمانی می‌تواند اعتماد عمومی ایجاد کند که فدراسیون گزارشی روشن از جام جهانی ارائه دهد: اهداف چه بود، کدام اهداف محقق نشد، چه اشتباه‌هایی رخ داد و برنامه اصلاح آنها چیست؟

تیم ملی برای جام ملت‌های آسیا بیش از دفاعیه و درگیری رسانه‌ای به برنامه‌ای سنجش‌پذیر نیاز دارد. ترکیب آینده تیم، جانشینان بازیکنان باتجربه، مسابقات تدارکاتی، ساختار کادر فنی و هدف نهایی باید به‌طور شفاف اعلام شود.

در نهایت، نه عدد ۶ میلیارد، نه مجادله با منتقدان و نه تکرار مشکلات سفر نمی‌تواند جای قضاوت زمین مسابقه را بگیرد. بهترین دفاع قلعه‌نویی از کارنامه‌اش، ارائه پاسخ‌های مستند و ساختن تیمی است که در مسابقه بعدی بهتر از جام جهانی ۲۰۲۶ بازی کند. اعتماد عمومی با برچسب‌زدن بازنمی‌گردد؛ با صداقت، سند و نتیجه بازمی‌گردد.

 
 
 

غیبت روز گذشته هدایت ممبینی در مراسم افتتاح ساختمان جدید فدراسیون فوتبال گمانه‌زنی‌هایی را به وجود آورد و سبب شد این شایعه مطرح شود که او به خاطر اتفاقات اخیر از سمت خود کنار گذاشته شده است. دبیرکل فدراسیون فوتبال که به دلیل تخلف در معرفی گل گهر به لیگ قهرمانان آسیا 2، این روزها به شدت تحت فشار قرار دارد از شرکت در مراسم‌های رسمی خودداری می‌کند. پیگیری خبرنگار تسنیم نشان می‌دهد ممبینی در محل کار خود در فدراسیون فوتبال حضور دارد و هیچ خبری از برکناری او نیست. گفته می‌شود غیبت او نه به دلیل برکناری بلکه به دلیل خودداری از حضور در جمع، مواجهه شدن با خبرنگاران و فرار از پاسخگویی است. این در شرایطی است که او در چند شب اخیر در هیئت عزاداری رئیس فدراسیون حضور یافته بود. مهدی تاج که مشخص نیست به چه دلیل مقابل اقدامات ممبینی سکوت کرده تاکنون تصمیمی برای برکناری دبیرکل نگرفته و حتی فاجعه معرفی نماینده ایران به کنفدراسیون فوتبال آسیا تغییری در تصمیم رئیس فدراسیون فوتبال ایجاد نکرده است.
 

Worked for 1m 6s
 
https://media.iscanews.ir/d/2024/12/25/3/648670.jpg?ts=1735116588000

هدایت ممبینی برکنار نشد؛ غیبت دبیرکل فدراسیون و سکوت تاج چه معنایی دارد؟

غیبت هدایت ممبینی در مراسم مرتبط با ساخت ساختمان اداری جدید فدراسیون فوتبال، شایعه برکناری او را دوباره داغ کرد؛ اما تازه‌ترین پیگیری‌ها نشان می‌دهد دبیرکل همچنان در محل کار خود حاضر است و تصمیمی رسمی برای کنارگذاشتن او اعلام نشده است. ادامه فعالیت ممبینی در شرایطی که پرونده معرفی گل‌گهر به لیگ قهرمانان آسیا ۲ هنوز بی‌پاسخ مانده، اکنون بیش از خود یک انتصاب، اعتبار نظام تصمیم‌گیری فدراسیون فوتبال را زیر سؤال برده است.

غیبت هدایت ممبینی در رویداد اخیر فدراسیون فوتبال، به‌سرعت به‌عنوان نشانه‌ای از پایان همکاری او با مهدی تاج تفسیر شد. با این حال، گزارش تازه‌ای به نقل از تسنیم می‌گوید ممبینی همچنان در ساختمان فدراسیون حضور دارد و مسئولیت دبیرکلی را انجام می‌دهد؛ بنابراین خبر برکناری او، دست‌کم تا این لحظه، صحت ندارد. 

نکته قابل توجه اینکه مراسم مورد بحث، برخلاف آنچه در برخی خبرها «افتتاح ساختمان جدید» نامیده شد، آیین امضای قرارداد همکاری برای ساخت ساختمان اداری جدید فدراسیون فوتبال بود. مهدی تاج در این مراسم اعلام کرد پروژه با مشارکت مالی فیفا اجرا می‌شود و ساخت آن حدود ۳۰ ماه زمان خواهد برد. 

چرا غیبت هدایت ممبینی خبرساز شد؟

غیبت یک مدیر در یک برنامه تشریفاتی، به‌تنهایی اتفاق بزرگی نیست؛ اما موقعیت فعلی هدایت ممبینی عادی نیست. دبیرکل فدراسیون طی هفته‌های اخیر به دلیل ماجرای انتخاب نماینده سوم ایران در رقابت‌های آسیایی، با موجی از انتقادها روبه‌رو بوده و حتی برخی رسانه‌ها پیش‌تر خبر برکناری او را منتشر کرده بودند؛ خبری که فدراسیون هیچ‌گاه به‌صورت رسمی تأیید نکرد. 

ایسنا نیز پیش از انتشار گزارش تازه درباره ادامه فعالیت ممبینی، غیبت او در دو رویداد فدراسیون را «معنادار» توصیف کرده و نوشته بود قرار است هیئت‌رئیسه درباره ادامه همکاری یا برکناری دبیرکل جلسه فوق‌العاده برگزار کند. تا زمان تنظیم این گزارش، نتیجه رسمی چنین جلسه‌ای منتشر نشده است. 

در گزارش منسوب به تسنیم ادعا شده که ممبینی برای روبه‌رو نشدن با خبرنگاران و پاسخ‌ندادن به پرسش‌های مربوط به پرونده گل‌گهر، در برنامه‌های رسمی حاضر نمی‌شود. این بخش، روایت یک رسانه بر اساس پیگیری خبرنگار آن است و فدراسیون فوتبال یا شخص ممبینی هنوز توضیح رسمی و مستقیمی درباره علت غیبت ارائه نکرده‌اند. 

بنابراین، آنچه فعلاً می‌توان با اطمینان گفت این است که ممبینی برکنار نشده؛ اما چرایی غیبت‌هایش و وضعیت رسیدگی به پرونده نماینده آسیایی ایران همچنان مبهم است.

ماجرای معرفی گل‌گهر به آسیا چه بود؟

بحران از اختلاف بر سر تعیین نماینده سوم ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ آغاز شد. پس از نیمه‌تمام ماندن لیگ و تغییر شرایط مسابقات داخلی، فدراسیون برای مشخص‌کردن سهمیه آسیایی یک تورنمنت سه‌جانبه با حضور چادرملو، گل‌گهر و پرسپولیس برگزار کرد. چادرملو در این تورنمنت نتیجه لازم را گرفت و قرار بود به‌عنوان نماینده ایران معرفی شود. 

اما بعداً مشخص شد نام گل‌گهر پیش‌تر در مکاتبات فدراسیون با کنفدراسیون فوتبال آسیا ثبت شده است. بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی، مهدی تاج تلاش کرد چادرملو را جایگزین گل‌گهر کند، اما AFC این درخواست را نپذیرفت و در نتیجه گل‌گهر به‌عنوان نماینده ایران باقی ماند. 

درباره زمان ارسال نامه و مبنای تصمیم، روایت‌های منتشرشده کاملاً یکسان نیستند. یک گزارش مدعی است نامه معرفی گل‌گهر سوم خرداد و پیش از تصمیم نهایی هیئت‌رئیسه ارسال شده؛ گزارش دیگری از جلسه دهم خرداد و ارسال دستورالعمل مربوط به فریز جدول سخن می‌گوید. همین اختلاف روایت، ضرورت انتشار متن نامه‌ها، صورت‌جلسه‌ها و جدول زمانی رسمی از سوی فدراسیون را بیشتر می‌کند. 

همچنین باید میان «اتهام رسانه‌ای» و «تخلف اثبات‌شده» تفاوت گذاشت. برخی رسانه‌ها اقدام ممبینی را «خودسرانه» یا «تخلف» نامیده‌اند، اما تا این لحظه حکم رسمی یک رکن قضایی یا گزارش منتشرشده‌ای از کمیته حقیقت‌یاب که مسئولیت حقوقی او را قطعی کند، در دسترس نیست. بنابراین اصل ماجرا نیازمند رسیدگی شفاف و مستند است، نه صرفاً صدور حکم در تیترهای خبری.

چرا مسئولیت دبیرکل در این پرونده مهم است؟

سمت دبیرکلی در فدراسیون فوتبال یک عنوان تشریفاتی نیست. طبق اساسنامه رسمی فدراسیون، ارتباط با اعضای فدراسیون، لیگ‌ها، کمیته‌ها، فیفا، کنفدراسیون‌ها و دیگر سازمان‌های ورزشی از وظایف دبیرکل است. اداره سازمان اداری فدراسیون نیز در حوزه مسئولیت او قرار دارد. 

به همین دلیل، اگر نامه‌ای درباره سهمیه آسیایی ایران اشتباه، زودهنگام یا بدون مجوز لازم ارسال شده باشد، نمی‌توان آن را یک خطای ساده اداری دانست. چنین تصمیمی بر حق حضور باشگاه‌ها در یک رقابت بین‌المللی، برنامه مالی آنها، قرارداد بازیکنان و اعتبار فدراسیون نزد AFC اثر می‌گذارد.

از سوی دیگر، مسئولیت فقط متوجه دبیرکل نیست. اگر معرفی گل‌گهر بر اساس مصوبه هیئت‌رئیسه یا دستور مقامات بالاتر صورت گرفته، فدراسیون باید مستندات آن را منتشر کند و از تبدیل‌شدن یک مدیر به تنها متهم پرونده جلوگیری کند. اگر نیز اقدام بدون مصوبه انجام شده، باید مشخص شود چه سازوکار نظارتی‌ای اجازه داده یک مکاتبه سرنوشت‌ساز بدون کنترل نهایی ارسال شود.

سکوت مهدی تاج؛ حمایت از ممبینی یا تعویق تصمیم؟

تازه‌ترین گزارش‌ها نشان می‌دهد مهدی تاج هنوز تصمیمی عملی برای برکناری هدایت ممبینی نگرفته است. با این حال، از سکوت رئیس فدراسیون نمی‌توان به‌طور قطعی نتیجه گرفت که او عملکرد دبیرکل را تأیید کرده یا تصمیم نهایی را گرفته است. آنچه مسلم است، فدراسیون تاکنون توضیح جامعی درباره روند معرفی نماینده آسیایی، مسئول ارسال نامه و نتیجه بررسی‌های داخلی منتشر نکرده است. 

ادامه این وضعیت دو پیامد دارد. نخست اینکه باشگاه چادرملو و هوادارانش همچنان نمی‌دانند چرا نتیجه تورنمنتی که با تصمیم فدراسیون برگزار شد، در تعیین سهمیه اثر نداشت. دوم اینکه مشخص نیست هزینه‌های برگزاری مسابقات سه‌جانبه و خسارت‌های ورزشی و مالی ایجادشده بر عهده چه کسی است.

حتی برکناری ممبینی نیز بدون انتشار گزارش رسمی، پاسخ کامل محسوب نمی‌شود. تغییر یک مدیر ممکن است فشار رسانه‌ای را کاهش دهد، اما روشن نمی‌کند تصمیم اولیه چگونه گرفته شد، چه کسانی در جریان آن بودند و چرا فدراسیون پیش از برگزاری تورنمنت از مکاتبه قبلی خود با AFC مطلع یا دست‌کم متوقف نشد.

فدراسیون فوتبال باید چه چیزی را شفاف کند؟

برای پایان‌دادن به ابهامات، فدراسیون فوتبال باید خط زمانی پرونده را منتشر کند: تاریخ تصمیم هیئت‌رئیسه، زمان ارسال نامه به AFC، نام مرجع پیشنهاددهنده گل‌گهر، دلیل برگزاری تورنمنت سه‌جانبه و متن پاسخ کنفدراسیون فوتبال آسیا.

همچنین باید مشخص شود آیا پرونده در کمیته اخلاق، کمیته انضباطی یا یک هیئت بررسی داخلی مطرح شده است یا خیر. در صورت وجود تخلف، نوع تخلف و مسئولیت هر فرد باید اعلام شود؛ در غیر این صورت نیز فدراسیون باید رسماً از مدیر یا مدیرانی که بی‌دلیل متهم شده‌اند دفاع کند.

برکناری یا ماندن ممبینی، پرسش اصلی نیست

اکنون مسئله اصلی فوتبال ایران این نیست که هدایت ممبینی پشت میز دبیرکلی باقی می‌ماند یا جای خود را به فرد دیگری می‌دهد. پرسش مهم‌تر این است که آیا فدراسیون فوتبال توانایی پذیرش مسئولیت یک تصمیم پرهزینه و توضیح آن به باشگاه‌ها و افکار عمومی را دارد؟

حضور ممبینی در محل کار و غیبت او مقابل دوربین‌ها، تنها بر ابهام‌ها افزوده است. دبیرکلی که مکاتبه با AFC در حوزه مسئولیت سازمانی او قرار دارد، نمی‌تواند برای مدتی طولانی از پاسخ‌گویی عمومی فاصله بگیرد. در سوی دیگر، مهدی تاج و اعضای هیئت‌رئیسه نیز نمی‌توانند تمام پرونده را به عملکرد یک نفر تقلیل دهند.

فدراسیون برای عبور از این بحران به یک اطلاعیه کلی یا تکذیب شایعه برکناری نیاز ندارد؛ به سند، جدول زمانی و تعیین مسئولیت احتیاج دارد. تا زمانی که چنین گزارشی منتشر نشود، باقی‌ماندن یا رفتن هدایت ممبینی تغییری در اصل ماجرا ایجاد نخواهد کرد: سهمیه‌ای که به گل‌گهر رسید، تورنمنتی که نتیجه‌اش بی‌اثر شد و مدیریتی که هنوز توضیح نداده این تناقض چگونه شکل گرفت.

 
 
 

 مهاجم تیم ملی ایران یکشنبه شب وارد هلند شد و از صبح دوشنبه در تمرینات گروهی المپیاکوس حضور پیدا کرد. طارمی به دلیل همراهی ایران در جام جهانی و حذف تیم ملی در مرحله گروهی، چند روز بیشتر از سایر بازیکنان مرخصی داشت.  المپیاکوس در حال برگزاری دومین مرحله آماده‌سازی خود در هلند است. این تیم پس از انجام دو مسابقه تدارکاتی متوالی برابر فورتونا سیتارد و آژاکس، پنج روز بدون بازی خواهد داشت تا مندیلیبار فرصت بیشتری برای اجرای برنامه‌های تاکتیکی و هماهنگ‌کردن بازیکنان تازه‌وارد داشته باشد. طارمی در روزهای ابتدایی با برنامه‌ای اختصاصی و متناسب با شرایط بدنی‌اش تمرین خواهد کرد تا به‌تدریج به آمادگی کامل برسد. انتظار می‌رود مهاجم ایرانی در دیدارهای تدارکاتی مقابل آنتورپ و آلکمار دقایقی برای المپیاکوس به میدان برود. بازگشت طارمی تعداد مهاجمان حاضر در تمرینات را افزایش داده است. او در کنار رومن یارمچوک در اختیار کادر فنی قرار دارد و جورج ماسوراس نیز در بخشی از برنامه آماده‌سازی به‌عنوان مهاجم مورد استفاده قرار گرفته است. در همین حال، ایوب الکعبی نیز اعلام کرده روز سه‌شنبه به هلند می‌رود. مهاجم مراکشی با وجود برخورداری از چند روز مرخصی بیشتر پس از حضور در جام جهانی، تصمیم گرفته زودتر از زمان تعیین‌شده به تمرینات بازگردد تا برای مسابقات رسمی ابتدای فصل آماده شود. المپیاکوس روزهای پایانی اردوی هلند را با دو مسابقه مقابل آنتورپ و آلکمار پشت سر می‌گذارد و سپس برای حضور در دور سوم مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان اروپا آماده خواهد شد. دیدار رفت این مرحله برای ۱۳ یا ۱۴ مرداد برنامه‌ریزی شده است. طارمی یک فصل دیگر با المپیاکوس قرارداد دارد، اما آینده او همچنان قطعی نیست. باشگاه یونانی در صورت دریافت پیشنهادی رضایت‌بخش، احتمال جدایی مهاجم ایرانی را بررسی خواهد کرد. با این حال، او فعلاً به تمرینات بازگشته و مندیلیبار می‌تواند برای مسابقات تدارکاتی پیش رو از تجربه‌اش استفاده کند. 258258 کد مطلب 2249033
 

Worked for 58s
 
https://images.openai.com/static-rsc-4/CQkRVrKKXEHit5eLbdpsS0nj2_-BhnNJj1FHYe8S2s40Wy1Wf1UFQ55thLnsvq2F7DYFNFz9PdWkOOlrNWQwj9Sm_U65hw4f5sAN1TNNws6wGMoKqtYVysdDoqqsuOiw26JypUhQmo6r6dllta8EA9-EqbOUa3j253Ofc8iVXT5Ic-S_G6uNtP-T53OwEdpO?purpose=fullsize

بازگشت طارمی به تمرینات المپیاکوس؛ آزمون سرنوشت‌ساز مهاجم ایرانی پیش از لیگ قهرمانان اروپا

مهدی طارمی پس از پایان مرخصی ویژه خود، به اردوی آماده‌سازی المپیاکوس در هلند اضافه شد و صبح دوشنبه نخستین تمرین گروهی‌اش را انجام داد. بازگشت مهاجم تیم ملی ایران در آستانه دو دیدار تدارکاتی مهم و آغاز مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان اروپا، فرصتی برای جلب اعتماد دوباره خوسه لوئیس مندیلیبار است؛ هرچند آینده او در باشگاه یونانی همچنان قطعی به نظر نمی‌رسد.

مهدی طارمی یکشنبه ۱۹ ژوئیه، برابر با ۲۸ تیر، وارد هلند شد تا پس از چند روز استراحت بیشتر به دلیل حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، به اردوی المپیاکوس اضافه شود. گزارش رسانه‌های یونانی نشان می‌دهد مهاجم ایرانی از صبح دوشنبه ۲۰ ژوئیه در تمرین تیم شرکت کرده و در اختیار کادر فنی قرار گرفته است. 

طارمی دیرتر از اغلب بازیکنان المپیاکوس به تمرینات پیش‌فصل اضافه شد. حضور در اردوی تیم ملی ایران و فشار بدنی و ذهنی جام جهانی سبب شد باشگاه یونانی چند روز مرخصی اضافه برای او در نظر بگیرد. اکنون مسئله اصلی این است که مهاجم ۳۴ ساله با چه سرعتی می‌تواند خود را به شرایط مسابقه برساند و چه جایگاهی در برنامه‌های مندیلیبار برای فصل جدید خواهد داشت.

طارمی چه زمانی برای المپیاکوس بازی می‌کند؟

المپیاکوس پس از چهار مسابقه تدارکاتی در هلند، چند روز بدون بازی در اختیار دارد. این تیم در آخرین دیدارهای خود فورتونا سیتارد را با نتیجه سه بر یک شکست داد، اما یک روز بعد با یک گل برابر آژاکس مغلوب شد. پیش از آن نیز برابر راکوف لهستان دو بر یک پیروز شده و مقابل اود هورلی لوون به تساوی یک بر یک رسیده بود. 

فاصله ایجادشده میان مسابقه آژاکس و دو بازی پایانی اردو، شرایط مناسبی را برای اضافه‌شدن تدریجی طارمی فراهم می‌کند. کادر فنی می‌تواند در روزهای نخست فشار تمرینی او را مدیریت کند و سپس درباره حضورش در مسابقات تصمیم بگیرد.

دو بازی بعدی المپیاکوس روزهای ۲۴ و ۲۵ ژوئیه، برابر آنتورپ بلژیک و آلکمار هلند برگزار می‌شود. رسانه‌های یونانی احتمال داده‌اند طارمی در یکی یا هر دو مسابقه دقایقی به میدان برود، هرچند میزان آمادگی بدنی او تعیین‌کننده خواهد بود. سایت رسمی المپیاکوس نیز زمان برگزاری بازی با آنتورپ را ۲۴ ژوئیه و مسابقه با آلکمار را یک روز بعد اعلام کرده است. 

بازی‌کردن در دو مسابقه طی دو روز متوالی برای بازیکنی که تازه به تمرینات اضافه شده دشوار است. احتمال منطقی‌تر این است که مندیلیبار از طارمی در یکی از این دیدارها به‌عنوان بازیکن تعویضی استفاده کند تا بدون افزایش خطر مصدومیت، شرایط مسابقه را دوباره تجربه کند.

رقابت طارمی و الکعبی در خط حمله المپیاکوس

بازگشت طارمی تنها تغییر خط حمله المپیاکوس نیست. ایوب الکعبی، مهاجم تیم ملی مراکش، اعلام کرده است روز سه‌شنبه به هلند می‌رود. او با وجود داشتن مرخصی بیشتر پس از جام جهانی، تصمیم گرفته زودتر از موعد به اردوی باشگاه برگردد و در اختیار مندیلیبار قرار بگیرد. 

حضور هم‌زمان طارمی، الکعبی و رومن یارمچوک گزینه‌های متنوعی را در اختیار سرمربی اسپانیایی قرار می‌دهد. الکعبی مهاجمی سریع و متخصص تمام‌کردن موقعیت‌ها در محوطه جریمه است. یارمچوک قدرت فیزیکی و توان بازی مستقیم دارد و طارمی می‌تواند علاوه بر مهاجم هدف، در نقش مهاجم دوم یا بازیکنی که میان خطوط حرکت می‌کند، مورد استفاده قرار گیرد.

توانایی طارمی در عقب‌آمدن، مشارکت در بازی‌سازی، گرفتن خطا و ایجاد فضا برای دیگر مهاجمان می‌تواند مزیت او در رقابت با دو مهاجم دیگر باشد. مندیلیبار در صورت استفاده از سیستم دو مهاجمه نیز امکان قرار دادن طارمی در کنار الکعبی را خواهد داشت؛ ترکیبی که یک بازیکن سازنده‌تر را کنار یک تمام‌کننده تخصصی قرار می‌دهد.

با این حال، افزایش تعداد مهاجمان به معنای تضمین‌شدن زمان بازی طارمی نیست. او باید در همین هفته‌های آماده‌سازی نشان دهد که از نظر بدنی آماده است و می‌تواند با شدت بازی مورد نظر مندیلیبار هماهنگ شود.

لیگ قهرمانان اروپا؛ نخستین آزمون جدی طارمی

بازگشت مهاجم ایرانی در شرایطی انجام شده که المپیاکوس زمان زیادی تا شروع مسابقات رسمی ندارد. قرعه‌کشی مرحله سوم مقدماتی لیگ قهرمانان اروپا روز دوشنبه برگزار شد و نماینده یونان باید به مصاف ان‌ای‌سی نایمخن هلند برود. 

دیدارهای رفت مرحله سوم مقدماتی روزهای چهارم و پنجم اوت، برابر با ۱۳ و ۱۴ مرداد، و مسابقات برگشت روزهای ۱۱ اوت، حوالی ۲۰ مرداد، برگزار می‌شوند. بنابراین طارمی کمتر از سه هفته فرصت دارد تا به آمادگی کامل برسد و جایگاهش را در فهرست اروپایی المپیاکوس تثبیت کند. 

تجربه اروپایی طارمی می‌تواند در این مرحله برای المپیاکوس ارزشمند باشد. او پیش از پیوستن به این باشگاه، چهار فصل برای پورتو بازی کرد و سابقه حضور در لیگ قهرمانان اروپا با پورتو و اینتر را دارد. سایت رسمی المپیاکوس هنگام معرفی او یادآوری کرده بود که مهاجم ایرانی در ۱۸۲ مسابقه برای پورتو ۹۱ گل به ثمر رساند و ۵۶ پاس گل داد. 

مسابقات مقدماتی معمولاً با فشار زیادی همراه هستند، زیرا یک اشتباه می‌تواند مسیر حضور یک باشگاه در مهم‌ترین تورنمنت باشگاهی اروپا را تغییر دهد. در چنین فضایی، تجربه طارمی در بازی‌های حذفی و مسابقات سطح بالای اروپایی می‌تواند دلیل مهمی برای حفظ او در ترکیب باشد.

آینده طارمی در المپیاکوس همچنان مبهم است

اضافه‌شدن طارمی به اردو به معنای قطعی‌شدن ماندن او نیست. گزارش SDNA می‌گوید مهاجم ایرانی یک فصل دیگر قرارداد دارد، اما همه گزینه‌ها درباره آینده‌اش باز است. بر اساس این گزارش، باشگاه با جدایی او مخالفت قطعی ندارد، مشروط بر اینکه پیشنهاد مناسبی دریافت شود. 

این وضعیت باعث می‌شود مسابقات تدارکاتی پیش رو اهمیت دوگانه‌ای داشته باشند. طارمی از یک سو باید مندیلیبار را برای استفاده بیشتر از خود متقاعد کند و از سوی دیگر، نمایش مطلوب در آستانه فصل نقل‌وانتقالات می‌تواند توجه باشگاه‌های دیگر را افزایش دهد.

المپیاکوس نیز باید میان دو ملاحظه تصمیم بگیرد. حفظ مهاجمی باتجربه برای مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان، ریسک فنی تیم را کاهش می‌دهد؛ اما وجود چند مهاجم و احتمال محدودشدن زمان بازی طارمی ممکن است باشگاه را به بررسی پیشنهادهای نقل‌وانتقالاتی ترغیب کند.

فعلاً هیچ انتقالی قطعی نشده و طارمی مانند سایر بازیکنان در تمرینات حضور دارد. تا زمانی که پیشنهاد رسمی و مورد قبول باشگاه ارائه نشود، او بخشی از برنامه آماده‌سازی و گزینه‌های خط حمله المپیاکوس خواهد بود.

بازگشت به هلند؛ شروع یک فرصت تازه برای طارمی

طارمی در تابستانی حساس به اردوی تیمش بازگشته است. او از یک سو باید خستگی جام جهانی را پشت سر بگذارد و از سوی دیگر، تنها چند جلسه تمرینی برای جلب اعتماد کادر فنی پیش از مسابقات رسمی فرصت دارد.

بازی‌های مقابل آنتورپ و آلکمار نخستین نشانه‌ها را درباره وضعیت او ارائه خواهند کرد. میزان دقایق بازی، نقشی که مندیلیبار برای مهاجم ایرانی در نظر می‌گیرد و نحوه همکاری‌اش با الکعبی و یارمچوک می‌تواند تصویری روشن‌تر از آینده او بسازد.

در شرایط فعلی، بازگشت طارمی را نمی‌توان فقط پایان یک مرخصی طولانی دانست. این بازگشت آغاز رقابتی فشرده برای حضور در ترکیب اصلی، ورود به فهرست اروپایی و تعیین تکلیف آخرین سال قرارداد اوست. مهاجم تیم ملی ایران اکنون باید در زمین تمرین و مسابقات تدارکاتی نشان دهد که هنوز می‌تواند مهره‌ای مؤثر برای جاه‌طلبی‌های اروپایی المپیاکوس باشد.

 
 
 

Today 6:13 PM
استوری‌های علیرضا بیرانوند در واکنش به اظهارات علی دایی که حواشی زیادی در پی داشت، اکنون با واکنش حامد لک دروازه‌بان فولاد خوزستان و سابق پرسپولیس همراه شده است. حامد لک که تجربه بازی زیر نظر علی دایی را داشته و هم‌بازی علیرضا بیرانوند هم در تیم ملی بوده و البته جانشین او در پرسپولیس شده، در یک استوری اینستاگرامی به انتقاد تند از گلر ملی‌پوش تراکتور پرداخت. لک که پس از دو سال حضور در تراکتور و تجربه قهرمانی جام حذفی و نایب قهرمانی در لیگ برتر همراه با سرخ پوشان تبریزی، در تابستان ۹۴ با نظر علی دایی به صبای قم پیوست و دوران خوبی زیر نظر او سپری کرد، به حمایت از سرمربی سابق خود و پیشکسوت فوتبال ایران پرداخته و نوشته: «فقط یک سوال ذهن من را درگیر کرده! اگر قرار نیست علی آقا دایی و آقا کریم باقری درباره فوتبال ایران حرف بزنند، چه کسی حق دارد؟ بجای اینکه حرمت علی آقا، مرد بی‌تکرار و افتخار فوتبال ایران در آسیا و جهان را حفظ کنند و روی سرشان بگذارند، فضا را طوری فراهم می‌کنند که یک بازیکن به خودش اجازه بی‌احترامی به اسطوره مردم را می‌دهد. کسی که وضعیتش مشخص است، این نسبت را به علی آقا می‌دهد؟ البته باتوجه به شناختی که از او دارم، نه تنها خجالت هم نمی‌کشد، بلکه به آن استوری‌ها افتخار می‌کند و امتیاز جدیدی هم می‌گیرد! و با این پیام‌ها طبیعی است که بگوید ۴ سال دیگر هم دروازه‌بان ایران در جام جهانی هستم. برای اینکه به اشتباهاتش در دو بازی با نیوزیلند و مصر پرداخته نشود، نگاه‌ها را از مسائل فنی دور می‌کند تا کارشناسان و مربیان عزیز هم به‌جای پرداختن به عملکردش، مثل همیشه از حواشی ساخته شده توسط او صحبت کنند. طوری هم می‌گوید در نوجوانی کارگری کردم که انگار همه فوتبالیست‌های ایران در خانواده‌های میلیاردر متولد شده‌اند و فقط همین یک‌نفر کارگری کرده. این نوشته هم از ته دل فقط برای علاقه‌ام به علی آقا نوشتم چون نمی‌توانستم نسبت به مردی که مدیونش هستم و روند زندگی‌ام را تغییر داده، کم‌لطفی ببینم.»
 

Worked for 1m 52s
 
https://borna.news/files/fa/news/1403/1/14/12325305_417.jpg

حمله حامد لک به بیرانوند؛ دفاع از علی دایی یا ادامه فرار فوتبال از نقد فنی؟

واکنش تند حامد لک به استوری‌های علیرضا بیرانوند، جدال پیرامون عملکرد تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ را وارد مرحله تازه‌ای کرد. دروازه‌بان فولاد ضمن حمایت از علی دایی، بیرانوند را به حاشیه‌سازی برای دورکردن افکار عمومی از اشتباهات فنی متهم کرد؛ اما استفاده لک از کنایه‌های شخصی و طرح ادعای «امتیاز گرفتن» بدون ارائه سند، این پرسش را به وجود آورده که آیا این واکنش به شفاف‌شدن بحث کمک کرده یا فقط آتش یک مجادله غیرحرفه‌ای را شعله‌ورتر ساخته است؟

حامد لک با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود، مستقیماً به استوری‌های علیرضا بیرانوند علیه علی دایی واکنش نشان داد. او پرسید اگر علی دایی و کریم باقری حق اظهارنظر درباره فوتبال ایران را نداشته باشند، چه کسی می‌تواند درباره تیم ملی حرف بزند؟

این موضع از آن جهت اهمیت دارد که لک سابقه همکاری با دایی در صبای قم را دارد و در متن خود نیز تأکید کرده که سرمربی سابقش روند زندگی حرفه‌ای او را تغییر داده است. او هم‌زمان سابقه هم‌بازی‌بودن با بیرانوند در تیم ملی و جانشینی این دروازه‌بان در پرسپولیس را دارد؛ بنابراین واکنشش صرفاً دفاع یک هوادار از یک چهره محبوب نیست، بلکه از دل روابط قدیمی فوتبال ایران بیرون آمده است. 

ماجرای اختلاف بیرانوند و علی دایی از کجا آغاز شد؟

علی دایی و کریم باقری در گفت‌وگویی درباره عملکرد ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، نتایج تیم ملی را ناکامی دانستند. دایی از کنارگذاشتن سردار آزمون، بالا بودن سن برخی بازیکنان و استفاده‌نشدن از جوانان انتقاد کرد و گفت تیمی که به هدف صعود نرسیده، شکست خورده است.

کریم باقری نیز تأکید کرد سه مسابقه بدون شکست، وقتی به صعود منجر نشده، نمی‌تواند به‌تنهایی دستاورد تلقی شود. او به گل‌های خورده برابر نیوزیلند، کمبود جسارت و ذهنیت تیم برای صعود با حداقل امتیاز اشاره کرد. ایران در پایان مرحله گروهی با سه تساوی حذف شد و برای صعود به نتایج سایر تیم‌ها وابسته ماند. 

بیرانوند پس از این انتقادها چند استوری تند منتشر کرد و بحث را از ارزیابی فنی تیم ملی به مواضع اجتماعی و سیاسی علی دایی کشاند. در یکی از نوشته‌ها، او دایی را متهم کرد که در شرایط جنگ تنها از «پیروزی نور بر تاریکی» سخن گفته و در کنار افرادی قرار گرفته که خواهان حمله به ایران بوده‌اند.

بررسی پیام‌های منتشرشده نشان داد عبارت مورد اشاره بیرانوند متعلق به پیام نوروزی سال ۱۴۰۴ دایی بوده، نه پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ و دوره جنگ اخیر. دایی در پیام سال ۱۴۰۵ از ایرانی آباد، دور از جنگ و خون‌ریزی سخن گفته بود و بعدتر نیز به تهدید دونالد ترامپ علیه تمدن ایران واکنش نشان داد. بنابراین دست‌کم بخشی از استدلال بیرانوند بر تطبیق نادرست دو پیام در دو مقطع زمانی متفاوت استوار بود. 

حامد لک چه گفت؟

لک در واکنش خود بیرانوند را متهم کرد که با ایجاد حاشیه، نگاه‌ها را از عملکردش در مسابقات نیوزیلند و مصر دور کرده است. او همچنین به ادعای بیرانوند درباره حضور در جام جهانی چهار سال آینده کنایه زد و نوشت با انتشار چنین پیام‌هایی طبیعی است که او از ادامه حضورش در دروازه تیم ملی مطمئن باشد.

تندترین بخش نوشته لک جایی بود که گفت بیرانوند احتمالاً از این استوری‌ها «امتیاز جدیدی» می‌گیرد. او همچنین روایت بیرانوند از کارگری در دوران نوجوانی را به چالش کشید و گفت بسیاری از فوتبالیست‌های ایرانی از خانواده‌های ثروتمند وارد فوتبال نشده‌اند. 

بخش نخست حرف لک قابل تأمل است: چرا بحثی که با نقد ترکیب، عملکرد فنی و نتیجه تیم ملی آغاز شد، باید به سنجش وطن‌دوستی منتقدان برسد؟ علی دایی و کریم باقری به‌عنوان دو بازیکن و مربی باسابقه، حق دارند تصمیم‌های کادر فنی و عملکرد بازیکنان را نقد کنند؛ همان‌طور که بیرانوند نیز حق دارد با استدلال فوتبالی از خودش و تیم ملی دفاع کند.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که پاسخ به نقد فنی، به داوری درباره انگیزه‌ها، زندگی شخصی و مواضع سیاسی منتقد تبدیل می‌شود. چنین تغییری امکان گفت‌وگوی حرفه‌ای را از بین می‌برد و جای بررسی عملکرد را به صف‌بندی هواداران چهره‌ها می‌دهد.

آیا لک همان اشتباه بیرانوند را تکرار کرد؟

با وجود نکات قابل دفاع در نوشته حامد لک، واکنش او نیز از همان ضعفی رنج می‌برد که به بیرانوند نسبت داده است. لک به‌جای محدودماندن در حوزه فنی، درباره انگیزه‌های بیرانوند قضاوت کرده و مدعی شده این دروازه‌بان از پیام‌هایش امتیاز می‌گیرد؛ اما هیچ سندی برای این ادعا ارائه نشده است.

اینکه بیرانوند با هدف فرار از نقد فنی استوری منتشر کرده، یک برداشت ممکن است، نه واقعیتی اثبات‌شده. او شاید واقعاً سخنان دایی را توهین‌آمیز یا ناعادلانه دانسته باشد. نقد حرفه‌ای ایجاب می‌کند میان نتیجه یک رفتار و نیت درونی فرد تفاوت گذاشته شود.

لک می‌توانست با تحلیل گل‌های خورده، نحوه خروج بیرانوند، جای‌گیری او یا کیفیت شروع مجدد بازی، بحث را به زمین فوتبال بازگرداند؛ اما به چند اشاره کلی و کنایه شخصی بسنده کرد. در نتیجه، واکنشی که قرار بود حاشیه را متوقف کند، خود به بخش تازه‌ای از همان حاشیه تبدیل شد.

چرا اشتباهات بیرانوند باید فنی بررسی شود؟

اگر عملکرد علیرضا بیرانوند در مسابقات نیوزیلند و مصر محل انتقاد است، پاسخ درست انتشار تحلیل تصویری و آماری است. باید مشخص شود در هر گل چه سهمی میان دروازه‌بان، مدافعان و ساختار تاکتیکی تیم وجود داشته و آیا انتظار مهار توپ از نظر فنی منطقی بوده است.

قضاوت درباره یک دروازه‌بان صرفاً بر اساس نتیجه یا چند صحنه کافی نیست. درصد مهار، کیفیت خروج‌ها، بازی با پا، مدیریت توپ‌های هوایی و میزان جلوگیری از گل نسبت به کیفیت شوت‌های حریف، تصویر دقیق‌تری ارائه می‌دهد. در مقابل، سابقه، محبوبیت، داستان زندگی یا مواضع اجتماعی یک بازیکن نباید مانع ارزیابی عملکرد او شود.

لک خود دروازه‌بانی باتجربه است و فصل گذشته در ۲۲ مسابقه لیگ و دو بازی جام حذفی برای فولاد به میدان رفت و ۱۰ کلین‌شیت ثبت کرد. به همین دلیل انتظار می‌رود نقد او از یک هم‌پستی، بیشتر متکی بر جزئیات تخصصی باشد تا کنایه‌های شخصی. او اخیراً قراردادش را برای یک فصل دیگر با فولاد خوزستان تمدید کرده است. 

حمایت از اسطوره نباید به مصونیت از نقد تبدیل شود

علی دایی جایگاهی انکارناپذیر در تاریخ فوتبال ایران دارد؛ اما دفاع از حق اظهارنظر او با این گزاره متفاوت است که هر سخنش الزاماً درست یا غیرقابل نقد باشد. دایی نیز مانند هر کارشناس دیگری باید بر اساس منطق و شواهد ارزیابی شود.

او معتقد است حضور سردار آزمون می‌توانست نتیجه مسابقه نیوزیلند را تغییر دهد. این یک تحلیل فوتبالی است، اما قابل اثبات قطعی نیست. کادر فنی و بازیکنان می‌توانند با دلایل پزشکی، تاکتیکی یا آماری به آن پاسخ دهند. مسئله اصلی این است که پاسخ باید در همان چارچوب فوتبال باقی بماند.

تبدیل اسطوره‌ها به چهره‌هایی که نباید نقد شوند، همان‌قدر زیان‌بار است که بی‌احترامی به سابقه آنها. فوتبال حرفه‌ای نه با تقدس‌سازی پیش می‌رود و نه با تخریب شخصیت؛ بلکه به اختلاف نظر مستند نیاز دارد.

حاشیه‌ای که پرسش‌های اصلی را کنار زد

اکنون بخش بزرگی از فضای رسانه‌ای به این اختصاص یافته که چه کسی به علی دایی بی‌احترامی کرده، بیرانوند چرا استوری گذاشته و حامد لک با چه لحنی جواب داده است. در این میان پرسش‌های اصلی تیم ملی بار دیگر به حاشیه رفته‌اند.

چرا ایران از گروه خود صعود نکرد؟ مسئولیت سه تساوی و نرسیدن به هدف اعلام‌شده میان کادر فنی و بازیکنان چگونه تقسیم می‌شود؟ چرا تغییر نسل رخ نداد؟ بیرانوند در گل‌های خورده چه سهمی داشت؟ تیم ملی برای جام ملت‌های آسیا چه برنامه‌ای دارد؟

استوری‌های بیرانوند پاسخی به این پرسش‌ها ندادند و نوشته لک نیز جز اشاره کلی به دو مسابقه، اطلاعات فنی تازه‌ای ارائه نکرد. نتیجه، ادامه الگویی آشنا در فوتبال ایران است: نقد با حمله شخصی پاسخ داده می‌شود، واکنش تازه‌ای شکل می‌گیرد و اصل موضوع زیر انبوه حاشیه‌ها دفن می‌شود.

حامد لک در یک نکته حق دارد؛ علی دایی و کریم باقری حق دارند درباره تیم ملی حرف بزنند. بیرانوند نیز حق پاسخ دارد، اما نه با جایگزین‌کردن سنجش وطن‌دوستی به‌جای بحث فنی. لک هم می‌تواند از مربی سابقش دفاع کند، اما ادعای امتیازگیری بدون سند و کنایه به گذشته یک بازیکن، کمکی به حرفه‌ای‌شدن گفت‌وگو نمی‌کند.

در نهایت، پرونده جام جهانی با استوری و پاسخ استوری بسته نمی‌شود. پاسخ واقعی باید در گزارش فنی فدراسیون، پذیرش مسئولیت، تحلیل مستند عملکرد بازیکنان و برنامه روشن تیم ملی برای آینده جست‌وجو شود.

 
 
 

سه برد، ۹ شکست و رتبه چهاردهم؛ این خلاصه عملکرد تیم ملی والیبال ایران در لیگ ملت‌های ۲۰۲۶ است. اما شاید این آمار، تلخ‌ترین بخش ماجرا نباشد. شکست واقعی زمانی رقم خورد که بعد از آخرین باخت مقابل ترکیه، بازیکنان ترجیح دادند سکوت کنند؛ بدون یک توضیح، بدون یک عذرخواهی و بدون آنکه خود را در برابر مردمی که ماه‌ها از این تیم حمایت کردند، مسئول بدانند. شکست، بخشی از ورزش است. هیچ تیمی محکوم به پیروزی نیست. اما بازیکنان به اصطلاح حرفه‌ای حق ندارند روحیه جنگندگی را از یاد ببرند و بعد از ناکامی نیز از پاسخ‌گویی فرار کنند. پیراهن تیم ملی، تنها یک لباس ورزشی نیست که چند هفته بر تن بازیکنان باشد و بعد در کمدها بماند؛ این پیراهن، اعتبار والیبال ایران و امانتی از مردم است. هواداران از بازیکنان انتظار معجزه نداشتند؛ انتظار داشتند تیمی را ببینند که تا آخرین توپ بجنگد، نه تیمی که در بسیاری از مسابقات، عطش پیروزی در آن دیده نشود. انتظار داشتند بعد از پایان مسابقات، بازیکنان شجاعت ایستادن مقابل دوربین‌ها و پذیرفتن مسئولیت عملکردشان را داشته باشند، نه اینکه سکوت را به گفت‌وگو با افکار عمومی ترجیح دهند. شاید وقت آن رسیده باشد که معیار حضور در تیم ملی فقط توانایی فنی نباشد. بازیکن تیم ملی باید بداند این پیراهن، غیرت، مسئولیت و پاسخ‌گویی می‌خواهد. هر کسی که حاضر نیست بار این مسئولیت را به دوش بکشد، نباید انتظار داشته باشد که هواداران نیز همچنان با همان اعتماد گذشته از او حمایت کنند. تیم ملی، بیش از ستاره، به بازیکنانی نیاز دارد که ارزش این پیراهن را بفهمند؛ چه در روزهای پیروزی و چه در روزهایی که باید مقابل مردم بایستند و مسئولیت شکست را بپذیرند. چیزی که مسلم است، این است که فدراسیون و کادر فنی تمام توان و انرژِی خود را برای رسیدن به موفقیت استفاده کردند، اما از آنجایی که در زمین مسابقه همه چیز دست بازیکنان است، شرایط به گونه ای رقم خورد که توقعات برآورده نشد. ای کاش بازیکنان بیشتر از اینکه از پاسخگویی به مردم ترس داشته باشند، از عملکرد ضعیف خود و نتایجی که کسب کرده‌اند خجالت بکشند!
 

Worked for 2m 45s
 

سه برد، ۹ شکست و رتبه چهاردهم؛ مسئول ناکامی والیبال ایران فقط بازیکنان‌اند؟

تیم ملی والیبال ایران مرحله مقدماتی لیگ ملت‌های ۲۰۲۶ را با سه پیروزی، ۹ شکست و تنها ۱۱ امتیاز در جایگاه چهاردهم به پایان رساند. شکست سه بر یک مقابل ترکیه، آن هم پس از پیروزی مقتدرانه در ست نخست، بار دیگر ضعف تیم در حفظ تمرکز و مقاومت زیر فشار را آشکار کرد؛ اما تقلیل تمام ناکامی‌ها به کم‌کاری بازیکنان، همان‌قدر غیرمنصفانه است که نادیده‌گرفتن مسئولیت آنان در زمین مسابقه.

پرونده تیم ملی والیبال ایران در لیگ ملت‌های ۲۰۲۶ با آماری بسته شد که فاصله محسوسی با انتظارات هواداران داشت. ایران از ۱۲ مسابقه فقط سه برد به دست آورد، ۹ بار شکست خورد، ۱۸ ست برد و ۳۰ ست را واگذار کرد. نسبت امتیازات کسب‌شده و ازدست‌رفته تیم نیز به ۰.۹۴۴ رسید؛ آماری که نشان می‌دهد ایران نه‌تنها در نتیجه مسابقات، بلکه در مجموع رالی‌های تورنمنت نیز از حریفان عقب‌تر بوده است. 

سه پیروزی ایران برابر آرژانتین، کوبا و آلمان رقم خورد. برد مقابل آلمان در هفته سوم، تیم را موقتاً از منطقه خطر پایین جدول دور کرد، اما شکست‌های بعدی برابر اسلوونی و ترکیه اجازه نداد شاگردان روبرتو پیاتزا جایگاه خود را بهبود دهند. 

فروپاشی مقابل ترکیه پس از یک شروع امیدوارکننده

بازی پایانی برابر ترکیه خلاصه‌ای از مشکلات ایران در کل لیگ ملت‌های والیبال ۲۰۲۶ بود. ملی‌پوشان ست نخست را با نتیجه قاطع ۲۵ بر ۱۷ بردند و نمایش امیدوارکننده‌ای داشتند، اما در سه ست بعدی با امتیازهای ۲۵ بر ۲۲، ۲۵ بر ۱۶ و ۲۵ بر ۱۹ شکست خوردند.

ایران پس از واگذاری ست دوم، نتوانست جریان مسابقه را دوباره کنترل کند. فاصله امتیازی ایجادشده در ست‌های سوم و چهارم نشان می‌داد مسئله فقط چند اشتباه فردی یا بدشانسی در امتیازهای پایانی نیست؛ ساختار ذهنی و فنی تیم پس از تغییر روند مسابقه از هم پاشید. ترکیه با همین پیروزی برای نخستین بار به مرحله نهایی لیگ ملت‌ها صعود کرد، در حالی که ایران با رکورد سه برد و ۹ شکست در رتبه چهاردهم باقی ماند. علی حق‌پرست با ۲۰ امتیاز، بهترین بازیکن ایران در این مسابقه بود. 

روبرتو پیاتزا نیز پس از مسابقه تلاش نکرد این ضعف را پنهان کند. او گفت تیمش مسابقه را خوب آغاز کرد، اما بعد از ازدست‌دادن چند توپ ساده شروع به تسلیم‌شدن کرد. سرمربی ایتالیایی صریحاً پرسید «میل و اشتیاق برای پیشرفت کجاست؟» و هشدار داد اگر دلیل این رفتار شناخته و اصلاح نشود، تیم آینده‌ای نخواهد داشت. 

این اظهارات نشان می‌دهد انتقاد از روحیه جنگندگی بازیکنان فقط برداشت رسانه‌ها یا هواداران نیست؛ سرمربی تیم نیز از تسلیم‌شدن زودهنگام شاگردانش ناراضی بوده است.

آیا بازیکنان پس از شکست سکوت کردند؟

انتقاد از پاسخ‌گو نبودن بازیکنان قابل درک است، اما ادعای «سکوت کامل» آنها با اطلاعات رسمی منتشرشده تطابق ندارد. فدراسیون والیبال پس از دیدار ایران و ترکیه، مصاحبه روبرتو پیاتزا و گفت‌وگوی سیدعیسی ناصری، مدافع میانی تیم ملی، با والیبال ورلد را منتشر کرد. بنابراین دست‌کم یک بازیکن بعد از مسابقه مقابل دوربین قرار گرفته است. 

با این حال، انتشار یک گفت‌وگوی کوتاه را نیز نمی‌توان پاسخ‌گویی جامع تیم ملی دانست. پس از تورنمنتی با ۹ شکست، انتظار می‌رود بازیکنان اصلی، اعضای باتجربه تیم، کادر فنی و مدیران فدراسیون در فضایی شفاف درباره عملکرد خود صحبت کنند.

پاسخ‌گویی فقط گفتن جمله‌هایی مانند «شرمنده مردم هستیم» یا «تمام تلاشمان را کردیم» نیست. بازیکن حرفه‌ای باید بتواند توضیح دهد چرا تیم پس از بردن ست نخست مقابل ترکیه از نظر ذهنی افت کرد، چرا در برخی مسابقات برتری‌هایش را از دست داد و برای جلوگیری از تکرار این اتفاق چه تغییری ضروری است.

جنگندگی را نباید فقط با واژه «غیرت» سنجید

هواداران حق دارند از بازیکنان تیم ملی تلاش تا آخرین توپ را مطالبه کنند. با این حال، تحلیل عملکرد یک تیم حرفه‌ای نباید فقط به واژه‌هایی مانند غیرت، تعصب یا خجالت محدود شود.

آنچه در ظاهر به‌عنوان بی‌انگیزگی دیده می‌شود، ممکن است نتیجه ضعف در دریافت، افت کیفیت پاس، ناتوانی در مدیریت سرویس حریف، تصمیم‌های اشتباه در حمله، آماده‌سازی ذهنی ناکافی یا تعویض‌های کم‌اثر باشد. از بازیکنان باید درباره اشتباهاتشان سؤال شود، اما پاسخ فنی نیز باید بر پایه داده و تصاویر مسابقه باشد.

تیم ایران در هفته سوم لیگ ملت‌ها با میانگین سنی ۲۳.۲ سال، دومین تیم جوان مسابقات بود. جوان‌گرایی می‌تواند بخشی از نوسان‌ها و اشتباهات را توضیح دهد، اما مجوزی برای پذیرفتن ۹ شکست نیست. تیم جوان باید در طول رقابت پیشرفت کند؛ در حالی که ایران در آخرین مسابقه، پس از یک ست درخشان، دوباره همان مشکل قدیمی ازدست‌دادن کنترل بازی را تکرار کرد. 

فدراسیون و کادر فنی از مسئولیت مبرا نیستند

این گزاره که «در زمین همه‌چیز دست بازیکنان است» تنها بخشی از واقعیت را بیان می‌کند. بازیکنان توپ می‌زنند و اشتباه نهایی به نام آنها ثبت می‌شود، اما انتخاب نفرات، طراحی تمرین، آماده‌سازی روانی، ترکیب اولیه، زمان تعویض‌ها و مدیریت شرایط بحرانی بر عهده کادر فنی است.

فدراسیون والیبال اعلام کرده کاروان ایران پیش از بازگشت به تهران ۵۸ روز در سفر بوده و علاوه بر حضور در سه هفته لیگ ملت‌ها، اردوهایی در برزیلیا، بلگراد و کلادوو برگزار کرده است. این برنامه نشان‌دهنده صرف زمان و منابع قابل توجه است، اما طولانی‌بودن اردو به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که بهترین شیوه آماده‌سازی انتخاب شده است. 

اگر تیم پس از بیش از هشت هفته حضور مستمر در اردو و مسابقه هنوز از نظر ذهنی با ازدست‌دادن یک رالی فرو می‌ریزد، کادر فنی نیز باید درباره کیفیت آماده‌سازی روانی و مدیریت مسابقه توضیح دهد. اگر برخی بازیکنان میل کافی برای رقابت نداشته‌اند، پرسش بعدی این است که چرا در ترکیب باقی ماندند و چه سازوکاری برای ارزیابی انگیزه و آمادگی آنها وجود داشت؟

روبرتو پیاتزا با انتقاد آشکار از شاگردانش بخشی از مشکل را به‌درستی بیان کرد، اما او نیز باید راه‌حل ارائه دهد. تشخیص اینکه تیم زود تسلیم می‌شود نقطه شروع است، نه پایان ارزیابی.

تیم ملی به گزارش فنی نیاز دارد، نه مقصریابی

فدراسیون والیبال باید پس از پایان لیگ ملت‌های ۲۰۲۶ گزارشی روشن از عملکرد تیم منتشر کند. این گزارش باید مشخص کند اهداف پیش از مسابقات چه بوده، کدام اهداف محقق نشده، سهم مشکلات فنی و ذهنی چقدر بوده و چه بازیکنانی در برنامه آینده قرار دارند.

عملکرد بازیکنان نیز باید بر اساس شاخص‌های مشخص ارزیابی شود: کیفیت دریافت، بازده حمله، سرویس، دفاع روی تور، توپ‌گیری و تعداد اشتباهات مستقیم. در چنین چارچوبی، دیگر نیازی نیست همه‌چیز با عبارات کلی مانند «کمبود غیرت» یا «انجام تمام تلاش ممکن» توضیح داده شود.

پیراهن تیم ملی بدون تردید مسئولیت دارد. بازیکنی که آن را می‌پوشد باید در روز شکست نیز پاسخ‌گو باشد و از مواجهه با مردم و رسانه‌ها فرار نکند. اما این مسئولیت فقط بر دوش بازیکنان نیست. مدیر فدراسیون، سرمربی، مربیان و مسئولان آماده‌سازی نیز در برابر نتایج پاسخ‌گو هستند.

شکست واقعی والیبال ایران چه بود؟

سه برد و ۹ شکست یک نتیجه ضعیف است، اما تلخ‌ترین بخش ماجرا شاید خود رتبه چهاردهم نباشد. نگرانی اصلی تکرار الگویی است که سرمربی نیز به آن اعتراف کرده: تیم ایران پس از چند اشتباه، اعتمادبه‌نفس و میل ادامه مبارزه را از دست می‌دهد.

این مشکل با عذرخواهی نمایشی، حمله به بازیکنان یا حمایت بی‌قیدوشرط از فدراسیون برطرف نمی‌شود. بازیکنان باید سهم خود را بپذیرند، کادر فنی باید درباره تصمیم‌هایش توضیح دهد و فدراسیون باید نشان دهد برنامه‌ای واقعی برای مسابقات قهرمانی آسیا و انتخابی المپیک دارد.

والیبال ایران بیش از مقصر به راه‌حل نیاز دارد. مسئولیت‌پذیری از بازیکن آغاز می‌شود، اما پشت خط زمین تمام نمی‌شود.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط