ادعای جنجالی تاجرنیا: ۳۰ میلیون دلار به استقلال بدهید، بخش بزرگی از مشکلات حل میشود!
نشست کارگروه ورزش حزب مؤتلفه اسلامی این هفته با محوریت وضعیت فوتبال ایران و عملکرد باشگاه استقلال برگزار شد. علی تاجرنیا، سرپرست مدیرعاملی استقلال و حسن روشن، مهاجم سابق تیم ملی و یکی از پیشکسوتان شناختهشده آبیپوشان، مهمانان اصلی این جلسه بودند.
در ابتدای نشست، محمدرضا تهرانی، رئیس کارگروه ورزش، درباره قهرمانی اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ و عملکرد تیم ملی ایران صحبت کرد. اسپانیا در فینال با شکست یک بر صفر آرژانتین پس از وقتهای اضافه، برای دومین بار قهرمان جهان شد. ایران نیز پس از پایان مرحله گروهی نتوانست به جمع ۳۲ تیم مرحله حذفی برسد.
با این حال، مهمترین بخش نشست به صحبتهای تاجرنیا درباره اقتصاد فوتبال، مشکلات استقلال، حق پخش تلویزیونی، تبلیغات محیطی، قرارداد بازیکنان و نقش ایجنتها اختصاص داشت؛ صحبتهایی که نشان میدهد مدیر آبیها ریشه بخش بزرگی از مشکلات باشگاه را نه در داخل استقلال، بلکه در ساختار حاکم بر فوتبال ایران میبیند.
عدد ۱۶۰ میلیون دلاری تاجرنیا از کجا آمد؟
تاجرنیا در این نشست اعلام کرد برآورد مدیران استقلال این است که ارزش تبلیغات سالانه فوتبال ایران به حدود ۱۶۰ میلیون دلار میرسد. او گفت اگر ۳۰ میلیون دلار از این ظرفیت درآمدی در اختیار استقلال قرار بگیرد، بخش اعظم مشکلات مالی باشگاه حل خواهد شد.
این عدد از آن جهت جلب توجه میکند که باشگاههای بزرگ ایران سالهاست با بدهی، پروندههای حقوقی، قراردادهای سنگین و کمبود منابع نقدی دستوپنجه نرم میکنند. استقلال با وجود برخورداری از میلیونها هوادار و مخاطبان فراوان تلویزیونی، هنوز نمیتواند سهمی متناسب با میزان محبوبیت خود از اقتصاد پخش مسابقات و تبلیغات به دست آورد.
با این حال، باید میان یک «برآورد مدیریتی» و درآمد قطعی قابل وصول تفاوت گذاشت. در متن منتشرشده از سخنان تاجرنیا، جزئیات محاسبه رقم ۱۶۰ میلیون دلار، قراردادهای مورد استناد یا گزارش حسابرسی مستقلی ارائه نشده است. بنابراین این رقم فعلاً ادعای مدیر استقلال درباره ظرفیت بازار تبلیغات است و نه عددی که بهطور مستقل و رسمی تأیید شده باشد.
سؤال مهم دیگر این است که در صورت پذیرش این برآورد، سهم ۳۰ میلیون دلاری استقلال بر چه مبنایی تعیین میشود؛ تعداد هواداران، میزان بیننده تلویزیونی، جایگاه باشگاه، تعداد مسابقات پخششده یا درآمد واقعی ایجادشده از تبلیغات؟
بدون طراحی یک مدل شفاف، درخواست سهم بیشتر از درآمدها میتواند به اختلاف تازهای میان استقلال، پرسپولیس، سازمان لیگ، صداوسیما و سایر باشگاهها تبدیل شود.
حق پخش؛ درآمدی که هنوز به باشگاهها نمیرسد
یکی از اصلیترین اعتراضهای تاجرنیا، بلاتکلیفی حق پخش تلویزیونی بود. او تأکید کرد از باشگاهها انتظار خودکفایی و درآمدزایی وجود دارد، اما مسیرهای اصلی کسب درآمد در اختیار آنها قرار نمیگیرد. به گفته او، وضعیت حق پخش همچنان مبهم است و سهم قابل توجهی نیز از تبلیغات به تیمها پرداخت نمیشود.
بحث حق پخش موضوع جدیدی در فوتبال ایران نیست. مدیران استقلال در دورههای مختلف گفتهاند مسابقات این تیم برای رسانهها مخاطب و درآمد تبلیغاتی ایجاد میکند، اما باشگاه سهم متناسبی از محتوایی که تولید کرده دریافت نمیکند. در مقابل، اختلاف درباره مالکیت تصاویر، هزینه تولید و پخش مسابقات و نحوه تقسیم درآمد، مانع رسیدن به یک سازوکار پایدار شده است.
این وضعیت یک تناقض ساختاری ایجاد کرده است. باشگاه باید قرارداد بازیکن و مربی را پرداخت کند، ورزشگاه و اردو فراهم کند و بدهیهای داخلی و خارجی را تسویه کند؛ اما یکی از مهمترین منابع درآمدی فوتبال حرفهای همچنان برایش قابل دسترس نیست.
در چنین شرایطی، مدیران به شرکتهای مالک، اسپانسرهای محدود، پیشفروش درآمدهای آینده یا منابع خارج از اقتصاد طبیعی فوتبال وابسته میشوند. نتیجه نیز قراردادهای انباشته، بدهیهای انتقالیافته از یک مدیریت به مدیریت بعدی و کاهش امکان برنامهریزی بلندمدت است.
تاجرنیا منتقد است یا باید پاسخگو باشد؟
یکی از حاضران در جلسه از تاجرنیا پرسید چرا او بهعنوان یکی از مدیران فعلی فوتبال، به جای پاسخدادن درباره مشکلات، در جایگاه منتقد قرار گرفته است.
سرپرست مدیرعاملی استقلال پاسخ داد که درباره اتفاقات داخلی باشگاه مسئول و پاسخگوست، اما استقلال نیز از تصمیمهایی تأثیر میپذیرد که خارج از باشگاه گرفته میشوند. او از نبود ثبات مدیریتی، تصمیمگیری بدون مشورت با باشگاهها، افزایش قراردادها، بازیکنسالاری، رسانهزدگی، شیوه بلیتفروشی و رعایتنشدن حقوق باشگاهها انتقاد کرد.
این توضیح بخشی از واقعیت را بیان میکند. هیچ مدیر باشگاهی نمیتواند به تنهایی مسئله حق پخش یا ساختار تبلیغات محیطی فوتبال ایران را حل کند. استقلال نیز در تصمیمگیریهای فدراسیون، سازمان لیگ یا صداوسیما اختیار کامل ندارد.
اما این محدودیتها مسئولیت مدیریت باشگاه را از بین نمیبرد. هواداران حق دارند بدانند استقلال با منابع موجود چگونه قرارداد میبندد، چه سازوکاری برای کنترل هزینهها دارد، بازیکنان با نظر چه افرادی جذب میشوند و چرا برخی تصمیمها به ایجاد تعهدات سنگین مالی منجر میشود.
نقد ساختار زمانی اثرگذارتر خواهد بود که باشگاه همزمان صورتهای مالی، معیار انتخاب بازیکن، نحوه پرداخت قراردادها و برنامه درآمدزایی خود را شفاف کند. در غیر این صورت، ممکن است اعتراض به ساختار به پوششی برای توجیه ضعفهای مدیریتی تبدیل شود.
دفاع تاجرنیا از ایجنتها؛ دلالی کجا به فساد تبدیل میشود؟
تاجرنیا در بخش دیگری از سخنانش میان ایجنت رسمی و فعالیت دلالی غیرشفاف تفاوت گذاشت. او گفت نقش ایجنتها در ساختار بینالمللی فوتبال پذیرفته شده و آنها مانند واسطههای قانونی معاملات، در برابر ارائه خدمات درصد مشخصی دریافت میکنند. از نگاه او، فساد زمانی شکل میگیرد که نقش واسطهها انکار شود و پرداختهای رسمی جای خود را به بدهبستانهای پنهانی بدهد.
اصل این تفکیک منطقی است. حضور ایجنت رسمی به خودی خود نشانه فساد نیست. مسئله اصلی زمانی به وجود میآید که ارتباط میان مدیر، مربی، بازیکن و واسطه شفاف نباشد، مبلغ کمیسیون اعلام نشود یا جذب بازیکن بیش از نیاز فنی تیم، تحت تأثیر روابط غیرحرفهای انجام گیرد.
تاجرنیا همچنین از قراردادهای نجومی، دوقراردادیشدن بازیکنان و جذب نفرات داخلی و خارجی بدون نظر کارشناسی انتقاد کرد. همین اظهارات سطح انتظار از مدیریت استقلال را بالا میبرد؛ زیرا اکنون باشگاه باید نشان دهد قراردادهای خودش با چه نظارت و سازوکاری منعقد میشوند.
تاجرنیا: برنامهای برای مدیرعاملشدن نداشتم
سرپرست مدیرعاملی استقلال در پایان گفت از ابتدا برنامهای برای حضور در این سمت نداشته و حتی تلاش کرده فرد دیگری مسئولیت را قبول کند، اما مدیریت هلدینگ خلیج فارس با گزینه جایگزین موافقت نکرده است. او تأکید کرد تا زمانی که در باشگاه حضور دارد، برای پیشبرد اهداف استقلال تلاش خواهد کرد.
تاجرنیا پس از پذیرش استعفای مدیرعامل قبلی، مسئولیت سرپرستی مدیرعاملی استقلال را بر عهده گرفت. او همزمان یکی از چهرههای اصلی تصمیمگیری در ساختار مدیریتی باشگاه محسوب میشود و پیشتر نیز گفته بود تمایلی به ادامه دائمی در جایگاه مدیرعامل ندارد.
طولانیشدن وضعیت سرپرستی، خود یکی از نشانههای همان بیثباتی مدیریتی است که تاجرنیا از آن انتقاد میکند. باشگاهی در اندازه استقلال برای برنامهریزی چندساله به مدیرعامل دارای اختیارات روشن، هیئتمدیره پاسخگو و تقسیم وظایف مشخص نیاز دارد.
حمله حسن روشن به کیروش و مربیان خارجی
حسن روشن نیز در این نشست از روند استفاده فوتبال ایران از مربیان خارجی انتقاد کرد. او گفت تنها تعداد محدودی از مربیان خارجی به دلیل انضباط و شهامت جوانگرایی مفید بودهاند و بسیاری دیگر با دریافت مبالغ بالا، دستاورد قابل توجهی برای فوتبال ایران نداشتهاند.
پیشکسوت استقلال بار دیگر موضع قدیمی خود علیه کارلوس کیروش را تکرار کرد و گفت سالها با حضور او در تیم ملی مخالفت کرده است. روشن همچنین معتقد بود ایران باید مدتها پیش از جام جهانی برای جوانسازی اقدام میکرد و تیم ملی با توجه به ترکیب گروه خود باید به مرحله بعد صعود میکرد.
قضاوت روشن درباره «بینتیجهبودن» دوران کیروش یک دیدگاه شخصی و قابل مناقشه است. کیروش نتوانست ایران را از مرحله گروهی جام جهانی عبور دهد، اما تیم ملی را در سه دوره جام جهانی هدایت کرد و در بخشی از دوره حضورش ثبات نتیجهگیری و ساختار دفاعی مشخصی داشت. بنابراین ارزیابی آن دوران باید با بررسی تمام نتایج و شرایط انجام شود، نه فقط بر اساس موافقت یا مخالفت شخصی.
نسخه حسن روشن برای استقلال؛ کمیته فنی و پایان بازیکنسالاری
روشن تأکید کرد استقلال باید کمیته فنی واقعی داشته باشد و نباید یک نفر بهتنهایی درباره همه مسائل تصمیم بگیرد. او همچنین از ارقام بالای قراردادها، کاهش تعصب باشگاهی و نفوذ دلالها انتقاد کرد و گفت بازیکنان باید حضور در استقلال را افتخار بدانند، نه اینکه برای ماندن در باشگاه رقمهای غیرمنطقی مطالبه کنند.
تشکیل کمیته فنی از مطالبات قدیمی روشن بوده است. او پیشتر نیز گفته بود سالها خواهان ایجاد چنین ساختاری در استقلال بوده، اما کمیتههای تشکیلشده معمولاً دوام یا اختیار کافی نداشتهاند.
چالش اصلی این است که کمیته فنی نباید به مجموعهای تشریفاتی از پیشکسوتان تبدیل شود. اعضا باید تخصص مشخص داشته باشند، گزارش مکتوب ارائه کنند، حدود اختیاراتشان روشن باشد و میان نظارت فنی و دخالت روزانه در کار سرمربی مرز مشخصی وجود داشته باشد.
استقلال پول میخواهد؛ اما قبل از آن شفافیت لازم است
نشست تاجرنیا و حسن روشن یک نقطه مشترک روشن داشت: فوتبال ایران و استقلال با مشکلات ساختاری جدی روبهرو هستند. حق پخش حل نشده، درآمد تبلیغاتی شفاف نیست، قراردادها افزایش پیدا کردهاند و تغییر مداوم مدیران امکان برنامهریزی بلندمدت را کاهش داده است.
اما راهحل نمیتواند فقط درخواست پول بیشتر باشد. استقلال باید برای سهم عادلانه خود از حق پخش و تبلیغات مبارزه کند، ولی همزمان موظف است نحوه خرجکردن همین درآمدها را نیز شفاف سازد.
ادعای تاجرنیا درباره ظرفیت ۱۶۰ میلیون دلاری تبلیغات، در صورت ارائه مستندات میتواند آغاز یک مطالبه اقتصادی مهم باشد. باشگاه باید توضیح دهد این عدد چگونه محاسبه شده، سهم پیشنهادی استقلال بر چه مبنایی تعیین شده و درآمد احتمالی در چه بخشهایی هزینه خواهد شد.
استقلال باشگاه بزرگی است و طبیعتاً باید از اقتصاد گستردهتری برخوردار باشد؛ اما بزرگی فقط در میزان درآمد خلاصه نمیشود. مدیریت حرفهای، ثبات، پاسخگویی، کنترل هزینه و انتشار اطلاعات مالی نیز بخشهایی از همان بزرگی هستند.
تاجرنیا میگوید با ۳۰ میلیون دلار بخش عمده مشکلات استقلال حل میشود؛ هواداران اکنون حق دارند بپرسند این پول چگونه به دست میآید و پس از ورود به باشگاه، دقیقاً کجا هزینه خواهد شد؟