جنگ ۸۵ میلیاردی در پرسپولیس؛ پورعلیگنجی میماند یا تارتار کوتاه میآید؟
مهدی تارتار پنجم تیر ۱۴۰۵ رسماً بهعنوان سرمربی پرسپولیس معرفی شد و سه روز بعد همراه با اعضای کادر فنی جدید در تمرین سرخپوشان حضور یافت. گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که او در آغاز کار خود نام چند بازیکن باتجربه از جمله امید عالیشاه، میلاد سرلک و مرتضی پورعلیگنجی را در فهرست نفرات موردنیاز فصل آینده قرار نداد.
عالیشاه و سرلک پس از مذاکره با باشگاه بهصورت توافقی جدا شدند؛ موضوعی که باشگاه و خبرگزاریهای رسمی نیز آن را تأیید کردند. با این حال، ادعای پرداخت حدود ۳۵ درصد از قرارداد فصل آینده به این دو بازیکن تنها در گزارشهای رسانهای مطرح شده و رقم دقیق آن از سوی باشگاه پرسپولیس اعلام نشده است.
پرونده پورعلیگنجی اما به همین سادگی بسته نشد.
قرارداد ۸۵ میلیاردی؛ گره اصلی جدایی پورعلیگنجی
براساس چند گزارش نقلوانتقالاتی، پورعلیگنجی یک فصل دیگر با پرسپولیس قرارداد دارد و ارزش قرارداد باقیمانده او حدود ۸۴ تا ۸۵ میلیارد تومان برآورد میشود. گفته شده این مدافع حاضر نیست برای فسخ توافقی از بخش قابلتوجهی از مبلغ خود چشمپوشی کند و خواستار دریافت تمام رقم قرارداد است. این اعداد تاکنون در اطلاعیه رسمی باشگاه یا سند عمومی قرارداد تأیید نشدهاند و باید آنها را ارقام رسانهای دانست.
صفحه رسمی فهرست بازیکنان پرسپولیس نیز در زمان بررسی همچنان نام پورعلیگنجی را میان بازیکنان تیم نشان میداد. این موضوع بیش از هر چیز تأیید میکند که رابطه قراردادی طرفین هنوز بهصورت رسمی پایان نیافته است؛ هرچند قرارداشتن نام بازیکن در سایت باشگاه الزاماً به معنای بازگشت او به برنامه فنی تارتار نیست.
بنابراین مسئله فعلی «تمدید قرارداد» نیست. پورعلیگنجی از قبل قرارداد دارد و اختلاف بر سر اجرای فصل باقیمانده یا نحوه پایان زودهنگام آن است. استفاده از عبارت فشار برای تمدید، با وضعیت گزارششده تطابق ندارد؛ بحث اصلی فشار احتمالی برای بازگشت بازیکن به تمرینات و ادامه همکاری است.
چرا پورعلیگنجی حاضر به فسخ نیست؟
از نگاه بازیکن، قرارداد تعهدی دوطرفه است. باشگاه در زمان امضا، مبلغ و مدت آن را پذیرفته و تصمیم جدید سرمربی بهتنهایی قرارداد را از بین نمیبرد. اگر بازیکن پیشنهاد مالی یا ورزشی مناسبی نداشته باشد، طبیعی است که نخواهد بدون دریافت مطالبات خود از یک قرارداد بزرگ خارج شود.
از سوی دیگر، پورعلیگنجی ممکن است تصور کند با حضور در تمرینات و رقابت برای جایگاه خود میتواند نظر تارتار را تغییر دهد. او تجربه حضور در تیم ملی، جام جهانی و فوتبال خارج از ایران را دارد و شاید کنارگذاشتهشدن قطعی خود را از نظر فنی نپذیرد.
باشگاه اما از زاویه متفاوتی به پرونده نگاه میکند. پرداخت کامل قرارداد به بازیکنی که قرار نیست در تیم حضور داشته باشد، عملاً به معنای صرف دهها میلیارد تومان بدون دریافت خدمات فنی است. اگر همین مبلغ برای جذب جانشین نیز هزینه شود، تصمیم تغییر خط دفاع بار مالی بسیار سنگینی به پرسپولیس تحمیل خواهد کرد.
آیا تارتار تحت فشار قرار گرفته است؟
همشهری در گزارشی مدعی شد افراد مختلفی از داخل و خارج باشگاه از تارتار خواستهاند با بازگشت پورعلیگنجی موافقت کند و از محسن خلیلی نیز بهعنوان یکی از حامیان بازگشت این مدافع نام برد. همان گزارش از وجود جریانی مخالف جوانسازی سخن گفته است.
با این حال، تاکنون سندی عمومی درباره تشکیل یک «حلقه سازمانیافته» متشکل از عضو هیئتمدیره، ایجنتها و فعالان رسانهای منتشر نشده و افراد نامبرده نیز توضیح رسمی روشنی درباره این ادعاها ارائه نکردهاند. بنابراین نمیتوان فشار سازمانیافته یا منافع پشت پرده را بهعنوان واقعیتی اثباتشده مطرح کرد.
میان پیشنهاد کارشناسی برای حفظ یک مدافع باتجربه و اعمال فشار غیرحرفهای بر سرمربی تفاوت وجود دارد. اعضای باشگاه میتوانند درباره تصمیم فنی تارتار نظر متفاوتی داشته باشند، اما تصمیم نهایی درباره استفاده از بازیکن باید با مسئولیت سرمربی گرفته شود. در مقابل، تارتار نیز باید آماده باشد در صورت ناکامی مدافعان جدید، پاسخگوی کنارگذاشتن یک بازیکن باتجربه باشد.
محمدمهدی زارع؛ نشانه روشن تغییر نسل
باشگاه پرسپولیس ۲۵ تیر رسماً از جذب محمدمهدی زارع خبر داد. این مدافع ۲۳ ساله با قراردادی چهارساله از اخمت گروزنی روسیه به جمع سرخپوشان اضافه شده است. جذب زارع نشان میدهد ایده جوانسازی خط دفاع فقط یک شعار رسانهای نیست و باشگاه برای اجرای آن هزینه کرده است.
زارع میتواند جانشین بلندمدت یکی از مدافعان باتجربه باشد، اما حضور او بهتنهایی تمام نیازهای دفاعی پرسپولیس را برطرف نمیکند. سازگاری با فشار بازی در پرسپولیس، هماهنگی با سایر مدافعان و کیفیت عملکرد در مسابقات رسمی عواملی هستند که پس از آغاز فصل مشخص خواهند شد.
تارتار ظاهراً ترجیح میدهد در صورت اضافهشدن یک مدافع دیگر، سراغ بازیکنی جوان و قابلتوسعه برود. این سیاست از نظر کاهش میانگین سنی و ایجاد ارزش فروش آینده منطقی است، ولی کنارگذاشتن همزمان چند بازیکن باتجربه میتواند تعادل رختکن را نیز تغییر دهد.
نقش شکست مقابل چادرملو در تصمیم تارتار
پرسپولیس در دیدار پلیآف کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا ۲ با نتیجه دو بر یک مقابل چادرملو شکست خورد و فرصت حضور در رقابتهای قارهای را از دست داد. گل برتری چادرملو در دقیقه ۱۲۰+۳ به ثمر رسید.
پس از این بازی، عملکرد تعدادی از بازیکنان دفاعی از جمله پورعلیگنجی مورد انتقاد قرار گرفت. با این حال، نسبتدادن تمام حذف به یک بازیکن منصفانه نیست. شکست در مسابقهای ۱۲۰ دقیقهای محصول مجموعهای از تصمیمهای فنی، فرصتهای ازدسترفته، عملکرد گروهی و اشتباهات فردی است.
تارتار میتواند براساس ارزیابی تمام فصل تصمیم بگیرد که پورعلیگنجی در برنامهاش جای ندارد؛ اما استفاده از یک نمایش ضعیف بهعنوان تنها دلیل پایان همکاری، تحلیل کاملی ارائه نمیکند.
معامله با سپاهان؛ ابرقویی میرود، آریا یوسفی میآید؟
یکی دیگر از بخشهای پیچیده پرونده، احتمال انتقال حسین ابرقویی به سپاهان است. گزارش ورزش سه میگوید سپاهان برای موافقت با جدایی آریا یوسفی، انتقال همزمان ایگور سرگیف و حسین ابرقویی را درخواست کرده بود؛ پیشنهادی که با مخالفت پرسپولیس، بهخصوص درباره سرگیف، روبهرو شد.
این اطلاعات با روایت ساده «ابرقویی در برابر آریا یوسفی» تفاوت دارد. علاوه بر آن، هیچ اطلاعیه رسمی از سوی دو باشگاه درباره توافق نهایی منتشر نشده است. ادعای اینکه سپاهان اصولاً اجازه نمیدهد هیچ بازیکنی به پرسپولیس برود نیز با گزارش درخواست معاوضه آریا یوسفی سازگار نیست.
حتی اگر ابرقویی جدا شود، بازگشت خودکار پورعلیگنجی تضمینشده نیست. تارتار میتواند بهجای او مدافع جوان دیگری بخواهد یا با ترکیب زارع و سایر نفرات موجود فصل را آغاز کند.
پرسپولیس چه راههایی پیش رو دارد؟
نخستین راه، رسیدن به فسخ توافقی است؛ باشگاه بخشی از مبلغ قرارداد را میپردازد و بازیکن برای عقد قرارداد با تیمی دیگر آزاد میشود. این گزینه کمتنشترین مسیر است، اما به موافقت پورعلیگنجی بستگی دارد.
راه دوم، انتقال قرضی یا قطعی به باشگاهی دیگر است. ممکن است پرسپولیس بخشی از دستمزد بازیکن را تقبل کند تا اختلاف میان پیشنهاد باشگاه جدید و قرارداد فعلی پوشش داده شود.
راه سوم، حفظ بازیکن و فراهمکردن امکان تمرین و رقابت است. در این حالت تارتار مجبور نیست او را در ترکیب اصلی قرار دهد، اما باشگاه از پرداخت کامل پول به بازیکنی خارج از ساختار تیم جلوگیری میکند.
فسخ یکطرفه پرریسکترین مسیر است. مقررات نقلوانتقالات فیفا برای خاتمه قرارداد بدون دلیل موجه، موضوع جبران خسارت و تبعات قراردادی را پیشبینی کردهاند؛ هرچند رسیدگی دقیق به یک قرارداد داخلی به مفاد قرارداد و مقررات فدراسیون ایران نیز وابسته است.
تارتار کوتاه میآید یا پرسپولیس پول میدهد؟
جذب رسمی محمدمهدی زارع نشان میدهد تارتار در تصمیم خود برای جوانکردن خط دفاع جدی است. از سوی دیگر، قرارداد باقیمانده پورعلیگنجی باعث شده حذف نام او با یک نامه فنی امکانپذیر نباشد.
باشگاه باید میان اقتدار سرمربی و تعهد مالی خود تعادل برقرار کند. تحمیل بازیکن به تارتار میتواند از ابتدای فصل به اختلاف درون تیمی منجر شود؛ پرداخت ۸۵ میلیارد تومان برای جدایی نیز تصمیمی است که مدیران باید درباره منطق اقتصادی آن به هواداران توضیح بدهند.
در این میان، تبدیل اختلاف قراردادی به جنگ رسانهای علیه بازیکن یا سرمربی کمکی به پرسپولیس نمیکند. پورعلیگنجی برای مطالبه قراردادش حق حقوقی دارد و تارتار نیز برای انتخاب بازیکنان موردنظر خود مسئولیت فنی دارد. گره باید پای میز مذاکره باز شود، نه از طریق واسطهها و فشار رسانهای.
نتیجه فعلی روشن است: پورعلیگنجی هنوز بازیکن پرسپولیس است، اما در برنامه فنی سرمربی جایی ندارد. تا زمانی که یکی از طرفین از موضع مالی یا فنی خود عقبنشینی نکند، پرونده ۸۵ میلیارد تومانی سرخها باز خواهد ماند.