کد خبر: ۶۶۲۲۳۷

حمایت ملی چک سفیدامضا نبود؛ قلعه‌نویی چرا نقد را با بی‌وطنی اشتباه گرفت؟

قلعه نویی
تیم ملی ایران جام جهانی ۲۰۲۶ را بدون شکست به پایان رساند، اما از مرحله گروهی صعود نکرد. تساوی ۲ بر ۲ مقابل نیوزیلند، تساوی بدون گل برابر بلژیک و نتیجه یک بر یک مقابل مصر، سه امتیاز برای ایران به همراه داشت؛ امتیازهایی که در نهایت تیم ملی را در جایگاه نهم تیم‌های سوم و تنها یک رتبه پایین‌تر از آخرین تیم صعودکننده قرار داد.
۱۱:۰۹ - ۳۱ تير ۱۴۰۵
وانانیوز|

حذف ایران تا آخرین لحظه به نتیجه دیدار اتریش و الجزایر وابسته بود. گل دیرهنگام الجزایر برای چند ثانیه ایران را در مسیر صعود قرار داد، اما اتریش در آخرین حمله مسابقه بازی را ۳ بر ۳ کرد و هر دو تیم به مرحله حذفی رسیدند. این اتفاق تلخ و کم‌سابقه بود، اما تمام داستان حذف ایران نبود.

تیم ملی پیش از آن فرصت داشت سرنوشتش را خودش تعیین کند؛ مقابل نیوزیلندی که براساس گزارش آسوشیتدپرس ۶۵ رتبه پایین‌تر از ایران قرار داشت، دو بار عقب افتاد و به تساوی رسید. برابر بلژیک نیز از دقیقه ۶۶ با یک بازیکن بیشتر بازی کرد، اما نه‌تنها برنده نشد، بلکه در دقایق پایانی با درخشش علیرضا بیرانوند از شکست گریخت.

بنابراین می‌توان هم‌زمان دو واقعیت را پذیرفت: ایران با بدشانسی و یک نتیجه عجیب در گروهی دیگر حذف شد، اما پیش از آن فرصت‌های کافی برای بی‌نیاز شدن از نتایج سایر گروه‌ها را از دست داده بود.

مشکلات واقعی بودند؛ اما مسئولیت فنی را پاک نمی‌کنند

شرایط آماده‌سازی ایران عادی نبود. جنگ، مشکلات صدور ویزا، غیبت تعدادی از اعضای پشتیبانی و محدودیت‌های رفت‌وآمد، برنامه تیم ملی را مختل کرد. پس از بازی با نیوزیلند نیز تیم ایران مجبور شد برخلاف برنامه اولیه، چند ساعت بعد آمریکا را ترک کند و به پایگاهش در تیخوانا بازگردد؛ اتفاقی که کادر فنی آن را مخل ریکاوری بازیکنان دانست.

قلعه‌نویی همچنین گفته است پیش از آغاز جنگ، فدراسیون برای برگزاری مسابقات تدارکاتی با اسپانیا و پرتغال برنامه‌ریزی کرده بود؛ مسابقاتی که در نهایت برگزار نشدند.

نادیده گرفتن این مشکلات منصفانه نیست. اما تبدیل کردن آنها به سپری برای کنار گذاشتن تمام پرسش‌های فنی نیز منصفانه نخواهد بود. محدودیت‌های بیرونی توضیح می‌دهند چرا کار سخت‌تر شد؛ توضیح نمی‌دهند چرا ایران نتوانست از برتری عددی مقابل بلژیک استفاده کند یا چرا برابر ضعیف‌ترین تیم گروه دو بار گل خورد.

حمایت ملی، رأی اعتماد دائمی نبود

در بحبوحه جنگ و فشارهای سیاسی، بخشی از افکار عمومی و رسانه‌ها ترجیح دادند در زمان برگزاری مسابقات، انتقادهای خود را با ملاحظه بیشتری مطرح کنند. این رفتار را می‌توان نوعی تعلیق موقت نقد برای حفظ روحیه تیم و انسجام ملی دانست؛ نه رضایت کامل از عملکرد فنی.

مردم می‌توانند در روز مسابقه از تیم ملی حمایت کنند و پس از پایان رقابت‌ها درباره ترکیب، تاکتیک، جوان‌گرایی، تعویض‌ها و مدیریت کادر فنی سؤال داشته باشند. این دو رفتار متناقض نیستند.

اشتباه از جایی آغاز می‌شود که همراهی دوران مسابقات به رأی اعتماد همیشگی به سرمربی تعبیر شود. سرمایه عاطفی مردم متعلق به تیم ملی است، نه دارایی شخصی هیچ مربی یا مدیری. حمایت از پیراهن ایران نمی‌تواند به سند مصونیت کادر فنی از پاسخ‌گویی تبدیل شود.

فرصتی که در برنامه فوتبال برتر از دست رفت

حضور طولانی امیر قلعه‌نویی در برنامه محمدحسین میثاقی می‌توانست فرصتی برای بررسی صریح سه مسابقه ایران باشد: چرا مقابل نیوزیلند کنترل بازی از دست رفت؟ چرا تیم برابر بلژیک ۱۰ نفره خطر کافی ایجاد نکرد؟ سهم تصمیم‌های فنی در حذف چه بود؟ برنامه اصلاحی برای جام ملت‌های آسیا چیست؟

اما بخش قابل‌توجهی از گفت‌وگو به دفاع از کارنامه، مقایسه با دوره‌های گذشته و پاسخ به منتقدان اختصاص یافت. قلعه‌نویی گفت نقد را می‌پذیرد و از ادبیات محترمانه حمید استیلی مثال زد، اما هم‌زمان برخی منتقدان را با تعابیری مانند «لوده»، «بی‌وطن» و «ایران‌فروش» توصیف کرد.

این دو موضع به‌سختی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. نمی‌توان از مخالفان خواست مرز میان نقد و تخریب را رعایت کنند، اما خود بدون معرفی مصداق یا ارائه سند، منتقدان را به بی‌وطنی متهم کرد.

وجود نقدهای توهین‌آمیز یا مغرضانه قابل انکار نیست، اما نقد بد، حق نقد درست را از بین نمی‌برد. سرمربی تیم ملی می‌تواند به حملات شخصی پاسخ دهد؛ ولی تعمیم دادن رفتار چند نفر به مجموعه منتقدان، راه گفت‌وگوی حرفه‌ای را می‌بندد.

کارنامه‌ای که نه فاجعه است و نه فتح تاریخی

ایران در جام جهانی شکست نخورد و تنها با یک رتبه اختلاف از مرحله حذفی بازماند. این بخش مثبت کارنامه است. در مقابل، تیم ملی هیچ مسابقه‌ای را نبرد، برابر تیمی بسیار پایین‌تر از خود در رده‌بندی متوقف شد و از بیش از ۲۰ دقیقه برتری عددی مقابل بلژیک بهره نبرد.

پس نه می‌توان کارنامه را یک شکست مطلق معرفی کرد و نه می‌توان آن را در قامت دستاوردی بزرگ به جامعه عرضه کرد. دقیق‌ترین توصیف شاید این باشد: تیمی که در شرایطی دشوار جنگید، حذف دردناکی داشت، اما در لحظات تعیین‌کننده به اندازه کافی خوب نبود.

مقایسه ساده این دوره با دوران کارلوس کی‌روش نیز مشکل دارد. جام جهانی ۲۰۲۶ برای نخستین بار با ۴۸ تیم برگزار شد و ۳۲ تیم، شامل هشت تیم برتر رتبه سوم، صعود کردند. سهمیه مستقیم آسیا نیز به هشت تیم افزایش یافته بود. در دوره‌های پیشین، مسابقات با ۳۲ تیم و مسیر انتخابی متفاوت برگزار می‌شد.

مقایسه معتبر باید بر پایه کیفیت حریفان، امتیاز، تفاضل گل، موقعیت‌های ایجادشده، میانگین سن، میزان تغییر نسل و عملکرد در مسابقات رسمی انجام شود؛ نه صرفاً با این استدلال که یک مربی صعود کرده یا مربی دیگری نیز حذف شده است.

پاداش ۱۴۰ میلیاردی و پرسش‌های بی‌پاسخ

در برنامه فوتبال برتر، میثاقی رقم پاداش قلعه‌نویی را حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیارد تومان و پاداش بازیکنان را حدود هفت میلیارد تومان عنوان کرد. قلعه‌نویی اصل مقایسه را رد نکرد و پاسخ داد که در دوره کی‌روش نیز چنین تفاوتی وجود داشته است.

این پاسخ، پرسش اصلی را حل نمی‌کند. اینکه در گذشته نیز چنین سازوکاری وجود داشته، لزوماً منصفانه یا درست بودن آن را ثابت نمی‌کند. ضمن آنکه تاکنون سند مالی عمومی و حسابرسی‌شده‌ای درباره رقم دقیق، فرمول محاسبه، مبلغ پرداخت‌شده و تعهد باقی‌مانده منتشر نشده است.

بحث بر سر حق قانونی سرمربی برای دریافت مبلغ مندرج در قرارداد نیست. اگر پاداش در قراردادی معتبر تصویب شده باشد، مطالبه آن از نظر حقوقی قابل‌فهم است. پرسش عمومی درباره تناسب آن با پاداش بازیکنان، نحوه تصویب و شفافیت هزینه‌کرد منابع است.

مقایسه این رقم با دستمزد مربیان باشگاهی نیز کامل نیست. مربی باشگاهی در طول فصل ده‌ها مسابقه، تمرین روزانه، نقل‌وانتقالات و فشار مستمر دارد؛ سرمربی تیم ملی مسئولیتی متفاوت، با تعداد مسابقات کمتر اما حساسیت ملی بیشتر، بر عهده دارد. تفاوت دو شغل اجازه نمی‌دهد صرفاً با کنار هم گذاشتن عدد قراردادها، درباره منصفانه بودن آنها حکم صادر شود.

ایتالیا، توجیه مناسبی برای ایران نیست

اشاره به حذف یا غیبت تیم‌های بزرگی مانند ایتالیا نمی‌تواند پاسخ مناسبی به نقد عملکرد ایران باشد. هر تیم باید براساس ظرفیت، گروه، امکانات و فرصت‌های خودش ارزیابی شود.

اینکه کشوری پرافتخار نیز ممکن است ناکام بماند، مسئولیت تیم دیگری را کاهش نمی‌دهد. با چنین منطقی تقریباً هر نتیجه‌ای قابل توجیه خواهد بود. پرسش درباره ایران روشن است: آیا تیم ملی با امکانات و بازیکنان در اختیارش می‌توانست از این گروه صعود کند؟ پاسخ خود قلعه‌نویی مثبت است؛ او گفته تیمش حتی شایستگی رسیدن به مرحله یک‌هشتم نهایی را داشته است.

وقتی سرمربی ظرفیت تیم را تا این اندازه بالا ارزیابی می‌کند، طبیعی است که درباره دلایل محقق نشدن آن نیز پاسخ‌گو باشد.

مسئله اصلی؛ شیوه مواجهه با نقد

دفاع مربی از عملکردش طبیعی است. هیچ سرمربی‌ای موظف نیست تمام انتقادها را بپذیرد یا ارزیابی منتقدان را درست بداند. اما میان دفاع از خود و بی‌اعتبار کردن حق پرسش فاصله زیادی وجود دارد.

وقتی منتقد با برچسب حسود، مغرض، لوده یا بی‌وطن کنار گذاشته می‌شود، دیگر بحث بر سر فوتبال نیست؛ بحث بر سر کنترل روایت است. در چنین فضایی، هر نقدی ابتدا باید وفاداری ملی خود را ثابت کند و سپس اجازه ورود به مسائل فنی بگیرد.

این رویکرد برای آینده تیم ملی خطرناک‌تر از یک تساوی یا حذف است. نتیجه بد را می‌توان با اصلاح تاکتیک، انتخاب بازیکن و برنامه‌ریزی بهتر جبران کرد؛ اما ساختاری که نقد را دشمنی تلقی کند، امکان تشخیص و اصلاح خطا را از خودش می‌گیرد.

جمع‌بندی

تیم ملی ایران در شرایطی دشوار و غیرعادی وارد جام جهانی شد. مشکلات جنگ، آماده‌سازی و محدودیت‌های میزبان واقعی بودند و باید در هر داوری منصفانه‌ای لحاظ شوند. ایران نیز تا آخرین ثانیه شانس صعود داشت و با اتفاقی دراماتیک در مسابقه‌ای دیگر کنار رفت.

اما هیچ‌کدام از این موارد مسئولیت فنی را حذف نمی‌کند. تیم ملی مقابل نیوزیلند و بلژیک فرصت داشت سرنوشتش را از نتایج دیگران مستقل کند و موفق نشد.

حمایت مردم در روزهای جام جهانی یک انتخاب ملی بود، نه چک سفیدامضای حرفه‌ای. حالا که مسابقات تمام شده، پرسش درباره تاکتیک، انتخاب‌ها، پاداش‌ها و برنامه آینده نه بی‌وطنی است و نه حسادت؛ بخشی از حق طبیعی جامعه‌ای است که تیم ملی متعلق به آن است.

 

منبع: خبرآنلاین
ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط