کد خبر: ۶۶۲۲۳۹

ایثار ۳۰ میلیاردی یا پاداش ۱۴۰ میلیاردی؟ قلعه‌نویی با هر دفاع، بحران تیم ملی را بزرگ‌تر کرد

قلعه نویی
امیر قلعه‌نویی برای سومین بار از مردم عذرخواهی کرد، اما بلافاصله پرسید کدام سرمربی تاریخ فوتبال ایران چنین کاری انجام داده است؛ جمله‌ای که باعث شد حتی عذرخواهی او نیز طلبکارانه تعبیر شود. هم‌زمان، دفاع سرمربی تیم ملی از قرارداد ۳۰ میلیارد تومانی و گزارش‌های منتشرشده درباره سهم ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیاردی‌اش از پاداش صعود، پرونده تازه‌ای را گشود که این بار دیگر فقط درباره تاکتیک و نتیجه نیست؛ بحث بر سر شفافیت مالی، مسئولیت‌پذیری و سکوت فدراسیون فوتبال است.
۱۱:۱۰ - ۳۱ تير ۱۴۰۵
وانانیوز|

حضور امیر قلعه‌نویی در برنامه فوتبال برتر قرار بود فرصتی برای پایان‌دادن به حاشیه‌های تیم ملی باشد؛ فرصتی که سرمربی ایران بتواند درباره سه تساوی، حذف از جام جهانی ۲۰۲۶ و تصمیم‌های فنی خود توضیح دهد. تیم ملی بدون شکست، اما بدون پیروزی از مسابقات کنار رفت و در میان تیم‌های سوم تنها یک رتبه تا صعود فاصله داشت. ایران پس از تساوی برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر، در رتبه نهم تیم‌های سوم قرار گرفت؛ در حالی که هشت تیم به دور بعدی راه یافتند.

اما صحبت‌های قلعه‌نویی به‌جای بستن پرونده انتقادها، چند موضوع تازه ایجاد کرد. از یک سو، نحوه عذرخواهی او مورد اعتراض قرار گرفت و از سوی دیگر، دفاعش از رقم قرارداد و پاداش‌های تیم ملی، پرسش‌هایی جدی‌تر درباره سازوکار پرداخت‌ها به وجود آورد.

عذرخواهی‌ای که با مقایسه و منت همراه شد

قلعه‌نویی در برنامه تلویزیونی گفت برای بار سوم از مردم عذرخواهی می‌کند و سپس پرسید کدام سرمربی پس از جام ملت‌های آسیا یا جام جهانی چنین کاری انجام داده است. او همچنین تأکید کرد نقد منطقی را می‌پذیرد و میان نقد و تخریب تفاوت وجود دارد.

مشکل اصلی همین ادامه جمله بود. عذرخواهی زمانی اثر اجتماعی خود را حفظ می‌کند که بدون شرط، مقایسه و یادآوری لطف انجام شود. وقتی فرد بلافاصله پس از ابراز پشیمانی می‌پرسد «چه کسی قبل از من چنین کاری کرده؟»، عذرخواهی از پذیرش مسئولیت فاصله می‌گیرد و به یک امتیاز در پرونده دفاعی تبدیل می‌شود.

مردم از سرمربی تیم ملی انتظار ندارند بابت هر نتیجه‌ای خود را تحقیر کند. شکست و حذف بخشی از فوتبال است، اما آنچه اهمیت دارد ارائه توضیحی روشن درباره مسئولیت کادر فنی است. عذرخواهی نباید جای پاسخ فنی را بگیرد؛ همان‌گونه که تکرار آن نیز نمی‌تواند پرسش‌های مربوط به انتخاب بازیکنان، ترکیب، تعویض‌ها و مدیریت مسابقات را حذف کند.

سؤال اصلی همچنان پابرجاست: ایران چرا در گروهی که نیوزیلند و مصر نیز در آن حضور داشتند، نتوانست یک مسابقه را ببرد؟ پاسخ این سؤال با شمارش دفعات عذرخواهی به دست نمی‌آید.

قلعه‌نویی واقعاً ۳۵۰ میلیارد تومان گرفته است؟

یک اصلاح مهم در روایت این ماجرا ضروری است. رقم ۳۵۰ میلیارد تومان، براساس گزارش‌های منتشرشده، کل بودجه مصوب پاداش برای بازیکنان و اعضای کادر تیم ملی بوده و نه مبلغی که تماماً به شخص قلعه‌نویی پرداخت شده باشد.

فرزین دبیری، عضو هیئت‌رئیسه فدراسیون فوتبال، اصل تصویب این مبلغ برای مجموعه تیم ملی را تأیید کرده، اما گفته است اطلاعی از نحوه تقسیم آن ندارد و توزیع پاداش‌ها در اختیار سرمربی قرار گرفته است. معاون ورزش حرفه‌ای وزارت ورزش نیز اعلام کرده بود وزارتخانه در جریان این مصوبه نبوده و آن را تصمیم داخلی هیئت‌رئیسه فدراسیون دانست.

چند رسانه ورزشی گزارش داده‌اند که سهم قلعه‌نویی از این بودجه حدود ۱۴۰ میلیارد تومان بوده است. یک گزارش دیگر نیز رقم ۱۵۰ میلیارد تومان را مطرح کرده؛ اما این اعداد هنوز با انتشار اسناد مالی، مصوبه کامل هیئت‌رئیسه یا اعلام رسمی خزانه‌داری فدراسیون تأیید نشده‌اند. بنابراین نمی‌توان رقم ۱۴۰ یا ۱۵۰ میلیارد تومان را یک واقعیت قطعی و حسابرسی‌شده معرفی کرد.

همین ابهام، مسئولیت فدراسیون فوتبال را سنگین‌تر می‌کند. وقتی ارقامی در این ابعاد مطرح می‌شود، تکذیب کلی یا سکوت کافی نیست. فدراسیون باید اعلام کند کل مبلغ مصوب چقدر بوده، منبع آن چه نهادی بوده، چه کسانی پاداش گرفته‌اند، معیار توزیع چه بوده و سهم سرمربی دقیقاً چه میزان است.

«ایثار» با قرارداد ۳۰ میلیارد تومانی

قلعه‌نویی در دفاع از خود گفت قراردادش ۳۰ میلیارد تومان و معادل حدود ۲۰۰ هزار دلار بوده است. او این رقم را کمتر از درآمد احتمالی‌اش در لیگ دانست و گفت با پذیرش چنین قراردادی «ایثار» کرده است. سرمربی تیم ملی همچنین پرداخت پاداش را مصوبه هیئت‌رئیسه دانست و آن را با پاداش‌های دوره‌های قبلی مقایسه کرد.

هیچ ایرادی ندارد که یک مربی حرفه‌ای برای کار خود قرارداد و پاداش دریافت کند. فوتبال در سطح تیم ملی فعالیتی تخصصی است و سرمربی نیز می‌تواند متناسب با مسئولیت، سابقه و بازار مربیان دستمزد بگیرد. مسئله اصلی دریافت پول نیست؛ بلکه استفاده از واژه «ایثار» برای توصیف یک قرارداد چندده‌میلیاردی است.

ایثار معمولاً به چشم‌پوشی از منفعت شخصی در شرایطی گفته می‌شود که فرد هزینه‌ای واقعی و غیرقابل‌جبران می‌پردازد. پذیرش قرارداد ۳۰ میلیارد تومانی، حتی اگر کمتر از پیشنهادهای باشگاهی باشد، یک تصمیم حرفه‌ای و مالی است؛ نه اقدامی که بتوان آن را هم‌ردیف ازخودگذشتگی اجتماعی قرار داد.

این ادبیات در جامعه‌ای که بخش بزرگی از مردم با هزینه‌های مسکن، خوراک و درمان روبه‌رو هستند، حساسیت‌برانگیزتر می‌شود. مدیر یا مربی ورزشی ممکن است از نظر مقایسه با بازار جهانی دستمزد کمتری بگیرد، اما باید بداند مقیاس ذهنی جامعه با بازار قراردادهای فوتبال یکسان نیست.

«خودمان پول را درآوردیم» چه معنایی دارد؟

استدلال حامیان پاداش این است که حضور در جام جهانی برای فدراسیون فوتبال درآمد ایجاد می‌کند و بخشی از این درآمد می‌تواند میان افرادی که در صعود نقش داشته‌اند تقسیم شود. اصل تعیین پاداش صعود در فوتبال حرفه‌ای غیرعادی نیست و در دوره‌های گذشته نیز برای بازیکنان و اعضای کادر فنی پاداش‌هایی در نظر گرفته شده است.

اما حتی درآمدی که از مسیر حضور تیم ملی در جام جهانی به دست می‌آید، دارایی شخصی مربی یا بازیکنان نیست. تیم ملی یک مجموعه عمومی است؛ هزینه آماده‌سازی، اردو، سفر و ساختار آن نیز فقط با فعالیت سرمربی تأمین نمی‌شود. فدراسیون، باشگاه‌ها، بازیکنان، کادر اجرایی و منابع عمومی یا سازمانی در شکل‌گیری آن نقش دارند.

در نتیجه جمله «خودمان این پول را درآوردیم» تنها زمانی می‌تواند قابل دفاع باشد که مشخص شود درآمد موردنظر دقیقاً از کجا آمده و بر اساس چه قرارداد یا مصوبه‌ای توزیع شده است. گزارش‌های فعلی درباره منبع ۳۵۰ میلیارد تومان نیز یکدست نیستند؛ بعضی آن را کمک دولت دانسته‌اند و معاون وزارت ورزش گفته است وزارتخانه از این تصمیم اطلاع نداشته است.

شفافیت می‌تواند بخش بزرگی از بحران را پایان دهد. انتشار یک جدول ساده شامل نام سمت‌ها، مبلغ قرارداد، نوع پاداش و معیار محاسبه، بهتر از ده‌ها مصاحبه دفاعی خواهد بود.

فدراسیون سکوت نکرده؛ اما پاسخ هم نداده است

این ادعا که مهدی تاج در تمام این مدت کاملاً سکوت کرده، دقیق نیست. رئیس فدراسیون فوتبال به‌صراحت اعلام کرده است قلعه‌نویی در جام ملت‌های آسیا نیز سرمربی تیم ملی خواهد بود. بنابراین تاج درباره آینده نیمکت موضع گرفته و ادامه کار سرمربی را تأیید کرده است.

با این حال، فدراسیون هنوز درباره بخش اصلی حاشیه‌های مالی پاسخ شفافی ارائه نکرده است. حمایت از ادامه حضور قلعه‌نویی جای توضیح درباره مبلغ قرارداد و پاداش‌ها را نمی‌گیرد. مشخص نیست چرا معیارهای توزیع بودجه به‌صورت عمومی اعلام نمی‌شوند و چرا پس از مطرح‌شدن سهم ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیاردی سرمربی، سندی برای تأیید یا رد آن منتشر نشده است.

فدراسیون همچنین باید درباره ارزیابی فنی خود توضیح دهد. اگر سه تساوی و حذف را برای ادامه همکاری کافی می‌داند، باید شاخص‌های این ارزیابی را اعلام کند. آیا عملکرد تیم مقابل بلژیک عامل اصلی رضایت بوده؟ آیا مشکلات آماده‌سازی در تصمیم مؤثر بوده؟ چه اصلاحاتی برای جام ملت‌های آسیا از کادر فنی خواسته شده است؟

تمدید اعتماد بدون انتشار ارزیابی فنی، این تصور را ایجاد می‌کند که نتیجه جام جهانی تأثیر چندانی بر آینده نیمکت نداشته است.

هر مصاحبه، یک بحران تازه

قلعه‌نویی این روزها با یک مشکل ارتباطی جدی مواجه است. هر بار که مقابل دوربین قرار می‌گیرد، به‌جای محدودکردن بحث به فوتبال، پرونده‌های دیگری را باز می‌کند: از انگیزه و وطن‌دوستی منتقدان گرفته تا قرارداد، پاداش، ساعت و مقایسه خود با مربیان گذشته.

این شیوه دفاع، فشار را فقط بر شخص سرمربی افزایش نمی‌دهد؛ تیم ملی را نیز وارد جدالی فرسایشی می‌کند. بازیکنان به‌جای تمرکز بر آینده، ناچار می‌شوند درباره عملکرد سرمربی یا پاداش‌ها موضع بگیرند. رسانه‌ها نیز به‌جای تحلیل فنی مسابقات، درگیر پاسخ‌دادن به برچسب‌ها و کنایه‌ها می‌شوند.

بهترین راه برای قلعه‌نویی سکوت دائمی نیست؛ بلکه تغییر شکل پاسخگویی است. او باید در یک نشست فنی با حضور خبرنگاران و کارشناسان مستقل شرکت کند، گزارش عملکرد ارائه دهد و درباره تصمیم‌هایش با داده و تصویر حرف بزند.

تیم ملی به شفافیت نیاز دارد، نه ایثار تازه

هیچ‌کس نمی‌تواند نقش قلعه‌نویی و بازیکنان را در صعود ایران به جام جهانی نادیده بگیرد. آنها برای حضور در مسابقات تلاش کرده‌اند و دریافت پاداش قانونی نیز ذاتاً تخلف یا موضوعی غیرقابل‌قبول نیست.

آنچه بحران ایجاد کرده، ابهام رقم‌ها، نبود اسناد عمومی، ادبیات نامتناسب و تبدیل پاسخگویی به جدال با منتقدان است. اگر سهم سرمربی واقعاً ۱۴۰ میلیارد تومان بوده، فدراسیون باید دلیل و فرمول آن را توضیح دهد. اگر این رقم نادرست است، باید با سند تکذیب شود. اگر قرارداد ۳۰ میلیاردی از نگاه قلعه‌نویی پایین بوده، می‌توان آن را یک تخفیف حرفه‌ای نامید؛ اما «ایثار» واژه مناسبی برای آن نیست.

تیم ملی بیش از هر چیز به آرامش، اعتماد عمومی و برنامه فنی نیاز دارد. ادامه مصاحبه‌هایی که در آنها عذرخواهی با منت، نقد با دشمنی و قرارداد با ایثار ترکیب می‌شود، این سرمایه را فرسوده‌تر می‌کند.

اکنون توپ در زمین مهدی تاج است: قرارداد و پاداش‌ها را شفاف کند، گزارش فنی جام جهانی را منتشر کند و توضیح دهد چرا کادر فعلی بدون تغییر تا جام ملت‌های آسیا ادامه خواهد داد. فوتبال ملی را نه با سکوت می‌توان نجات داد و نه با ایثارهای چندده‌میلیاردی؛ راه نجات، پاسخگویی است.

 

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط