هشدار تند عزیزیان: تارتار قربانی اول پرسپولیس میشود؛ با سه تساوی مجسمه نمیسازند!
صحبتهای سعید عزیزیان دو موضوع پرحاشیه فوتبال ایران را همزمان هدف قرار داده است؛ نخست، تغییرات گسترده مهدی تارتار در پرسپولیس و دوم، اختلافی که پس از حذف تیم ملی از جام جهانی ۲۰۲۶ میان مدافعان و منتقدان امیر قلعهنویی شکل گرفته است.
عزیزیان معتقد است تارتار به دلیل سابقه طولانی مربیگری، کار با بازیکنان جوان و نتایجی که در تیمهای مختلف گرفته، انتخاب قابل دفاعی برای پرسپولیس است. با این حال، او هشدار میدهد معیار قضاوت درباره سرمربی در پرسپولیس، نه سابقه گذشته، بلکه نتیجهای است که از نخستین هفتههای لیگ به دست میآورد.
باشگاه پرسپولیس روز ۱۴ تیر ۱۴۰۵ رسماً مهدی تارتار را بهعنوان سرمربی فصل جدید معرفی کرد. تارتار پس از دوره حضور در گلگهر، هدایت تیمی را برعهده گرفت که هوادارانش معمولاً چیزی کمتر از رقابت برای قهرمانی را قبول نمیکنند.
تارتار انتخاب خوبی است، اما فرصت زیادی ندارد
عزیزیان درباره سرمربی جدید پرسپولیس گفت تارتار در سالهای گذشته امتحان خود را پس داده و نشان داده است که میتواند با تیمهای جوان کار کند. این بخش از اظهارات او حمایت صریح از یک مربی ایرانی است؛ مربیای که حالا برای نخستین بار باید در جایگاه سرمربی، فشار روزانه یکی از دو باشگاه پرطرفدار پایتخت را تجربه کند.
تفاوت پرسپولیس با بیشتر تیمهایی که تارتار پیشتر هدایت کرده، فقط تعداد هواداران یا پوشش رسانهای نیست. در باشگاهی مانند پرسپولیس، یک تساوی خانگی میتواند موجی از انتقادات ایجاد کند و دو یا سه نتیجه نامطلوب، بحث تغییر سرمربی را به فضای عمومی بکشاند.
عزیزیان نیز دقیقاً به همین مسئله اشاره کرده و گفته است اگر پرسپولیس در سه یا چهار هفته نخست نتیجه نگیرد، فشار داخلی و بیرونی بر مدیریت باشگاه افزایش خواهد یافت. این پیشبینی، نظر شخصی اوست و به معنای وجود تصمیم قبلی در مدیریت پرسپولیس برای برکناری سریع تارتار نیست.
با این حال، تجربه فوتبال ایران نشان میدهد مربی داخلی معمولاً از حاشیه امنیت کمتری برخوردار است. مدیران باشگاه ممکن است هنگام انتخاب سرمربی از برنامه بلندمدت و لزوم صبر صحبت کنند، اما با افزایش فشار سکوها و شبکههای اجتماعی، تصمیمهای مدیریتی بهسرعت تغییر میکنند.
بازیکنان حاشیهساز کنار گذاشته شدند؟
یکی از مهمترین بخشهای صحبتهای عزیزیان، ادعای کنارگذاشتهشدن تعدادی از بازیکنان حاشیهساز فصل گذشته بود. او گفت شنیده است تارتار در بدو ورود، چند بازیکن را که در رختکن مشکل ایجاد کرده بودند، از برنامههای خود خارج کرده است.
این ادعا تاکنون بهصورت رسمی از سوی مهدی تارتار یا باشگاه پرسپولیس تأیید نشده است. باشگاه جدایی امید عالیشاه و میلاد سرلک را «توافقی» اعلام کرده و در اطلاعیههای خود اشارهای به مسائل انضباطی یا حاشیههای رختکن نکرده است. بنابراین نمیتوان دلیل جدایی این بازیکنان را صرفاً براساس شنیدههای مطرحشده در یک مصاحبه، اختلاف با کادر فنی یا ایجاد حاشیه دانست.
با این حال، اصل هشدار عزیزیان اهمیت دارد. هر سرمربیای که بازیکنان باتجربه و محبوب را کنار میگذارد، در عمل مسئولیت بیشتری در قبال نتایج قبول میکند. اگر تیم موفق شود، تصمیم او بهعنوان شجاعت در جوانگرایی و بازسازی رختکن مورد ستایش قرار میگیرد؛ اما اگر نتایج مطلوب نباشد، همان بازیکنان جداشده به ابزار اصلی منتقدان تبدیل خواهند شد.
تارتار باید ثابت کند تغییراتش براساس ارزیابی فنی، وضعیت جسمانی، نیاز تاکتیکی و نظم تیمی بوده است؛ نه صرفاً با هدف نمایش اقتدار در روزهای نخست.
چرا میگویند پرسپولیس «شعبه دوم گلگهر» شده است؟
جذب چند بازیکن از گلگهر باعث شده برخی منتقدان با لحنی کنایهآمیز، پرسپولیس جدید را شعبه دوم تیم سیرجانی بدانند. این تعبیر بیشتر یک نقد رسانهای است و نباید بهعنوان واقعیتی فنی یا سازمانی تلقی شود.
باشگاه پرسپولیس در پنجره تابستانی مهدی تیکدری، مجید عیدی، پوریا شهرآبادی و پویا پورعلی را جذب کرد؛ بازیکنانی که فصل گذشته در گلگهر حضور داشتند یا سابقه همکاری با تارتار را داشتند. باشگاه در معرفی مجید عیدی و پویا پورعلی نیز صراحتاً اعلام کرد جذب آنها با نظر مستقیم سرمربی انجام شده است.
انتقال بازیکنان مورد اعتماد همراه با یک مربی، پدیده عجیبی در فوتبال نیست. سرمربی بازیکنی را که از نظر اخلاقی، جسمانی و تاکتیکی میشناسد، کمریسکتر از گزینهای میبیند که فقط براساس فیلم یا گزارش استعدادیاب جذب میشود.
مزیت این تصمیم آن است که تارتار برای انتقال تفکرات خود به زمان کمتری نیاز دارد. بازیکنان سابق او زبان تاکتیکی سرمربی را میشناسند و میتوانند در تمرین و رختکن به اجرای سریعتر برنامهها کمک کنند.
اما این استراتژی یک خطر جدی هم دارد: اگر خریدهای سابق گلگهر عملکرد خوبی نداشته باشند، تمام مسئولیت انتخاب آنها مستقیماً متوجه تارتار خواهد شد. در چنین شرایطی دیگر نمیتواند بگوید بازیکنان مطابق خواسته او جذب نشدهاند یا تیم را شخص دیگری بسته است.
تارتار باید پرسپولیس را یکباره عوض کند؟
عزیزیان معتقد است سرمربی جدید نباید از همان فصل نخست کل ترکیب پرسپولیس را تغییر دهد. این دیدگاه از منظر مدیریت تغییر قابل دفاع است. بازسازی گسترده تیم در یک پنجره نقلوانتقالاتی میتواند انسجام، سلسلهمراتب رختکن و تجربه جمعی بازیکنان را از بین ببرد.
در مقابل، حفظ تمام بازیکنان قدیمی نیز با هدف جوانسازی و ایجاد انگیزه تازه سازگار نیست. تارتار باید میان تجربه و جوانی تعادل ایجاد کند. بازیکنان باتجربه میتوانند فشار مسابقات بزرگ را مدیریت کنند، اما نباید صرفاً به دلیل نام و سابقه از رقابت معاف باشند.
پرسپولیس همچنین چند بازیکن جوان از جمله پوریا شهرآبادی ۲۰ ساله را جذب کرده است. ورود بازیکن جوان زمانی معنا پیدا میکند که در تمرینات و مسابقات واقعی فرصت داشته باشد؛ در غیر این صورت، جوانگرایی فقط به کاهش عدد میانگین سنی فهرست محدود خواهد شد.
«قربانی اول» همیشه سرمربی است
عزیزیان در توصیف ساختار فوتبال ایران گفت هنگام نتیجهنگرفتن تیم، سرمربی برکنار میشود اما بازیکنان تا پایان فصل در باشگاه میمانند. این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما یکی از مهمترین مشکلات مدیریتی فوتبال ایران را نشان میدهد.
قرارداد بازیکن معمولاً تا پایان فصل ادامه دارد و کنارگذاشتن چند بازیکن، علاوه بر هزینه مالی، ممکن است محدودیتهای حقوقی و فنی ایجاد کند. تغییر سرمربی برای مدیریت باشگاه سادهتر است و میتواند بهعنوان اقدامی فوری برای آرامکردن هواداران معرفی شود.
همین ساختار باعث میشود برخی مربیان به جای اجرای برنامه بلندمدت، از هفته نخست با هدف بقا تصمیم بگیرند. استفاده محدود از جوانان، بازی محتاطانه و اعتماد به نفرات باتجربهتر میتواند نتیجه همین ترس باشد.
اگر مدیران پرسپولیس واقعاً تارتار را براساس برنامه فنی انتخاب کردهاند، باید پیش از آغاز فصل معیارهای روشنی برای ارزیابی او داشته باشند. کیفیت بازی، میزان پیشرفت بازیکنان، وضعیت بدنی، فاصله امتیازی و مشکلات احتمالی تیم باید در کنار نتیجه نهایی دیده شوند؛ نه اینکه سرنوشت سرمربی فقط با دو مسابقه تعیین شود.
حمله عزیزیان به روایت «دستاوردسازی» تیم ملی
بخش دوم صحبتهای عزیزیان مستقیماً به تیم ملی مربوط بود. ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ مقابل نیوزیلند به تساوی ۲ بر ۲ رسید، با بلژیک بدون گل مساوی کرد و برابر مصر نیز به نتیجه یک بر یک دست یافت. سه امتیاز از سه مسابقه برای صعود کافی نبود و تیم ملی در مرحله گروهی حذف شد.
عزیزیان با اشاره به همین نتایج گفت تیم حذفشده نمیتواند مدعی دستیابی به موفقیت بزرگ باشد. از نگاه او، نباختن در سه مسابقه زمانی ارزش دارد که به صعود منجر شود؛ در غیر این صورت، سه تساوی با یک شکست و دو تساوی یا ترکیبهای دیگر تفاوت تعیینکنندهای در سرنوشت تیم ایجاد نکرده است.
امیر قلعهنویی پس از بازگشت تیم ملی اعلام کرد ایران در جام جهانی «سه دستاورد» داشته و از نمایش تیمش، بهخصوص مقابل بلژیک، دفاع کرد. او همچنین در واکنشهای بعدی گفت فوتبال جهان ایران را باور کرده است.
ممکن است یک تیم با وجود حذف، دستاوردهای تاکتیکی یا فردی داشته باشد؛ برای مثال بازیکن جدیدی معرفی شود یا تیم مقابل رقیبی قدرتمند نمایش قابل قبولی ارائه کند. اما این دستاوردهای فرعی نباید جای هدف اصلی مسابقات، یعنی صعود از مرحله گروهی، قرار بگیرند.
تیم ملی ایران در نخستین جام جهانی ۴۸ تیمی فرصت داشت در قالب جدید مسابقات به مرحله یکشانزدهم نهایی برسد، اما سه تساوی برای قرارگرفتن در میان تیمهای صعودکننده کافی نبود. جدول نهایی رسمی فیفا نیز حذف ایران و صعود بلژیک و مصر از گروه G را ثبت کرده است.
کنایه به بیرانوند: با سه تساوی مجسمه نمیسازند
علیرضا بیرانوند پس از جام جهانی در یک برنامه تلویزیونی از امیر قلعهنویی دفاع کرد و گفت اگر مربی دیگری چنین نتایجی میگرفت، برایش مجسمه میساختند. او همچنین مدعی شد بعضی کارشناسان خارجی خواهان ساخت مجسمه بازیکنان ایران شدهاند.
عزیزیان با لحنی تند به این صحبت واکنش نشان داد و پرسید سه تساوی و حذف از مرحله گروهی چگونه میتواند مبنای ساخت مجسمه باشد. او تأکید کرد چنین نمادهایی معمولاً برای افرادی ساخته میشوند که محبوبیت عمومی و دستاوردی ماندگار داشته باشند.
در این بحث باید میان دفاع یک بازیکن از سرمربی خود و ارزیابی مستقل نتایج تفاوت گذاشت. بیرانوند ممکن است از نزدیک مشکلات اردو، محدودیت بازیهای تدارکاتی و فشارهای تیم را دیده باشد؛ اما افکار عمومی نتیجه نهایی را نیز میبیند: ایران هیچ مسابقهای را نبرد و به مرحله بعد نرسید.
استفاده از عبارتهایی مانند «ساخت مجسمه» پس از حذف، به جای کاهش انتقادات، احتمالاً شکاف میان تیم ملی و بخشی از هواداران را بیشتر میکند.
مقایسه با عذرخواهی سرمربی کره جنوبی
عزیزیان برای توضیح انتظار خود از کادر تیم ملی، به رفتار سرمربی کره جنوبی اشاره کرد. هونگ میونگبو پس از حذف تیمش از جام جهانی، مسئولیت ناکامی را پذیرفت، از مردم عذرخواهی کرد و از سمت خود استعفا داد.
شرایط فوتبال ایران و کره جنوبی کاملاً یکسان نیست و استعفا تنها شکل مسئولیتپذیری محسوب نمیشود. با این حال، اصل مورد تأکید عزیزیان روشن است: مسئولان تیم ملی پیش از بیان دستاوردها باید ناکامی در تحقق هدف اصلی را بپذیرند و درباره دلایل آن توضیح بدهند.
عذرخواهی به معنای نادیدهگرفتن زحمات بازیکنان یا کادر فنی نیست. یک سرمربی میتواند از تلاش تیمش دفاع کند و همزمان بپذیرد که نتیجه نهایی انتظارات را برآورده نکرده است.
پرونده هاشمنژاد و بازیکنان استفادهنشده
عزیزیان همچنین از خطخوردن مهدی هاشمنژاد انتقاد کرد و گفت این بازیکن جوان میتوانست در جام جهانی به تیم ملی کمک کند. هاشمنژاد پس از مصدومیت در یکی از اردوها از فهرست نهایی کنار رفت؛ تصمیمی که خود بازیکن نیز بعداً بهشدت به آن اعتراض کرد.
اینکه هاشمنژاد در صورت حضور چه تأثیری میگذاشت، قابل اثبات نیست. اما پرسش درباره سیاست جوانگرایی تیم ملی معتبر است: آیا بازیکنان جوان فقط برای حضور در اردو دعوت میشوند یا در مسابقات مهم نیز فرصت واقعی دریافت میکنند؟
عزیزیان معتقد است حضور بازیکن جوان در جام جهانی، حتی با دقایق محدود، میتواند برای آینده فوتبال ملی سرمایهگذاری باشد. در مقابل، کادر فنی معمولاً تجربه و آمادگی لحظهای را مبنای انتخاب قرار میدهد. پاسخ نهایی باید از طریق برنامهای شفاف برای جام ملتهای آسیا و تغییر تدریجی نسل ارائه شود.
دو هشدار در یک مصاحبه
صحبتهای سعید عزیزیان در ظاهر درباره دو تیم متفاوت بود، اما یک محور مشترک داشت: مسئولیتپذیری مربی و مدیر پس از تصمیمهای مهم.
مهدی تارتار بازیکنان مورد اعتمادش را جذب کرده و بخشی از ترکیب قدیمی را تغییر داده است؛ بنابراین نتایج پرسپولیس مستقیماً با انتخابهای او سنجیده خواهد شد. در سوی دیگر، کادر تیم ملی پس از چهار سال فعالیت و حذف از جام جهانی باید توضیح دهد که چرا سه تساوی به صعود منجر نشد و برنامهاش برای جلوگیری از تکرار این نتیجه چیست.
تارتار حق دارد برای ساخت تیم موردنظرش زمان بخواهد، اما نمیتواند فشار پرسپولیس را نادیده بگیرد. قلعهنویی نیز حق دارد از جنبههای مثبت عملکرد تیم ملی صحبت کند، اما حذف از مرحله گروهی را نمیتوان با واژههایی مانند «دستاورد» از مرکز ارزیابی خارج کرد.
هشدار عزیزیان به تارتار این است که در پرسپولیس نتیجه، سریعتر از برنامه قضاوت میشود؛ پیام او به تیم ملی نیز روشنتر است: سه تساوی بدون صعود، هر اندازه محترمانه و بدون شکست، هنوز موفقیت محسوب نمیشود.