پشت پرده بند ۵ تفاهمنامه ایران و آمریکا؛ آیا تهران حق انحصاری تعیین مسیر هرمز را داشت؟
وزیر امور خارجه در گفتوگویی که روز سوم مرداد منتشر شد، گفت ایران براساس بند پنجم موظف بود ترتیباتی اتخاذ کند تا تردد کشتیهای تجاری ظرف یک ماه به سطح پیش از جنگ بازگردد. به گفته او، این مهلت برای مینزدایی و رفع موانع فنی در نظر گرفته شده بود و آمریکا باید تا پایان دوره ۳۰روزه صبر میکرد. عراقچی همچنین مدعی شد واشینگتن تقریباً ۱۰ روز پس از بازگشایی اولیه، کشتیها را به استفاده از یک مسیر جنوبی تشویق کرد و این اقدام با توافق سازگار نبود.
او عبارت «ایران ترتیباتی اتخاذ میکند» را به این معنا تفسیر کرده که تعیین مسیر و سازوکار عبور با ایران بوده است. در روایت عراقچی، کریدور معرفیشده از سوی تهران براساس شرایط مینگذاری، امنیت کشتیها و سرعت عملیات پاکسازی انتخاب شده بود و آمریکا برای اضافهکردن مسیر دیگری باید با ایران مشورت میکرد.
این استدلال موضع رسمی ایران را روشن میکند؛ اما برای داوری درباره اینکه کدام طرف توافق را نقض کرده، باید دید متن منتشرشده دقیقاً چه اختیاراتی را به ایران داده است.
متن بند ۵ واقعاً چه میگوید؟
در یکی از نسخههای انگلیسی منتشرشده، بند پنجم میگوید ایران با «بهترین تلاشهای خود» ترتیبات لازم را برای عبور امن کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس فراهم میکند. تردد باید فوراً آغاز شود و با درنظرگرفتن رفع موانع فنی و نظامی و مینزدایی توسط ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار شود. همان نسخه خدمات عبور را برای ۶۰ روز رایگان میداند و میگوید ایران و عمان درباره مدیریت آینده و خدمات دریایی تنگه، با مشارکت دیگر کشورهای ساحلی گفتوگو خواهند کرد.
اما نسخه دیگری که بهعنوان کپی بهدستآمده از یک مقام آمریکایی منتشر شده، کوتاهتر است. در آن آمده ایران فوراً اقداماتی انجام میدهد تا حجم تردد کشتیهای تجاری حداکثر ظرف ۳۰ روز به سطح پیش از جنگ برگردد و رفع موانع فنی و خنثیسازی مینها بر عهده ایران خواهد بود. در این نسخه از خدمات رایگان ۶۰روزه یا مذاکره ایران و عمان درباره مدیریت آینده، در خود بند پنجم اثری دیده نمیشود.
| موضوع | نسخه مفصل منتشرشده | نسخه کوتاه منتشرشده |
|---|---|---|
| آغاز تردد | فوری | اقدام فوری برای ازسرگیری |
| بازگشت به سطح پیش از جنگ | حداکثر ۳۰ روز | حداکثر ۳۰ روز |
| مینزدایی | مسئولیت ایران | مسئولیت ایران |
| خدمات رایگان | ۶۰ روز | ذکر نشده |
| نقش عمان در اداره آینده | ذکر شده | ذکر نشده |
| حق انحصاری ایران برای تعیین مسیر | صریحاً ذکر نشده | صریحاً ذکر نشده |
این تفاوت میتواند ناشی از پیشنویسهای متفاوت، ترجمههای ناقص یا تغییرات میان نسخههای مذاکراتی و نهایی باشد. بااینحال، تا زمانی که یک نسخه رسمی، امضاشده و دوزبانه از سوی طرفین منتشر نشود، نمیتوان اختلاف موجود را نادیده گرفت.
«ترتیبات توسط ایران» یعنی اختیار انحصاری تهران؟
عبارتهایی مانند «ایران ترتیبات لازم را اتخاذ میکند» یا «ایران اقدامات فوری انجام میدهد» بیتردید نقشی محوری برای ایران در بازگشایی مسیر، مینزدایی و تنظیم عملیاتی تردد ایجاد میکند. اما از نظر لغوی، این عبارات الزاماً معادل «ایران تنها مرجع مجاز برای تعیین همه مسیرهای عبور است» نیستند.
اگر مذاکرهکنندگان قصد داشتند اختیار انحصاری تعیین کریدور را به ایران بدهند، میتوانستند صریحاً بنویسند که تمام کشتیها فقط باید از مسیر تعیینشده توسط ایران عبور کنند و ایجاد هر مسیر جایگزین منوط به موافقت تهران است. چنین عبارتی در متنهای عمومی دیده نمیشود. در مقابل، عراقچی میگوید این اختیار از مفهوم «ترتیبات ایرانی» استنباط میشود؛ بنابراین بخش مهم اختلاف، نه بر سر یک جمله صریح، بلکه بر سر تفسیر دامنه آن است.
همچنین متن نمیگوید تردد باید تا روز سیام متوقف بماند. یکی از نسخهها تصریح میکند رفتوآمد باید بلافاصله شروع شود و ظرف ۳۰ روز به سطح پیش از جنگ برسد. آمریکا بر همین مبنا خواستار بازبودن همه مسیرها و توقف حملات به کشتیها بود، درحالیکه ایران معتقد بود عبور مرحلهای و از مسیر پاکسازیشده، برای اجرای تعهد کافی است.
حقوق بینالملل درباره تنگه چه میگوید؟
تنگه هرمز میان ایران و عمان قرار دارد و یکی از آبراههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی است. کنوانسیون حقوق دریاها برای چنین تنگههایی اصل «عبور ترانزیتی» را به رسمیت میشناسد و میگوید عبور کشتیها و هواپیماها نباید متوقف شود. دولتهای ساحلی میتوانند برای ایمنی دریانوردی، حفاظت محیطزیست و تنظیم ترافیک مقرراتی وضع کنند، اما وظیفه دارند مانع عبور ترانزیتی نشوند و خطرهای شناختهشده را اعلام کنند.
این چارچوب به ایران اجازه میدهد در آبهای تحت صلاحیت خود برای ایمنی، مینزدایی و نظم ترافیکی اقدام کند؛ اما ادعای مدیریت انحصاری کل آبراه، بهویژه بدون توجه به نقش عمان و حقوق عبور کشتیهای خارجی، از متن عمومی حقوق دریاها بهآسانی نتیجه نمیشود. یکی از نسخههای تفاهمنامه نیز به همین دلیل مذاکره ایران و عمان و گفتوگو با سایر دولتهای ساحلی را برای مدیریت آینده پیشبینی کرده است.
ایران کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها را امضا کرده ولی تصویب نکرده است؛ بااینحال، بخشی از قواعد عبور در تنگههای بینالمللی از سوی بسیاری از کشورها قواعد عرفی تلقی میشوند. اختلاف تهران و واشینگتن فقط حقوقی نیست و به مسئله کنترل عملی مسیر، امنیت کشتیها و دریافت احتمالی هزینه خدمات پس از دوره رایگان نیز مربوط میشود.
آیا آمریکا مسیر جنوبی را برای تحریک ایران باز کرد؟
عراقچی میگوید تماسهای دریایی مستندی وجود دارد که در آنها کشتیها به ترک مسیر تعیینشده ایران و استفاده از مسیر جنوبی تشویق شدهاند. او این رفتار را مغرضانه دانسته و گفته مسیر آمریکایی کندتر و خطرناکتر بود. بااینحال، متن یا فایل کامل این تماسها تاکنون بهصورت عمومی منتشر نشده است؛ بنابراین انگیزهای که وزیر خارجه به آمریکا نسبت میدهد، روایت و ارزیابی دولت ایران است، نه واقعیتی که مستقلاً اثبات شده باشد.
گزارشهای مستقل تأیید میکنند که آمریکا برای عبور کشتیها بدون اتکا به همکاری ایران، مسیرها و عملیات حمایتی دیگری را دنبال میکرد و در مقاطعی انتقال نفت در دریای عمان با هدایت هوایی و دریایی آمریکا انجام شد. همین گزارشها نشان میدهند بیشتر کشتیهای باقیمانده از مسیر مورد حمایت ایران عبور میکردند و ترافیک پس از درگیریهای تازه بهشدت کاهش یافت.
در نتیجه، اصل وجود رقابت میان دو سازوکار عبور قابلتأیید است؛ اما اینکه هدف آمریکا عمداً ایجاد درگیری یا کمرنگکردن حاکمیت ایران بوده، به شواهد عمومی بیشتری نیاز دارد.
خط تماس مستقیم چرا جلوی درگیری را نگرفت؟
عراقچی میگوید پس از چند درگیری، در نشستی در سوئیس ایجاد یک «Communication Line» برای جلوگیری از سوءتفاهم تصویب شد و ایران از این کانال و همچنین میانجیهای قطر و پاکستان برای هشدار به آمریکا استفاده کرد. جزئیات فنی این خط تماس، طرفهای مسئول و محتوای پیامهای ردوبدلشده در منابع عمومی منتشر نشده و این بخش فعلاً بر روایت وزیر خارجه متکی است.
آنچه مستقلاً تأیید شده، برگزاری مذاکرات فنی غیرمستقیم با میانجیگری قطر و پاکستان درباره ترافیک تنگه هرمز و منابع مالی ایران است. رویترز گزارش داد این مذاکرات به «پیشرفت مثبت» محدود رسید، اما اختلاف درباره کنترل تنگه و نحوه عبور کشتیها حل نشد.
یک خط تماس میتواند از شلیک ناشی از اشتباه جلوگیری کند، ولی زمانی که دو طرف بر سر اصل اختیار و مسیر عبور اختلاف دارند، مشکل دیگر صرفاً ارتباطی نیست؛ بلکه اختلاف سیاسی و عملیاتی است.
پیام عراقچی به کشورهای عربی چه بود؟
عراقچی در بخش دیگری از مصاحبه، حملات ایران به پایگاهها و محل استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه را دفاع مشروع توصیف کرد و گفت تهران با کشورهای میزبان خصومتی ندارد. ایران پیشتر نیز هشدار داده بود در صورت حمله آمریکا، پایگاههای آن در منطقه را هدف میگیرد و تأکید داشت این اقدام نباید حمله به کشورهای میزبان تلقی شود.
بااینحال، از نگاه بحرین، کویت، قطر یا دیگر دولتهای منطقه، اصابت موشک و پهپاد به تأسیسات واقع در قلمروشان مستقیماً امنیت و حاکمیت آنها را تهدید میکند؛ حتی اگر هدف نهایی نیروهای آمریکا باشند. گزارشهای مستقل نیز از حملات متقابل ایران و آمریکا و افزایش نگرانی دولتهای خلیج فارس خبر دادهاند.
تأکید عراقچی بر «منطقه قوی» و امنیت جمعی نشان میدهد تهران پس از فروکشکردن جنگ بهدنبال بازسازی روابط است، اما اعتمادسازی به توضیح سیاسی محدود نمیشود. ایجاد سازوکار هشدار پیش از حمله، تضمین عدم استفاده از خاک همسایگان و توافق درباره امنیت پایگاهها و مسیرهای انرژی از الزامات عملی این روند خواهد بود.
بابالمندب؛ بحران مستقل یا امتداد جنگ ایران و آمریکا؟
عراقچی ریشه بحران یمن و بابالمندب را در اختلاف قدیمی یمن و عربستان میداند و میگوید این مسئله را نباید به ایران نسبت داد. این سخن از آن جهت قابلتوجه است که جنگ یمن سابقهای مستقل و طولانی دارد و منازعه داخلی آن را نمیتوان صرفاً محصول سیاست ایران دانست.
بااینحال، تحولات جاری کاملاً جدا از جنگ منطقهای نیست. حوثیها که در گزارشهای بینالمللی جنبشی همسو با ایران توصیف میشوند، در ۲۰ ژوئیه علیه عربستان محاصره دریایی اعلام کردند و پس از آن حملاتی به تأسیسات و بنادر نفتی جیزان و ینبع صورت گرفت. هنوز مدرک عمومی معتبری منتشر نشده که نشان دهد تهران دستور مستقیم این عملیات را صادر کرده است؛ اما همزمانی و هماهنگی سیاسی آن با فشار ایران در هرمز، جداسازی کامل دو بحران را دشوار میکند.
جمعبندی؛ بند ۵ روشن بود یا مبهم؟
بند پنجم درباره چند موضوع روشن است: ایران باید برای بازگشت تردد اقدام کند، مینزدایی و رفع موانع فنی بر عهده ایران است و حجم رفتوآمد باید ظرف ۳۰ روز به سطح پیش از جنگ برگردد. اما درباره اختیار انحصاری تعیین کریدور، نحوه ایجاد مسیر جایگزین و سازوکار حل اختلاف، صراحت کافی دیده نمیشود.
مهمتر اینکه متنهای عمومی منتشرشده یکسان نیستند. خدمات رایگان ۶۰روزه و نقش ایران و عمان در اداره آینده در یک نسخه وجود دارد و در نسخه دیگر دیده نمیشود. بنابراین ادعای «هیچ ابهامی وجود ندارد» بیش از آنکه یک نتیجه بیطرفانه حقوقی باشد، تفسیر دولت ایران از سند است.
از سوی دیگر، آمریکا نیز نمیتواند صرفاً با استناد به آزادی کشتیرانی، هر عملیات یکجانبه نظامی یا ایجاد کریدور بدون هماهنگی را الزاماً منطبق با تفاهمنامه بداند. متن به ایران مسئولیت عملیاتی مشخصی داده بود و مهلت ۳۰روزه هنوز تمام نشده بود؛ نکتهای که به استدلال تهران وزن میدهد.
ریشه بحران را باید در سه ضعف جستوجو کرد: انتشار نسخههای متفاوت، نبود یک سازوکار شفاف و فوری برای حل اختلاف و استفاده از عبارتهایی که مسئولیت ایران را مشخص کردند، اما حدود اختیار آن را دقیق تعریف نکردند. اگر نسخه رسمی، ضمائم فنی، نقشه کریدورها و صورتجلسات اجرایی منتشر میشد، شاید بند پنجم به میدان رقابت دو تفسیر و سپس دور تازه درگیری تبدیل نمیشد.