کد خبر: ۶۶۲۴۷۲

هشدار مالی به لیگ جدید؛ سقف بودجه چرا جلوی قراردادهای نجومی را نگرفت؟

هشدار مالی به لیگ جدید؛ سقف بودجه چرا جلوی قراردادهای نجومی را نگرفت؟
فوتبال باشگاهی ایران در آستانه فصل جدید همچنان با یک تناقض بنیادین روبه‌روست: باشگاه‌ها پیش از آنکه درآمد پایدار ایجاد کنند، برای حفظ ستاره‌ها، جذب بازیکن خارجی و آرام‌کردن هواداران تعهدات سنگین می‌پذیرند. صورت‌های مالی دو باشگاه پرطرفدار کشور از زیان‌ها و بدهی‌های بزرگ خبر می‌دهد، حق پخش تلویزیونی هنوز به یک منبع درآمد باثبات تبدیل نشده و مقررات سقف بودجه نیز بیشتر مقدار هزینه را محدود کرده است تا توان واقعی پرداخت باشگاه‌ها را. نتیجه، اقتصادی است که در آن موفقیت کوتاه‌مدت با پول سهام‌دار، بنگاه مالک یا منابع عمومی خریداری می‌شود؛ اما بدهی، پرونده حقوقی و زیان انباشته برای فصل‌های بعد باقی می‌ماند.
۱۰:۵۹ - ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

اطلاعات مالی منتشرشده درباره پرسپولیس نشان می‌دهد این باشگاه در دوره ۹ماهه منتهی به پایان سال ۱۴۰۴ بیش از ۶۰۰ میلیارد تومان زیان خالص ثبت کرده؛ رقمی که در مقایسه با زیان حدود ۶۰ میلیارد تومانی دوره مشابه قبلی، افزایش شدیدی را نشان می‌دهد. این صورت‌ها حسابرسی‌نشده‌اند، اما حتی با درنظرگرفتن احتمال تعدیل، فاصله میان درآمد عملیاتی و هزینه‌های باشگاه قابل‌توجه است.

در استقلال نیز صورت‌های مالی پایان تیر ۱۴۰۴، زیان انباشته‌ای در حدود ۹۲۱ میلیارد تومان و مجموع بدهی‌هایی نزدیک به یک‌هزار و ۹۶۷ میلیارد تومان را نشان می‌دهد. ثبت سود حسابداری در یک دوره مشخص نیز الزاماً این بحران را حل نمی‌کند؛ زیرا سود مقطعی ممکن است از شناسایی درآمد، تجدید ساختار یا رخدادی غیرتکرارشونده حاصل شود، درحالی‌که بدهی نقدی و زیان سال‌های گذشته همچنان باقی است.

شاخص مالی و ساختاری آخرین اطلاعات قابل‌اتکا پیام اقتصادی
زیان خالص ۹ماهه پرسپولیس بیش از ۶۰۰ میلیارد تومان هزینه‌ها با درآمد عملیاتی متوازن نیست
زیان انباشته استقلال حدود ۹۲۱ میلیارد تومان سود یک دوره، زیان گذشته را پاک نمی‌کند
مجموع بدهی استقلال حدود ۱.۹۶۷ هزار میلیارد تومان فشار نقدینگی و تعهدات آینده بالاست
سقف پایه اولیه لیگ در فصل ۱۴۰۴-۱۴۰۳ ۳۲۵ میلیارد تومان سقف یکسان، توان پرداخت یکسان ایجاد نمی‌کند
افزایش مجاز سقف در فصل‌های بعد حداکثر ۳۰ درصد در هر فصل سقف اسمی همراه تورم و هزینه‌ها بزرگ‌تر می‌شود
باشگاه‌های ایرانی تأییدشده برای مجوز حرفه‌ای ۲۰۲۶ شش باشگاه حرفه‌ای‌بودن هنوز فراگیر نشده است

سقف بودجه چرا درمان اصلی نیست؟

فدراسیون فوتبال در سال ۱۴۰۳ دستورالعمل سقف بودجه را برای سه فصل، از ۱۴۰۴-۱۴۰۳ تا ۱۴۰۶-۱۴۰۵، ابلاغ کرد. مبلغ پایه اولیه ۳۲۵ میلیارد تومان تعیین شد و برای تیم‌های حاضر در رقابت‌های آسیایی، پاداش‌ها و برخی درآمدهای قابل‌اثبات امکان افزایش سقف در نظر گرفته شد. برای دو فصل بعد نیز افزایش حداکثر ۳۰درصدی نسبت به فصل قبل پیش‌بینی شده است.

مشکل اینجاست که «سقف هزینه» با «توان پرداخت» یکسان نیست. باشگاهی ممکن است از نظر مقررات اجازه ثبت ۵۰۰ میلیارد تومان قرارداد داشته باشد، اما فقط ۳۰۰ میلیارد تومان درآمد نقدی قابل‌وصول داشته باشد. قراردادهای آن باشگاه شاید روی کاغذ زیر سقف باشند، ولی در پایان فصل به بدهی بازیکنان، مالیات، جریمه دیرکرد یا شکایت در فیفا تبدیل می‌شوند.

مدل مؤثرتر باید هزینه مجاز را به درآمد قطعی و وصول‌شده هر باشگاه متصل کند. باشگاهی که درآمد تجاری، بلیت‌فروشی و آورده سهام‌دار بیشتری دارد، می‌تواند بیشتر هزینه کند؛ اما تعهداتش نباید از درصد مشخصی از درآمدهای تأییدشده عبور کند. سقف مساوی برای باشگاه‌های کاملاً متفاوت، ممکن است به‌جای انضباط، زمینه قراردادهای جانبی و پنهان‌کردن تعهدات را ایجاد کند.

حق پخش؛ حلقه مفقوده اقتصاد فوتبال

بخش بزرگی از مسابقات فوتبال از تلویزیون پخش می‌شود، اما باشگاه‌های ایرانی هنوز از یک نظام پایدار، شفاف و قابل پیش‌بینی برای دریافت سهم خود برخوردار نیستند. شورای نگهبان در آبان ۱۴۰۴ به ماده ۱۷ لایحه نظام جامع باشگاه‌داری درباره حق پخش ایرادهای حقوقی و قانون اساسی وارد کرد و آن را برای اصلاح به مجلس بازگرداند. خود شورا تأکید کرد که این ایرادها به‌معنای نادیده‌گرفتن حقوق اقتصادی ناشی از پخش نیست، بلکه شیوه تعریف و اجرای آن باید اصلاح شود.

تا زمانی که تکلیف این منبع روشن نشود، باشگاه‌ها از درآمدی محروم می‌مانند که در یک صنعت حرفه‌ای باید بخش مهمی از بودجه سالانه را تشکیل دهد. اساسنامه ۲۰۲۶ کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز حقوق سمعی‌وبصری، رادیویی، چندرسانه‌ای، بازاریابی و تبلیغاتی مسابقات را در زمره حقوق مالی فوتبال به رسمیت می‌شناسد.

فوتبال ایران نمی‌تواند از باشگاه‌ها انتظار خودکفایی داشته باشد، اما یکی از مهم‌ترین دارایی‌های تجاری آنان را بدون سازوکار قطعی قیمت‌گذاری و توزیع درآمد نگه دارد. در غیاب حق پخش، وابستگی به شرکت مالک، بانک، کارخانه، نهاد عمومی یا کمک موردی افزایش پیدا می‌کند و مدیر باشگاه نیز انگیزه کمتری برای ساخت یک کسب‌وکار مستقل خواهد داشت.

قرارداد نجومی برای خرید آرامش هواداران

بخشی از هزینه‌های غیرمنطقی از فشار اجتماعی و رسانه‌ای سرچشمه می‌گیرد. مدیری که با اعتراض هواداران مواجه است، ممکن است خرید یک بازیکن مشهور را سریع‌ترین راه بازگرداندن محبوبیت بداند. مبلغ قرارداد در همان لحظه به تیتر مثبت تبدیل می‌شود، اما هزینه واقعی آن چند ماه بعد، هنگام پرداخت اقساط ارزی، مالیات و پاداش‌ها آشکار خواهد شد.

این رفتار یک ایراد انگیزشی دارد: دوره مدیریت ممکن است کوتاه باشد، اما دوره قرارداد بازیکن دو یا سه سال ادامه پیدا کند. مدیر فعلی اعتبار خرید را دریافت می‌کند و مدیر بعدی بدهی را تحویل می‌گیرد. تا زمانی که امضاکنندگان قرارداد در برابر پیامد مالی تصمیم خود پاسخ‌گو نباشند، هزینه‌کردن برای موفقیت فوری جذاب‌تر از سرمایه‌گذاری در زیرساخت خواهد ماند.

راه‌حل، ممنوع‌کردن قرارداد گران نیست. یک بازیکن گران‌قیمت ممکن است با قهرمانی، صعود آسیایی، افزایش فروش پیراهن، جذب اسپانسر و انتقال بعدی، ارزش اقتصادی ایجاد کند. مشکل زمانی است که قیمت قرارداد هیچ ارتباطی با عملکرد قابل‌اندازه‌گیری و درآمد مورد انتظار ندارد.

بازیکن خارجی باید سرمایه باشد، نه هزینه سوخته

جذب بازیکن خارجی در ذات خود تصمیم نادرستی نیست. حضور بازیکن باکیفیت می‌تواند سطح مسابقات را بالا ببرد، نتیجه تیم را بهتر کند و ارزش تجاری لیگ را افزایش دهد. اما خرید خارجی بدون ارزیابی پزشکی، تحلیل داده، بررسی سابقه مصدومیت و برنامه خروج، یک تعهد ارزی پرریسک است.

باشگاه باید پیش از عقد قرارداد، پاسخ چند پرسش را مستند کند: این بازیکن چه برتری مشخصی نسبت به گزینه داخلی دارد؟ دستمزد و هزینه انتقال او با چند دقیقه بازی یا چه سطحی از عملکرد توجیه می‌شود؟ در صورت افت فنی، مصدومیت یا ناسازگاری، امکان فسخ یا انتقال وجود دارد؟ چه بخشی از قرارداد ثابت و چه بخشی وابسته به بازی، گل، کلین‌شیت یا موفقیت تیم است؟

قراردادهای کاملاً تضمین‌شده، به‌ویژه با بازیکنانی که شناخت کافی از آنان وجود ندارد، تمام ریسک را به باشگاه منتقل می‌کند. الگویی منطقی‌تر، دستمزد ثابت کنترل‌شده همراه با پاداش عملکرد، بندهای روشن پزشکی و امکان خروج کم‌هزینه است.

اردوی ترکیه؛ ضروری یا نماد هزینه‌کردن؟

اردوی خارجی را نمی‌توان در همه شرایط هزینه اضافی دانست. اگر باشگاه در ترکیه به زمین استاندارد، برنامه تغذیه و بدنسازی منظم و چند حریف تدارکاتی باکیفیت دسترسی پیدا کند، ممکن است اردو از نظر فنی توجیه داشته باشد. اما سفر خارجی هنگامی که فهرست تیم ناقص است، بازی مناسبی هماهنگ نشده یا مربی فقط چند جلسه تمرین معمولی برگزار می‌کند، ارزش اقتصادی محدودی خواهد داشت.

مقایسه درست نباید فقط میان «ترکیه» و «تهران» باشد. مدیران باید هزینه هر جلسه تمرین مفید، تعداد بازی‌های تدارکاتی، کیفیت حریفان، هزینه سفر و احتمال لغو را محاسبه کنند. اردوی داخلی سازمان‌یافته می‌تواند از یک اردوی خارجی نمایشی مؤثرتر باشد؛ همان‌طور که اردوی خارجی حرفه‌ای می‌تواند از تمرینات پراکنده داخلی ارزش بیشتری ایجاد کند.

مسئله اصلی، مقصد نیست؛ نبود ارزیابی بازگشت هزینه است. هر اردوی خارجی باید گزارش فنی و مالی داشته باشد و بعد از بازگشت مشخص شود اهداف اعلام‌شده تا چه اندازه محقق شده‌اند.

چرا آکادمی همیشه قربانی تیم بزرگسالان می‌شود؟

هزینه تیم بزرگسال فوراً دیده می‌شود، اما نتیجه سرمایه‌گذاری در آکادمی ممکن است سه تا پنج سال بعد ظاهر شود. به همین دلیل، مدیر کوتاه‌مدت معمولاً ترجیح می‌دهد بودجه را صرف بازیکن آماده کند و تیم‌های پایه را با حداقل امکانات اداره کند.

این تصمیم در ظاهر مشکل امروز را حل می‌کند، اما وابستگی باشگاه به بازار نقل‌وانتقالات را بیشتر می‌سازد. آکادمی کارآمد فقط منبع بازیکن ارزان نیست؛ می‌تواند از طریق فروش، حق آموزش، حق مشارکت در انتقال و کاهش هزینه خرید بازیکن درآمد ایجاد کند.

مجوز حرفه‌ای نیز صرفاً یک پرونده اداری نیست. AFC نظام صدور مجوز را شرط ورود باشگاه‌ها به رقابت‌های قاره‌ای می‌داند و پایداری مالی، شرایط ورزشی و ساختار باشگاه را جزو حوزه‌های حرفه‌ای‌سازی قرار داده است. در خرداد ۱۴۰۵، مجوز حرفه‌ای شش باشگاه ایرانی برای فصل بعد تأیید شد؛ محدودبودن این تعداد نشان می‌دهد فاصله میان داشتن تیم لیگ برتری و برخورداری از یک ساختار حرفه‌ای واقعی همچنان زیاد است.

جریمه‌های اداری چرا بازدارنده نیستند؟

مقررات زمانی مؤثرند که تخلف سریع کشف شود، جریمه قابل‌پیش‌بینی باشد و امکان دورزدن آن وجود نداشته باشد. اگر قرارداد واقعی با رقم ثبت‌شده تفاوت داشته باشد، مزایا خارج از قرارداد پرداخت شوند یا بدهی امروز با تزریق پول سهام‌دار در آخرین لحظه پوشانده شود، سقف بودجه به یک مانع حسابداری تبدیل خواهد شد.

حتی محدودکردن تعداد خارجی‌ها یا ثبت‌نکردن قراردادها نیز مشکل اصلی را حل نمی‌کند؛ زیرا ممکن است باشگاه همان بودجه را میان بازیکنان داخلی توزیع کند و تورم قراردادها ادامه یابد. اصلاح واقعی باید از «محدودیت تعداد و مبلغ» به «کنترل توان پرداخت» حرکت کند.

باشگاه پیش از ثبت قرارداد باید منابع مالی آن را اثبات کند، نه اینکه فقط تعهد بدهد در طول فصل پولی پیدا خواهد کرد. همچنین پرداخت‌ها باید از حساب رسمی باشگاه انجام شود تا بدهی، مالیات و قراردادهای جانبی قابل ردیابی باشند.

نسخه اصلاحی برای لیگ جدید

اصلاح اقتصاد فوتبال با کاهش کورکورانه تمام هزینه‌ها ممکن نیست. باشگاهی که برای زمین تمرین، پزشکی، آکادمی و تحلیل داده هزینه نمی‌کند، شاید صورت‌حساب امروز را کوچک کند، اما هزینه فنی و درمانی آینده را افزایش خواهد داد. صرفه‌جویی باید از هزینه‌های کم‌بازده آغاز شود، نه سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی.

یک مدل اجرایی می‌تواند بر پنج اصل استوار باشد: بودجه نقدی حسابرسی‌شده پیش از فصل، اتصال سقف قراردادها به درآمد وصول‌شده، انتشار عمومی تعهدات اصلی، قراردادهای عملکردمحور و اختصاص سهمی غیرقابل انتقال به آکادمی و زیرساخت.

در این مدل، هزینه خرید بازیکن تنها زمانی تصویب می‌شود که منبع پرداخت آن مشخص باشد. مطالبات معوق فصل قبل باید از بودجه فصل جدید کم شود و باشگاه دارای بدهی، تا تسویه یا ارائه تضمین معتبر، اجازه ایجاد تعهد تازه نداشته باشد.

هزینه بیشتر چرا موفقیت آسیایی نمی‌سازد؟

رقابت آسیایی فقط با خرید چند بازیکن گران‌قیمت به دست نمی‌آید. تیمی که زمین مناسب، پزشکی ورزشی، برنامه سفر، آنالیز، ریکاوری و ثبات مدیریتی ندارد، نمی‌تواند هزینه نقل‌وانتقالات را به عملکرد پایدار تبدیل کند.

افزایش دستمزدها ممکن است کیفیت فردی ترکیب را بالا ببرد، اما اگر باشگاه هر فصل مربی، مدیر و بخش بزرگی از بازیکنانش را تغییر دهد، سرمایه فنی انباشته نمی‌شود. حذف آسیایی در چنین شرایطی فقط شکست یک تیم نیست؛ بازگشت سرمایه اسپانسر، درآمد مسابقات و ارزش بازیکنان را نیز کاهش می‌دهد.

جمع‌بندی

اقتصاد فوتبال ایران بیش از آنکه با کمبود مقررات روبه‌رو باشد، از نبود ارتباط میان هزینه، درآمد و مسئولیت مدیریتی آسیب می‌بیند. سقف بودجه وجود دارد، اما درآمد قطعی باشگاه را مبنای اصلی قرار نمی‌دهد. صورت‌های مالی منتشر می‌شوند، اما زیان و بدهی مانع تعهدات تازه نمی‌شوند. حق پخش به رسمیت شناخته می‌شود، اما هنوز به درآمد پایدار باشگاه تبدیل نشده است.

باشگاه‌داری حرفه‌ای به معنای ارزان اداره‌کردن تیم نیست؛ به معنای هزینه‌کردن از محل درآمد واقعی و سنجش نتیجه هر هزینه است. اردو، بازیکن خارجی و قرارداد بزرگ زمانی قابل دفاع‌اند که بازده فنی یا تجاری مشخص داشته باشند. در مقابل، آکادمی، زیرساخت و شفافیت مالی نباید برای خرید یک ستاره دیگر قربانی شوند.

لیگ جدید می‌تواند با همان الگوی گذشته آغاز شود: قراردادهای بزرگ، رضایت کوتاه‌مدت هواداران و بدهی‌های تازه. مسیر دوم دشوارتر است، اما آینده دارد: بودجه مبتنی بر درآمد، کنترل نقدینگی، حق پخش شفاف، قراردادهای عملکردمحور و سرمایه‌گذاری مستمر در بازیکن‌سازی. بدون این تغییر، افزایش سقف بودجه فقط اندازه چرخه زیان را بزرگ‌تر خواهد کرد.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط