هشدار تازه ارتش ایران به آمریکا؛ کمبود موشکهای پدافندی واشنگتن واقعی است؟
امیر سرتیپ محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در اظهارات تازه خود گفت نیروهای مسلح در مرحله اخیر درگیری، «راهبرد بازدارندگی تلافیجویانه» را دنبال کردهاند و عملیات ایران پس از توقف حملات آمریکا فعلاً متوقف شده است. او همچنین مدعی شد واشنگتن با محدودیت در استفاده از مهمات موشکی و پدافندی مواجه شده و حملات ایران، فرودگاهها و پایگاههای مورد استفاده نیروهای آمریکایی در منطقه را ناامن کرده است.
این سخنان در شرایطی بیان میشود که آمریکا پس از نزدیک به دو هفته حملات متوالی، اجرای حملات برنامهریزیشده روز جمعه را متوقف کرد. گزارشهای تازه نشان میدهند این توقف هنوز آتشبس رسمی نیست و واشنگتن ضمن حفظ محاصره دریایی بنادر ایران، همچنان امکان ازسرگیری عملیات را باز گذاشته است. ایران نیز اعلام کرده تا زمانی که حملات جدیدی انجام نشود، عملیات تلافیجویانه خود را متوقف نگه میدارد.
محورهای اصلی سخنان سخنگوی ارتش
| موضوع | موضع اعلامشده |
|---|---|
| راهبرد ایران | بازدارندگی و پاسخ تلافیجویانه |
| اهداف مورد تأکید | رادارها، مراکز فرماندهی و پشتیبانی |
| وضعیت عملیات ایران | توقف موقت پس از توقف حملات آمریکا |
| ارزیابی از آمریکا | محدودیت مهمات پدافندی و سردرگمی راهبردی |
| وضعیت پایگاههای منطقه | ناامنشدن مراکز مورد استفاده آمریکا؛ به روایت ایران |
| سناریوهای آینده | خروج از جنگ، حملات هوایی گسترده یا عملیات زمینی |
| شرط کاهش تنش | بازگشت آمریکا به تفاهمنامه اسلامآباد |
آیا آمریکا واقعاً با کمبود مهمات پدافندی مواجه است؟
ادعای محدودشدن ذخایر پدافندی آمریکا فقط در سخنان مقام ایرانی مطرح نشده است. واشنگتنپست به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داده بود گسترش عملیات نظامی با کاهش ذخایر موشکهای دفاع هوایی و مهمات دوربرد و همچنین محدودیت در اعزام هواپیما و نیروی بیشتر به منطقه روبهرو است. این مقام ناشناس گفته بود آمریکا برای ادامه ایمن عملیات در سطح گسترده، مهمات کافی در اختیار ندارد.
رویترز نیز گزارش داده است ادامه همزمان جنگ در خلیج فارس و احتمال بازشدن جبههای دیگر در دریای سرخ، فشار بیشتری بر ذخایر مهمات و موشکهای رهگیر آمریکا وارد میکند؛ ذخایری که امکان جایگزینی فوری آنها وجود ندارد. براساس همین گزارش، بیش از ۲۰ شناور نظامی و صدها هواپیما درگیر عملیات منطقهای شدهاند و هزینه اعلامشده جنگ تا اواخر ژوئیه به ۳۷.۵ میلیارد دلار رسیده است.
افزایش تقاضا برای موشکهای پاتریوت نیز نشانه دیگری از فشار بر زنجیره تأمین دفاع هوایی غرب است. شرکت لاکهید مارتین از توسعه نمونهای ارزانتر از رهگیر پاتریوت خبر داده که قرار است کمتر از نصف موشک چهار میلیون دلاری PAC-3 MSE قیمت داشته باشد؛ بااینحال تولید آن زودتر از سال ۲۰۲۸ آغاز نخواهد شد.
بنابراین، اصل وجود محدودیت در ذخایر رهگیرها و مهمات دوربرد قابلقبول و تا حدی تأییدشده است. بااینحال، اطلاعات عمومی برای تعیین تعداد دقیق موشکهای باقیمانده، نرخ مصرف یا زمانی که ذخایر آمریکا به سطح بحرانی میرسد کافی نیست. عبارت «کمبود مهمات» به معنای تمامشدن کامل موشکها نیست؛ بیشتر نشان میدهد ادامه عملیات طولانی، واشنگتن را مجبور به اولویتبندی اهداف، انتقال ذخایر از مناطق دیگر و کاهش شدت درگیری خواهد کرد.
«فرودگاههای منطقه را ناامن کردیم»؛ ادعا یا واقعیت؟
در هفتههای گذشته ایران چندین پایگاه و مرکز نظامی مورد استفاده آمریکا در بحرین، کویت، اردن و عراق را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. رویترز گزارش داده بود حملات ایران تأسیسات آمریکایی در بحرین، کویت و اردن را هدف گرفت و در یکی از حملات، رادار و محل تجمع نیروهای آمریکایی در پایگاه علیالسالم کویت جزو اهداف اعلامشده بودند.
حملات به پایگاه موفقالسلطی در اردن نیز به کشته و زخمیشدن نیروهای آمریکایی منجر شد. گزارشهای آمریکایی حاکی از آن است که این پایگاه دستکم دو بار در یک هفته هدف قرار گرفت و برخی سازههای آن در برابر حملات موشکی و پهپادی از حفاظت کافی برخوردار نبودند.
بااینحال، عبارت «فرودگاههای منطقه» ممکن است این تصور را ایجاد کند که تمامی فرودگاههای نظامی و غیرنظامی خاورمیانه ناامن شدهاند. شواهد مستقل چنین نتیجه گستردهای را تأیید نمیکند. برای نمونه، دولت اردن گزارش تخلیه فرودگاه غیرنظامی عقبه را رد کرده بود؛ درحالیکه هدف حملات اعلامشده، عمدتاً پایگاهها، رادارها و تأسیسات مرتبط با حضور نظامی آمریکا بودهاند.
دقیقتر است گفته شود ایران با هدفگرفتن برخی پایگاههای هوایی و مراکز نظامی، سطح تهدید برای استقرار و عملیات نیروهای آمریکایی در منطقه را افزایش داده است. میزان خسارت به سامانههای پاتریوت، تاد، هواپیماها و انبارهای مهمات نیز میان روایت ایران و گزارشهای آمریکا اختلاف دارد و همه ادعاها با تصاویر ماهوارهای یا ارزیابی مستقل تأیید نشدهاند.
بازدارندگی تلافیجویانه یعنی چه؟
بازدارندگی تلافیجویانه بر این فرض استوار است که اگر طرف مقابل بداند هر حمله با پاسخی پرهزینه روبهرو میشود، انگیزه کمتری برای ادامه یا گسترش جنگ خواهد داشت. در این الگو، هدف الزاماً شکست کامل دشمن نیست؛ بلکه افزایش هزینههای نظامی، سیاسی و اقتصادی تا سطحی است که ادامه درگیری برای او نامطلوب شود.
اکرمینیا میگوید نیروهای ایرانی در پاسخهای اخیر، بهجای توزیع پراکنده حملات، بر مراکز راداری، فرماندهی و پشتیبانی تمرکز کردهاند. این انتخاب از نظر نظامی میتواند دو هدف داشته باشد: کاهش توان کشف و رهگیری حملات بعدی و افزایش هزینه حفاظت از پایگاهها و نیروهای مستقر در منطقه.
واشنگتن نیز در عملیات خود رویکرد مشابهی را علیه ایران دنبال کرده و مراکز فرماندهی، سامانههای دفاع هوایی، انبارهای موشکی و پهپادی و تأسیسات نظارت ساحلی را هدف قرار داده است. سنتکام اعلام کرده موجهای متوالی حملات آمریکا برای کاهش توان ایران در هدفگرفتن کشتیها و نیروهای منطقهای انجام شدهاند.
نتیجه، شکلگیری چرخهای است که هر دو طرف حملات خود را دفاعی و تلافیجویانه توصیف میکنند. خطر اصلی این چرخه آن است که یک حمله پرتلفات، اشتباه محاسباتی یا هدفگرفتن زیرساخت غیرنظامی بتواند توقف فعلی را در مدت کوتاهی به دور تازهای از جنگ تبدیل کند.
تفاهمنامه اسلامآباد چه میگوید؟
تفاهمنامه اسلامآباد یک سند ۱۴بندی است که ایران و آمریکا در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ با میانجیگری پاکستان و همراهی دیگر کشورهای منطقه امضا کردند. این سند یک دوره اولیه ۶۰روزه برای مذاکره درباره آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، برنامه هستهای و موشکی ایران، تحریمها و ترتیبات امنیتی منطقه در نظر گرفته بود.
تهران میگوید ازسرگیری حملات و محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا با مفاد این تفاهمنامه مغایرت دارد. واشنگتن در مقابل، حمله به کشتیها و محدودکردن مسیرهای تردد در تنگه هرمز را نقض توافق میداند. همین اختلاف باعث فروپاشی توقف شکننده درگیری و آغاز دوباره حملات در ماه ژوئیه شد.
پاکستان اعلام کرده از تلاش برای اجرای تفاهمنامه عقبنشینی نکرده و معتقد است این سند همچنان میتواند نقشه راه بازگشت طرفها به مذاکره باشد. گفتوگوهای ایران و عمان درباره سازوکار عبور امن کشتیها نیز بخشی از تلاشهای دیپلماتیک برای ایجاد یک مسیر خروج از بحران است.
آیا آمریکا واقعاً به دنبال خروج از جنگ است؟
توقف حملات آمریکا میتواند نشانه بررسی یک راه خروج باشد، اما هنوز نمیتوان آن را تصمیم قطعی برای پایان جنگ دانست. گزارشها نشان میدهد نگرانی از ذخایر مهمات، افزایش تلفات، قیمت بالای انرژی و فشار سیاسی داخلی از عوامل مؤثر بر تصمیم واشنگتن برای توقف موقت حملات بودهاند.
در عین حال، ناوها، جنگندهها و نیروهای آمریکا همچنان در منطقه حضور دارند و محاصره بنادر ایران نیز لغو نشده است. توقف فعلی بیشتر یک «مکث عملیاتی» است تا آتشبس حقوقی و پایدار. آمریکا میتواند در صورت شکست مذاکرات یا حمله جدید ایران، عملیات هوایی را از سر بگیرد.
اکرمینیا احتمال داده است اسرائیل مانع خروج آمریکا از جنگ شود. این ارزیابی یک تحلیل سیاسی از سوی سخنگوی ارتش ایران است و نه واقعیتی تأییدشده؛ بااینحال دیدارها و رایزنیهای نزدیک واشنگتن و تلآویو میتواند بر تصمیم آمریکا درباره ادامه یا توقف عملیات اثر بگذارد.
سه سناریوی پیش روی درگیری
در سناریوی نخست، توقف حملات ادامه پیدا میکند و مذاکرات ایران با عمان، پاکستان و دیگر میانجیها به احیای بخشی از تفاهمنامه اسلامآباد منجر میشود. در این حالت، توافق بر سر تردد کشتیها و کاهش حملات میتواند نخستین گام باشد.
در سناریوی دوم، مذاکرات به نتیجه نمیرسد و آمریکا حملات محدود و دورایستا را علیه رادارها، موشکها و تأسیسات ساحلی ایران از سر میگیرد. ایران نیز احتمالاً پایگاههای نظامی آمریکا و متحدان منطقهای آن را دوباره هدف قرار خواهد داد.
در سناریوی سوم، یک حادثه پرتلفات باعث گسترش سریع جنگ میشود. عملیات زمینی گسترده علیه ایران بهدلیل وسعت جغرافیایی، نیاز لجستیکی و آسیبپذیری پایگاههای منطقهای بسیار پرهزینه ارزیابی میشود، اما مقامهای آمریکایی آن را بهطور کامل کنار نگذاشتهاند. کارشناسان نظامی هشدار دادهاند نیروهای آمریکا برای یک عملیات زمینی بزرگ و مقابله طولانی با حملات دورایستای ایران آمادگی مطلوبی ندارند.
جمعبندی؛ فشار بر آمریکا واقعی است، اما نتیجه جنگ مشخص نیست
سخنان محمد اکرمینیا بخشی از روایت رسمی ایران از مرحله تازه جنگ است: پاسخهای دقیقتر، هدفگرفتن مراکز راداری و پشتیبانی و افزایش هزینه حضور آمریکا در منطقه. گزارشهای مستقل نیز وجود فشار بر ذخایر پدافندی، خسارتپذیری برخی پایگاهها و افزایش هزینه انسانی و مالی عملیات آمریکا را تأیید میکنند.
اما از این دادهها نمیتوان نتیجه گرفت آمریکا توان ادامه جنگ را از دست داده یا همه پایگاهها و فرودگاههای منطقه عملاً از کار افتادهاند. واشنگتن همچنان نیروی هوایی، دریایی و موشکی گستردهای در اختیار دارد و توقف حملات ممکن است تصمیمی موقت برای سنجش مسیر دیپلماتیک باشد.
مهمترین واقعیت این است که توقف فعلی بسیار شکننده است. ایران عملیات تلافیجویانه را مشروط به ادامهنیافتن حملات آمریکا متوقف کرده و آمریکا نیز بدون اعلام آتشبس رسمی، گزینه نظامی را حفظ کرده است. در چنین وضعیتی، احیای تفاهمنامه اسلامآباد یا رسیدن به سازوکاری جدید درباره تنگه هرمز، تعیین خواهد کرد مکث کنونی به خروج از جنگ منجر میشود یا فقط فرصتی کوتاه برای آمادهشدن دو طرف پیش از دور بعدی درگیری است.