جلسه بینتیجه هیئترئیسه فدراسیون فوتبال؛ چرا ممبینی ماند و تصمیم درباره قلعهنویی عقب افتاد؟
هیئترئیسه فدراسیون فوتبال عصر شنبه سوم مرداد ۱۴۰۵ حدود پنج ساعت جلسه برگزار کرد. وضعیت هدایت ممبینی، دبیرکل فدراسیون، و بررسی عملکرد تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ از مهمترین موضوعات این نشست بودند؛ بااینحال، هیچ تصمیم قطعی و علنی درباره برکناری دبیرکل یا تمدید قرارداد سرمربی تیم ملی اعلام نشد. اعضای هیئترئیسه گفتند جلسه دیگری با حضور امیر قلعهنویی برگزار خواهد شد تا او گزارش و برنامه خود برای جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ را ارائه کند.
این نتیجه از نظر اداری میتواند «ادامه بررسی» نامیده شود، اما از منظر افکار عمومی پاسخ کاملی به پرسشهای ایجادشده نیست. جلسهای که با انتظار تعیین تکلیف دو پرونده مهم تشکیل شده بود، در نهایت فقط زمان تصمیمگیری را عقب انداخت.
البته نمیتوان با قطعیت گفت در داخل جلسه هیچ تذکر یا انتقادی مطرح نشده است؛ مذاکرات داخلی هیئترئیسه بهطور کامل منتشر نشدهاند. آنچه میتوان با اطمینان گفت این است که هیچ اخطار، تصمیم انضباطی یا برنامه اصلاحی رسمی و قابل سنجشی به افکار عمومی اعلام نشد.
پرونده ممبینی؛ اشتباه تأیید شد، مسئولیت هنوز مشخص نیست
پرونده نخست به نحوه معرفی نماینده ایران برای شرکت در سطح دوم رقابتهای باشگاهی آسیا مربوط میشود. در حالی که قرار بود تکلیف سهمیه مورد اختلاف پس از برگزاری رقابت سهجانبه مشخص شود، نام گلگهر پیشتر برای کنفدراسیون فوتبال آسیا ارسال شده بود؛ اتفاقی که وضعیت چادرملو، قهرمان رقابت تعیین سهمیه، را با ابهام روبهرو کرد.
امیرمهدی علوی، سخنگوی فدراسیون فوتبال، پس از جلسه پذیرفت که اعلام گلگهر بهعنوان نماینده ایران «اشتباه» بوده است. او در عین حال گفت هدایت ممبینی همه نامهها و مکاتبات مربوط به AFC را ارائه کرده و مهدی تاج کمیتهای را برای بررسی مسیر طیشده میان فدراسیون و کنفدراسیون آسیا مأمور کرده است. فدراسیون همچنین میگوید تاکنون هفت نامه برای اصلاح وضعیت و معرفی تیمی که سهمیه را در زمین به دست آورده، به AFC ارسال کرده است.
این توضیحات نشان میدهد اصل وقوع خطا دیگر محل اختلاف نیست؛ اختلاف بر سر منشأ، حدود اختیار و مسئولیت آن است. هنوز روشن نشده نامه اولیه با تأیید چه افرادی ارسال شد، آیا مصوبه هیئترئیسهای درباره آن وجود داشت، چه کسی متن نهایی را تأیید کرد و چرا تصمیم برگزاری مسابقات سهجانبه با مکاتبه قبلی هماهنگ نبود.
به همین دلیل، استفاده قطعی از تعبیر «اقدام خودسرانه دبیرکل» تا پیش از انتشار نتیجه کمیته بررسی، از نظر خبری نیازمند احتیاط است. ممکن است گزارش نهایی مسئولیت مستقیم را متوجه دبیرکل بداند، اما احتمال ضعف هماهنگی میان دبیرخانه، ریاست، سازمان لیگ و هیئترئیسه نیز وجود دارد.
ممبینی برکنار نشد؛ باوجود انتشار خبرهای متناقض
پیش از برگزاری جلسه، چند رسانه از تصمیم مهدی تاج برای برکناری هدایت ممبینی خبر داده بودند. برخی حتی گزینههایی را برای جانشینی او مطرح کردند، اما این گزارشها در جلسه هیئترئیسه به تصمیم رسمی تبدیل نشدند.
صفحه تشکیلات فدراسیون ایران در وبسایت رسمی فیفا نیز همچنان هدایت ممبینی را بهعنوان دبیرکل معرفی میکند. این داده بهتنهایی تمام جزئیات داخلی فدراسیون را نشان نمیدهد، اما مؤید آن است که تغییر رسمی و ثبتشدهای در این سمت اعلام نشده است.
مسئله فقط برکناری یا ادامه کار یک مدیر نیست. اگر بررسیها نشان دهد دبیرکل مطابق نامههای رسمی، دستورات مافوق یا محدودیت زمانی AFC عمل کرده است، فدراسیون باید از او رفع اتهام کند. اگر نیز قصور یا عبور از حدود اختیار اثبات شود، باید مسئولیت و پیامد آن روشن باشد.
تشکیل کمیته زمانی ارزشمند است که مهلت مشخص، ترکیب معلوم و خروجی قابل انتشار داشته باشد. کمیتهای که بدون زمانبندی تشکیل شود و گزارشش در اختیار افکار عمومی قرار نگیرد، بیشتر باعث انتقال پرونده از تیتر اخبار به بایگانی خواهد شد تا حل مسئله.
قلعهنویی ماندنی است یا هنوز تصمیمی گرفته نشده؟
پرونده دوم به آینده امیر قلعهنویی مربوط میشود. مهدی تاج پیشتر بهصراحت از ادامه حضور او تا جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ سخن گفته بود و رویترز نیز دوازدهم ژوئیه گزارش داد فدراسیون ایران تمدید همکاری با سرمربی را تأیید کرده است.
بااینحال، پس از جلسه هیئترئیسه، اعضا اعلام کردند تصمیم قطعی هنوز گرفته نشده و قلعهنویی باید در جلسه بعدی برنامههای خود را ارائه کند. برخی گزارشهای غیررسمی نیز از مخالفت اعضا با قرارداد بلندمدت یا درخواست تغییر در ترکیب دستیاران حکایت دارند، اما این شروط هنوز در قالب مصوبه رسمی منتشر نشدهاند.
این وضعیت یک تناقض مدیریتی ایجاد میکند: چگونه رئیس فدراسیون از ادامه همکاری خبر میدهد، اما هیئترئیسه چند هفته بعد میگوید هنوز باید برنامه سرمربی را بشنود و تصمیم بگیرد؟
حتی اگر در نهایت ابقای قلعهنویی منطقیترین گزینه باشد، ترتیب تصمیمگیری اهمیت دارد. ارزیابی فنی باید پیش از اعلام نتیجه انجام شود، نه اینکه ابتدا ماندن سرمربی قطعی جلوه داده شود و سپس جلسهای برای بررسی عملکرد تشکیل شود.
آیا عملکرد تیم ملی واقعاً رضایتبخش بود؟
ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ هر سه مسابقه مرحله گروهی را مساوی کرد و بدون شکست، اما بدون پیروزی و صعود، از رقابتها کنار رفت. قلعهنویی پس از مسابقات مسئولیت نتیجه را پذیرفت، هرچند بارها بر مشکلات آمادهسازی، محدودیتهای سفر و فشارهای خارج از زمین تأکید داشت.
مشکلات تیم ملی در آمریکا و مکزیک واقعی بودند. محدودیتهای ورود، سفرهای اجباری و کاهش زمان بازیابی بازیکنان در جریان جام جهانی مورد توجه رسانههای بینالمللی نیز قرار گرفتند.
اما وجود شرایط دشوار، بررسی فنی را بیمعنا نمیکند. هیئترئیسه باید جداگانه پاسخ دهد که تیم ملی در انتخاب بازیکنان، مدیریت دقایق مسابقه، تعویضها، ساخت موقعیت و استفاده از فرصت صعود چه عملکردی داشت. نتیجه این ارزیابی ممکن است ابقای قلعهنویی باشد؛ اما ابقا باید محصول بررسی باشد، نه جایگزین آن.
اظهارات برخی اعضای هیئترئیسه نیز نشاندهنده فضای حمایتی جلسه بود. طهمورث حیدری گفت عملکرد تیم ملی مورد تأیید اعضا بوده و حتی پاداش مطرحشده برای سرمربی را «ناچیز» توصیف کرد. او همزمان انتظار فدراسیون از سرمربی آینده را رسیدن حداقل به فینال جام ملتهای آسیا دانست.
تذکر نمادین کافی نیست؛ فدراسیون به تعهد قابل اندازهگیری نیاز دارد
انتقاد از اینکه چرا به ممبینی و قلعهنویی «تذکر» داده نشد قابل درک است، اما یک تذکر شفاهی و رسانهای بهتنهایی مشکلی را حل نمیکند. آنچه فوتبال ایران به آن نیاز دارد، تعیین مسئولیت، اصلاح فرآیند و شاخصهای قابل ارزیابی است.
در پرونده نماینده آسیایی، فدراسیون باید مشخص کند:
-
چه مصوبهای مبنای معرفی باشگاه به AFC بوده است؛
-
نامه در چه تاریخی و با امضای چه مقامی ارسال شده؛
-
مسابقات سهجانبه چگونه و پس از کدام تصمیم تصویب شدند؛
-
چه اقدام حقوقی برای بازگرداندن سهمیه تیم برنده انجام شده است.
در پرونده تیم ملی نیز قرارداد جدید باید شامل هدفگذاری روشن برای جام ملتهای آسیا، برنامه مسابقات تدارکاتی، نحوه تغییر نسل، مسئولیت اعضای کادر و زمانبندی ارزیابیهای دورهای باشد.
چنین چارچوبی بسیار مؤثرتر از یک «تشر» مقابل دوربین است؛ زیرا امکان مطالبهگری در ماههای آینده را فراهم میکند.
چرا سکوت فدراسیون به اعتبار هیئترئیسه آسیب میزند؟
هیئترئیسه بالاترین مرجع تصمیمگیری جاری فدراسیون است. وقتی اعضا درباره دو موضوع مهم جلسه تشکیل میدهند، اما خروجی شفاف، مکتوب و دارای جدول زمانی ارائه نمیکنند، این تصور ایجاد میشود که تصمیمها در جای دیگری گرفته شده یا مسئولیت میان بخشهای مختلف پخش شده است.
در پرونده قلعهنویی، اعلام زودهنگام موضع رئیس فدراسیون اختیار هیئترئیسه را زیر سؤال برده است. در پرونده ممبینی نیز انتشار خبر برکناری، ادامه حضور او و سپس تشکیل کمیته بدون ارائه زمان نتیجه، فضای ابهام را افزایش داده است.
شفافیت لزوماً به معنای اخراج مدیران یا سرمربی نیست. ممکن است نتیجه یک بررسی حرفهای، ادامه همکاری با هر دو نفر باشد. مسئله آن است که افکار عمومی بداند تصمیم براساس چه مستنداتی گرفته شده و چه کسی مسئول پیامدهای بعدی خواهد بود.
جلسه بعدی باید چه خروجی داشته باشد؟
جلسه آینده با حضور قلعهنویی زمانی معنا پیدا میکند که فدراسیون پس از آن چند موضوع را روشن کند: مدت قرارداد، اهداف فنی، ترکیب کادر، برنامه اردوها و شاخص ارزیابی عملکرد.
کمیته پرونده آسیایی نیز باید در بازه زمانی کوتاه گزارش دهد که خطا دقیقاً در کدام مرحله رخ داده است. نتیجه این بررسی نباید فقط در اختیار رئیس فدراسیون باقی بماند؛ حداقل خلاصهای از مستندات، مسئولیتها و اقدامات اصلاحی باید منتشر شود.
جلسه سوم مرداد برخلاف برخی تیترها با «تأیید کامل و قطعی همهچیز» پایان نیافت؛ تصمیم درباره قلعهنویی عقب افتاد و پرونده ممبینی به کمیته رسید. بااینحال، منتقدان حق دارند بپرسند چرا چنین پروندههایی بدون تعیین زمان، مسئول و نتیجه اولیه باز ماندهاند.
آزمون واقعی هیئترئیسه نه در اخراج سریع مدیران، بلکه در توانایی آن برای ارائه یک تصمیم مستند، شفاف و قابل پیگیری است. اگر جلسه بعدی نیز تنها با وعده بررسی بیشتر پایان یابد، مسئله از عملکرد ممبینی و قلعهنویی فراتر خواهد رفت و مستقیماً به کارآمدی ساختار تصمیمگیری فدراسیون فوتبال مربوط میشود.