بورس از شوک جنگ عبور کرد؛ شاخص کل آماده جهش بزرگ است یا در تله ریسک سیاسی می‌ماند؟

بورس از شوک جنگ عبور کرد؛ شاخص کل آماده جهش بزرگ است یا در تله ریسک سیاسی می‌ماند؟
بورس تهران پس از هفته‌هایی پر از تعطیلی، صف فروش، خروج سنگین پول و نوسان‌های سیاسی، بار دیگر با افزایش تقاضا و رشد شاخص‌ها خبرساز شده است. سپیده منصوری، کارشناس بازار سرمایه، معتقد است بخش مهمی از ریسک‌های سیستماتیک پیش‌تر در قیمت سهام منعکس شده و کاهش تنش‌های سیاسی می‌تواند زمینه آغاز یک روند صعودی منطقی را فراهم کند. بااین‌حال، آمار معاملات و تحولات تازه منطقه نشان می‌دهد مسیر صعود بورس هنوز هموار نیست و تداوم آن به سه متغیر حیاتی وابسته خواهد بود: کاهش واقعی ریسک سیاسی، ثبات سیاست‌های اقتصادی و بازگشت پایدار نقدینگی.
۱۱:۲۵ - ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
وانانیوز|

بازار سرمایه ایران پس از حدود ۸۰ روز توقف، در ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ به‌صورت مرحله‌ای بازگشایی شد. برخلاف انتظار بخشی از سهامداران که صف‌های فروش سنگین و سقوط شاخص را پیش‌بینی می‌کردند، شاخص کل در نخستین روز بازگشایی حدود ۲۵۰۰ واحد رشد کرد و بازار در روز دوم نیز مسیر مثبتی داشت. البته این بازگشایی کاملاً عادی نبود؛ ۴۲ نماد بزرگ که حدود ۳۶ درصد ارزش بازار را تشکیل می‌دادند، همچنان بسته ماندند و محدودیت‌هایی برای فعالیت بازارگردان‌ها اعمال شد. بنابراین مقاومت اولیه بورس را نمی‌توان صرفاً نشانه قطعی بلوغ بازار دانست، زیرا سیاست‌گذار نیز با یک بازگشایی کنترل‌شده از افزایش ناگهانی عرضه جلوگیری کرد.

با وجود این ملاحظات، رفتار بازار در ماه‌های بعد نشان داد که بخشی از سرمایه‌گذاران حاضرند در صورت کاهش نااطمینانی، بار دیگر ریسک خرید سهام را بپذیرند. در هفته منتهی به ۲۷ خرداد، شاخص کل بیش از ۵۵۸ هزار واحد رشد کرد و تنها در یک روز نزدیک به ۸۹۴۱ میلیارد تومان پول حقیقی وارد سهام، حق‌تقدم و صندوق‌های سهامی شد؛ رقمی که به‌عنوان رکوردی کم‌سابقه برای ورود نقدینگی حقیقی گزارش شد.

ریزش ۴۰۰ هزار واحدی؛ ریسک سیاسی هنوز زنده است

حرکت صعودی بورس بدون وقفه ادامه پیدا نکرد. در هفته منتهی به ۲۴ تیر، تشدید تنش‌های سیاسی و نظامی، شاخص کل را حدود ۴۰۰ هزار واحد پایین آورد. بازار نزدیک به هشت روز معاملاتی منفی را پشت سر گذاشت و بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی از آن خارج شد. این آمار نشان می‌دهد که واکنش سهامداران نسبت به اخبار جنگ و سیاست همچنان شدید است و نمی‌توان از حذف کامل رفتار هیجانی سخن گفت.

پس از این دوره، قدرت تقاضا دوباره افزایش یافت. در معاملات سه‌شنبه ۶ مرداد، شاخص کل با رشد ۵۶ هزار و ۹۳۶ واحدی به سطح پنج میلیون و ۱۰۹ هزار واحد رسید. شاخص هم‌وزن نیز بیش از ۱۸ هزار واحد بالا رفت و ۶۲۱ نماد مثبت در برابر ۱۷۹ نماد منفی قرار گرفتند؛ آماری که نشان‌دهنده گسترش تقاضا در بخش بزرگی از بازار بود، نه صرفاً رشد چند شرکت شاخص‌ساز.

بااین‌حال، جریان پول هنوز کاملاً باثبات نیست. در یکی از هفته‌های اخیر، با وجود ورود ۲۹۵۱ میلیارد تومان پول حقیقی در روز دوشنبه و ۳۷۱۶ میلیارد تومان در روز سه‌شنبه، مجموع هفتگی همچنان خروج خالص حدود ۱۶۹۸ میلیارد تومانی را نشان می‌داد. به بیان دیگر، بخشی از سرمایه‌گذاران بازگشته‌اند، اما اعتماد عمومی هنوز به مرحله‌ای نرسیده که بتوان از آغاز قطعی یک موج صعودی بلندمدت صحبت کرد.

چرا کاهش ریسک سیاسی می‌تواند قیمت سهام را بالا ببرد؟

قیمت هر سهم فقط بر پایه سود امروز شرکت تعیین نمی‌شود؛ سرمایه‌گذار سودهای آینده را با در نظر گرفتن مجموعه‌ای از ریسک‌ها ارزش‌گذاری می‌کند. هرچه احتمال جنگ، تحریم تازه، اختلال در صادرات یا آسیب به زیرساخت‌های تولیدی بیشتر باشد، سرمایه‌گذار نرخ بازده بالاتری مطالبه می‌کند و حاضر نیست برای سود آینده شرکت قیمت زیادی بپردازد.

کاهش تنش‌های سیاسی، احتمال برقراری آتش‌بس پایدار و بازگشت مذاکرات می‌تواند این «صرف ریسک» را کاهش دهد. در چنین شرایطی حتی اگر سود شرکت‌ها فوراً افزایش پیدا نکند، ارزش‌گذاری سهام امکان رشد خواهد داشت؛ زیرا آینده فعالیت بنگاه‌ها قابل‌پیش‌بینی‌تر می‌شود.

اما تحولات سیاسی همچنان شکننده است. گزارش‌های تازه از ادامه حملات، اختلاف درباره تنگه هرمز و دشواری مذاکرات حکایت دارد. حتی پس از مطرح شدن گفت‌وگوهای غیرمستقیم و توقف موقت بخشی از حملات، تنش‌های نظامی دوباره افزایش یافت. در نتیجه، بورس ممکن است در واکنش به هر خبر مثبت یا منفی سیاسی تغییر مسیر دهد و هنوز نمی‌توان کاهش ریسک ژئوپلیتیکی را قطعی یا برگشت‌ناپذیر دانست.

سهام بنیادی برگ برنده بورس می‌شود؟

از نگاه منصوری، موج اخیر بازار فقط نتیجه خوش‌بینی سیاسی نیست. بسیاری از شرکت‌های بزرگ، به‌ویژه در صنایع پتروشیمی، پالایشی، فلزی و معدنی، همچنان ظرفیت سودسازی دارند. کاهش قیمت سهام در دوره‌های منفی نیز باعث شده بخشی از بازار نسبت به ارزش دارایی‌ها، درآمد صادراتی و سود مورد انتظار شرکت‌ها ارزان‌تر به نظر برسد.

این موضوع برای شرکت‌های صادرات‌محور دو وجه دارد. افزایش نرخ ارز معمولاً درآمد ریالی آنها را تقویت می‌کند، اما جنگ، محدودیت‌های تجاری، قطعی انرژی و اختلال در حمل‌ونقل می‌تواند مقدار تولید و صادرات را کاهش دهد. بنابراین صرف بالا رفتن دلار تضمین‌کننده رشد سود نیست و سرمایه‌گذاران باید فروش واقعی، حاشیه سود، هزینه انرژی و گزارش‌های منتشرشده در سامانه کدال را نیز بررسی کنند.

برخی تحلیلگران با استناد به پایین بودن ارزش بازار در مقایسه با میانگین‌های تاریخی، معتقدند در صورت کنترل ریسک‌ها شاخص کل می‌تواند ظرفیت حرکت به محدوده‌های بالاتر را داشته باشد. این برآورد یک سناریوی تحلیلی است و نباید به‌عنوان هدف قطعی شاخص یا تضمین بازدهی تلقی شود.

نرخ سود ۲۴ درصدی؛ رقیب جدی سهامداران

حتی در صورت کاهش تنش‌های سیاسی، سیاست پولی می‌تواند مسیر بورس را تغییر دهد. آخرین داده بانک مرکزی نشان می‌دهد نرخ سود بازار بین‌بانکی در پایان تیر به ۲۳.۹۷ درصد رسیده و تنها سه صدم واحد درصد با مرز ۲۴ درصد فاصله دارد. نرخ توافق بازخرید نیز ۲۳ درصد و نرخ اعتبارگیری قاعده‌مند ۲۴ درصد اعلام شده است.

افزایش نرخ بهره، اوراق بدهی و سود بدون ریسک، هزینه فرصت خرید سهام را بالا می‌برد. سرمایه‌گذاری که بتواند بدون تحمل نوسان بورس بازده قابل‌توجهی دریافت کند، تنها زمانی وارد بازار سهام می‌شود که انتظار سود بالاتری داشته باشد. به همین دلیل، تأمین گسترده کسری بودجه از طریق انتشار اوراق یا بالا ماندن نرخ‌های سود می‌تواند بخشی از نقدینگی را از سهام دور نگه دارد.

در مقابل، ثبات مقررات، کاهش قیمت‌گذاری دستوری، پیش‌بینی‌پذیری نرخ خوراک و انرژی، شفافیت سیاست ارزی و جلوگیری از تصمیمات ناگهانی می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران را تقویت کند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که بازار فقط از جنگ و تحریم آسیب نمی‌بیند؛ بخش مهمی از زیان سهامداران نتیجه تغییر ناگهانی مقررات و تصمیمات اقتصادی بوده است.

آیا رشد اخیر نشانه بلوغ بورس است؟

مقاومت بازار پس از بازگشایی و بازگشت سریع تقاضا را می‌توان نشانه‌ای از افزایش توجه به تحلیل بنیادی دانست، اما اطلاق «بلوغ کامل» هنوز زود است. صف‌های فروش متوالی، خروج ده‌ها هزار میلیارد تومان پول و تغییر ناگهانی مسیر شاخص با انتشار خبرهای سیاسی نشان می‌دهد رفتار هیجانی همچنان بخش جدایی‌ناپذیر بورس تهران است.

نشانه واقعی بلوغ زمانی دیده خواهد شد که رشد بازار با افزایش ارزش معاملات، ورود مستمر پول حقیقی، بهبود سود شرکت‌ها و مشارکت گسترده نمادهای کوچک و بزرگ همراه شود. رشد شاخص کل بدون شاخص هم‌وزن، یا صعود چندروزه در سایه حمایت حقوقی‌ها، برای تأیید یک روند پایدار کافی نیست.

سه شرط ادامه صعود بورس

سناریوی مثبت زمانی تقویت می‌شود که کاهش درگیری‌ها به توافق سیاسی پایدار، ثبات بازار ارز و تسهیل تجارت خارجی منجر شود. همزمان، نرخ سود باید در سطحی مدیریت شود که بازار بدهی تمام جریان نقدینگی را جذب نکند و سیاست‌گذار نیز از ایجاد شوک‌های ناگهانی برای صنایع بورسی پرهیز کند.

در چنین شرایطی، صنایع بنیادی و صادراتی می‌توانند موتور حرکت شاخص باشند و سرمایه‌های پارک‌شده در صندوق‌های درآمد ثابت یا بازارهای موازی به‌تدریج به سمت سهام بازگردند. اما اگر تنش‌های نظامی دوباره تشدید شود، نرخ بهره افزایش یابد یا تصمیمات غیرمنتظره درباره قیمت‌گذاری و بودجه شرکت‌ها اتخاذ شود، رشد اخیر می‌تواند به یک موج کوتاه‌مدت تبدیل شود.

بورس تهران اکنون در نقطه‌ای حساس قرار دارد؛ ارزش‌گذاری‌های اصلاح‌شده و توان سودسازی شرکت‌ها فرصت ایجاد کرده‌اند، اما ریسک سیاسی و نرخ بهره همچنان دو مانع بزرگ بازار هستند. بنابراین پیام معاملات اخیر نه آغاز قطعی یک جهش تاریخی، بلکه بازگشت مشروط اعتماد است؛ اعتمادی که برای تبدیل شدن به روند صعودی پایدار، به خبرهای مثبت مقطعی نیاز ندارد، بلکه به ثبات واقعی در سیاست و اقتصاد وابسته است.

ارسال نظر
captcha
تبلیغات وانا
جدیدترین اخبار
روی خط