تاج از نامه ممبینی خبر نداشت؛ اعتراف تازهای که بحران سهمیه آسیایی را عمیقتر کرد
امیرمهدی علوی در گفتوگوی تلفنی با برنامه «ورزش و مردم» گفت گلگهر سیرجان در نامه مورخ ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ از سوی هدایت ممبینی به AFC معرفی شده است. براساس اظهارات او، جلسه هیئترئیسه برای تعیین تکلیف سهمیه سوم ایران روز ۱۱ خرداد برگزار شد. این ترتیب زمانی به این معناست که نامه معرفی نماینده پیش از اتخاذ تصمیم نهایی هیئترئیسه ارسال شده بود.
فدراسیون فوتبال نیز در بیانیه رسمی خود پذیرفته است که فهرست تیمها در موعد مقرر بدون درج عبارت «در انتظار تأیید» به کنفدراسیون آسیا ارسال شد و اعضای هیئترئیسه از معرفی قطعی گلگهر اطلاع نداشتند. فدراسیون همزمان چادرملو را براساس نتیجه تورنمنت سهجانبه، نماینده قانونی مورد نظر خود معرفی کرده و از ارسال هفت نامه برای اصلاح وضعیت خبر داده است.
این اعتراف، پرونده را از مرحله شایعه خارج کرده است. اکنون دیگر اصل ارسال زودهنگام نام گلگهر محل اختلاف نیست؛ موضوع اصلی این است که چرا یک مکاتبه تعیینکننده، پیش از جلسه رکن تصمیمگیر و بدون هماهنگی رئیس و اعضای هیئترئیسه ارسال شده است.
«تاج خبر نداشت» دفاع است یا نشانه ضعف نظارتی؟
سخنگوی فدراسیون در پاسخ به پرسش مجری صراحتاً گفت مهدی تاج از نامه ممبینی اطلاع نداشته است. این جمله در ظاهر میتواند به معنای بیاطلاعی رئیس از اقدام دبیرکل باشد، اما از منظر حکمرانی سازمانی، مشکل را کوچکتر نمیکند.
براساس ماده ۶۷ اساسنامه فدراسیون فوتبال، دبیرکل مدیر ارشد اجرایی سازمان اداری است و مسئولیت مکاتبات و ارتباط با فیفا و کنفدراسیونهای قارهای را بر عهده دارد. بااینحال، همین ماده تأکید میکند دبیرکل باید تصمیمات هیئترئیسه و مجمع عمومی را «تحت نظارت و با هماهنگی رئیس فدراسیون» اجرا کند.
بنابراین صرف اینکه مکاتبه با AFC در حوزه اجرایی دبیرکل قرار دارد، به معنای اختیار نامحدود او برای تعیین نماینده ایران نیست. نامهنگاری یک وظیفه اجرایی است، اما محتوای نامه باید بر تصمیم معتبر رکن مسئول استوار باشد. معرفی قطعی یک باشگاه پیش از جلسه تعیین سهمیه، دستکم نشاندهنده نقص در زنجیره کنترل، تأیید و بازبینی مکاتبات است.
اگر رئیس فدراسیون واقعاً از چنین نامهای خبر نداشته، باید روشن شود چه سازوکاری اجازه داده یک تصمیم با پیامد میلیونها دلاری و بینالمللی بدون تأیید او یا هیئترئیسه ثبت شود. اگر نیز اختیار لازم از قبل به دبیرخانه تفویض شده بود، فدراسیون باید مصوبه و حدود آن اختیار را منتشر کند.
سازمان لیگ چه نقشی در این پرونده داشت؟
علوی گفته است اقدام اولیه برای تسریع در معرفی نماینده انجام شد و سازمان لیگ نیز تورنمنت سهجانبه را بهخوبی برگزار کرد. این توضیح عملاً میان دو بخش پرونده تفکیک ایجاد میکند: ارسال نام به AFC از یک سو و برگزاری مسابقات انتخابی از سوی دیگر.
پرسپولیس، چادرملو و گلگهر با تصمیم فدراسیون وارد تورنمنتی شدند که قرار بود برنده آن سهمیه لیگ قهرمانان آسیا ۲ را به دست آورد. چادرملو ابتدا پرسپولیس را دو بر یک شکست داد و سپس پس از تساوی بدون گل برابر گلگهر، در ضربات پنالتی پیروز شد. به این ترتیب، تیم اردکانی از نظر نتیجه داخل زمین مأموریت تعیینشده از سوی فدراسیون را انجام داد.
مشکل اساسی این بود که نام گلگهر پیش از انجام این مسابقات برای AFC ارسال شده بود. کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز ۱۵ ژوئن فهرست باشگاههای حاضر در رقابتهای فصل ۲۷-۲۰۲۶ را براساس اطلاعات ارسالی فدراسیونها، مقررات ورود و وضعیت مجوز حرفهای اعلام کرد.
در نتیجه، فدراسیون از یک طرف به سه باشگاه اعلام کرد نماینده در زمین مسابقه تعیین میشود و از طرف دیگر، در مکاتبه رسمی خود نام یک تیم را به شکل قطعی فرستاده بود. همین تناقض است که اکنون اصلاح پرونده را دشوار کرده است.
آیا هدایت ممبینی تخلف کرده است؟
علوی از اعلام نظر قطعی درباره تخلف دبیرکل خودداری کرد و گفت کمیتهای در حال بررسی پرونده است و ممبینی نیز باید پاسخگو باشد. او وعده داد نتیجه بررسی و نام مقصران با جزئیات در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
تا پیش از انتشار گزارش کمیته، استفاده از واژه «تخلف قطعی» درباره دبیرکل از نظر حقوقی زودهنگام است. ابتدا باید مشخص شود کمیته صدور مجوز حرفهای چه اطلاعاتی به دبیرخانه داده، آیا نامه بر مبنای رتبه موجود جدول تنظیم شده، چه کسی متن نهایی را تأیید کرده و آیا مکاتبه برای امضا یا اطلاع رئیس ارسال شده است.
همچنین باید روشن شود چرا نامه بدون قید مشروط ارسال شد. اگر هنوز هیئترئیسه قصد داشت روش دیگری برای انتخاب نماینده تصویب کند، منطقیترین اقدام معرفی تیم با وضعیت موقت یا درخواست تمدید مهلت بود؛ نه ثبت قطعی نامی که تغییر آن بعداً به موافقت AFC وابسته شود.
هفت نامه به AFC؛ پیگیری ضروری اما نه دستاورد مدیریتی
فدراسیون میگوید در هفتههای گذشته هفت نامه برای دفاع از حق چادرملو و تغییر نماینده ایران ارسال کرده است. علوی نیز گفته مکاتبات با رئیس و دبیرکل AFC انجام شده و تاج قصد دارد در کنگره کنفدراسیون مستقیماً درباره موضوع صحبت کند.
این پیگیریها برای جلوگیری از تضییع حق چادرملو ضروری است، اما تعداد نامهها بهتنهایی معیاری برای موفقیت نیست. هفت نامه در واقع نشان میدهد اصلاح یک نامه اولیه تا چه اندازه زمان، انرژی و اعتبار اداری فدراسیون را مصرف کرده است.
علوی مدعی شده درخواست تغییر در مهلت قانونی مطرح شده، اما تا زمان انتشار مستندات و پاسخ رسمی AFC نمیتوان درباره پذیرش این استدلال قضاوت کرد. کنفدراسیون آسیا فهرست اولیه را براساس اطلاعات رسمی فدراسیون ایران ثبت کرده و الزام ندارد صرفاً بهدلیل تغییر تصمیم داخلی، ترکیب اعلامشده را اصلاح کند.
برای ارزیابی دقیق، فدراسیون باید تاریخ و محتوای هر هفت نامه، پاسخ AFC و اولین زمانی را که درخواست جایگزینی چادرملو مطرح شده منتشر کند. بدون این اسناد، افکار عمومی فقط روایت یک طرف پرونده را در اختیار دارد.
مقایسه اختلاف داخلی با رونالدو، پاسخ مناسبی نبود
سخنگوی فدراسیون در پاسخ به پرسش درباره تخلف احتمالی ممبینی، اختلافات درونسازمانی را با افشا نشدن اختلاف کریستیانو رونالدو و همتیمیهایش در تیم ملی پرتغال مقایسه کرد. این تشبیه از نظر ماهیت دو موضوع قابل دفاع نیست.
اختلاف شخصی بازیکنان در رختکن، مسئلهای داخلی و گاه محرمانه است؛ اما معرفی نماینده یک کشور به مسابقات آسیایی، تصمیمی اداری با اثر مستقیم بر حقوق اقتصادی و ورزشی دو باشگاه است. چادرملو برای این سهمیه مسابقه داده، هزینه کرده و برنامه فصل خود را براساس تصمیم فدراسیون تنظیم کرده است. بنابراین مطالبه شفافیت درباره نامه رسمی را نمیتوان به کنجکاوی درباره اختلافات رختکن تشبیه کرد.
محرمانگی باید از تحقیقات منصفانه حفاظت کند، اما نباید به ابزاری برای تأخیر نامحدود در پاسخگویی تبدیل شود. فدراسیون میتواند تا پایان بررسی از صدور حکم شخصی خودداری کند، ولی باید روند تصمیمگیری، اسناد غیرمحرمانه و زمان اعلام نتیجه را شفاف سازد.
مسئولیت رئیس با بیاطلاعی از بین نمیرود
حتی اگر بررسیها نشان دهد ارسال نامه حاصل تصمیم فردی یا خطای اجرایی دبیرخانه بوده، مسئولیت مدیریتی سطح بالاتر همچنان باقی است. وظیفه رئیس و هیئترئیسه فقط امضای مستقیم تمام نامهها نیست؛ آنها باید ساختاری ایجاد کنند که تصمیمهای حساس بدون کنترل و هماهنگی ارسال نشوند.
بیاطلاعی مهدی تاج ممکن است مسئولیت مستقیم او در تهیه نامه را منتفی کند، اما پرسش درباره کیفیت نظارت، تفویض اختیار و کنترل مکاتبات را جدیتر میسازد. در یک فدراسیون حرفهای، معرفی نمایندگان آسیایی باید دارای چکلیست، تأیید حقوقی، مصوبه روشن و بازبینی نهایی باشد.
پرونده چادرملو فقط با تغییر نام نماینده در سامانه AFC بسته نخواهد شد. فدراسیون باید مشخص کند چه کسی تصمیم گرفت، چه کسی نامه را تنظیم و ارسال کرد، چرا هیئترئیسه مطلع نبود و چه اصلاحی در فرایندها انجام میشود تا چنین اتفاقی تکرار نشود.
لیگ با تماشاگر یا بدون تماشاگر؟
علوی در بخش دیگری از صحبتهایش درباره احتمال برگزاری مسابقات لیگ بدون حضور هواداران گفت در هفته پیشرو جلساتی با حضور حیدر بهاروند برگزار میشود و نتیجه نهایی اعلام خواهد شد. او در عین حال تأکید کرد «لیگ با حضور تماشاگران لیگ است».
این سخن نشان میدهد فدراسیون از نظر اصولی خواهان حضور تماشاگران است، اما تصمیم اجرایی هنوز قطعی نشده است. وضعیت ورزشگاهها، ملاحظات امنیتی و امکانات میزبانی باید در جلسات پیش رو بررسی شود. تا پیش از اعلام رسمی، نمیتوان حضور تماشاگران در تمام مسابقات هفته نخست را قطعی دانست.
نتیجه؛ اعتراف کافی نیست، گزارش مستند لازم است
اظهارات امیرمهدی علوی یک نکته مهم را قطعی کرد: نام گلگهر پیش از جلسه تصمیمگیری هیئترئیسه و بدون اطلاع مهدی تاج به AFC ارسال شده است. این اعتراف گامی به سوی شفافیت است، اما پاسخ نهایی محسوب نمیشود.
اکنون فدراسیون باید نتیجه کمیته بررسی را در زمان مشخص منتشر کند، مسئولیت هر بخش را توضیح دهد و فقط به عبارت کلی «مقصران معرفی خواهند شد» بسنده نکند. چادرملو برای بهدستآوردن سهمیه در زمین مسابقه جنگیده و گلگهر نیز براساس نامه رسمی فدراسیون برای حضور آسیایی برنامهریزی کرده است؛ هر دو باشگاه قربانی یک فرایند متناقض شدهاند.
سؤال کلیدی دیگر این نیست که تاج خبر داشت یا نداشت. پرسش اصلی این است که چگونه در ساختار فدراسیون فوتبال، مهمترین نامه باشگاهی فصل میتواند پیش از تصمیم هیئترئیسه و بدون اطلاع رئیس ارسال شود.