پرسپولیس پورعلیگنجی را مجانی به عراق داد؟ راز قرارداد ۸۵ میلیاردی و آزمون بزرگ مدیران
باشگاه پرسپولیس روز ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ رسماً اعلام کرد همکاریاش با مرتضی پورعلیگنجی پس از مذاکرات مشترک و با «توافق دوجانبه» پایان یافته است. این مدافع یک سال قبل قرارداد خود را تا پایان فصل ۱۴۰۶ تمدید کرده بود، اما پس از قرار گرفتن در فهرست بازیکنان مورد نیاز مهدی تارتار، قراردادش پیش از موعد خاتمه یافت.
پس از این فسخ، رسانههای ایرانی از توافق پورعلیگنجی با الطلبه عراق خبر دادند؛ تیمی که علیرضا منصوریان هدایت آن را بر عهده دارد. گزارشهای عراقی نیز از اضافه شدن این مدافع ۳۴ ساله به فهرست الطلبه برای فصل ۲۰۲۷-۲۰۲۶ سخن گفتهاند.
پاسخ روشن؛ درآمدی از فروش اعلام نشده است
براساس اطلاعاتی که بهصورت عمومی منتشر شده، پاسخ این پرسش که «آیا پرسپولیس پورعلیگنجی را فروخت؟» منفی است.
باشگاه پرسپولیس در اطلاعیه خود از واژه «فسخ قرارداد با توافق طرفین» استفاده کرد و هیچ اشارهای به انتقال قطعی، دریافت مبلغ رضایتنامه، توافق با الطلبه یا درآمد حاصل از فروش بازیکن نداشت. در گزارشهای مربوط به پیوستن پورعلیگنجی به تیم عراقی نیز مبلغی بهعنوان حق انتقال پرسپولیس اعلام نشده است.
در مقررات نقلوانتقالات فیفا، قرارداد بازیکن حرفهای تا پایان مدت اعتبار دارد، مگر آنکه دو طرف برای خاتمه زودهنگام آن توافق کنند. پس از فسخ توافقی، بازیکن دیگر تحت قرارداد باشگاه قبلی نیست و میتواند مانند یک بازیکن آزاد با باشگاه جدید قرارداد امضا کند.
بنابراین اگر ترتیب وقایع همان چیزی باشد که رسماً اعلام شده—ابتدا فسخ با پرسپولیس و سپس قرارداد با الطلبه—باشگاه عراقی الزام قراردادی برای پرداخت رضایتنامه به پرسپولیس نداشته است.
صرفهجویی با درآمدزایی فرق دارد
ممکن است مدیران پرسپولیس مدعی شوند با فسخ قرارداد پورعلیگنجی، باشگاه از پرداخت دستمزد سنگین فصل آینده نجات یافته است. این استدلال از منظر مدیریت هزینه قابل بررسی است، اما نباید آن را با درآمد حاصل از فروش بازیکن یکی دانست.
برخی گزارشهای غیررسمی ارزش قرارداد فصل آینده پورعلیگنجی را حدود ۸۴ تا ۸۵ میلیارد تومان اعلام کردهاند. این رقم از سوی باشگاه یا بازیکن تأیید نشده و باید آن را یک برآورد رسانهای دانست.
اگر پورعلیگنجی تمام مبلغ باقیمانده قرارداد را بخشیده باشد، پرسپولیس با یک «صرفهجویی بالقوه» روبهرو شده است؛ یعنی هزینهای را که ممکن بود در آینده پرداخت کند، دیگر نمیپردازد. اما هیچ پول جدیدی وارد حساب باشگاه نشده است.
اگر گزارشهای مربوط به پرداخت بخشی از قرارداد برای گرفتن رضایت بازیکن درست باشد، هزینه واقعی جدایی حتی بیشتر خواهد شد. پیش از فسخ، گزارشی منتشر شده بود که پرسپولیس در پروندههای مشابه گاهی با پرداخت حدود یکسوم مبلغ قرارداد به توافق رسیده و درباره پورعلیگنجی نیز مذاکراتی با چنین ساختاری انجام شده است. رقم نهایی توافق اما اعلام نشده و نمیتوان آن را قطعی دانست.
در هر دو حالت، اصطلاح صحیح «کاهش تعهدات مالی» است، نه «درآمدزایی از انتقال».
پرسپولیس چگونه میتوانست پول رضایتنامه بگیرد؟
برای دریافت حق انتقال، پرسپولیس باید قرارداد پورعلیگنجی را تا زمان توافق رسمی با الطلبه معتبر نگه میداشت. در این صورت، باشگاه عراقی برای ثبت بازیکن ناچار بود با پرسپولیس وارد مذاکره شود و درباره مبلغ رضایتنامه توافق کند.
سه مسیر مدیریتی در چنین پروندهای وجود داشت:
نخست، فروش قطعی بازیکن و دریافت مبلغی از باشگاه مقصد؛ دوم، انتقال قرضی با پرداخت بخشی از دستمزد توسط الطلبه و احتمال دریافت مبلغ قرض؛ و سوم، فسخ توافقی مشروط به پرداخت یک مبلغ مشخص از سوی بازیکن یا باشگاه جدید.
طبق مقررات فیفا، انتقال قرضی نیز باید با قرارداد مکتوب میان دو باشگاه انجام شود و شرایط مالی آن بهصراحت در توافق درج شود. پرسپولیس میتوانست با حفظ مالکیت قراردادی، پورعلیگنجی را برای یک فصل به عراق قرض بدهد و در پایان فصل دوباره درباره آینده او تصمیم بگیرد.
اما این راهکارها فقط زمانی عملی هستند که باشگاه مقصد حاضر به پرداخت پول باشد و بازیکن نیز انتقال قرضی یا قطعی را بپذیرد.
چرا الطلبه برای بازیکن ۳۴ ساله پول نمیداد؟
نقد عملکرد مدیریتی پرسپولیس منطقی است، اما باید شرایط بازار را نیز در نظر گرفت. پورعلیگنجی در زمان انتقال ۳۴ سال دارد و باشگاه پرسپولیس بهصورت علنی نشان داده بود که سرمربی جدید به او نیاز ندارد.
وقتی یک باشگاه بازیکنی را از اردو کنار میگذارد، نامش را در فهرست مازاد قرار میدهد و برای فسخ قرارداد مذاکره میکند، قدرت چانهزنی خود را کاهش میدهد. باشگاه مقصد میداند که تیم فروشنده برای رهایی از دستمزد و آزاد کردن بازیکن تحت فشار است؛ در نتیجه ترجیح میدهد صبر کند تا قرارداد فسخ شود و بازیکن را رایگان بگیرد.
ارزش اقتصادی قرارداد نیز فقط به نام و سابقه ملی بازیکن وابسته نیست. سن، سابقه مصدومیت، مدت باقیمانده قرارداد، مبلغ دستمزد و تعداد مشتریان همزمان تعیین میکنند که آیا یک باشگاه میتواند رضایتنامه بگیرد یا خیر.
پورعلیگنجی بازیکنی با تجربه دو جام جهانی و سابقه حضور در چین، قطر، بلژیک و فوتبال ایران است، اما بازار نقلوانتقالاتی یک مدافع ۳۴ ساله با قرارداد سنگین معمولاً محدودتر از یک بازیکن ۲۲ تا ۲۵ ساله است. در چنین شرایطی ممکن است قرارداد از نظر حسابداری برای باشگاه به یک تعهد پرهزینه تبدیل شود، نه یک دارایی قابل فروش.
اشتباه اصلی هنگام تمدید قرارداد رخ داد؟
پرسش مهمتر این نیست که چرا پرسپولیس در روز جدایی پول نگرفت؛ بلکه باید پرسید چرا باشگاه با بازیکنی در این سن، قراردادی بست که یک سال بعد کادر فنی جدید حاضر به ادامه آن نبود.
قرارداد دوساله با یک بازیکن باتجربه الزاماً تصمیم اشتباهی نیست. باشگاه میتواند با قراردادن بندهای مرتبط با تعداد بازی، دقایق حضور، آمادگی جسمانی، پاداش عملکرد و اختیار تمدید یکطرفه، ریسک مالی را کنترل کند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که بخش اصلی مبلغ قرارداد تضمینشده باشد و امکان خروج کمهزینه برای باشگاه وجود نداشته باشد. در چنین شرایطی، تغییر سرمربی کافی است تا بازیکن مورد اعتماد مربی قبلی به یک تعهد مالی سنگین برای مدیریت جدید تبدیل شود.
مدیریت حرفهای باید پیش از تمدید، چند سناریو را بررسی کند: اگر مربی تغییر کرد چه میشود؟ اگر بازیکن مصدوم شد چه؟ اگر باشگاه در فصل بعد قصد جوانگرایی داشت، هزینه فسخ چقدر خواهد بود؟ آیا بازیکن در بازار خارجی مشتری دارد و میتوان او را فروخت؟
اگر پاسخ این پرسشها در قرارداد پیشبینی نشده باشد، باشگاه هنگام جدایی فقط میان دو گزینه نامطلوب انتخاب میکند: نگه داشتن بازیکن مازاد و پرداخت کامل قرارداد یا فسخ توافقی و از دست دادن امکان دریافت حق انتقال.
آیا رفتار پورعلیگنجی به سود پرسپولیس بود؟
از نگاه بازیکن، ماندن در پرسپولیس و دریافت کامل قرارداد میتوانست از نظر مالی جذاب باشد؛ اما بیرون ماندن از ترکیب، شانس حضور دوباره در تیم ملی و ادامه دوران حرفهای او را کاهش میداد.
پورعلیگنجی به همین دلیل انگیزه داشت بخشی از مطالبات احتمالی خود را کنار بگذارد و به تیمی برود که فرصت بازی منظم در اختیارش قرار میدهد. همکاری دوباره با علیرضا منصوریان، مربیای که در نفت تهران او را از هافبک به مدافع میانی تبدیل کرد، نیز انتخاب الطلبه را منطقیتر میکند.
اگر بازیکن واقعاً از تمام مبلغ فصل آینده صرفنظر کرده باشد، این تصمیم برای پرسپولیس یک امتیاز مالی محسوب میشود. بازیکن میتوانست بر اجرای قرارداد پافشاری کند و باشگاه نیز تا زمانی که قرارداد معتبر بود، موظف به انجام تعهدات مالی خود بود. مقررات فیفا نیز باشگاهها را ملزم میکند پرداختهای قراردادی به بازیکنان و باشگاههای دیگر را در موعد مقرر انجام دهند.
اما باز هم باید تأکید کرد که بخشیدن دستمزد، هدیه کردن درآمد انتقالی به باشگاه نیست؛ صرفاً هزینه جدایی را کاهش میدهد.
حکم نهایی پرونده پورعلیگنجی
براساس اطلاعات رسمی موجود، پرسپولیس از انتقال مرتضی پورعلیگنجی به الطلبه درآمد مستقیمی کسب نکرده است. باشگاه قرارداد او را با توافق دوجانبه فسخ کرد و هیچ مبلغی بهعنوان رضایتنامه یا حق انتقال اعلام نشد.
ممکن است پرسپولیس با حذف دستمزد فصل آینده، دهها میلیارد تومان در هزینههای خود صرفهجویی کرده باشد. جزئیات مالی توافق محرمانه مانده و تا زمانی که باشگاه رقم پرداختی یا مطالبات بخشیدهشده را منتشر نکند، امکان قضاوت دقیق درباره سود و زیان نهایی وجود ندارد.
بااینحال، از منظر تجاری، این پرونده یک فروش موفق محسوب نمیشود. پرسپولیس بازیکنی را که قرارداد معتبر داشت، ابتدا آزاد کرد و سپس او به باشگاه خارجی رفت. اگر پولی از الطلبه دریافت نشده باشد، باشگاه یک دارایی قراردادی را بدون حق انتقال از دست داده است.
دفاع قابلقبول مدیران این است که قرارداد پورعلیگنجی به دلیل سن، دستمزد بالا و قرار گرفتن در فهرست مازاد، مشتری نقدی نداشته و فسخ، کمهزینهترین راه خروج بوده است. نقد جدی نیز این است که مدیریت باشگاه پیش از آزاد کردن بازیکن، نتوانست حتی یک انتقال قرضی یا مبلغ محدود رضایتنامه از مشتری عراقی بگیرد.
پس پاسخ نهایی روشن است: پرسپولیس شاید در پرونده پورعلیگنجی از یک هزینه بزرگ فرار کرده باشد، اما براساس اطلاعات منتشرشده، از فروش او پولی درنیاورده است. صرفهجویی را نمیتوان بهعنوان فتحالفتوح نقلوانتقالاتی ثبت کرد.