شوخی خطرناک با اسطوره والیبال؛ میلکوویچ با لباس پارتیزان وسط هواداران ستاره سرخ گیر افتاد!
ایوان میلکوویچ در دوران اوج بازیکنی بود که مدافعان روی تور از مواجهه با اسپکهایش حساب میبردند، اما زمانی وجود داشت که خودش فقط میخواست بدون دردسر از یک کافه در بلگراد خارج شود.
خاطرهای که این ستاره صربستانی اخیراً بازگو کرده، تصویری کاملاً متفاوت از یکی از بزرگترین چهرههای تاریخ والیبال نشان میدهد؛ نوجوانی تازهوارد که هنوز مناسبات رقابت شدید پارتیزان و ستاره سرخ را بهخوبی نمیشناخت.
یک سطل یخ و آغاز دردسر میلکوویچ
میلکوویچ در پادکست «Jao Mile» روایت کرده که در سال ۱۹۹۶ همراه تیم برای یک مسابقه دوستانه برابر ستاره سرخ به مجموعه ماراکانا رفته بود. او لباس پارتیزان را پوشیده و برای بازی آماده شده بود که از او خواسته شد سطلی بردارد و برای آوردن یخ به کافهای در همان حوالی برود. کلیپهای بازنشرشده از این گفتوگو نیز دقیقاً به «سال ۱۹۹۶»، «ماراکانا»، «بازی با ستاره سرخ» و مأموریت آوردن یخ اشاره دارند.
مشکل این بود که ظاهراً سایر اعضای تیم میدانستند آن کافه محل رفتوآمد هواداران ستاره سرخ است.
میلکوویچ اما نمیدانست.
او طبق توضیحات خودش وارد شد و ناگهان متوجه شد تقریباً تمام نگاهها روی پیراهنش قفل شده است؛ پیراهنی که نشان پارتیزان روی آن قرار داشت.
«به نشان نگاه میکردند، بعد به من، دوباره به نشان»
بخش بامزه و در عین حال پرتنش داستان، توصیف میلکوویچ از واکنش افراد داخل کافه است.
او میگوید حاضران ابتدا به نشان پارتیزان روی لباسش نگاه کردند، بعد صورتش را برانداز کردند و دوباره نگاهشان به نشان برگشت. میلکوویچ که متوجه شده بود وارد چه فضایی شده، ترجیح داد چیزی نگوید و سرش را پایین نگه دارد. روایت منتشرشده از این خاطره میگوید همان حدود نیم دقیقه برای بازیکن جوان بسیار طولانی گذشته است.
بعد صدایی از دور رسید که مضمونش این بود: «یخ را بیاور!»
همین برای میلکوویچ کافی بود.
او یخ را برداشت و هرچه سریعتر محل را ترک کرد؛ سپس با خنده اطرافیان فهمید که احتمالاً تمام ماجرا از ابتدا یک شوخی برای امتحانکردن بازیکن جوان بوده است.
چرا این شوخی در بلگراد چندان ساده نبود؟
برای فهم کامل خاطره میلکوویچ باید شدت رقابت ستاره سرخ و پارتیزان را در ورزش صربستان در نظر گرفت.
«ماراکانا» نام مشهور ورزشگاه ستاره سرخ بلگراد است؛ ورزشگاهی که به دلیل سابقه، جمعیت و فضای هواداریاش شهرت زیادی در منطقه بالکان دارد. این مجموعه در دهه ۱۹۹۰ نیز یکی از نمادهای اصلی هویت ورزشی ستاره سرخ بود.
رقابت پارتیزان و ستاره سرخ نیز تنها به فوتبال محدود نیست و سالها در رشتههای مختلف ورزشی ادامه داشته است.
بنابراین ورود یک ورزشکار جوان با لباس رسمی پارتیزان به محل تجمع هواداران ستاره سرخ، حداقل از نظر روانی موقعیتی نیست که بازیکن تازهکار علاقهای به تجربه دوباره آن داشته باشد.
همین بستر است که خاطره ساده «آوردن یخ» را بعد از حدود سه دهه همچنان برای میلکوویچ به ماجرایی تعریفکردنی تبدیل کرده است.
یک اختلاف کوچک درباره سال حضور در پارتیزان
در روایت میلکوویچ، ماجرا به سال ۱۹۹۶ برمیگردد. با این حال برخی منابع آماری و زندگینامهای دوره حضور رسمی او در تیم بزرگسالان پارتیزان را از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ ثبت کردهاند.
این اختلاف میتواند به دوران ورود، تمرین با تیم، مسابقات دوستانه پیش از ثبت رسمی فصل یا نحوه ثبت آماری منابع مربوط باشد؛ اطلاعات موجود برای نتیجهگیری قطعی درباره علت اختلاف کافی نیست.
به همین دلیل از نظر خبری دقیقتر است گفته شود: میلکوویچ خودش این خاطره را مربوط به سال ۱۹۹۶ و دوران آغاز حضورش در محیط پارتیزان روایت کرده است.
چند سال بعد همان جوان قهرمان المپیک شد
آنچه این خاطره را جذابتر میکند، مقایسه آن بازیکن جوان با میلکوویچی است که جهان والیبال بعدها شناخت.
کمی بعد از دوران ابتدایی حضورش در پارتیزان، میلکوویچ به یکی از ستونهای نسل طلایی والیبال یوگسلاوی تبدیل شد. کمیته بینالمللی المپیک ثبت کرده که او سه دوره در المپیک حضور داشت و در نخستین حضور خود در سیدنی ۲۰۰۰ مدال طلا گرفت.
تالار مشاهیر بینالمللی والیبال نیز او را یکی از مهاجمان غالب والیبال مدرن توصیف میکند و تأکید دارد میلکوویچ در قهرمانی تاریخی یوگسلاوی در المپیک سیدنی نقش اساسی داشت.
در فینال آن المپیک، یوگسلاوی روسیه را شکست داد و میلکوویچ بخشی از نسلی بود که والیبال این کشور را به بالاترین نقطه تاریخ خود رساند.
از پارتیزان به قله والیبال اروپا
مسیر باشگاهی میلکوویچ نیز خیلی زود از بلگراد فراتر رفت.
او پس از دوران اولیه حرفهای خود راهی ایتالیا شد و سالهای طولانی در باشگاههای بزرگ اروپا بازی کرد. تالار مشاهیر والیبال میگوید میلکوویچ در طول دوران باشگاهی خود دو بار لیگ قهرمانان اروپا را فتح کرد؛ یک بار در ۲۰۰۱ و بار دیگر در ۲۰۱۱ و همچنین در ایتالیا، یونان و ترکیه قهرمانیهای داخلی به دست آورد.
در تیم ملی نیز قهرمانی المپیک تنها افتخار بزرگش نبود.
او همراه یوگسلاوی در سال ۲۰۰۱ قهرمان اروپا شد و یک دهه بعد بهعنوان کاپیتان صربستان دوباره این جام را بالای سر برد. گزارش رسمی CEV از یورووالی ۲۰۱۱ نیز میلکوویچ را کاپیتان صربستان معرفی کرده و به طلای قبلی سال ۲۰۰۱ اشاره دارد.
یعنی بازیکنی که روزی با سطل یخ و سر پایین از کنار هواداران رقیب عبور میکرد، چند سال بعد کاپیتان و رهبر یکی از قدرتمندترین تیمهای والیبال جهان شد.
ورود به تالار مشاهیر در سال ۲۰۲۵
جایگاه تاریخی میلکوویچ در اکتبر ۲۰۲۵ رسمیتر شد.
فدراسیون جهانی والیبال اعلام کرد او در مراسم تالار مشاهیر بینالمللی والیبال در هولیوک آمریکا بهعنوان عضو کلاس ۲۰۲۵ معرفی شد. FIVB از میلکوویچ بهعنوان یکی از مسلطترین امتیازآوران دوران مدرن یاد کرد و افتخارات ملی و باشگاهی گسترده او را از دلایل این انتخاب دانست.
خود تالار مشاهیر نیز در پروفایل رسمی میلکوویچ، علاوه بر طلای المپیک، به جوایز متعدد MVP، بهترین امتیازآور و بهترین مهاجم او در رقابتهای معتبر جهانی و اروپایی اشاره کرده است.
او سومین چهره صربستانی بود که پس از ولادیمیر و نیکولا گربیچ وارد تالار مشاهیر والیبال شد.
خاطرهای کوچک از آغاز یک دوران بزرگ
دنیای ورزش معمولاً قهرمانان را با لحظههای بزرگ به یاد میآورد: سرویس آخر، اسپک قهرمانی، مدال المپیک و جامهایی که بالای سر میروند.
اما برای خود ورزشکاران، گاهی خاطرههایی بسیار ساده ماندگارترند.
میلکوویچ صدها مسابقه بزرگ انجام داد، مقابل قدرتمندترین تیمهای جهان ایستاد، قهرمان المپیک شد، اروپا را فتح کرد و سرانجام به تالار مشاهیر رسید.
با این حال هنوز ماجرای همان روز را با جزئیات به یاد دارد؛ روزی که سطلی در دست گرفت، با لباس پارتیزان وارد کافهای شد، سرش را پایین انداخت و منتظر ماند یخش را تحویل بگیرد.
شاید همین تضاد، داستان را جذاب کرده باشد.
یکی از ترسناکترین مهاجمان تاریخ والیبال، قبل از آنکه مدافعان جهان از او بترسند، خودش برای چند ثانیه در یک کافه نزدیک ماراکانا فقط به این فکر میکرد که سالم یخ را بردارد و بیرون بیاید!