بیرانوند چرا «سرباز قهرمان» نمیشود؟ کنایه تراکتور به شطرنج با متن قانون نمیخواند
پرونده سربازی بیرانوند حالا از یک موضوع اداری باشگاهی فراتر رفته است. سردار زاهدی، معاون وظیفه عمومی، اعلام کرده دروازهبان تراکتور از مهر ۱۴۰۵ مشمول خدمت خواهد شد و دیگر امکان ادامه بازی برای تراکتور را نخواهد داشت. در مقابل، باشگاه تراکتور همچنان تأکید دارد که پرونده را پیگیری میکند.
در چنین فضایی، حجت کریمی بیرانوند را «سرمایه ملی» خوانده و پرسیده چرا ورزشکاری که در سه جام جهانی حاضر شده، مشمول قانون سرباز قهرمان نیست، در حالی که قهرمانان رشتههایی مانند شطرنج میتوانند از این امتیاز استفاده کنند.
اما پاسخ این پرسش بیش از آنکه به محبوبیت فوتبال مربوط باشد، در متن خود قانون قرار دارد.
قانون سرباز قهرمان دقیقاً چه میگوید؟
براساس اصلاح قانون سرباز قهرمان مصوب سال ۱۳۹۱، مدالآوران اول تا سوم المپیک، نفرات اول و دوم مسابقات قهرمانی جهان و قهرمانان بازیهای آسیایی در رشتههای تحت پوشش کمیته بینالمللی المپیک میتوانند با معرفی وزارت ورزش و موافقت ستاد کل نیروهای مسلح و پس از طی دوره آموزش نظامی از خدمت دوره ضرورت معاف شوند.
قانون برای سه ورزش فوتبال، بسکتبال و والیبال حتی بهصورت مشخص نوشته است که مقامهای اول تا سوم جام جهانی مشمول این امتیاز هستند.
در سالهای بعد نیز دامنه این حمایت توسعه پیدا کرد و مقامهای دوم و سوم بازیهای آسیایی و مقام سوم جهان نیز مشمول تسهیلات سرباز قهرمان شدند. در آستانه ناگویا ۲۰۲۶، مهدی علینژاد دبیرکل کمیته ملی المپیک نیز صریحاً اعلام کرده تمام مدالآوران بازیهای آسیایی، فارغ از رنگ مدال، در صورت مشمول بودن میتوانند از معافیت استفاده کنند.
بنابراین منطق قانون روشن است: ملاک، حضور در تیم ملی نیست؛ ملاک کسب نتیجه و مدال در سطح تعریفشده است.
چرا شطرنجبازان معاف شدند اما بیرانوند نه؟
مقایسهای که مدیرعامل تراکتور با شطرنج انجام داده، بدون توضیح نتیجه ورزشی شطرنجبازان ناقص است.
سه ملیپوش شطرنج ایران پس از آن در مسیر معافیت قرار گرفتند که تیم ملی شطرنج در بازیهای آسیایی هانگژو مدال طلا و عنوان قهرمانی را به دست آورد. بردیا دانشور، محمدامین طباطبایی و پویا ایدنی/اعضای مشمول تیم، به دلیل قرار گرفتن در تیم قهرمان بازیهای آسیایی مشمول فرآیند سرباز قهرمان شدند، نه صرفاً به این دلیل که شطرنجباز ملی بودند.
این تفاوت مهمی است.
اگر یک شطرنجباز سالها عضو تیم ملی باشد، در دهها تورنمنت بینالمللی شرکت کند اما به معیارهای مدالی تعیینشده در مقررات نرسد، صرف ملیپوش بودن به خودی خود معافیت ایجاد نمیکند.
در فوتبال نیز همین منطق برقرار است. قانون فوتبال را کنار نگذاشته؛ برعکس، نام فوتبال صراحتاً در متن آمده است. اما معیار تعیینشده برای جام جهانی، قرار گرفتن روی یکی از سه سکوی نخست است.
بنابراین مسئله بیرانوند این نیست که «فوتبال در قانون دیده نشده»، بلکه این است که سه بار حضور در جام جهانی معادل سه بار کسب مدال در جام جهانی محسوب نمیشود.
آیا حضور در سه جام جهانی افتخار نیست؟
از نظر ورزشی، حضور در سه جام جهانی دستاورد مهمی است و طبیعی است که باشگاه تراکتور و هواداران فوتبال آن را بخشی از کارنامه پرافتخار بیرانوند بدانند. خود کریمی نیز همین سابقه را مبنای درخواست حمایت قرار داده است.
اما واژه «افتخار ملی» یک معیار حقوقی دقیق نیست.
قانون نمیتواند برای هر پرونده براساس شهرت، محبوبیت، تعداد هواداران یا میزان پوشش رسانهای تصمیم بگیرد. برای همین قانونگذار سراغ معیار قابل اندازهگیری رفته است: مدال المپیک، رتبه جهانی، مدال بازیهای آسیایی یا سکو در جام جهانی.
اگر قرار باشد حضور در جام جهانی بهتنهایی معافیت ایجاد کند، پرسشهای بعدی نیز بلافاصله مطرح میشوند: آیا تمام بازیکنان حاضر در فهرست تیم ملی باید معاف شوند؟ بازیکنی که یک دقیقه بازی کرده با بازیکنی که سه دوره بازیکن اصلی بوده برابر است؟ حضور در جام ملتهای آسیا چطور؟ حضور در المپیک یا مسابقات جهانی سایر رشتهها بدون مدال چطور؟
اینجاست که یک استثنا برای یک فوتبالیست مشهور میتواند به مسئله عدالت تبدیل شود.
اگر قانون نیاز به تغییر دارد، باید برای همه تغییر کند
درخواست بازنگری در قانون ذاتاً غیرمنطقی نیست. ممکن است سیاستگذار به این نتیجه برسد که ورزشکاران سطح اول ملی باید تسهیلات بیشتری برای خدمت داشته باشند یا شیوه خدمت آنها متناسب با دوران حرفهایشان تنظیم شود.
اما چنین تغییری اگر قرار است عادلانه باشد، باید قاعده عمومی ایجاد کند، نه راهحل مخصوص یک بازیکن.
مثلاً میتوان درباره امتیازهایی مانند تعداد بازی ملی، سابقه حضور در چند رویداد بزرگ، قرار گرفتن در جمع برترینهای جهان یا خدمت تخصصی ورزشکاران بحث کرد. اما هر معیار تازه باید برای فوتبال، کشتی، والیبال، شطرنج، دوومیدانی و دیگر رشتهها به شکلی شفاف و قابل پیشبینی اجرا شود.
بحث اصلی دقیقاً همینجاست: آیا قانون باید برای «ستاره مشهور» تغییر کند یا برای «تعریف تازهای از ورزشکار نخبه»؟
موفقیتهای علمی چرا کمتر دیده میشوند؟
بخش دیگری از این بحث به تفاوت توجه رسانهای میان فوتبال و موفقیتهای علمی برمیگردد.
نمونه امسال قابل توجه است. تیم ملی المپیاد ریاضی ایران در رقابت بینالمللی IMSC 2026 در چین با چهار مدال طلا و دو نقره در میان نمایندگان ۴۹ کشور به مقام نخست تیمی رسید. باشگاه دانشپژوهان جوان نیز توضیح داده این رقابت یک مسابقه بینالمللی مستقل است و نباید آن را با خود المپیاد جهانی ریاضی IMO یکی دانست.
این موفقیت از نظر علمی قابل توجه بود، اما طبیعی است که میزان بازتاب رسانهای آن با جام جهانی فوتبال قابل مقایسه نباشد؛ فوتبال مخاطب میلیونی دارد و بازار رسانه نیز تا حد زیادی تابع تقاضای مخاطب است.
با این حال، محبوبیت بیشتر یک حوزه الزاماً به معنی ارزش اجتماعی بیشتر تمام فعالان آن نسبت به سایر گروهها نیست. همین نکته است که بحث امتیازات ویژه قانونی را حساس میکند.
آیا فوتبال فقط «سرگرمی» است؟
تقلیل فوتبال حرفهای صرفاً به سرگرمی نیز تصویر کاملی ارائه نمیدهد.
فوتبال حرفهای علاوه بر جنبه سرگرمی، یک صنعت اقتصادی، حوزه اشتغال، ابزار دیپلماسی ورزشی و بخشی از فرهنگ عمومی است. تیم ملی نیز میتواند در مقاطع مختلف اثر اجتماعی گستردهای داشته باشد.
اما از آن طرف، محبوبیت فوتبال نباید باعث شود ورزشکار حرفهای خارج از قواعد عمومی تصور شود.
مقایسه فوتبالیست با پاکبان، پزشک، معلم، کارگر یا نخبه علمی از نظر نوع نقش اجتماعی قیاس کاملی نیست؛ هرکدام کارکرد متفاوتی دارند. پرسش عادلانهتر این است که وقتی قانون برای میلیونها نفر الزام خدمت ایجاد کرده، استثناها باید بر چه معیار قابل دفاعی استوار باشند؟
قانون فعلی پاسخ خود را داده است: کسب نتایج مشخص ورزشی.
بیرانوند از مهر چه میشود؟
در شرایط فعلی، موضع اعلامشده معاون وظیفه عمومی این است که بیرانوند از مهرماه مشمول خدمت میشود و امکان ادامه بازی برای تراکتور را ندارد. گزارشها همچنین میگویند او پیشتر از معافیت تحصیلی استفاده کرده است.
تراکتور هنوز پرونده را بسته نمیداند و پیگیری برای یافتن راهحل قانونی ادامه دارد. حجت کریمی نیز اعتراض به ساختار قانون سرباز قهرمان را بخشی از همین تلاش معرفی کرده است.
اما با مقررات فعلی، استناد به «سه دوره حضور در جام جهانی» به تنهایی مسیر مستقیمی برای استفاده از معافیت سرباز قهرمان ایجاد نمیکند.
قانون برای بیرانوند تبعیض قائل شده است؟
بررسی متن مقررات نشان میدهد نمیتوان بهسادگی گفت فوتبال نسبت به شطرنج مورد تبعیض قرار گرفته است؛ فوتبال نهتنها در قانون حضور دارد، بلکه جام جهانی فوتبال بهطور اختصاصی نام برده شده است. تفاوت در نوع دستاورد است: شطرنجبازانی که از این امتیاز استفاده کردهاند قهرمان بازیهای آسیایی شدهاند، در حالی که سابقه مورد استناد درباره بیرانوند «حضور در جام جهانی» است.
این البته مانع بحث درباره اصلاح قانون نیست. شاید جامعه و قانونگذار به این نتیجه برسند که ورزشکاران باسابقه ملی باید امتیازات دیگری داشته باشند؛ اما آن تصمیم باید از مسیر اصلاح عمومی و شفاف مقررات عبور کند.
مسئله اصلی پرونده بیرانوند این نیست که آیا او فوتبالیست بزرگی است یا نه؛ مسئله این است که آیا شهرت و سه بار حضور در جام جهانی باید جای «کسب مقام» را در قانون سرباز قهرمان بگیرد. اگر پاسخ مثبت باشد، قانون باید برای همه ورزشکاران با معیارهای روشن تغییر کند؛ نه فقط زمانی که سربازی به دروازه یک ستاره مشهور میرسد.