هشدار تند رودنیل درباره داوری لیگ؛ «مغانلو باید اخراج میشد»/ ۲۶ سوت عرببراقی زیر سؤال رفت
لیگ برتر بیستوششم شرایط متفاوتی نسبت به سالهای گذشته دارد. مسابقات این فصل با حضور ۱۸ تیم برگزار میشود و تعداد هفتهها به ۳۴ رسیده است؛ سازمان لیگ نیز پیش از شروع فصل از فشردگی بیشتر تقویم صحبت کرده بود.
در چنین فصلی کیفیت و آمادگی بدنی داوران اهمیت بیشتری پیدا میکند و رودنیل معتقد است نشانههای سه هفته نخست امیدوارکننده نبودهاند.
او ایراد اصلی را نه الزاماً اشتباههای بزرگ در پنالتی و آفساید، بلکه در نحوه مدیریت جریان بازی میبیند؛ اینکه داور برای هر تماس کوچک سوت بزند، مسابقه را متوقف کند و سپس به دلیل اعتراضهایی که بعد از همان سوت ایجاد شده کارت بدهد.
از نگاه این داور پیشکسوت، یک تصمیم سختگیرانه درباره برخورد عادی میتواند زنجیرهای از مشکلات را ایجاد کند: توقف بازی، بالا رفتن انتظار بازیکنان برای دریافت خطای مشابه و در نهایت افزایش اعتراض و کارت.
این بخش از نقد رودنیل از نظر اصول داوری قابل بحث جدی است؛ زیرا وظیفه داور فقط تشخیص خطا نیست و مدیریت ریتم مسابقه نیز اهمیت دارد.
آیا فیفا برای تعداد سوت داور عدد مشخصی تعیین کرده است؟
خیر.
برخلاف تصور رایج، در قوانین فوتبال عددی مانند «۱۵، ۲۰ یا ۲۵ سوت مجاز در هر مسابقه» وجود ندارد. تعداد توقفها به سبک بازی، تعداد خطاها و اتفاقات همان مسابقه بستگی دارد.
قوانین IFAB به داور اجازه میدهد وقتی تیمی که روی آن خطا شده از ادامه بازی سود میبرد، آوانتاژ بدهد و بازی را متوقف نکند. در توضیحات رسمی نیز تأکید شده داور باید در چند ثانیه تشخیص دهد ادامه مسابقه برای تیم متضرر منفعت واقعی دارد یا خیر.
پس اصل انتقاد رودنیل درباره جلوگیری از توقفهای غیرضروری با فلسفه قوانین فوتبال همخوانی دارد، اما این را نباید به یک «سقف رسمی تعداد سوت» تبدیل کرد.
خود رودنیل نیز گفته فیفا تعداد مشخصی تعیین نکرده و معیار اصلی این است که داور برخوردهای عادی فوتبال را بیدلیل به خطا تبدیل نکند.
۲۶ سوت عرببراقی در تراکتور – پرسپولیس زیاد بود؟
رودنیل میگوید امیر عرببراقی در مسابقه تراکتور و پرسپولیس ۲۶ مرتبه با سوت خود بازی را متوقف کرده است.
این عدد را باید با یک ملاحظه مهم منتشر کرد: ۲۶، شمارش اعلامشده از سوی رودنیل است و آمار رسمی مسابقهای از فیفا یا سازمان لیگ برای تعداد کل سوتهای داور منتشر نشده است.
آنچه بهطور مستقل قابل تأیید است اینکه عرببراقی داور بازی دوشنبه دوم شهریور در یادگار امام بود و مسابقه نیز با تکگل دقیقه ۹۰ تومیسلاو اشترکالی یک بر صفر به سود تراکتور تمام شد.
این بازی در نیمه نخست چند بار به دلیل اعتراضها از ریتم افتاد. مهمترین نمونه در دقیقه ۲۴ رخ داد؛ جایی که شهریار مغانلو پس از اعتراض به تصمیم داور کارت زرد گرفت و خداداد عزیزی، سرپرست تراکتور، نیز بابت اعتراض کارت دریافت کرد. گزارشهای مسابقه نشان میدهند شجاع خلیلزاده نیز برای آرام کردن مغانلو وارد ماجرا شد.
پس حتی اگر درباره رقم دقیق ۲۶ توقف اختلافی وجود داشته باشد، اصل مسئلهای که رودنیل مطرح میکند در این مسابقه قابل مشاهده بود: حجم بالای گفتوگو و اعتراض به داور.
آیا شهریار مغانلو باید اخراج میشد؟
این بحث جنجالیترین قسمت صحبتهای رودنیل است.
مغانلو در دقیقه ۲۴ کارت زرد گرفت. سپس در دقیقه ۳۶ برخورد دیگری میان او و محمدحسین کنعانیزادگان شکل گرفت. عرببراقی خطا اعلام کرد اما کارت دوم نشان نداد. اگر این صحنه مستحق اخطار بود، مهاجم تراکتور باید از زمین اخراج میشد و میزبان بیش از یک نیمه را ۱۰ نفره ادامه میداد.
اما برخلاف نظر رودنیل، کارشناسان در این مورد اتفاق نظر ندارند.
محمدرضا اکبریان معتقد بود حرکت مغانلو خطا بود ولی شدت و ماهیت آن به اخطار نمیرسید. حسین عسگری نیز تکل را معمولی دانست و کارت زرد دوم را لازم ندانست. در مقابل تورج حقوردی معتقد بود مغانلو باید کارت میگرفت.
بنابراین نمیتوان نوشت «داور قطعاً اخراج مغانلو را نادیده گرفت».
صورت دقیقتر ماجرا این است که رودنیل و برخی کارشناسان معتقد به اخراج بودند، اما گروه دیگری تصمیم عرببراقی را درست میدانند.
ضمن اینکه اعتراضهای مغانلو بعد از کارت اول خود مسئله جداگانهای است. رودنیل معتقد است ادامه بحث او با داور نیز میتوانست زمینه کارت دوم را ایجاد کند.
قانون درباره اعتراض به داور چه میگوید؟
اینجا موضع قوانین روشنتر است.
براساس قانون ۱۲ IFAB، اعتراض آشکار یا مستمر با کلام، رفتار یا ژست میتواند با کارت زرد مجازات شود. حتی کاپیتان نیز مصونیتی ندارد؛ پاسخ رسمی IFAB به یک مثال مشخص میگوید اگر کاپیتان با داور به شکل غیرمحترمانه وارد بحث شود، باید مانند سایر بازیکنان اخطار بگیرد.
البته هر جمله یا پرسش بازیکن اعتراض مستحق کارت نیست. IFAB میان واکنش طبیعی و کوتاه بازیکن و اعتراض واضح یا ادامهدار تفاوت میگذارد.
از این منظر، تأکید رودنیل بر اینکه سابقه ملی یا کاپیتانی نباید باعث برخورد متفاوت داور شود، با قوانین سازگار است.
اتفاقاً IFAB برای آینده یک گام هم جلوتر رفته است. طبق قوانین ۲۷-۲۰۲۶، پروتکل «فقط کاپیتان» از مسابقاتی که بعد از اول ژوئیه ۲۰۲۷ شروع میشوند اجباری خواهد شد؛ هدف این طرح جلوگیری از محاصره داور و اعتراض گروهی بازیکنان است. در این پروتکل بازیکنان باید از داور فاصله بگیرند و ارتباط اصلی درباره تصمیمهای مهم از طریق کاپیتان انجام شود.
انتقاد رودنیل از شجاع خلیلزاده و احسان حاجصفی
رودنیل در صحبتهایش مشخصاً از رفتار برخی بازیکنان باتجربه انتقاد کرده و شجاع خلیلزاده و احسان حاجصفی را مثال زده است.
استدلال او این است که گاهی بازیکن باسابقه به دلیل سن، تعداد بازی ملی یا جایگاه خود در تیم احساس میکند باید فرصت بیشتری برای بحث با داور داشته باشد.
او درباره دیدار سپاهان و استقلال نیز مدعی است احسان حاجصفی بارها با پیام حیدری وارد گفتوگو و اعتراض شد و داور باید زودتر از ابزار انضباطی استفاده میکرد.
اما در تحلیل چنین صحنههایی باید یک خط مشخص حفظ شود: صحبت با داور به خودی خود تخلف نیست.
قوانین جدید IFAB حتی بر اهمیت ارتباط عادی میان بازیکن و داور تأکید میکنند؛ آنچه کارت زرد دارد اعتراض مستمر، تهاجمی یا بیاحترامی است.
پس مسئله مدنظر رودنیل بیشتر «حد تحمل داور» و یکسان بودن این حد برای ستاره و بازیکن جوان است.
آیا کمسوت زدن همیشه یعنی داوری بهتر؟
نه؛ و این نکته در بررسی اظهارات رودنیل اهمیت زیادی دارد.
اگر برخوردی واقعاً خطاست، داور نباید فقط برای بالا بردن زمان مفید بازی از آن عبور کند. همچنین IFAB تأکید میکند آوانتاژ زمانی مناسب است که واقعاً به سود تیم خطادیده باشد و در برخی تخلفهای شدید نیز ادامه بازی محدودیت دارد.
بنابراین کیفیت داور را نمیتوان فقط با «تعداد کمتر سوت» سنجید.
یک داور ممکن است ۱۵ بار سوت بزند و چند خطای مهم را از دست بدهد، در حالی که داوری دیگر در یک مسابقه فیزیکی ناچار به ۳۰ توقف شود اما همه تصمیمهایش درست باشد.
آنچه رودنیل بهدرستی روی آن دست گذاشته، سوتهای غیرضروری برای تماسهای طبیعی است، نه صرفاً پایین آوردن عدد سوت به هر قیمت.
او مثالی نیز از جام جهانی ۲۰۲۶ مطرح کرده که یک داور اهل السالوادور در مسابقهای ۹۷ دقیقهای فقط ۱۴ سوت داشته و سه مورد آن برای آفساید بوده است. با این حال در بررسی منابع رسمی قابل دسترس فیفا و IFAB، نتوانستیم این آمار دقیق را مستقلاً تأیید کنیم؛ بنابراین بهتر است آن را بهعنوان آماری که رودنیل نقل کرده منتشر کرد، نه یک آمار رسمی اثباتشده.
جام جهانی ۲۰۲۶ چه درسی برای داوران ایران داشت؟
رودنیل معتقد است جام جهانی اخیر باید به یک کلاس عملی برای داوران ایرانی تبدیل میشد.
این حرف فقط به سبک سوت زدن مربوط نیست. IFAB پیش از جام جهانی ۲۰۲۶ چند تغییر مهم برای افزایش زمان بازی و مقابله با اتلاف وقت تصویب کرد؛ از جمله شمارش پنجثانیهای برای شروع مجدد برخی ضربات و سختگیری بیشتر درباره تأخیر در آغاز مجدد بازی. این تغییرات با هدف افزایش جریان مسابقه و کاهش زمانهای مرده اجرایی شدند.
یعنی جهت کلی قوانین جدید فوتبال واضح است: بازی روانتر، اتلاف وقت کمتر و کنترل شدیدتر رفتارهای اعتراضی.
از این منظر فوتبال ایران نیز اگر بخواهد به استانداردهای بینالمللی نزدیکتر شود، مسئله فقط خرید VAR نیست؛ مدیریت بازی و فرهنگ ارتباط با داور نیز باید تغییر کند.
خطر اصلی برای لیگ ۱۸ تیمی چیست؟
لیگ امسال برای نخستین بار در این قالب با ۱۸ تیم برگزار میشود و ۳۴ هفته مسابقه دارد. افزایش تعداد بازیها به معنای فشار بیشتر روی فهرست داوران و نیاز به گردش گستردهتر قاضیان مسابقه است.
اگر داوران در هفتههای ابتدایی نتوانند یک معیار ثابت برای میزان تماس مجاز، اعتراضها و کارتها ایجاد کنند، رودنیل هشدار میدهد اختلاف میان بازیکنان و داوران در میانه فصل بیشتر خواهد شد.
این بخش شاید مهمترین نکته صحبت او باشد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که یک تماس در دقیقه ۲۰ خطا گرفته شود اما برخورد مشابه در دقیقه ۶۰ ادامه بازی باشد. بازیکنان نه به دلیل خود قانون، بلکه به دلیل نبود ثبات در اجرای قانون عصبی میشوند.
همین موضوع درباره اعتراض هم صدق میکند؛ اگر یک بازیکن جوان برای یک جمله کارت بگیرد اما یک چهره باتجربه چند دقیقه با داور بحث کند و اخطار نبیند، اقتدار داور آسیب میبیند.
داوران لیگ واقعاً باید کمتر سوت بزنند؟
نسخه کوتاه پاسخ این است: کمتر نه؛ دقیقتر.
عدد ۲۶ سوتی که رودنیل برای عرببراقی شمرده، به تنهایی اثبات نمیکند قضاوت او بد بوده است. همانطور که مثال ۱۴ سوت نیز بدون بررسی تکتک صحنهها اثباتکننده یک داوری عالی نیست.
اما سه هفته ابتدایی یک پیام روشن داشته است: اعتراض بازیکنان و نیمکتها همچنان بخش پررنگ فوتبال ایران است و داوران باید میان سه موضوع تعادل برقرار کنند؛ اجازه دادن به برخورد طبیعی، استفاده درست از آوانتاژ و برخورد قاطع با اعتراض ادامهدار.
ماجرای مغانلو بهترین نمونه همین پیچیدگی است. رودنیل او را مستحق اخراج میداند، دو کارشناس دیگر تکل دقیقه ۳۶ را در حد کارت نمیبینند و یک کارشناس دیگر با اخطار دوم موافق است.
پس بحران داوری لیگ را نمیتوان فقط با یک صحنه توضیح داد.
هشدار اصلی رودنیل بزرگتر است: اگر داور برای هر تماس کوچک سوت بزند اما در برابر اعتراضهای مستمر قاطع نباشد، هم فوتبال از ریتم میافتد و هم اقتدار قاضی مسابقه از بین میرود. در یک لیگ ۳۴ هفتهای و ۱۸ تیمی، تکرار این چرخه میتواند خیلی زود یکی از اصلیترین حاشیههای فصل را بسازد.